) إِلا الْمُصَلِّينَ (٢٢) الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ دَائِمُونَ (٢٣) وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (٢٤) لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (٢٥)وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (٢٦) وَالَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذَابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (٢٧) إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (٢٨)وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (٢٩) إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (٣٠) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (٣١) وَالَّذِينَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ (٣٢) وَالَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ (٣٣) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ (٣٤) أُولَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ (٣٥) فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ (٣٦) عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ (٣٧) أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ (٣٨) كَلا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ (٣٩) فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ (٤٠) عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْرًا مِنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ (٤١) فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ (٤٢) يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الأجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ (٤٣) خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ) (٤٤)

این  سوره  حلقه‌ای  از  حلقه‌های  مداوای  آهسته  و  آرام‌،  دور  و  دراز،  عمیق  و  ژرف‌،  و  د‌قیق  و  لطیف  بیماریها  و  گرفتاریهای  جاهلیّت  نفس  انسان‌،  و  زدودن  و  از  میان  برداشتن  سدّها  و  مانعهای  سر  راه  دعوت  یزدان‌،  در  همۀ  دوران  است.  جاهلیّتی‌  که  قرآن  در  مکـّه  با  آن  روبرو  گردید،  و  ممکن  است‌ که  در  هر  جاهلیّت  دیگری  با  آن  روبرو  گردد،  با  اختلافاتی  ‌که  در  سطحها  است  نه  در  عمقها،  و  در  ظواهر  است  نه  در  حقائق!

یا  به  عبارت  دیگر،  این  سوره  ‌گردشی  و  چرخشی  از  گردشها  و  چرخشهای  پیکار  طولانی  سختی  است‌  که  در  داخل  نفس  انسان  درمی‌گیرد،  و  در  لابلاها  و  پیح  و  خمها  و  در  ته‌نشستها  و  انباشته‌های  درون  آدمی  آتش  آن  شعله‌ور  می‌شود.  این  پیکار،  بزرگتر  و  ستبرتر  و  طولانی‌تر  و  درازتر  از  پیکارهای  جنگ  و  رزمی  مسلمانان  با  کافران  و  مشرکان  است  ‌که  بعدها  درگرفته  است  و  درمی‌گیرد.  همچنین  این  ته‌نشستها  و  آن  سدّها  و  مانعها،  بسی  بزرگتر  و  سخت‌تر  از  نیروهائی  بوده‌اند  و  خواهند  بود  ‌که  بر  ضـدّ  دعوت  اسلامی  در  کمین  نشسته‌اند  و  می‌نشینند.  همیشه  هم  در  کمین  دعوت  اسلامی  خواهند  بود،  چه  در  جاهلیّتهای  قدیم‌،  و  چه  در  جاهلیّتهای  جد‌ید!

حقیقت  اساسی  و  بنیادینی‌  که  این  سوره  بدان  می‌پردازد  حقیقت  آخرت  و  سزا  و  جزائی  است  ‌که  در  آخرت  است‌،  به  ویژه  عذابی  که  در  آن‌  گریبانگیر  کـافران  می‌گردد،  بدان  سان  ‌که  قرآن  ایشان  را  از  آن  بیم  می‌دهد  و  برحذر  می‌دارد.  این  سوره  در  راهی‌  که  به  سوی  استقرار  این  حقیقت  طیّ  می‌کند،  به  حقیقت  نفس  آدمی  در  وقت  خوشی  و  ناخوشی  و  داشتن  و  نداشتن  و  سود  بردن  و  زیان  دیدن  می‌پردازد.  حقیقت  تفس  آدمی  وقتی  ‌کـه  مؤمن  می‌گردد،  و  زمانی  که  خالی  از  ایمان  مـی‌شود،  مختلف  و  متفاوت  است‌.  همچنین  این  سـوره  به  نشانه‌های  نفس  مؤمن‌،  و  به  برنامۀ  آن  در  فهم  و  شعور،  و  در  رفتار  و  کردار،  و  سـزاواری  آن  برای  تکریم  و  تـعظیم‌،  و  به  خواری  و  پستی  ‌کافران  و  بی‌باوران  به  خدا،  و  به  خواری  و  رسـوائی‌ای  می‌پردازد  که  سـزاوار  متکبران  و  خودبزرگ ‌بینان  است ...  همچنین  این  سوره  از  اختلاف  معیارها  و  مقیاسها  و  ارجها  و  ارزشها  برابر  سنجش  یزدان  و  سنجش  و  ارزیابی  انسان‌،  صحبت  می‌کند ...

حلقه‌ای  از  حلقه‌های  مداوای  طولانی  بیماریهای  جاهلیّت  و  جهان‌بینیهای  آن‌،  یا  گردش  و  چرخشی  از  گردشها  و  چرخشهای  پیکار  سخت  و  دشوار  در  راه‌های  نفس  انسان  و  پیح  و  خمهای  آن‌،  این  حقائق  را  گرد  می‌آورد.  آن  پیکاری  که  قرآن  بدان  پرداخت  و  در  آن  سرانجام  پیروز  شد  بدون  این  که  نـیروئی  جـز  نیروی  ذاتی  خود  را  داشته  باشد.  پیروزی  حقیقی  قرآن  نخست  در  داخل  نفس  انسان  بود،  پیش  از  این‌  که  شمشیری  داشته  باشد  که  با  آن  فتنه  و  بلای  دیگران  را  از  مؤمنان  به  دور  دارد،  چه  رسد  به  این‌  که  دشمنان  خود  را  به  تسلیم  در  برابر  خویش  وادارد!

کسی  ‌که  این  قرآن  را  می‌خواند  -‌  در  حالی‌  که  در  فکر  و  ذهن  خود  رخدادهای  زندگانی  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  را  حاضر  و  آماده  می‌دارد  -‌ نیروی  چیره  و  به  سلطۀ  والائی  پی  می‌برد  که  این  قرآن  با  آن  با  نفسهای  چموش  ساکنان  مکّه  رویاروی  می‌گردد  و  آنها  را  تمرین  می‌دهد  تا  رام  می‌شوند  و  زمام  اختیار  خود  را  عاشقانه  و  آزادانه  به  دست  قرآن  می‌سپارند.  خوانندۀ  این  قرآن  می‏‎بیند  که  قرآن  با  آن  نفسهای  سرکش  به  شیوه‌ها  و  گونه‌های  گوناگون  و  جوراجور  و  شگفت  رویاروی  می‌گردد ...  گاهی  با  آنها  رویاروی  می‌شود  با  دلائل  الهامگرانه  و  با  انگیزه‌های  جارو کننده  و  زداینده‌ای‌  که  همگون  و  همانند  سیلاب  طوفان  فراگیری  است‌  آگاهی  نیز  با  جهان‌بینیها  و  ته‌نشستهای  درون  آن  نفسها  رویاروی  می‌‌شود  با  چیزی  که  به  هاون  دسته‌ای  می‌ماند  که  خرد  می‌کند  و  له  و  په  می‌سازد  هر  چیزی  را  که  بدان  بخورد!  گاهی  نیز  با  آن  نفسها  رویاروی  می‌شود  با  چیزی‌  که  به  تازیانه‌های  گزنده  و  نیش‌زننده‌ای  می‌ماند  که  حسّ  و  شعو‌ر  را  با  ضربات  خود  تافته  می‌گرد‌اند  و  شعله‌ور  می‌سازد،  و  دیگر  حسّ  و  شعور  توان  ضربات  آنها  را  ندارد  و  در  برابر  گزشها  و  نیشهایش  شکیبائی  نمی‌ورزد)  گاهی  هم  با  آنها  رویاروی  می‌شود  با  چیزی  ‌کـه  به  راز  و  نیاز  عاشقانه‌،  و  به  شادی  مهربانانه‌ای  مـی‌ماند  ‌که  عقل  و  شعور  به  سویش  بال  و  پر  می‌کشد،  و  دلها  با  آن  انس  و  الفت  می‌گیرد.  گاهی  هم  با  آنها  رویاروی  می‌شود  با  هول  و  هراس  ترساننده ای‌،  و  با  صدا  و  فریاد  بیم‌ دهنده‌ای  ‌که  چشمان  را  در  برابر  خطری  باز  نگـاه  می‌دارد  که  نزدیک  است  و  دارد  درمی‌رسد  آگاهی  نیز  با  آنها  رویاروی  می‌گردد  همراه  با  حقیقتی‌  که  ساده  و  بی‌پرده  جلوه‌گر  می‌آید  و  روشن  و  آشکار  دیدار  می‌نماید،  آن  اندازه  ساده  و  بی‌پرده  و  روشن  و  آشکار  که  فرصت  نمی‌دهد  از  آن  روی‌گرداند  و  به  ستیز  در بارۀ  آن  پرداخت