)  کسی  را  که  پشت  (‌به  فرمان  خدا)  کرده  است  و  (‌از  اطاعت  او)  روی  ‌گردان  بوده  است‌.  و  دارائی  را  جمع  آورده  است  و  در  خزینه‌ها  نگاهداری  کرده  است  (‌و  در  خیرات  و  حسنات  آن  را  مصرف  ننموده  است‌)‌. (معارج/15-18)

خود  عذاب‌،  قالب  روانی  بیشتر  از  قالب  محسوس‌،  بر  آن  غالب  است‌:

(يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الأجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ (٤٣) خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ) (٤٤)

آن  روزی  که  از  گورها  شتابان  بیرون  می‌شوند،  گوئی  که  به  سوی  بتهایشان  می‌دوند!  در  حالی  که  چشمانشان  (‌از  هول  و  هراس‌)  به  زیر  افتاده  است‌،  و  خواری  و  پستی  ایشان  را  فرا گرفته  است‌.  (‌بدیشان  گفته  می‌شود)‌:  این  همان  روزی  است  که  به  شما  وعده  داده  می‌شد.

)‌معارج/43-44‌)

صحنه‌ها  و  تصویرها  و  سایه‌روشنهای  این  روز،  در  سورۀ  معارج  با  صحنه‌ها  و  تصویرها  و  سـایه‌روشنهای  مذکور  در  سورۀ  حاقّه  متفاوت  است‌.  چرا  که  قالب  این  دو  سوره  به  طور  کلّی  متفاوف  و  مختلف  است‌،  هر  چند  که  حقیقت  اصلی‌ای‌  که  این  دو  سوره  آن  را  در  همچون  صحنه‌هائی  نشان  می‌دهند،  متّحد  و  متّفق  است‌.

بدین  جهت  سورۀ  معارج  از  جملۀ  چیزهائی  ‌که  از  آنها  بحث  می‌کند،  به  تصویر  کشیدن  نفس  بشری  در  حالت  زیان  و  ضرر  و  نداشتن  و  ناشادی‌،  و  در  حالت  سودمندی  و  بهره‌وری  و  داشتن  و  شادی  است‌،  آن  هم  در  دو  حالت  بودن  ایمان  و  نبودن  ایمان  در  وجود  مردمان  است‌.  این  امر  هماهنگ  با  قالب  «‌روانی  و  روحانی‌»  ویژه  است‌.  چه  در بارۀ  صفت  انسان  این  چنین  آمده  است‌:

(إِنَّ الإنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا (١٩) إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا (٢٠) وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا (٢١) إِلا الْمُصَلِّينَ (٢٢) الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ دَائِمُونَ...). الخ... (٢٣)

آدمی  کم‌طاقت  و  ناشکیبا،  آفریده  شده  است‌.  هنگامی  که  بدی  بدو  رو  می‌کند،  سخت  (‌از  حسنات  و  خیرات  دست  بازمی‌دارد  و)  دریغ  می‌ورزد.  مگر  نماز گزارانی  که  همیشه  نماز  خود  را  به  موقع  می‌خوانند  و  بر  آن  مداومت  و  مواظبت  دارند ... . تا  آخر ... (معارج/19-23)

روندگـار  به  پیش  می‌رود  و  در  اینجا  صفات  اشخا‌ص  مؤمن  و  نشانه‌های  پیدا  و  ناپیدای  ایشان  را  همگام  و  همراه  با  سرشت  و  شیوۀ  ‌این  سوره  به‌  تصویر  می‌کشد: 

(إِلا الْمُصَلِّينَ (٢٢) الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ دَائِمُونَ (٢٣) وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (٢٤) لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (٢٥) وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (٢٦) وَالَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذَابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (٢٧) إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (٢٨) وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (٢٩) إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (٣٠) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (٣١) وَالَّذِينَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ (٣٢) وَالَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ (٣٣) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ) (٣٤)

مگر  نمازگزاران‌.  نمازگزارانی  که  همیشه  نماز  خود  را  به  موقع  می‌خوانند  و  بر  آن  مداومت  و  مواظبت  دارنـد.  همان  کسانی  که  در  دارائی  ایشان  سهم  مشخّصی  است  برای  دادن  به  گدا  و  بی‌چیز.  آن  کسانی  که  به  روز  جزا  و  سزا  ایمان  دارند.  کسانی  که  از  عذاب  پـروردگارشان  بیمناک  و  ترسانند.  آخر،  عذاب  پروردگارشان  امان  نمی‌دهد  (‌کسی  را  که  در  آن  بیفتد)‌.  و  آن  کسانی  که  عورت  خود  را  محافظت  می‌دارند.  مگر  از  زنان  و  کنیزان  خود،  که  در  این  صورت  لومه  و  سرزنشی  بر  ایشان  نیست‌.  آنان  که  فراتر  از  این  را  بطلبند،  متعدّی  و  متجاوز  بشمارند  (‌و  از  حلال  به  حرام  گرائیده‌اند)‌.  و  کسانی  که  امانتدار  بوده  و  نگاهدارندۀ  عهد  و  پیمان  خود  هستند.  و  کسانی  که  گواهیهائی  را  که  باید  بدهند،  چنان  که  باید  اداء  می‏کنند  (‌و  شهادت  لازم  را  پنهان  و  کتمان  نمی‌کنند)‌.  و  کسانی  که  مواظب  و  مراقب  (‌اوقات  و  ارکان‌)  نمازهای  خود  می باشند ... . (معارج/22-34)

*  
رویکرد  اصلی  در  سورۀ  حاقّه  به  سوی  بیان  حقیقت  جدّی  و  قاطعانه  در  بارۀ  ‌کار  و  بار  عقیده  بود.  بدین  خاطر  حقیقت  آخرت  یکی  از  حقائق  دیگر  در  آن  سوره  بود،  بسان  حقائق  گرفتن  و  گرفتار  کردن  قاطعانۀ  تکذیب‌کنندگان  د‌ر  خود  این  جهان‌،  و  گرفتن  و  گرفتار  کردن  حتمی  و  بدون  چشم‌پوشی  هر کسی  ‌که  در  عقیده  به  تغییر  و  تبدیل  دست  بیازد  ...  ولی  رویکرد  اصلی  در  سورۀ  معارج  به  سوی  بیان  حققت  آخرت  و  سزا  و  جزائی  است‌  که  در  قیامت  است‌،  و  معیارها  و  مقیاسهائی  که  همچون  سـزا  و  جزائی  دارد.  لذا  حقیقت  آخرت‌،  حقیقت  اصلی  در  آن  سوره  است‌.

بدین  جهت  حقائق  دیگری  ‌که  در  سورۀ  معارج  بیان  می‌شود،  همه  پیوند  مستقیمی  با  حقیقت  آخرت  دارند.  از  جمله  در  سورۀ  معارج  در بارۀ  فرق  حساب  و  کتاب  یزدان  با  حساب  و  کتاب  مردمان  در  گشت  و  گذار  روزگاران‌،  و  از  دیدگاه  خدا  در بارۀ  روز  آخرت  و  از  دیدگاه  انسانها  در بارۀ  آن‌،  سخن  می‌رود:

(تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (٤) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلا (٥) إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا (٦) وَنَرَاهُ قَرِيبًا...). الخ... (٧)

فرشتگان  و  جبرئیل  به  سوی  او  (‌پر  می‌کشند  و)  بالا  می‌روند  در  مدّتی  که  پنجاه  هزار  سال  (‌معمولی  برای  انسانها)  طول  می‌کشد.  صبر  جمیل  داشته  باش  (‌و  جزع  و  فزع  و  یأس  و  نومیدی  به  خود  راه  مده‌)‌.  آنان  آن  روز  را  بـد  و  دور  می‌دانند،  و  ما  آن  را  ممکن  و  نزدیک  می‌دانیم  ...  .  (‌معارج‌/4-7) ... تا  آخر ...

این‌ کار  مربوط  به  روز  آخرت  است‌.

از  جملۀ  چیزهائی  ‌که  به  روز  آخرت  مربوط  است  و  در  این  سوره  از  آن  سخن  می‌رود،  فرق  موجود  میان  نفس  انسانها  در  وقت  ناخوشی  و  ناداری  و  زیان  و  ضرر،  و  در  وقت  خوشی  و  دارائی  و  سودمندی  و  بهره‏مندی  از  نعمت‌،  در  دو  حالت  ایمان  داشتن  و  ایمان  نداشتن  است‌.  همچنین  در  این  سوره  سخن  می‌رود  از  غرور  و  سرمستی  ‌کافران  و  امید  حمل  ایشان  به  ورود  به  بهشت  و  بهره‌مند  شدن  از  نعمتهای  آن‌،  با  وجود  این‌  که  آنان  در  پیشگاه  یزدان  خوار  و  حقیرند،  و  نمی‌توانند  بر  او  سبقت  ‌گیرند،  و  از  عذاب  و  عقابش  بگـریزند  و  به  در روند.  این  مسأله  پیوند  استواری  با  محور  اصلی  این  سوره  دارد.

بد  منوال  و  بر  این  روال  نزدیک  است  این  سوره  به  حقیقت  آخرف  محدود  و  منحصر  ش