  در  دنیا  نمی‏‎گنجد،  و  همۀ  مردمان  و  آفریدگان  را  با  طنین  صدای  شادی  و  غبطه  فریاد  می‌دارد  که  بیایند  و  نامۀ  اعمال  او  را  بخوانند:  

(هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ (١٩) إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسَابِيَهْ) (٢٠)

آهای  (‌اهل  محشر!  بـیائید)  نـامۀ  اعمال  مرا  بگیرید  و  بخوانید!  آخر  من  می‌دانستم  که  (‌رستاخیزی  در  کار  است  و)  من  با  حساب  و  کتاب  خود  رویاروی  می‌شوم‌.  صحنۀ  فلک‌زدۀ  نابود  کردیده‌ای  را  پیش  چشم  دارید  که  نامۀ  اعمالش  را  با  دست  چب  دریافت  داشته  است‌،  و  حسرت  و  آه  در  سخنانش  و  در  طنین  صدایش  و  در  آواها  و  ناله‌هایش  می‌پیچد:

(يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ (٢٥) وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ (٢٦) يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ (٢٧) مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ (٢٨) هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ) (٢٩)

ای  کاش  هرگز  نامۀ  اعمالم  به  من  داده  نمـی‌شد!  و  هرگز  نمی‌دانستم  که  حساب  من  چیست‌!  ای  کاش  پایان‌بخش  عمرم‌،  همان  مرگ  بود  و  بس‌!  دارائی  مـن‌،  مرا  سودی  نبخشید،  و  به  درد  (‌بیچارگی  امروز)  من  نخورد.  قدرت  من‌،  از  دست  من  بـرفت  (‌و  دلیل  و  برهان  من‌،  پوچ  و  نادرست  از  آب  درآمد!). 

چه‌  کسی  است  ‌که  حسّ  و  شعو‌رش  به  لرزش  و  چندش  درنیفتد،  وقتی  ‌که  این  قضاوت  هو‌لناک  را  می‌شنود:  

(خُذُوهُ فَغُلُّوهُ (٣٠) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ (٣١) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ...) الخ... (٣٢)

(‌خدا  به  فرشتگان  نگهبان  دوزخ  دستور  می‌فرماید:‌)  او  را  بگیرید  و  به  غل  و  بند  و  زنجیرش  بکشید.  سپس  او  را  به  دوزخ  بییدازید.  سپس  او  را  با  زنجیری  ‌بـندید  و  بکشید  که  هفتاد  ذراع  درازا  دارد.(حاقّه/30-32) ...  تا  آخر ...

این  بخش  ‌گو‌اهی  می‌دهد  که  چگونه  مأموران  برای  اجراء  فرمان  هراس‌انگیز  و  بزرگ  در  حقّ  آن  بیچارۀ  حسرت‌زده  به  مسابقه  می‌پردازند  و  بر  یکدیگر  پیشی  می‌گیرند!

حال  و  وضع  این  بیچارۀ  حسرت‌زده  در  آنجا  این  چنین  است‌:

(فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَا هُنَا حَمِيمٌ (٣٥) وَلا طَعَامٌ إِلا مِنْ غِسْلِينٍ (٣٦) لا يَأْكُلُهُ إِلا الْخَاطِئُونَ) (٣٧)

او  امروز  در  اینجا  یار  مهربانی  نـدارد.  و  خـوراکی  هم  ندارد  مگر  از  زردابه  و  خونابۀ  (‌دوزخیان‌)‌.  چنین  خوراکی  را  جز  بزهکاران  نمی‌خورند. (حاقّه/35-37)  در  پایان‌،  چه  ‌کسی  است  ‌که  لرزه  بر  اندامش  نیفتد،  و  ترس  و  هراس  او  را  فرانگیرد،  وقـی  ‌که  تصویر  تهدید  شدیدی  به  ذهن  خود  درآورد  که  می‌فرماید:

(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأقَاوِيلِ (٤٤) لأخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ (٤٥) ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ (٤٦) فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ) (٤٧)

اگر  پیغمبر  پاره‌ای  سخنان  را  به  دروغ  بر  ما  می‌بست‌،  ما  دست  راست  او  را  می‏‎گرفتیم.  سپس  رگ  دلش  را  پاره  می‌کردیم‌،  و  کسی  از  شما  نمی‌توانست  مانع  (‌این  کار  ما  در بارۀ‌)  او  شود  (‌و  مرگ  را  از  او  باز  دارد)‌.  (حاقّه/44-47)

اینها  صحنه‌هائی  از  قدرت  و  قوّت  و  سرزندگی  و  جنبش  و  حضور  است‌،  صحنه‌هائی‌  که  حسّ  و  شعور  انسان  نمی‌تواند  در  طول  این  سوره  از  آنها  روی  برگرداند  و  بی‌توجّه  بدانها  بماند.  این  صحنه‌ها  با  الحاح  و  اصرار  خود  را  بدونشان  ‌می‌دهند  و  بر  او  فشار  می‌آورند،  و  تأثیر  حقیقی  سختی  بر  اعصاب  و  احساسات  وارد  می‌گردانند!

*

آهنگ  فاصله  در  این  سوره  از  طنین  ویژه‌ای  برخوردار  است‌.  این  طنین  تغییر  می‌کند،  و  برابر  صحنه‌ها  و  موقعیّتها  برای  پیاده‌  کردن  آن  تاثیر  زندۀ  ژرفی  ‌که  از  آن  سخن  رفت‌،  دگرگون‌  و  جوراجور  می‌شود ...  در  سرآغاز  این  سوره  آهنگ  مدّ  و  شدّ  و  سکون  است‌:  

(الْحَاقَّةُ (١) مَا الْحَاقَّةُ (٢) وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ) (٣)

رخداد  راستین‌!  رخداد  راستین  چگونه  رخدادی  است‌؟‌!  تو  چه  می‌دانی  رخداد  راستین  چگونه  رخدادی  است‌؟‌!.  (‌حاقّه‌/١-٣)  

طنین  در  یاء  و  هاء  و  هاء  ساکن  بعد  از  آنها  می‌پیچد.  چه  تاء  مربوطه‌ای  باشد  با  سکون  بر  آن  وقـف  ‌کنند  و  بایستند،  یا  هاء  سکته  بوده  و  برای  هماهنگی  آوا  در  طول  صحنه‌های  ویرانگر  دنیا  و  آخرت‌،  و  در  صحنه‌های  شادی  و  حسرت  در  جایگاه  سزا  و  جزا  باشد.  سپس  آهنگ  تغییر  پیدا  می‌کند  وقتی  ‌که  حکم  صادر  می‌شود،  و  به  طنین  هولناک  عظیم  و  طویلی  تبدیل  می‌گردد:  

(خُذُوهُ فَغُلُّوهُ (٣٠) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ...) (٣١)

(‌خدا  به  فرشتگان  نگهبان  دوزخ  دستور  مـی‌فرماید:‌)  او  را  بگیرید  و  به  غل  ‌و  به  بند  و  زنجیرش  بکشید.  سپس  او  را  به  دوزخ  بیندازید ... (‌حاقّه‌/30و31)  آنگاه  دید  باره  آهنگ  تغییر  پیدا  می‌کند  وقتی  ‌که  اسباب  و  علل  حکم  بیان  می‌شود،  و  جدّیّت  فرمان  درمی‌رسد.  به  طنین  رزین  و  متین  و  جدّی  و  قاطع  و  سنگین  و  مستقرّ  بر  میم  یا  نون‌،  تبدیل  می‌گردد:

(إِنَّهُ كَانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ (٣٣) وَلا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (٣٤) فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَا هُنَا حَمِيمٌ (٣٥) وَلا طَعَامٌ إِلا مِنْ غِسْلِينٍ) (٣٦)

چرا  که  او  به  خداوند  بزرگ  ایمان  نمی‌آورد،  و  مردمان  را  به  دادن  خوراک  به  بینوا،  تشویق  و  ترغیب  نـمی‌کرد.  لذا  امروز  در  اینجا  یار  مهربانی  ندارد،  و  خوراکی  هم  ندارد  مکر  از  زردابه  و  خونابۀ  (‌دوزخیان‌)‌. (حاقّه/33-36)

(وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ (٥١) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ) (٥٢)

قرآن‌،  یقین  راستین  (‌و  حقّ  و  حقیقت  فرو فرستادۀ  جهان ‌آفرین‌)  است‌.  حال  که  چنین  است‌،  با  ذکر  نام  پروردگار  بزرگوار  خود،  خدا  را  تسبیح  و  تقدیس  کن‌.  (حاقّه/51و52)  

این  تغییر  در  حرف  فاصله‌،  و  در  حرف  مدّ  پیـن  از  آن‌،  و  در  آهنگ  به  طور کلّی‌،  پدیدۀ  آشکار  و  چشمگیری  است  ‌که  از  روند  سخن  و  از  صحنه‌ها  و  فضای  موضوع  پیروی  می‌کند،  و  با  موضوع  و  تصویرها  و  سایه‌روشنها  به  تمام  و  کمال  هــآوا  می ‌گردد،  و  با  حیات  بخشیدن  به  صحنه‌ها  و  تقو‌یت  تأثیر  آنها  بر  حسّ  و  شعو‌ر  مشارکت  می‌ورزد،  در  سوره‌ای‌  که  آهنگ  نیرومند  و  تأثیر  ژرفی  دارد.

این  سوره‌،  سورۀ  هرلناک  و  هراس‌انگیزی  است‌.  کم‌تر  اتفاق  می‌افتد  که  حسّ  و  شعو‌ر  با  آن  رویاروی  ‌گردد  و  سخت  به  تکان  نیفتد.  این  سوره  خو‌دش  نیرومندتر  از  هر گونه  عرضه‌ کردن  و  بیان  داشتنی‌،  و  از  هر  گو‌نه  تحلیل  و  توجیهی‌،  و  از  هر  نوع  تعلقه  و  تحشیه‌ای  است‌!

*
(الْحَاقَّةُ (١) مَا الْحَاقَّةُ (٢) وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ) (٣)
رخداد  راستین‌!  رخداد  راستین  گونه  رخدادی  است‌؟‌!  تو  چه  می‌دانی  رخداد  راستین  چگونه  