هنگی  با  حالشان  در  دنـیا  است‌.  آنان  در  دنـیا  به  سوی  بتها  سرعت  می‌گرفتند،  و  پیرامون  آنها  گرد  می‌آمدند.  هم  اینک  این  ایشانند  امروزه  سرعت  می‌گیرند،  ولی  میان  امروز  و  آن  روز  فرق  بسیار  است‌!  امروز  کجا  و  آن  روز  کجا!

آن‌ گاه  نشانه‌هایش  با  این  سخن  به  اتمام  می‌رسد:

(خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ).

در  حالی  است  که  چشمانشان  (‌از  هول  و  هراس‌)  به  زیر  افتاده  است‌،  و  خواری  و  پستی  وجود  ایشان  را  فراگرفته  است‌.

از  لابلای  واژگان  سیماهای  ایشان  را  کاملاً  می‏‎بینیم.  شکل  روشنی  از  چهره‌هایشان  برایمان  ترسیم  و  جلوه‌گر  می‌شود.  شکلی  است  خوار  و  حقیر  و  درمانده  و  ذلیل  ...  آنان  در  د‌نیا  به  بطالت  فرو می‌رفتند  و  پوچگرائی  می‌کردند،  و  به  بازیچه  و  عبث  عمر  گرانمایه  را  بسر  می‏بردند.  امروزه  این  ایشانند  که  خوار  و  رسوا  و  ویلان  و  سرگردانند.  گرفتار  شکجه  و  عذاب  یزدانند ...

(ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ) (٤٤)

(‌بدیشان  گفته  می‌شود:‌)  این  همان  روزی  است  که  به  شما  وعده  داده  می‌شد.

آنان  در  د‌نیا  در بارۀ  روز  رستاخیز  شکّ  و  تردید  می‌ورزیدند،  و  آن  را  دروغ  می‌نامیدند،  و  در  فرا رسیدن  آخرت  تسمخر کنان  شتاب  می‌کردند!

*
بدین  وسیله  سرآغاز  و  سرانجام  این  سوره  با  یکدیگر  سازگار  می‏‎گردد،  و  این  حلقه  از  حلقه ‌های  بیشمار  پرداختن  به  مسألۀ  رستاخیز  مردگان  و  سزا  و  جزایشان‌،  تکمیل  می‌شود،  و  این  چرخش  و  گردش  از  چرخشها  و  گردشهای  پی‌کار  ط‌ولانی  میان  جهان ‌بینی  جاهلی  و  میان  جهان‌ بینی  اسلامی  در بارۀ  زندگی،  به  پایان  می‌آید. 
-----------------------------------------------------
[1] ‌کسانی‌که چیزی از ارکان و اصول موسیقی را بدانند، در فهـم مدلول و معنی این  سخن دچار هیچ مشکلی نمی‏‎گردند. برای نزدیک گرداندن مدلول و معنی آن به  ذهن‌و شعور دیگران مراجعه شود به ‌کتاب‌: «‌التصویر الفنی‌فی القرآن‌»‌فصل:  هماهنگی هنری‌. 
[2] ‌عائشه این حدیث را روایت‌ کرده است‌. هر شش ‌نفر آن ‌را ذکر نموده اند. 
[3] مسلم ‌و بخاری و نسانی آن را روایت ‌کرده‌اند. 
[4] مراجعه شود به:‌ جزء هیجدهم سورۀ مؤمنون‌، صفحات‌: ٢٩٥-٢٩٨، و جزء  بیست‌ و ششم سورۀ محمّد  صفحات‌: ٤٣٠-‌٤٤١ 
[5] برای آشنائی با این چنین امانتی به سورۀ احزاب آیۀ ٧٢ در جـزء بیست ‌و دوم  مراجعه شود  .(‌مترجم‌) 
[6] ‌برای اطّلاع از این عهد و پیمان مراجعه شود به سورۀ اعراف آیۀ  172در جزء نهم.  (‌مترجم‌) <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:162.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:163.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:164.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:165.txt">قسمت چهارم</a></body></html>سورۀ  نوح  مکّی  و  ٢٨  آيه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

(إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١) قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ (٢) أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ (٣) يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٤) قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلا وَنَهَارًا (٥) فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلا فِرَارًا (٦) وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا (٧) ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا (٨) ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا (٩) فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا (١٠) يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا (١١) وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا (١٢) مَا لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا (١٣) وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا (١٤)أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا (١٥) وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا (١٦) وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأرْضِ نَبَاتًا (١٧) ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا (١٨) وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ بِسَاطًا (١٩) لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلا فِجَاجًا (٢٠) قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلا خَسَارًا (٢١) وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا (٢٢) وَقَالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلا سُوَاعًا وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا (٢٣) وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلا ضَلالا (٢٤) مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَارًا (٢٥) وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا (٢٦) إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلا يَلِدُوا إِلا فَاجِرًا كَفَّارًا (٢٧) رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلا تَبَارًا) (٢٨)

این  سوره  جملگی  داستان  نوح  علیه السّلام  با  قوم  خود  را  روایت  می‌کند.  تجربه‌ای  از  تجارب  دعوت  در  کرۀ  زمین  را  بیان  می‌دارد.  نقشی  از  نقشهای  چاره‌جوئی  همیشگی  و  استوار  و  مکرّر  بشریّت،  و  بخشی  از  بخشهای  پیکار  جاودانه  میان  خیر  و  خوبی  و  شرّ  و  بدی،  و  هدایت  و  ضلالت‌،  و  حقّ  و  باطل  را  به  تصویر  می‌کشد  و  پیش  چشم  می‌دارد.

این  تجربه  پر‌ده  از  تصویری  از  تـصویرهای  انسانهای  سرکش  را  برمی‏دارد،  انسانهای  گمراهی  که  به  دنبال  رهبریهای‌  گمراه  راه  می ‌افتند،  و  خودشان  را  بزرگتر  از  آن  می‌دانند  که  حقّ  را  بپذیرند.  آنان  ‌که  از  دلائل  هدایت  و  پیامهای  ایمان  روی  می‏‎گرداند،  دلائلی  ‌که  در  جهان  درون  و  در  کرانه‌های  جهان  بیرون  پیش  چشمانشان  داشته  شده  است‌،  و  در  کتاب  گشودۀ  جهان‌،  و  در  کتاب  نهان  درون  انسان‌،  رقم  خورده  است  و  نوشته  شده  است‌.  این  سوره  د‌ر  عین  حال  پرده  از  شکلی  از  اشکال  رحمت  الهی  برمی‏دارد،  رحمتی  ‌که  در  رعایت  خدا  در  حقّ  این  آفریدۀ  انسان  نام  جلوه‌گر  می‌آید،  و  در  عنایتی  ‌که  یزد‌ان  به  رهنـمود  و  رهنمون  انسان  دارد  پدیدار  می‏‎گردد.  این  رحمت  متجلّی  می‌شود  در  پیاپی  فرستادن  پیغمبران  به  سوی  این  انسانهای  سرکش  و  گمراهی‌  که  به  دنبال  رهبریهای  گمراهسازی  به  راه  می‌افتند  که  خویشتن  را  بالاتر  از  آن 