ود،  حقیقت  بزرگ  ‌که  این  سوره  بر  آن  است‌  که  آن  را  در  دلها  و  درونـها  استقرار  ببخشد،  با  ذکر  پسوده‌های‌  گوناگون‌،  و  با  بیان  حقائق  دیگری‌  که  با  موضوع  اصلی  همراه  و  همدم  است‌.  

*
پدیدۀ  دیگری  ‌که  دیده  می‌شود  دگرگونی  و  جوراجوری  آهنگ  موسیقی  سوره  است‌،  آهنگ  ‌که  از  سـاختار  تعبیری  آن  برمی‏خیزد  گوش  جان  را  نوازش  می‌دهد  ...  دگرگونی  و  جوراجوری  نوای  موسیقی  در  سورۀ  حـاقّه  در  تغییر  قافیۀ  بند  بند  روند  سخن  بود،  تغییری  ‌که  برابر  معنی  و  فضای  بندها  جلوه‌گر  می آ‌مد ...  امّا  در  اینجا  در  سورۀ  معارج  پهنۀ  تنوع  و  دگرگونی  بیشتر  و  گسترده‌تر  است‌.  زیرا  تنوّع  و  دگرگونی  شامل  تنوّع  و  دگـرگونی  همۀ  جمله‌های  آهنگین  مـی‌گردد  و  تنها  شامل  قافیه  نمی‌شود.  جملۀ  آهنگین  در  اینجا  ترکیب‌بند  ژرف‌تر  و  گسترده‏تر  و  تندتری  دارد.  این  تنوّع  در  نیمۀ  اول  چشمگیرتر  است‌.

در  این  بند،  سه  جملۀ  موسیقائی  و  آهنگین‌  گوناگون  است‌،  هر  چند  که  در  پایان  آنها  آواها  متّفق  و  متّحد  است‌.  این  سه  جمله  از  لحاظ  درازا  و  از  لحاظ  آهنگها  و  نواهای  جزئی‌،  متنوّع  است‌،  به‌  گونۀ  زیر:

(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (١) لِلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ (٢) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (٣) تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (٤) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا) (٥)

خواستاری  (‌از  روی  تمسخر)  درخواست  عـذابی  کرد  که  به  وقوع  می‌پیوندد.  (‌این  عذاب‌)  گریبانگیر  کافران  می‏‎گردد،  و  هیح  کس  نمی‌تواند  آن  را  از  ایشان  بازدارد.  از  ناحیۀ  خدائی  به  وقوع  می‌پیوندد  که  صاحب  درجات  و  مقامات  عالی  است‌.  فرشتگان  و  جبرئیل  بـه  سوی  او  (‌پر  می‌کشند  و)  بالا  می‌روند  در  مدّتی  که  پنجاه  هـزار  سال  (‌معمولی  برای  انسانها)  طول  می‌کشد.  صبر  جمیل  داشته  باش  (‌و  جزع  و  فزع  و  یأس  و  نومیدی  به  خود  راه  مده‌)‌. (معارج‌/1- 5)

در  این  جمله‌،  آهنگ  پنجم  با  حـرف  مدّ  الف  خاتمه  می‌پذیرد.

(إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا (٦) وَنَرَاهُ قَرِيبًا) (٧)

آنان  آن  روز  را  بعید  و  دور  می‌دانند،  و  ما  آن  را  ممکن  و  نزدیک  می‌دانیم‌.(معارج/6و7)

در  اینجا  حرف  مدّ  الف‌،  دو  بار  تکرار  می‌گردد.

(يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ (٨) وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ (٩) وَلا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا) (١٠)

روزی‌،  آسمان‌،  همسان  فلز  گداخته‌ای  می‌شود.  و  کوه‌ها  همسان  پشـم  رنگین  می‏‎گردد.  هـیچ  دوست  صمیمی  و  خویشاوند  نزدیکی‌،  سراغ  دوست  صمیمی  و  خویشاوند  نزدیکی  را  نمی‏‎گیرد  و  از  او  نمی‌پرسد!. (معارج/8-10)

در  اینجا  آهنگ  سوم  با  حرف  مدّ  الف  به  پایان  می‌رسد.  آهنگ  و  نوا  در  داخل  جمله‌ها  گو‌ناکون  است‌.

(يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ (١١) وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ (١٢) وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ (١٣) وَمَنْ فِي الأرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنْجِيهِ (١٤) كَلا إِنَّهَا لَظَى) (١٥)

 (‌دوستان  صمیمی  و  خویشاوندان  نزدیک‌)  به  همدیگر  نشان  داده  می‌شوند  و  معرّفی  مـی‌گردند  (‌امّا  هـر  کس  گرفتار  کار  خویشتن  است‌،  و  هول  و  هراس  بیـش  از  آن  است  که  کسی  بتواند  به  دیگری  بیندیشد.  وضع  چنان  است  که‌)  شخص  گناهکار  آرزو  می‌کند  کاش  می‌شد  برای  رهائی  خود  از  عذاب  آن  روز،  پسران  خود  را  فدا  سازد!  همچنین  همسر  و  برادرش  را.  همچنین  فامیل  و  قبیله  و  عشیره‌ای  که  او  را  در  پناه  خود  می‏گرفتند.  و  حتّی  تمام  کسانی  را  که  در  روی  زمین  هستند  (‌همگی  را  فدا  کند)  تا  این  که  مایۀ  نـجاتش  شود.  هرگز!  (‌این  تمنّاها  و  آرزوها  برآورده  نمی‏گردد،  و  هیح  فدیه  و  فدائی  پذیرفته  نمی‌شود)‌.  این‌،  آتش  سوزان  و  سراپا  شعلۀ  (‌دوزخ‌)  است‌.  (معارج‌/11-15)

در  اینجا  هم‌،  آهنگ  پنجم  بسان  آهنگ  اول  با  حرف  الف  مدّی  پایان  می‌پذ‌یرد.

(نَزَّاعَةً لِلشَّوَى... (١٦) تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى (١٧) وَجَمَعَ فَأَوْعَى (١٨) إِنَّ الإنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا (١٩) إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا (٢٠) وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا) (٢١)

پوست  بدن  را  می‌کند  و  با  خود  می‌برد.  به  سوی  خود  می‌خواند  (‌و  نام  می‌برد)  کسی  را  که  پشت  (‌به  فرمان  خدا)  کرده  است  و  (‌از  اطاعت  او)  رویگردان  بوده  است‌.  و  دارائی  را  جمع  آورده  است  و  در  خزینه‌ها  نگاهداری  کرده  است  (‌و  در  خیرات  و  حسنات  آن  را  مصرف  ننموده  است‌)‌.  آدمی  کم‌طاقت  و  ناشکیبا،  آفریده  شده  است‌.  هنگامی  که  بدی  بدو  رو  می‌کند،  سخت  بی‌تاب  و  بیقرار  می‏‎گردد.  و  زمانی  که  خوبی  بدو  رو  می‌کند،  سخت  (‌از  حسنات  و  خیرات  دست  بازمی‌دارد  و)  دریغ  می‌ورزد.(‌معارج/16-21) 

 آهنگ  حرف  مدّ  الف‌،  پنج  بار  تکرار  می‌گردد.  دو  آهنگ  در  آخر  هستند،  و  با  سه  آهنگ  پیشین  خود  مختلف  و  متفاوت  می‏‎باشند.

بس  آهنگ  در  باقی  سوره‌،  راست  و  روان  بر  حروف  میم  و  نون  قرار  می‌گیرد،  میم  و  نونی‌  که  پیش  از  آنها  واو  یا  یاء  است ...  

تنوّع  آهنگ  در  سرآغاز  این  سوره‌،  ژرف  و  بسیار  پیچیده  در  ساختار  موسیقائی  است‌،  به‌  گونه‌ای  که  گوش  موسیقی ‌شناس  را  متوجّه  چیزی  می‌دارد  که  در  این  تنوّع  پیچیدۀ  مترّقی - از  لحاظ  موسیقی -‌ است‌.  از  نظر  زیبائی  شگفت  و  دلربائی  شگرفی‌  که  برای  محیط  عربی،  و  برای  آهنگ  موسیقی  عربی  دارد.  ولی  شیوۀ  قرآنی  این  امر  را  مأنوس  و  مالوف  می‌گرداند،  و  آن  را  ساده  و  آسان  می‌سازد،  به  شبکه  آن  را  به  ‌گوش  عربی  وارد  می‌گرداند  و  گوش  عربی  آن  را  می‌پذیرد،  هر  چند  که  برای  موسیقی  مأنوس  و  مالوف  عربی‌،  یک‌ کار  هنری  و  ابتکاری  و  ژرف  و  تازه  است‌.[1]

اکنون  به  تفصیل  این  سوره  می‌پردازیم ...

*(سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (١) لِلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ (٢) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (٣) تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (٤) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا (٥) إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا (٦) وَنَرَاهُ قَرِيبًا (٧) يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ (٨) وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ (٩) وَلا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا (١٠) يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ (١١) وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ (١٢) وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ (١٣) وَمَنْ فِي الأرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنْجِيهِ (١٤) كَلا إِنَّهَا لَظَى (١٥) نَزَّاعَةً لِلشَّوَى (١٦) تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ و