زده  است  و  چیـزی  را  از  او  پخش  ‌کرده  است  که  او  پنهانش  می داشته  است‌،  و  پرتوی  از  نو‌ر بر  راهی  از  راه های  نهانـش  یا  بر  پیـچی  از  پیـچهای  پنهانش  تابیده  است‌!  وقتی  ‌که  ‌کسی  بر  خلوتی  از  خلوتهای  درک  و  فهمش  اطّلاع  پیدا کند،  احساس  می کند  مقدار  زیادی  از  درد  و  رنج  نیش  زننده  و  گزنده گریبانگیرش  ‌گردیده  است ...

حال  این  آفریده  چگو‌نه  خواهد  بود  بدان‌ گاه  ‌که  لخت  و  عریان  خواهد  بود،  واقعاً  لخت  و  عریان‌.  لخت  و  عریان  از  لحاظ  بدن،  دل‌،  فهم  و  شعور،  نیّت‌،  و  درون‌.  لخت  و  عریان  از  هر گونه  پوششی‌.  لخت  و  عریان ...  چه  حال  خواهد  داشت  با  این  وضع  و  حالی  ‌که  دارد،  بدان‌ گاه  ‌که  زیر  عرش  پروردگار  قدرتمند،  و  در  برابر  جمع  انبوه  مردمان‌،  بدون  هر گو‌نه  پرده  و  پوشش  است‌؟‌!

هان  این‌  کار  و  حال‌،  ‌کار  و  حالی  است  تلخ‌تر  و  ناگوارتر  از  هر  نوع  کار  و  حالی‌!!!

*
بعد  از  این‌،  روند  سخن  صحنۀ  رستگاران  و  معذّبان  را  نشان  می‌دهد،  به ‌گو‌نه‌ای  ‌که  انگار  این  صحنه  حاضر  است  و  چشمها  آن  را  می‏‎بیند ...            

(فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ (١٩) إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسَابِيَهْ (٢٠) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ (٢١) فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ (٢٢) قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ (٢٣) كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الأيَّامِ الْخَالِيَةِ) (٢٤)

و  اما  هر  کس  که  نامۀ  اعمالش  به  دست  راست  او  داده  شود،  (‌فریاد  شادی  سر  می‌دهد  و)  می‌گوید:  (‌آهای  اهل  محشر!  بیائید)  نامۀ  اعمال  ‌مرا  بگیرید  و  بخوانید!  آخر  من  می‌دانستم  که  (‌رستاخیزی  در  کار  است  و)  من  با  حساب  و  کتاب  خود  رویاروی  می‌شوم ‌...  پس  او  در  زندگی  رضایت‌ بخشی  خواهد  بود.  در  میان  بـاغ  والای  بهشت‌،  جایگزین  خواهد  شد.  میوه‌های‌  آن  در  دسترس  است‌.  در  برابر  کارهائی  که  در  روزگاران  گذشته  (‌دنیا)  انجام  می‌داده‌اید.  بخورید  و  بنوشید،  گوارا  باد!.

دریافت  ‌کردن  نامۀ  اعمال  با  دست  راست  یا  دست  چپ  و  یا  از  پشت  سر،  چه  بسا  یک  حقیقت  مادی‌  و  محسوس  باشد.  و  چـه  بسا  راست  و  چپ  و  از  پشت  سر،  یک  تمثیل  لغو‌ی  بر  اساس  اصطلاحات  معمول  زبان  عربی  باشد.  عربها  سمت  خیر  و  خوبی  را  راست‌،  و  سمت  شرّ  و  بدی  را  چپ  یا  پشت  سر  می‌نامند  و  تعبیر  می‌کنند ...  فرق  نمی‌کند  چه  این  باشد  و  چه  آن‌،‌  مفهوم‌  و  مدلول  یکسان  است‌،  و  این  مجادله‌ای  را  نمی‌طلبد  که  شکوه  جایگاه  با  آن  هدر  رود  و  ضائع  شود.

صحنه‌ای‌  که  به  نمایش  درمی‌آید،  صحنۀ  شخص  رستگار  در  آن  روز  سخت  و  دشوار  است‌.  شخص  رستگاری  ‌که  سراپا  شاد  به  راه  می‌افتد،  و  در  میان  دسته‌ها  و  گروه‌های  فراوانی  ‌که‌  گرد  آمده‌اند  حرکت  می کند،  و  سراپای  وجودش  از  شادی  لبریز  است‌،  و  شادی  بر  زباش‌  چیره  می‌شود،  و  او  فریاد  برمی‌آورد: 
(هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ) (١٩)
آهای  (‌اهل  محشر!  بیائید)  نامۀ  اعمال  مرا  بگیرید  و  بخوانید!.
آنگاه  شاد  و  شنگو‌ل  می‌گوید:  او  باور  نمی‌کرد  رستگار  شود.  بلکه  انتظار  داشت  با  او  در  حساب  و  کتاب  شدّت  و  حدّت  و  پیجو‌ئی  و  بررسی  دقیق  بشود.
(ومن نوقش الحساب عذب).
با  هر  کس  حسابرسی  دقیق  و  موشکافانه  انجام  بگیرد،  گرفتار  عذاب  می‏‎گردد.
همان‌ گونه  ‌که  در  حدیث  آمده  است‌.  از  عائشه - رضی‌الله‌عنها - ‌نقل  شده  است‌  که  ‌گفته  است‌:  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  فرمود:
(ومن نوقش الحساب عذب).
گفتم‌:  مگر  خداوند  بزرگوار  نمی‌فرماید:
(فأما من أوتي كتابه بيمينه فسوف يحاسب حسابا يسيرا وينقلب إلى أهله مسرورا).
در  آن  وقت‌،  هر  کس  نامۀ  اعمالش  به  دست  راستش  داده  شود،  با  او  حساب  ‌ساده  و  آسانی  خواهد  شد،  و  خرّم  و  شادان  به  سوی  کسان  و  خویشان  خود  برمی‏گردد.  (انشاق/7-9)

فرمود:
(إنما ذلك العرض وليس أحد يحاسب يوم القيامة إلا هلك).[1]
)‌این  فقط  نشان  دادن  (‌نمایشی  پرونده‌)  است‌.  هیچ‌  کس  نیست‌  که  از  او  در  روز  قیامت  حساب‌  کشیده  شود  مگر  این‌  که  هلاک  می‌گردد.(‌
ابن  ابی  حاتم  ‌گفته  است‌:  بشر  پسر  مطر  واسطی‌،  و  یزید  پسر  هارون‌،  و  عاصم‌،  از  احول‌،  و  او  از  ابوعثمان  برایمان  روایت  کرده‌اند  که  گفته  است‌:  نامۀ  اعمال  شخص  مؤمن‌،  (‌به  ظاهر)  پنهان  از  خدا  به  دست  راستش  داده  می‌شود. 
او  بدی‏های  خود  را  می‌خواند.  هر  وقت  یک  بدی  را  می‌خواند  رنگش  تغییر  می‌کند،  تا  می‌رسد  به  خوبیهایش  و  آنها  را  می‌خواند  در  این  وقت  رنگ  رخساره‌اش  برمی‏گردد.  بعد  از  آن  نگاه  مـی‌کند  و  می‌بیند  که  بدیهایش  به  خوبیها  تبدیل  شده  است‌.  در  این  هنگام  خواهد  گفت‌:
(هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ) (١٩)
آهای  (‌اهل  محشر!  بیائید)  نامۀ  اعمال  مرا  بگیرید  و  بخوانید!.
از  عبدالله  پسر  حنظله -‌ معروف  به  غسیل  الملائکه[2]،  یعنی  شستۀ  فرشتگان  -‌ روایت‌  گردیده  است‌  که  ‌گفته  است‌:  خداوند  بندۀ  خود  را  در  روز  قیامت  نگاه  می‌دارد.  بدیهایش  را  بر  پشت  نامۀ  اعمالش  آشکار  می‌سازد،  و  بدو  می گوید:  تو  این  را  انجام  داده‌ای‌؟  بنده  می‌گوید:  بلی  ای  خداوند  من!  خدا  بدو  می‌فرماید:  من  تو  را  با  آن  رسوا  نمی‌گردانم‌.  من  تو  را  بخشیدم‌.  بنده  در  این  وقت  می گوید:        
(هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ (١٩) إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسَابِيَهْ) (٢٠)
آهای  (‌اهل  محشر!  بیائید)  نامة  اعمال  مرا  بگیرید  و  بخوانید!  آخر  من  می‌دانستم  که  (‌رستاخیزی  در  کار  است  و)‌  من  با  حساب  و  کتاب  خود  رویاروی‌  می‌شوم‌.  

در  حدیث  صحیح  آمده  است‌،  و  ابن عمر  آن  را  روایت  کرده  است  وقتی‌  که  از  در گوشی  صحبت‌ کردن  از  او  سؤال  شده  است‌.  او  گفته  است‌:  از  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  شنیدم  که  فرمود:

(يدني الله العبد يوم القيامة , فيقرره بذنوبه كلها , حتى إذا رأى أنه قد هلك قال الله تعالى:إني سترتها عليك في الدنيا وأنا أغفرها لك اليوم . ثم يعطى كتاب حسناته بيمينه . وأما الكافر والمنافق فيقول الأشهاد:هؤلاء الذين كذبوا على ربهم , ألا لعنة الله على الظالمين).

« ‌خدا  روز  قیامت  بنده  را  نزدیک  می‏‎گرداند،  و  او  را  به  همۀ  ‌گناهانش  معترف  می‌کند،  تا  بدانجا  که  ‌گمان  می‏‎برد  هلاک‌  گردیده  است  و  گرفتار  آمده  است‌.  خدای  بزرگوار  بدین  هنگام  می‌فرماید:  من‌  گناهانت  را  در  دنیا  برایت  پوشانده‌ام‌،  و  امروزه  آنها  را  از  تو  می‌بخشم‌.  آن  وقت  نامۀ  اعمال  خوبیهایش  را  به  دست  راستـش  می‌دهند.  ولی  ‌گو‌اهان  خطاب  به  کافر  و  منافق  می‌گویند:  اینان  کسانیند  که  پروردگار  خو‌د  را  تکذیب‌  کرده‌اند،  هان 