 گمراهی  است‌،  از  لابلای  حسابی  پیدا  و  جلوه‌گر  می‌آید  که  نوح  سرانجام  به  پروردگار  خود  عرضه  می‌دارد.  این  حالت  و  وضع  بیم  دادن  و  برحذر  داشش  را  مناسب‌ترین  چکیدۀ  رسالت  نوح  می‌سازد.  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  ‌که  خلاصۀ  رسالت  نوح  است‌،  نخستین  چیزی  است ‌که  دعوت  از  قوم  خود  را  بدان  می‌آغازد،  بیم  دادن  و  برحذر  داشش  از  عذاب  دردناکی  ‌که  به  سراغ  ایشان  می‌آید  در  دنیا  یا  در  آخرت‌،  و  یا  در  مجموعۀ  هر  دو  سرا.

روند  سخن  از  صحنۀ  تکلیف  و  وظیفه‌،  مستقیم  به  صحنۀ  تبلیغ  می پردازد،  و  به  ‌گونۀ  چکیده  تبلیغ  را  می‌آغازد.  چکیده‌ای‌  که  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن‌،  امیدوار  و  آزمند  آمرزش‌  کردن  اشتباه‌ها  و  گناه‌هائی  ‌که  روی  داده  است‌،  حواله  دادن  حساب  و  کتاب  به  زمان  معیّن  و  مقرّر  خود  که  در  آخرت  فرا می‌رسد  و  خدا  در  آن  به  خاب  و  کتاب  همگان  می رسد،  و  بیان  مجمل  و مختصر  اصول  و  ارکان  دعوتی  ‌که  نوح  ایشان  را  به  سوی  آن  فرامی‌خواند:

(قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٢) أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ (٣) يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (٤)

گفت‌:‌  ای  قو‌م‌  من‌!  من  برای  ‌شما  بیم‌ دهندۀ  روشن  ‌و  روشنگرم‌.  خدا  را  بپرستید،  و  از  او  بترسید،  و  از  من  فرمانبرداری  کنید.  (‌اگر  دعوت  مـرا  بپذیرید)  خداوند  گناهان  شما  را  می‌آمرزد،  و  تا  اجل  نهائی  مرگ  شما  را  به  تأخیر  می‌اندازد.  امّا  اگر  متوجّه  باشید،  هنگامی  که  اجل  نهائی  الهی  فرا رسید،  تأخیر  پیدا  نمی‌کند.

(قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ) (٢)

ای  قوم  من‌!  من  برای  شما  بیم ‌دهندۀ  روشن  و  روشنگرم‌.

بیم  دادن  خود  را  آشکار را  می‌گوید  و  آشکارش  می‌سازد.  محبّت  و  برهان  خود  را  روشن  و  بی ‌پرده  می‌گوید.  منگ  منگ  نمی‌کند  و  مبهم  و  نامفهوم  دم  نمی‌زند،  و  آمیختگی  و  پیچیدگی  در  حقیقت  چیزی‌ که  به  سوی  آن  دعوت  می‌کند،  و  در  حقیقت  چیزی‌ که  در  انتظار  تکذیب‌ کنندگان  است  و  در  دعوت  او  از  آن  سخن  به  میان  آمده  است‌،  وجود  ندارد.

آنچه  نوح  انسانها  را  به  سوی  آن  فرا  می‌خواند  ساده  و  آسان  و  روشن  و  نمایان  و  راست  و  درست  است‌:  

(أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ) (٣)

خدا  را  بپرستید،  و  از  او  بترسید،  و  از  من  فرمان برداری  کنید‌.

تنها  خدا  پرستیده  شود  و  انباز همراه  او  نشود.  ترس  از  خدا  به  ‌گونه‌ای  باشد که  بر  عقل  و  شعو‌ر  و  رفتار  و  کردار  چیره‌  گردد  و  مواظبت  و  مراقبت  به  عمل  آورد.  از  پیغمبر  خدا  اطاعت  شود  بدان  گونه  که  فرمان  او  را  منبعی  سازند  که  تنها  از  آن  سیستم  زندگی  و  نظام  حیات  و  قواعد  رفتار  را  برگیرند  و  بس‌.

در  این  خطو‌ط  پهن  و  عریض‌،  دیانت  آسمانی  به  طور  کلّی  خلاصه  می‌شود.  انگاه  در  تفصیل  و  تبیین  مبانی‌،  و  در  تفریق  و  تفریع  معانی‌،  دیانت  آسمانی  جدائی  پیدا  می کند.  فراخی  جهان ‌بینی،  و  سترگی  و  ژرفی  و  فراگیری  و  گستردگی  آن‌،  و  دربرگیرندگی  گوشه‌های  گوناگون  همۀ  جهان  هستی‌،  و  درگیرندگی  جهان  انسانی  در  این  تفصیل  و  تبیین  و  تفریق  و  تفریع  است  ‌که  دیانت  آسمانی  را  شاخه  شاخه  و  گونه‌  گونه  می‌سازد.

پرستش  خدای  یگانه‌،  برنامۀ  کاملی  برای  زندگی  است‌.  این  برنامه  شامل  جهان ‌بینی  انسان  دربارۀ  حقیقت  الوهیّت‌،  حقف  عبودیّت،  حقیقت  ارتباط  آفریدگان  و  آفریدگار،  و  حقیقت  نیروها  و  ارزشها  و  معیارها  و  مقیاس  در  جهان  و  در  زندگی  مردمان  است ...  بدین  وسیله  سیـستم  و  نظامی  برای  زندگی  بشری  پدید  می‌آید،  سیستم  و  نظامی‌  که  بر  آن  جهان‌ بینی  استوار  و  پایدار  می‌گردد.  و  بر  مبنای  آن‌،  برنامه  ویژه‌ای  بـرای  زندگی  پدبدار  و  برقرار  می‌شود.  برنامۀ  ویژه‌ای  که  برنامۀ  الهی  است‌.  این  برنامه  به  حقیقت  ارتباط  عبودیّت  و  الوهیّت‌،  و  به  ارزشها  و  معیارهائی  برمی‌گردد  که  خدا  آنها  را  برای  زنده‌ها  و  چیزها،  مقرّر  و  معیّن  می‌فرماید.  تقو‌ا  و  ترس  از  خدا،  ضمانت  حقیقی  برای  استوار  و  ماندگار  کردن  بر  آن  برنامه  است‌.  تقو‌ا  و  ترس  از  خـدا  نمی‌گذارد  که  مردمان  در  اینجا  و  آنجا  از  این  برنامه  کناره‌ گیری‌ کنند،  و  بدین  برنامه  ننگرند،  و  در بارۀ  این  برنامه  به  نیرنگ  بپردازند  یا  در  اجرای  آن‌  کجروی  ‌کنند  و  به  کژ راهه  بیفتند.  تقو‌ا  و  ترس  از  خدا  همچنین  سرچشمۀ  اخلاق  بسندیده‌ای  است  که  در  آنها  خـدا  در  مدّ  نظر  است‌.  مردمان  در  پرتو  تقوا  و  ترس  از  خدا،  بدون  ریا کاری  و  خود نمائی  و  ستیزه‌گری‌،  رو  به  خدا  می‌کنند  و  به  سوی  خدا  رهسپار  می‌شوند.

اطاعت  از  پیغمبر،  وسیلۀ  استقامت  و  ماندگاری  بـر  راستای  راه  راست  است‌.  اطاعت  از  پیغمبر،  دریافت  هدایت  از  سرچشمه‌ای  است  که  متّصل  به  سرچشمه  نخستین  است‌،  آن  سرچشمه‌ای  که  می‌آفریند  و  هدایت  می‏بخشد.  اطاعت  از  ییغمبر،  تماس  با  آسمان  از  راه  ایستگاه  مستقیم  و  سالم  و  تضمین ‌شدۀ  دریافت  پیام  است‌.

این  خطهای  عریض  و  طویلی  است‌  که  نوح  قوم  خود  را  در  بامدادان  بشریّت  به  سوی  آنها  فراخواند.  این  خطها  چکیدۀ  دعوت  خدا  در  میان  همۀ  نسلهائی  است  ‌که  پس  از  نوح  آمده‌اند،  و  یزدان  به  مردمان  وعده  فرموده  است  که  با  رعایت  آنها  همان  چیزهائی  را  بدیشان  بدهد که  به  توبه‌کاران  دریافت ‌کنندۀ  یاداش  عطاء  می‌کند:

(يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى).

(‌اگر  دعوت  مرا  بپذیرید)  خداوند  گناهان  شما  را  می‌آمرزد،  و  تا  اجل  نـهائی  مرگ  شما  را  به  تأخیر  می‌اندازد.

پاداش  پاسخ  مثبت  به  دعوت  به  سوی  عبادت  خدا  و  تقوا  و  ترس  از  خدا،  و  به  سوی  اطاعت  از  پیغمبر  خدا،  آمرزش  و  رهائی  از  گناهان  است‌،‌ گناهانی‌  که  تا  به  حال  گذ‌شته  است  و  صورت  پذیرفته  است‌.  همچنین  پاداش  آن  تأخیر  انداختن  حساب  و  کتاب‌.  تـا  اجل  معیّن  و  سررسید  عمری  است‌  که  در  علم  خدا  مشخّص  و  مقرّر  گردیده  است‌.  و  آن  روز  آخرت  است‌.  در  دنیا  نیز  به  عذاب  ریشه‌کن ‌کننده‌  گرفتار  نمی‌آیند ...  در  حساب  و  کتابی  ‌که  نوح  به  پروردگارش  عرضه  می‌دارد  خواهد  آمد  که  یزدان  سبحان  چیزهای  دیگری  را  نـیز  بدیشان  وعده  دا‌ده  است‌  که  در  طول  زندگی  بدانان  عطاء  خواهد  فرمود.

آن‌گاه  برایشان  بیان  و  روشن  می‌دارد  که  سررسید  زمان  مشخّص  آخرت‌،  قطعی  و  حتمی  است  و  در  موعد  خود  فرا می‌رسد،  و  عذاب  آن  بسان  عذاب  دنیا  به  تأخیر  نمی‌افتد ...  بر‌ای  مقرّر  داشت