ی  آنان  نوح  علیه السّلام  پیاپی  روانۀ  جامعۀ  آدمیزادگان  سازد.

این  تجربه  نشان  داده  می‌شود  به  ‌گروه  مسلمان  ساکن  مکّه‌،  و  به  ملّت  مسلمان  به  طور  کلّی‌،  ملّت  مسلمانی‌  که  وارث  دعوت  خدا  در  زمین  است‌،  و  وارث  برنامۀ  الهی  برجوشیده  از  این  دعوت  است‌،  و  نگاهبان  این  برنامه  در  میان  جاهلیّت  مشرک  آن  روزی‌،  و  در  میان  هر گونه  جاهلیّتی  است‌  که  به  دنبال  آن  جاهلیّت  مشرک  می‌آید  ...  این  ‌گروه  مسلمان  و  آن  ملّت  مسلمان  در  تـصویر  این  تجربه  مشاهده  می‌کند  شکل  مبارزه  و  استقامت  و  استواری  و  پایداری  را  که  از  زمـان  ابوالبشر  دوم  درگرفته  است  و  به  طول  انجامیده  است‌.  همچنین  در  این  تصویر  عنایت  یزدان  در  حقّ  جماعت  اندک  مؤمنان  را  می‏بینند،  و  مشاهده  می‌کنند  چگو‌نه  یزدان  سبحان  ایشان  را  از  نابودی  همگانی  در  آن  زمین  نجات  د‌اده  است  و  پیروزشان  فرموده  است‌.

این  تجربه  همچنین  به  مشرکان  نیز  نشان  می‌دهد  که  فرجام‌  نیاکان  تکذیب ‌کنندۀ  حقّ  و  حقیقت  خود  را  مشاهده  کنند،  و  نعمت  و  لطف  خدا  را  در  حقّ  خود  ببینند  و  متوجّه  گردند  که  یزدان  با  ارسال  پیغمبری  مهربان  با  ایشان  چه  بزرگواری  و  کرامتی  فرموده  است‌،  پیغمبری ‌که  هلاک  و  نابودی‌ کامل  و  شامل  ایشان  را  از  خدا  نمی‌طلبد،  بدان  خاطر  که  ایزد  سبحان  مقدّر  فرموده  است  در  حقّ  ایشان  لطف  و  مرحمت  داشته  باشد،  و  بدانان  تا  مدّت  زمانی  مهلت  ماندن  و  زیستن  دهد.  این  بود  از  سوی  پیغمبرشان  دعائی  سان  دعای  نوح  بر  ضدّ  ایشان  نشد  و  گریبانگیرشان  نگردید.  دعائی ‌که  نوح  علیه السّلام  از  فقدان  همۀ  وسائل‌،  و  نماندن  همۀ  راه‌ها  و  شیوه‌ها  سرداد،  بدانگاه  که  بدو  الهام  ‌گردید  بر  ضدّ  قوم  خود  دست  دعا  به  سوی  خدا  بردارد،  و  از  جمله  گو‌ید:

(وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلا ضَلالا) (٢٤)

)‌پروردگارا!  این  خود خواهان  گمراهند،  گمراهترشان  گردان‌)  و  جز  گمراهی  بر  ستمکاران  میفزا!. (نوح/24)  

(وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا (٢٦) إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلا يَلِدُوا إِلا فَاجِرًا كَفَّارًا) (٢٧)

(‌نوح  به  دعای  خود  ادامه  داد)  و  گفت‌:  پروردگارا!  هیح  احدی  از  کافران  را  بر  روی  زمین  زنده  باقی  مگذار،  که  اگر  ایشان  را  رها  کنی‌،  بندگانت  را  گمراه  می‌سازند،  و  جز  فرزندان  بزهکار  و  کافر  سرسخت  نمی‌زایند  و  به  دنیا  نمی‌آورند.  ( نوح/26-27)

*
از  لابلای  نشان  دادن  این  حلقه  از  حلقه‌های  دعوت  الهی  به  انسانها،  حقیقت  وحدت  عقیده‌،  و  ثبات  اصول  عقیده‌،  و  جا  و  برپا  و  تغییرناپذیر  بودن  ریشه‌های  عقیده‌،  جلوه‌گر  می‌آید.  همین  پیوند  عقیده  با  جهان  هستی‌،  ارادۀ  یزدان‌،  قضا  و  قدر  الهی‌،  و  با  رخداد‌های  زندگی  ‌که  برابر  قضا  و  قدر  خدا  به  وقوع  می‌پیوندند،  پدیدار  و  آشکار  می‌گردد.  این  امور  از  لابلای  دعوت  نوح  از  قوم  خود  هویدا  و  پیدا  می‌آید  و  برداشت  م‌شود:

(قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٢) أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ (٣) يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (٤)

گفت‌:  ای  قوم  من‌!  من  برای  شما  بیم ‌دهندۀ  روشن  و  روشنگرم‌.  خدا  را  بپرستید،  و  از  او  بترسید،  و  از  من  فرمانبرداری  کنید.  (‌اگر  دعوت  مرا  بپذیرید)  خداوند  گناهان  شما  را  می‌آمرزد،  و  تا  اجل  نهائی  مرگ  شما  را  به  تأخیر  می‌اندازد.  امّا  اگر  متوجّه  باشید،  هنگامی  که  اجل  نهائی  الهی  فرا رسد،  تأخیر  پیدا  نمی‌کند. (‌نوح‌/2-4)  

این  امر  پدیدار  می‌آید  در  نقل‌  گفتار  نوح  خطاب  به  قوم  خودش‌:

(مَا لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا (١٣) وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا (١٤) أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا (١٥) وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا (١٦) وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأرْضِ نَبَاتًا (١٧) ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا (١٨) وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ بِسَاطًا (١٩) لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلا فِجَاجًا) (٢٠)

شما  را  چه  می‌شود  که  برای  خدا  عظمت  و  شکوهی  قائل  نیستید؟  در  حالی  که  خدا  شما  را  در  مراحل  مختلف  خلقت  به  گونه‌های  گوناگونی  آفریده  است  (‌و  در  هر  گام  شما  را  رهبری  و  هدایت  کرده‌،  و  به  شما  لطف  و  عنایت  نموده  است‌)‌.  مگر  نمی‌بینید  که  خداوند  چگونه  هفت  آسمان  را  یکی  بالای  دیگری  آفریده  است‌؟  و  ماه  را  در  میان  آنها  تابان‌،  و  خورشید  را  چراغ  (‌درخشـان‌)  کرده  است‌.  خدا  است  که  شما  را  از  زمین  به  گونۀ  شگفتی  آفریده  است‌.  سپس  شما  را  به  همان  زمین  برمی‌گرداند،  و  بعد  شما  را  به  گونۀ  شگفتی  (‌زنده  می‏‎گرداند  و)  از  زمین  بیرون  می‌آورد.  خداوند  زمین  را  برای  شما  گسترده  و  فراخ  کرده  است  تـا  از  جادّه‌های  وسیع  آن  بگذرید.  (نوح/13-20)  

مستقرّ  گرداندن  این  حقیقت  در  دلها  و  درونهای  مسلمانان‌،  ارج  و  ارزش  خود  را  در  ذهن  و  شعورشان  دارد  نسبت  به  حقیقت  دعو‌تشان‌،  و  نسبت  به  حقیقت  حسب  و  نسب  اصیل  و  ریشه‌د‌اری‌  که  دارند،  و  نسبت  به  حقیقت  کاروانشان  که  متّصل  و  مستمرّ  از  سرآغاز  زندگی  بشریّت  در  سیر  و  حرکت  بوده  است  و  هست‌،  و  نسبت  به  نقش  ایشان  در  اسـقرار  بخشیدن  این  دعوت  و  نظارت  بر  آن.  این  دعوت‌،  برنامۀ  راست  و  درست  و  قدیمی  خدا  است‌.

*

انسان  دچار  شگفت  و  شگرف  می‌شود،  و  همچنین  هراس  و  فروتنی  او  را  فرو می ‌گیرد،  وقتی‌  که  - ‌بدین  مناسبت - تلاش  و  کو‌شش  مداوم  ییغمبران -‌علیهم  صلوات  الله  و  سلامه ‌-‌ را  بررسی  و  پژوهش  می‌کند،  تلاش  و کوششی  که  برای  هدایت  انسانهای  گمراه‌  کینه‌توز  و  ستیزه‌گر  مبذول  داشته‌اند.  و  وقتی  که  انسان  در بارۀ  ارادۀ  خدا  می‌اندیشد،  اراده‌ای‌  که  قرار  می‌گیرد  بر  این‌  که  پیغمبران  را  یکی  پس  از  دیگری  به  سوی  این  انسانهای  رویگردان  و  کینه‌توز،  روانه  سازد.

گاهی  چنین  به  نظر  انسان  می‌رسد  که  بپرسد:  چه  می‌گوئی  آیا  حاصل  و  فرجام‌ کار،  ارزش  این  همه  تلاش  و  کوشش  فراوان  را  دارد؟  و  این  همه  قربانیهای  ارزشمند  و  فداکاریهای  والا  و  بالا  را  می‏طلبد  و  می‌ارزد!  تلاش  و کوشش  و  قربانیها  و  فداکاریهائی  که  از  زمان  نوح  علیه السّلام  تا  زمان  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  انجام  پذیرفته  است‌،  و  در  روزگار  وسط  آن  دو،  و  در  روزگار  بعد  از  آن  دو،  مؤمنان  به  دعوت  خدا،  چه‌  کوششها  و  تلاشهائی  که  ورزی