ی‌آیند،  و  دلها  را  به  سوی  محبت  و  مودت  منحوسی  می‌کشانند،  و  یاد  تکالیف  و  وظائف  جداگانگی  عقیده  را  از  دلها  می‏‎برند،  و  دلها  فراموش  می‌کنندکه  تنها  امتیاز  انسان  در  پرتو  عقیده  و  با  عقیده  است  و  بس.

(لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ).

هرگز  خویشاوندان  و  فرزندانتان  سودی  به  حالتان  نخواهند  داشت‌.  روز  قیامت‌،  خدا  در  میانتان  قضاوت  و  داوری  خواهد  کرد.  خدا  می‌بیند  هر  کاری  را  که  خواهید  کرد‌.  

شخص  مومن‌کار  می‌کند  و  آخرت  را  چشم  می‌دارد.  

اینجا کشت  می‌کند  و  می‌کارد،  و  در  آنجا  درو  می‌کند  و  محصول  برميدارد.  پسو‌ده  دلش  بدو  می‌گوید  وقتی‌که  رابطه  عقیده  قطع ‌گردد،  در  آخرت  همـه  رابطه‌های  دیگر  از  قبیل  رابطه  خو‌یشاوندی  و  نزدیکی  قطع  می‏‎گردد.  این  چنین  پسوده‌ای‌،  منزلت  و  مرتبت  چنین  رابطه‌ها  و  پیوندها  را  در  دوران  زندگی‌کوتاه  دنیا  سبک  و  کم ‌ارزش  جلوه‌گر  می‌گرداند،  و  انسان  مومن  را  متوجه  جستن  و  به  دست  آوردن  رابطه  و  پیوندی  می‌سازدکه  همیشگی  و  سرمدی  است  و  هرگز  نه  دردنیا  و  نه  در  آخرت  قطع  نمی‌شود  و  نمی‌گسلد.

بدین  خاطر  بدیشان  می‌گوید:

(لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ)  .

هرگز  خویشاوندان  و  فرزندانتان  سودی  به  حالتان  نخواهند  داشت‌.

همان  خو‌یشاوندی  و  رابطه‌ای‌که  به  سوی  آن  بال  و  پر  می‏گیرید،  و  دلهایتان  برای  آن  پرپر  می‌زند  و  آویزه  آن  می‏‎گردد،  و  شما  را  بر  آن  می‌داردکه  با  دشمنان  یزدان  و  دشمنان  خودتان  مودت  و  محبت  و  دوستی  و  رفاقت  نشان  دهید  تا  ایشان  را  با  خود  همراه  و  همیار  باقی  نگاه  دارید  -‌هـمان‌گونه‌که  برای  حاطب  پیش  آمد  و  حرص  و  آزش  بر  اموال  و  اولادش  آن  واقعه  را  آفرید  -‌از  دیگر  سو  خاطره‌های  افراد  جز  خود  را  نیز  در  باره  خویشاوندانشان  و  فرزندانشان  به  جوش  و  خروش  می‌اندازد،  خویشاوندان  و  فرزندانی‌که  در  سـرای  هجرت‌،  یعنی  مکه  پشت  سر رها کرده‌اند  و  به  ترک  آنان  گفته‌اند.  بدانان  هم  میگو‌ید:

(لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ)  .

هرگز  خویشاوندان  و  فرزندانتان  سودی  به  حالتان  نخواهند  داشت‌.

این  بدان  خاطر  است  که‌:

(يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ)

روز  قیامت‌،  خدا  در  میانتان  قضاوت  و  داوری  خواهد  کرد.  

روز  قیامت  شما  را  از  یکدیگر  جدا  می‌کند  و  هر  یکـی  جدا  از  دیگری  خواهید  بود  و  خـویشاوندیها  و  فرزندیها  در  میان  نخواهد  بود.

زیرا  دستاویزی‌که  شما  را  به  یکدیگر  مرتبط  می‌کرده  است  و  می‌پیوسته  است‌،‌گسیـخته  و  پاره‌گردیده  است  تنها  دستاویزی‌ که‌ گسیخته  و  پاره  نمی‏گردد،  دستاویز  عقيده  است‌،  و  جز  آن‌،  چیزی  در  پیشگاه  خدا  انسانها  را  به  یکدیگر  پیوند  و  ارتباط  نمی‌دهد.

( وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ).

خدا  می‌بیند  هرکاری  را  که  خواهید  کرد.

خدا  ازکار  ظاهر  و  از  نیت  پنهانی  باخبر  است‌که  در  پشت  سرکار  است  و  در  دل  و  درون  جای  دارد.

*
سپس  چرخش  وگرد‌ش  سوم  فراسرسد،  و  مسلمانان  را  به  اول  همین  ملت  یگانه‌،  یعنی  ملت  توحید  و  یکاپرستی‌،  و  به  قافله  یگانه‌،  یعنی  قافله ایمان‌،  پـیوند  می‌دهد.  ناگهان  پـدیدار  می‌آیدکه  این‌کاروان  در  طول  زمان  پیاپی  به  دنبال  یکدیگر  آمده  است‌،  و  با  ایمان  جدا  گردیده  است  و  متمایز  شده  است‌،  و  ا‌ز  هر  رابطه  و  پیوندی گسیخته  است  و  بریده  است‌که  با  رابطه  و  پیوند  عقیده  منافات  داشته  است  و  مخالف  افتاده  است  ...   این  ملت  همــان  ملتی  است‌که  از  روزگار  ابراهیم  امتداد  پیدا  کرده  است  و  به  راه  افتاده  است‌،  ابـراهیمی‌که  پدر  نخستین  ایشان‌،  و  صاحب  آئین  حقگرای  نخستین  بوده  است‌.  ابراهیم  الگو  بوده  است  نه  تنها  در  عقیده  و  بس،  بلکه  در  شیوه  زندگانی،  و  در آزمونها  و  آزموده‌هائی‌که  با  عاطفه  خویشاوندی  و پیوندهای  قرابت  داشته  است  و  با  آنها  درافتاده  است  وسختیها  چشیده  است‌.  بعدها  او و  مومنان  همراه  او  از  فشار  عـاطفه  خویشاوندی  و  پیوندهای  قرابت،  سربلند  بیرون  آمده‌اند،  و  خالصانه  از  آن  عقیده  خود گردیده‌اند  و  بس‌:

 (‌ قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ لأسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ .رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ)‌.    

(‌رفتار  و  کردار)  ابراهیم  و  کسانی  که  بدو  گرویده  بودند،  الگوی  خوبی  برای  شما  است‌،  بدان  گاه  که  به  قوم  خود  گفتند:  ما  از  شما  و  از  چیزهائی  که  بغیر  از  خدا  می‌پرستید،  بیزار  و  گریزانیم‌،  و  شما  را  قبول  نداریم  و  در  حق  شما  بی‌اعتنائیم‌،  و  دشمنانگی  و  کینه‌توزی  همیشگی  میان  ما  و  شما  پدیدار  آمده  است‌،  تا  زمانی  که  به  خدای  یگانه  ایمان  می‌آورید  و  او  را  به  یگانگی  می‌پرستید.  (‌کردار  و  رفتار  ابراهیم  و  گروندگان  بدو،  سرمشق  خوبی  برای  شما  است‌)  مگر  سخنی  که  ابراهیم  به  پدر  خود  گفت‌:  من  قطعاً  برای  تو  طلب  آمرزش  می‌کنم‌،  و  در  عین  حال  برای  تو  در  پیشگاه  خدا  هیچ  کار  دیگری  نمی‌توانم  بکنم‌.  (‌این  سخن‌،  چیزی  نیست  که  بدان  اقتداء  کنید)‌.  پروردگارا! به  تو  توکل  می‌کنیم‌،  و  به  تو  روی  می‌آوریم‌،  و  بازگشت  به  سوی  تو  است  (‌و  همه  راه‌ها  سر  به  جانب  تو  دارد  و  بـه  تو  منتهی  می‌گردد)‌.  پروردگارا! ما  را  گرفتار  دست  کافران  مکن‌،  پروردگارا! ما  را  بیامرز  که  تو  چیره  کاربجائی‌.  (‌برنامه زندگی‌)  ابراهیم  و  گروندگان  بدو،  الگوی  زیبائی  برای  شما  است‌،  برای  شما  کسانی  كه  خدا  و  آخرت  را  در  مد  نظر  دارید.  هرکس  هم  (‌از  چنین  الگوئی‌)  رویگردان  شود  (‌به  خود  ستم  می‌کند  و)  خدا  بی‌نیاز  و  شایسته  هرگونه  ستایش  است‌.

مسلمان  می‌نگرد،  ناگهان  می‌بیندکه  او  دارای  حسب  و  نسب  اصیل  و  ریشه‌داری  است‌.  گذشته  د