تی انسان‌) بخل نشان خواهید داد و تنگچشمی خواهید کرد، و باعث بروز کینه‌هایتان می‌شود. (‌پس خدا که شما را می‌شناسد چنین کاری را نمی‌کند).

(محمّد/37)

این سوره با چیزی خاتمه می‌یابد که انگار مسلمانان با آن تهدید می‌گردند اگر در بذل و بخشش دارائی و ثروت تنگچشمی ‌کنند، و در جنگ از جان‌فشانی و فداکاری خودداری نمایند:

(هَاأَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ). 

آگاه باشید كه شما (‌از سوی آفریدگارتان‌) دعوت به انفاق در راه خدا می‌شوید، بعضی از شما بخل می‌ورزند. هر کس هم بخل بورزد، در حقّ خود بخل می‌ورزد (‌و زیان آن متوجّه خودش می‌گردد)‌. زیرا خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندید. اگر شما (‌از فرمان خدا سرپیچی کنید و) روی برتابید، مردمان دیگری را جایگزین شما می‏‎گرداند (‌و این مأموریّت را به گروه دیگری می‌سپارد) که هرگز همسان شما نخواهند بود (‌و از ایثار و فداکاری و بذل جان و مال خودداری نخواهند کرد و از فرمان یزدان رویگردان نخواهند شد).(محمّد/38)(وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (٢٩) إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (٣٠) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ) (٣١)

و  آن  کسانی  که  عورت  خود  را  محافظت  می‌دارند.  مگر  از  زنان  و  کنیزان  خود،  که  در  ایـن  صورت  لومه  و  سرزنشی  بر  ایشان  نیست‌.  آنان  که  فراتـر  از  این  را  بطلبند،  متعدّی  و  متجاوز  بشمارند (‌و  از  حلال  به  حرام  گرائیده‌اند).‌ 

مراد  این  است  ‌که  فرد  و  جماعت  باید  پاک  باشند.  که  اسلام  جامعۀ  پاک  و  تمییز  را  می‏طلبد.  در  عین  پاک  بودن،  جامعه  باید  آشکار  و  پدیدار  باشد.  جامعه‌ای  باید  باشد  که  همۀ  وظائف  حیاتبخش  در  آن  انجام  بگیرد  و  همۀ  انگیزه‌ها  و  کششهای  فطری  در  آن  پاسخ  داده  شود،  و لیکن  بدون  هرج  و  مرجی  ‌که  شرم  و  حیای  زیبا  را  از  میان  می‏‎برد،  و  بدون  کجی  و  کجروی‌ای ‌-  صراحت  پاک  را  نابود  می‌نماید.  جامعه‌ای  که  جا  و  برپا  می‌گردد  بر  پایۀ  خانوادگی  شرعی  دارای  ار‌کان  و  اصول  استوار،  و  بر  خانۀ  آشکار  و  پدیدار  و  دارای  نشانه‌های  نمود‌ار.  جامعه‌ای‌  که  در  آن  هر  کودکی  پدرش  را  می‌شناسد،  و  از  تولّد  خودش  شرمنده  نمی ‌شود.  نه  بدان  سبب‌ که  شرم  و  حیا  از  چهره‌ها  و  درونها  برداشته  شده  است‌،  و لیکن  بدان  خاطر  که  روابط  جنسی  بر  پایۀ  پاک  آشکا‌ری  بنیان  نهاده  شده  است‌،  و  دارای  مدّت  طو‌لانی  است‌،  و  هدفهای  واضحی  دارد،  و  راه  به  سوی  وظیفۀ  انسانی  و  اجتماعی  می‌سپرد،  نه  این‌  که  هدف  از  آن  کشش  و  جهش  حیو‌انی  و  هوا  و  هوس  جنسی  باشد  و  بس. 

بدین  جهت  قرآن  در  اینجا  برخی  از  صفات مؤمنان  را  ذکر  می‌کند  .

(وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (٢٩) إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (٣٠) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ) (٣١)

و  آن  کسانی  که  عورت  خود  را  محافظه  می‌دارند.  مگر  از  زنـان  و  کنیزان  خود،  که  در  این  صورت  لومه  و  سرزنشی  بر  ایشان  نیست‌.  آنان  که  فر‌اتر  از  این  را  بطلبند،  متعدّی  و  متجاوز  بشمارند (‌و  از  حلال  به  حرام  گرائیده‌اند(‌.

قران  پاکی  تماس  با  همسران  و  با  کنیزان  را  مقرّر  می‌دارد -‌ کنیزانی  ‌که  به  سبب  مشروعی  یافته  می‌شوند  سبب  مشروع  یگانه‌ای‌  که  اسلام  بدان  اعتراف  و  اقرار  می‌نماید،  و  آن  اسیر  کردن  در  جنگ  است‌  کـه  در  راه  خدا  درمی‌گیرد.  حکم  اصلی  اسیر  کردن  همان  است  ‌که  سورۀ  محمّد  آن  را  ذکر  کرده  است‌:

(فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب حتى إذا أثخنتموهم فشدوا الوثاق , فإما منا بعد وإما فداء حتى تضع الحرب أوزارها).

هنگامی  که  بـا  کافران  (‌در  میدان  جنگ‌)  رو  بـه  رو  می‌شوید،  گردنهایشان  را  بزنید،  و  همچنان  ادامه  دهید  تا  به  اندازۀ  کافی  دشمن  را  (‌با  کشتن  و  زخمی  کردن‌)  ضعیف  و  درهم  می‌کوبید.  در  ایـن  هنگام  (‌اسیران  را)  محکم  ببندید،  بعدها  یا  بر  آنان  منّت  می‌گذ‌ارید  (‌و  بدون  عوض  آزادشان  می‌کنید)  و  یا  (‌در  برابر  آزادی  از  آنان‌)  فدیه  می‌گیرید  (‌خواه  با  معاوضۀ  اسراء  و  خـواه  با  دریافت  اموال‌.  این  وضع  همچنان  ادامه  خواهد  داشت‌)  تا  جنگ  بارهای  سنگین  خود  را  بر  زمین  می‌نهد  و  نبرد  پایان  می‏‎گیرد.                                               (‌محمّد/4)  

گاهی  اسیران  بدون  منّت  نهادن  بر  آنان  و  آزاد  و  رهـا  کردنشان‌،  و  یا  بدون  فدیه  ‌گرفتن  و  بدون  دریافت  اموال  از  ایشان‌،  باقی  می‌مانند،  به  خاطر  شرائطی  کـه  پیش  می‌آید.  در  این  صورت  اسیران  بنده  و  برده  می‌گردند،  آن  هم  در  صورتی‌  که  اردوگاه  دشمن  اسیران  مسلمان  را  به  شکلی  از  اشکال  بنده  و  برده  ‌کردن‌،  بنده  و  برده  سازد  - ‌هر  چند  که  بنده  و  برده‌  کردن  را  نام  دیگری  بد  و  به  گونۀ  دیگری  از  آن  تعبیر  کند  -  اسلام  در  این  صورت  فقط  به  صاحب‌  کنیزان  اجازه  می‌دهد که  با  کنیزان  خود  نیامیزند.  آزاد کردن ‌کنیزان  را  نیز  به  حیزها  و  وسیله‌های  زیادی  موکول  ‌کرده  است‌،  چیزها  و  وسیله‌هائی‌  که  اسلام  آنها  را  برای  خشکاندن  این  چشمه  تهیّه  دیـده  است  و  پیشنهاد  کرده  است‌.  اسلام  در  کنار  قواعد  و  مقرّرات  خود  آشکار  و  پدیدار  و  پاک  و  پاکیزه  می‌ماند،  و  زنان  اسیر  را  به  دست  هرج  و  مرج  آمیزش جنسی ‌کثیف  نمی‌سپارد،  هرج  و  مرج  بدشگون  و  نـاهنجاری‌  که  گریبانگیر  زنان  اسیر  جنگها  در  قدیم  و  جدید  می‌شده  است  و  می‌شود.  اسلام  دسیسه‌ بازی  و  کجروی  نمی‌کند  و  با  حیله  و  نیرنگ‌  کنیزان  را  آزاده  نمی‌نامد، ‌کنیزانی  ‌که  در  اصل  ‌کنیزند.

(فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ) (٣١)

آنان  که  فراتر  از  این  را  بطلبند،  متعدّی  و  متجاوز  بشمارند  (‌و  از  حلال  به  حرام  گرائیده‌اند).

بدین  وسیله  در  را  بر  روی  هر  گونه  زشتی  و  پلشتی  جنسی  می‌بندد،  در  هر  شکلی  جز  دو  شکل  روشن  و  آشکاری‌  که‌  گذشت‌.  در  خود  وظیفۀ  سرشتی،  زشتی  و  پلشتی  دیده  نمی‌شود،  بلکه  زشتی  و  پلشتی  در کجروی  در  آن  و  منحرف  ‌کردن  آن  است‌.  اسلام  پاک  و  آشکار  و  راست  و  درست  است‌[4] ...

(وَالَّذِينَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ) (٣٢)

و  کسانی  که  امانتدار  بوده  و  نگاهدارندۀ  عهد  و  پیمان  خود  هستند. 

این  از  جملۀ  ارکان  و  اصل  اخلاقی‌ای  است  