.  چون  تکذیب‌ کنندۀ  قیامت  تنها  به  رخدادهای  دنیا  و  نتائج  دنیوی  آن  می‌نگرد،  و  زندگی  را  مربوط  به  همین  دنیا  می‏‎بیند،  حساب  و  کتاب  او  دربارۀ  زندگی  به  گونۀ  دیگری  است‌،  و  معیارها  و  مقیاسهای  او  به  شکل  دیگری  است‌،  و  نتائج  رخدادها  از  دیـدگاه  او  به‌  گـونۀ  دیگری  مشاهده  می‌شود.  نتائج  رخدادهـا  را  اشتباهی  می‏‎بیند،  و  در  ارزیابی  و  سنجش  آنها  اشتباه  می‌کند،  گذشته  از  این‌ که  نتائج  رخدادها  در  ذهن  او  منحصر  به  همین  مساحت  محدود  مکانی  و  زمانی  است  و  بس ...  چنین  شخصی‌،  بیچاره  و  فقیر  و  معذب  و  پریشان  و  نابسامان  است‌.  زیرا  اندیشه‌ها  و  محاسبه‌ها  و  ارزیابیهای  خود  را  به  چیزهائی  منحصر  و  محدود  می‌سازد  که  در  این  نیمۀ  جهان  روی  می‌دهد،  و  زندگی  چند  روزۀ  عمرش  را  تشکل  می‌دهد.  انسان‌،  مطمئن  و  آسوده  و  دادگرانه  و  خردمندانه  زندگی  نمی‌کند  اگر  حساب  و  کتاب  نیمۀ  دیگر  جهان  را  بدین  نیمه  اضافه  نکند،  نیمۀ  دیگری  ‌که  بزرگتر  و  طولانی‌تر  از  این  نیمه  است‌.  بدین  خاطر  در  این  جـهان  بدبخت  می‌شود  و  اطرافیان  پیرامون  خود  را  بدبخت  می‌کند  کسی‌  که  حساب  و  کتاب  آخرت  را  حذف  می‌نماید  و  بشمار  درنمی‌آورد.  آشکار  است  چنین  کسی  زندگی  والائی  پیدا  نمی‌کند  و  در  این‌  کرۀ  زمین  به  پاداش  اصلی  و  کامل  خود  نمی‌رسد ...  بدین  خاطر  اعتقاد  به  روز  آخرت  نصف  ایمانی  است‌  که  برنامۀ  زندگی  در  اسلام  بر  آن  استوار  می‌گردد.

(وَالَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذَابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (٢٧) إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ) (٢٨)
کسانی  که  از  عذاب  پروردگارشان  بیمناک  و  ترسانند.  آخر،  عذاب  پروردگارشان  امان  نمی‌دهد  (‌کسی  را  که  در  آن  بیفتد).

این  مرتبۀ  دیگری  است  ‌که  در  فراسوی  اعتقاد  به  روز  سزا  و  جزا  قرار  دارد،  و  آن  مرتبه  حساسیّت  نازک‌،  مراقبت  بیدار،  پی بردن  به  ‌کوتاهی‌  کردن  در  حقّ  یزدان  با  وجود  عبادت  فراوان‌،  ترس  از  رویگردانی  دل  و  بدین  سبب  در  هر  لحظه‌ای  سزاوار  عذاب  ‌گردیدن  آن‌،  و  چشم  امید  دوختن  به  حمایت  و  حفاظت  ایزد  سجان  است‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم‌  که  در  پیشگاه  خدا  آن‌  کسی  است  ‌که  هست‌،  و  او  می‌داند  که  خدا  او  را  برگزیده  است  و  خلعت  نبوّت  به  تن  او  کرده  است  و  وی  را  در  پناه  رعایت  و  عنایت  خود  گرفته  است‌،  پیوسته  خویشتن  را  می‌پاید  و  برحذر  می‌نماید  و  از  عذاب  خدا  می‌ترسد  و  می‌هراسد. 

او  یقین  داشت‌  که  ‌کردار  و  رفتارش  او  را  مـصون  و  محفوظ  نمی‌دارد  و  به  بهشت  داخل  نمی‌گرداند،  مگر  در  پرتو  فضل  و  لطف  و  رحمت  و  عنایت  خدا.  او  به  اصحاب  خود  فرمود:
(لن يدخل الجنة أحدا عمله).
«‌عمل  ‌کسی  او  را  به  بهشت  و‌ارد  نمی‌گرداند).
عرض  ‌کردند و  گفتند:  تو  هم  نه‌ای  پیغمـر  خدا؟  فرمود:  

(ولا أنا إلا أن يتغمدني الله برحمته).[3]
« ‌من  هم  نه‌،  مگر  این‌  که  خدا  مرا  مشمو‌ل  رحمت  خود  گرداند».

در گفتار  یزدان  سبحان‌  که  در  اینجا  می‌فرماید:
(إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ) (٢٨)
آخر،  عذاب  پروردگارشان  امان  نمی‌دهد  (‌کسی  را  که  در  آن  بیفتد).

اشاره  به  حساسیّت  همیشگی  دارد،  حساسیّتی  که  یک  لحظه  هم  دچار  غفلت  نـمی‌شود.  زیرا  چه ‌بسا  موجبات  عذاب  در  لحظۀ  غفلت  دست  بدهد  و  انسان  سزاوار  عذاب  ‌گردد.  خدا  از  انسان  جز  این  بیداری  و  این  حساسیّت  را  نمی‌خواهد.  هرگاه  ضعف  بشری  با  وجود  این  بیداری  و  این  حساسیّت  بر  انسانها  چیره  شود،  رحمت  خدا  فراخ  و  فراوان‌،  و  آمرزش  او  حاضر  و  آماده  و  در  میان  است‌.  درگاه  توبه  باز  است  و  قفلی  بر  آن  زده  نشده  است!  این  اساس  کار  در  اسلام  میان  غافل  شدن  و  پریشان   ‌گردیدن  است‌.  اسلام  هم  نه  این  است  و  نه  آن‌.  دل  به  خدا  رسیده  خویشتن  را  برحذر  می‌دارد  و  می‌پاید،  و  به  الطاف  خدا  امیدوار  می‌گردد  و  آمرزش  او  را  حشم  می‌دارد،  و  می‌ترسد  و  می‌هراسد  و  امید  می‌ورزد  و  چشم  طمع  می‌دوزد،  و  در  هر  حال  به  رحمت  و  مهر  خدا  اطمینان  دارد.سوره‌ي محمد آيه‌ي 15-1
سورۀ ‌محمد مدني و 38 آیه است 
سورةُ محمد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (1) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ (2) ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ (3) فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ (4) سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ (5) وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ (6) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (7) وَالَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (8) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ (9) أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا (10) ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ (11)‏ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ (12) وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلَا نَاصِرَ لَهُمْ (13) أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ (14) مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَ