 سرپرست و یاوری ندارند. 

(محمّد/10و 11)

همچنین تهدید شهری درمی‌رسد که پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم از آن بیرون کرده شده است‌:

(وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ).

چه شهرهای زیادی که (‌اهالی‌) آنها از (‌اهالی‌) شهری که تو را از آن بیرون کرده‌اند، قدرتمندتر و پرزورتر بوده‌اند، و ما آنان را هلاک و نابود کرده‌ایم‌، و هیچ یار و یاوری نداشته‌اند (‌که بدیشان کمک کند و آنان را از دست قهر ما برهاند)‌.               

(محمّد/13)

آن‌گاه پس از این تاخت و تاز سخت و آشکار، این تنوره به شیوه‌های‌ گوناگون پیرامون کفر و ایمان‌، و پیرامون حال مؤمنان و حال‌ کافران در دنیا و آخرت‌، سخن می‌گوید، و میان بهره‏مندی مؤمنان از چیزهای پاک و حلال‌، و بهره‌مندی‌ کافران از لذائذ زمین بسان حیوان‌، جدائی می‌اندازد:

(إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ). 

خداوند کسانی را که ایمان بیاورند و کارهای شایسته و بایسته بکنند، به باغهائی از بهشت داخل می‏‎گرداند که رودبارها و چشمه‌سارها در زیر (‌کاخها و درختهای‌) آن روان است‌. در حالی که کافران (‌چند روزی از نعمتهای زودگذ‌ر جهان‌) بهره و لذت می‌برند و همچون چهارپایان (‌بی‌خبر و غافل از سرانجام کار) می‌چرند و می‌خورند، و (‌پس از به‌درود حیات و گام نهادن به آخرت‌) آتش دوزخ جایگاه ایشان است‌.

(محمّد/12)

این سوره همچنین بهره‏مندی مؤمنان را بیان می‌دارد و از نوشیدنیهای خوشمزه‌ای در بهشت صحبت می‌راند. از قبیل‌: آبی‌ که نمی‌گندد، شیری که مزۀ آن تغییر پیدا نمی‌کند، شرابی‌ که برای نوشندگان سراپا لذّت است‌، و عسل تصفیه شده‌، به شکل فراوان . . . و به شکل رودبارهای جاری . . . گذشته از اینها انوع میوه‌ها، و آمرزش و خشنودی یزدان در میان است‌. آن‌گاه پرسیده می‌شود: آیا اینان‌:

(كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاء حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ؟).

بسان کسانیند که در آتش دوزخ جاویدان می‌مانند و از آب داغ و جوشان نوشانده می‌شوند، (‌آبی كه به محض نوشیدن‌) اندرونه و روده‌های ایشان را پاره پاره می‌کند و از هم می‌گسلد؟‌.             (محمّد/15) 

وقتی ‌که این‌ گردش و چرخش نخستین در پیکار آشکار مستقیم میان مؤمنان و کافران به پایان می‌آید، در این سوره گردش و چرخش دیگری با منافقان می‌آغازد، منافقانی‌ که با یهودیان مدینه خطری را بر ضدّ جماعت مسلمانان نوپا تشکیل می‌دادند که دست کمی از خطر مشرکانی نداشت ‌که در مکّه بودند و برای جنگ با مسلمانان در آن دوران با قبائل پیرامون مکّه همدست شدند، آن دورانی‌ که از زمرۀ وقائعي است ‌که این سوره بدانها اشاره می‌کند و بعد از جنگ بدر و پیش از جنگ احزاب درگرفته‌اند. در جنگ احزاب و رخدادهای بعد از آن‌، شوکت و عظمت یهودیان درهم شکسته است‌، و مرکز منافقان ضعیف گردیده است‌، همان‌گونه‌ که در تفسیر سورۀ احزاب‌ گفتیم‌.

سخن رفتن از منافقان در این سوره‌، سایه روشنهای خود را دارد، سایه روشنهای حمله‌کردن و جنگیدن‌، با نخستین اشاره‌ای که می‌رود. در اینجا سخن از غفلت منافقان از فرموده‌های پیغمبر خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم است‌. بیان می‌شود که آنان خودشان در مجلس پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم هستند، ولی دلشان جای دیگری و خرد و هوششان در پیش کارهای دیگری است‌. بر این مسأله پیروی می‌زند و در آن به سبب ‌گمراهی و آرزورپرستی سرکوبشان می‌کند و سرکوفتشان می‌زند:

(وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفاً أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ). 

در میان منافقان کسانی هستند كه به سخنانت گوش فرا می‌دهند، امّا هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، به کسانی (‌از علمای صحابه‌) که (‌از سوی خدا) بدیشان علم و دانش بخشیده شده است‌، می‌گویند: این مرد الآن چه گفت‌؟‌! (‌آنچه می‏‎گوید بی‌ارزش و یاوه است‌!) آنان کسانیند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است‌، و از هواها و هوسهایشان پیروی می‌کنند.      (‌محمد/16) 

ایشان را از قیامت می‌ترساند، آن روزی‌ که نمي‌‌توانند به خود آیند، و چیزی را به یاد دارند:

(فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ).

انگار (‌کافران و منافقان تا قیامت فرا نرسد ایمان نمی‌آورند، و برای ایمان آوردن خود) قیامت را چشم می‌دارند که ناگهان برپا می‌شود؟‌! هم اکنون علائم و نشانه‌های آن ظاهر شده است (‌که از جملۀ آنها بعثت خاتم‌الأنبیاء است‌)‌. امّا وقتی که قیامت فرارسید، دیگر باور داشتن و اندرز گرفتن چه سودی به حا‌لشان دارد؟‌!.                              

(محمّد/18)

آن‌گاه ترس و هراس و شتابزدگی و سکندری خوردن و بر دست و پای افتادن آنان را به تصویر می‌کشد. وقتی چنین چیزهائی بدیشان دست می‌دهد که قرآن آنان را به جنگ مکلّف می‌سازد - در حالی ‌که ایشان به ایمان آوردنشان تظاهر می‌کردند -‌گذشته از این فرقی را به تصویر می‌زند که آن روزی آنان و مؤمنان راستین خواهند داشت‌:

(وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ). 

مؤمنان می‌گویند: کاش‌! سوره‌ای فرود می‌آمد (‌و ما را به جنگ با دشمنان می‌خواند)‌. زمانی که سورۀ محکمی نازل می‏‎گردد (‌که روشن و آشکار به جنگ دستور می‌دهد) منافقان بیماردل را می‌بینی همچون کسی به تو نگاه می‏‎کنند که (‌در آستانۀ مرگ قرار گرفته است و) به سبب (‌سکرات‌) موت بیهوش افتاده است‌.

(محمّد20)

ایشان را به اطاعت و صداقت و ثبات تشویق و ترغیب می‌کند. رویکردهایشان را خوار و پست می‌شمارد، و جنگیدن با ایشان و بیرون راندن و نفرین‌کردن آنان را اعلان می‌دارد:

(فَأَوْلَى لَهُمْ. طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْراً لَّهُمْ. فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ. أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ). 

مرگشان باد! اطاعت (‌از خدا و پیغمبر) و بیان سخنان نیک (‌و سنجیده‌ای که شرع پسند 