 می‌دانند  که  از  حقّ  و  حقیقت  و  رهـنمود  و  رهنمون  پیروی‌ کنند.

این  سوره  ‌گذ‌شته  از  این  بخش  و  از  آن  بخش،  تصویری  از  تصویرهای  تلاش  خسته‌ کنندۀ،  و  رنج ‌کمرشکن‌،  و  صبر  جمیل،  و  پافشاری  بزرگوارانه  و  ارزشــندی  را  پیش  چشم  می‌دارد  که  پیغمبران  - ‌صلوات  الله  علیهم  -  در  راه  هدایت  انسانهای  سرکش  و  طغیانگر  و  متمرّد،  تحمّل  کرده‌اند  و  از  خود  نشـان  داده‌اند.  پیغمبران  هیچ ‌گونه  مصلحتی  در  این  مسأله  نداشته‌اند،  و  هیچ‌گونه  مزدی  را  از  هدایت‌ یافتگان  در  برابر  هـدایتشان  درخواست  ننموده‌اند،  و  هیچ ‌گونه  پاداشی  و  دستمزدی  در  نظرشان  نبوده  است  تا  آن  را  در  برابر  حصول  ایمان  از  مؤمنان  دریافت  بدارند.  بسان  پاداش  یا  مستمری  و  یا  حقوقی‌  که  مدرسه‌ها  و  دانشکده‌ها  و  موسسه‌ها  و  آموزگاران  در  زمان  ما  و  در  هر  زمانی  به  شکل  شهریه  و  هزینه  آموزش  درخواست  می‌کنند  و  می‌گیرند.

این  شکلی  است  ‌که  نوح  علیه السّلام  آن  را  به  پـروردگارش  نشان  می‌دهد،  در  حالی‌  که  حساب  واپسین  خود  را  پس  از  نهصد  و  پنجاه  سال  به  پروردگارش  تقدیم  می‌نماید،  نهصد و پنجاه  سالی‌  که  آن  را  در  این  تلاش  و کوشش  کشنده،  و  رنج  و  زحمت  درمانده‌ کننده  با  قوم  سرکش  و  کینه‌توز  خود  بسرده  برده  است‌،  سرکشان  و  کینه‌توزانی  که  پشت  سر  رهبر  گمراه  و  گمراه ‌کننده  صاحب  قدرت  و  دارائی  و  حسب  و  نسب  حرکت  می‌کردند.  او  می‌فرماید:  

(رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلا وَنَهَارًا (٥) فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلا فِرَارًا (٦) وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا (٧) ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا (٨) ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا (٩) فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا (١٠) يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا (١١) وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا (١٢) َا لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا (١٣) وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا (١٤) أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا (١٥)وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا (١٦) وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأرْضِ نَبَاتًا (١٧) ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا (١٨) وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ بِسَاطًا (١٩) لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلا فِجَاجًا) (٢٠)

پروردگارا!  من  قوم  خود  را  شب  و  روز  (‌به  سوی  ایمان  به  تو)  فراخوانده‌ام‌،  امّا  دعوت  و  فراخواندنم  تنها  بر  گریز  ایشان  افزود!  من  هر  زمان  که  ایشان  را  دعوت  کرده‌ام  تا  (‌ایمان  بیاورند  و)  تو  آنان  را  بیامرزی‌،  انگشتهای  خود  را  به  گوشهایشان  فرو  کرده‌اند  (‌تا  ندای  حقّ  را  نشنوند)  و  جامه‌هایشان  را  بر  سر  کشیده‌اند  (‌تا  قیافۀ  مرا  نبینند)  و  (‌در  فسق  و  فجور  و  ظلـم  و  زور  بیشتر  فرو رفتـه‌اند  و  بر  کفر)  پافشاری  کرده‌اند  و  سخت  سرکشی  نموده  و  بزرگی  فروخته‌اند.  سپس  من  آنان  را  آشکارا  و  با  صدای  بلند  (‌به  یکتا پرستی  و  ایمان  راستین‌)  دعوت  کرده‌ام‌.  گذشته  از  این‌،  به  گونۀ  علنی  و  (‌جمعی‌)‌،  و  به  صورت  نهانی  (‌و  فردی‌،  دعوت  آسمانی  را)  بدیشان  رسانده‌ام‌،  و  بدیشان  گفته‌ام‌:  از  پروردگار  خویش  طلب  آمرزش  کنید  که  او  بسیار  آمرزنده  است  (‌و  شما  را  می‌بخشاید.  اگر  چنین  کنید)  خدا  از  آسمان  بارانهای  پرخیر  و  برکت  را  پیاپی  می‌باراند،  و  با  اعطاء  دارائی  و  فرزندان‌،  شما  را  کمک  می‌کند  و  یاری  می‌دهد،  و  باغهای  سرسبز  و  فراوان  بـهرۀ  شما  می‌سازد،  و  رودبارهای  پرآب  در  اختیارتان  می‏‎گذارد.  شما  را  چه  می‌شود  که  برای  خدا  عظمت  و  شکوهی  قائل  نیستید؟  در  حالی  که  خدا  شما  را  در  مراحل  مختلف  خلقت  به  گونه‌های  گوناگونی  آفریده  است  (‌و  در  هر  گام  شما  را  رهبری  و  هدایت  کرده‌،  و  به  شما  لطف  و  عنایت  نموده  است‌)‌.  مگر  نمی‌بینید  که  خداوند  چگونه  هفت  آسمان  را  یکی  بالای  دیگری  آفریده  است‌؟  و  ماه  را  در  میان  آنها  تابان‌،  و  خورشید  را  چراغ  (‌درخشان‌)  کرده  است‌؟  خدا  است  که  شما  را  از  زمین  به  گونۀ  شگفتی  آفریده  است‌.  سپس  شما  را  به  همان  زمین  برمی‌گرداند،  و  بعد  شما  را  به  گونـۀ  شگفتی  (‌زنده  می‏‎گرداند  و)  از  زمین  بیرون  می‌آورد.  خداوند  زمـن  را  برای  شما  گسترده  و  فراخ  کرده  است‌،  تا  از  جادّه‌های  وسیع  آن  بگذرید.  (‌نوح‌/5-20)  
آن‌گاه  بعد  از  بیان  این  تلاش  و  کوشش  همیشگی  و  پافشارانه  و  استوار  و  برقرار  می‌گوید:
(رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلا خَسَارًا (٢١) وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا (٢٢) وَقَالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلا سُوَاعًا وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا (٢٣) وَقَدْ أَضَلُّوا...).
پروردگارا!  آنان  از  من  نافرمانی  کرده‌اند،  و  از  کسانی  پیروی  نموده‌اند  که  اموال  و  اولادشان  جز  زیان  و  خسـران  (‌برای  ایشـان  پدید  نیاورده  است  و)  بر  آنان  نیفزوده  است‌.  (‌چنین  رهبران  گمراهی‌)  نیرنگ  بزرگی  به  کار  بـرده‌اند.  آنان  گفته‌اند:  معبودهای  خود  را  وامگذارید.  و  ودّ،  سواع‌،  یغوث‌،  یعوق‌،  و  نسر  را  رها  نسازید ...  و  بدین  وسیله  بسیاری  از  مردم  را  گمراه  ساختـه‌اند!.. .  (نوح٢١-‌٢٢)  

دستاورد  تلخی  است‌،  و لیکن  رسالت‌،  رسالت  است‌!  این  تجربه  تلخ  برای  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  بیان  می‌شود،  پیغمبری  ‌که  امانت  دعوت  خدا  در  سراسـر  زمین  و  در  آخر  زمان  بدو  رسیده  است،  واگذار  گردیده  است‌.  پیغمبری  است‌  که  سنگین‌ترین  بار  مسؤولیّت  را  بر  دوش  کشیده  است ...  در  این  تجر‌به ای‌  که  بدو  نموده  است‌،  تصویر  مبارزه  بزرگ  و  دور  و  درازی  را  می‌بیند  که  یکی  از  برادران  انبیای  او  برای  استقرار  حقیقت  ایمان  در  زمین  در  پیش‌  گرفته  است  و  بدان  برخاسته  است‌.  از  روی  آن  تجربه  مطّلع  می‌شود  که  انسانها  در  برابر  دعوت  حقّ  چه  اندازه  سرکشی  و  دشمنانگی  کرده‌اند  و  گردن  افراخته‌اند  و  به  مبارزه  خاسته‌اند.  همچنین  در  آئینۀ  این  تجربه،  فساد  رهبری  گمراه  و  غدۀ  آن  بر  رهبری  راهیاب  را  مشاهده  می‌کند.  گذشته  از  این‌،  می‌بیند  که  اراده  و  مشیّت  یزدان  بر  آن  رفته  است  که  با  وجود  چنین  سرکشیها  و  دشمنانگیها  و  گردن‌ افرازیهائی‌،  پیغمبران  را  از  طلوع  فجر  بشریّت  بر  دستهای  نی