ی  نابود  شدند.  خداوند  چنین  تندبادی  را  هفت  شب  و  هشت  روز  پیای  بر  آنان  گمارد.  (‌اگر  در  آنجا  می‌بودی‌)  ‌در  این  مدّت  مردمان  را  می‌دیدی  که  روی  زمین  افتاده‌اند  و  انگار  تنه‌های  پوک  و  توخالی  درختان  خرمایید.  آیا  کسی  را  می‌بینی  که  از  ایشان  برجـای  مانده  باشد.  فرعون  و  کسانی  که  پیش  از  او  بودند،  و  همچنین  اهالی  شهرها  و  آبادیهای  زیر  و  رو  شدۀ  (‌قوم  لوط‌)  مرتکب  گناهان  بزرگ  شدند.  آنان  با  فرستادۀ  پروردگارشان  به  مخالفت ‌‌برخاستند،‌  و  خداوند  ایشان  را  به  سختی  فرو  گرفت  (‌و  به  عذاب  شدیدی  گرفتار  ساخت‌)‌.  ما  بدان  گاه  که  (‌در  طوفان  نوح‌)‌  آب  طغیان  کرد  (‌و  از  حدّ  معمول  فراتر  رفت‌،  نیاکان‌)  شما  را  سوار  کشتی  کردیم‌.  تا  آن  (‌حـادثۀ  نجات  مؤمنان  و  غرق  شدن  کافران‌،  درس  عبرتی  و)  مایۀ  اندرزی‌،  برای  شما  بوده  و  گوشهای  شنوا  آن  را  فرا گیرند  و  به  خاطر  سپرند.   (حاقه/4-2)

بدین  منوال  هر  کس  از  این  ‌کار  روی  بگرداند  سخت  گرفتار  می‌آید  و  با  بلای  ‌کمرشکن  نابود  می‏‎گردد،  بلای  کمرشکنی‌  که  با  جدّیّت  قاطعانه  و  برّندۀ  موجود  در  این  کار  بزرگ  هراس‌انگیز  تناسب  دارد،‌  کار  بزرگ  و  هراس‌ انگیزی  ‌که  شوخی  و  سستی  نمی‌شناسد،  و  تحمّل  لهو  و  لعب  را  ندارد،  و  در  اینجا  یا  آنجا  رویگردانی  از  آن  را  نمی‌پذیرد.

این  معنی  جلوه‌گر  می‌آید  در  صحنۀ  قیامت  هراس ‌انگیز،  و  در  پایان ‌گرفتن  وحشتناک  جهان  هستی‌،  و  در  جلالت  و  عظمت  تجلّی  یزدان  بزرگوار،  و  این  تجلّی  هراس‌ انگیزترین  و  وحشت‌انگیزترین  چیز  است‌:

(فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ (١٣) وَحُمِلَتِ الأرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً (١٤) فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ (١٥) وَانْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ (١٦) وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ) (١٧)

هنگامی  که  یک  دم  در  صور  دمیده  می‌شود.  و  زمین  و  کوه‌ها  از  جا  برداشته  شوند  و  یک  باره  درهم  کوبیده  و  متلاشی  گردند.  بدان  هنگام  است  که  آن  واقعۀ  (‌بزرگ  قیامت  در  جهان‌)  رخ  می‌دهد  (‌و  رستاخیز  برپا  می‌شود)‌.  و  آسمان  از  هم  می‌شکافد  و  مـی‌پراکند،  و  در  آن  روز  سست  و  نااستوار  می‏‎گردد.  و  فرشتگان  در  اطراف  و  کناره‌های  آسمان  (‌جدید  آن  روزی‌)  قرار  می‏‎گیرند،  و  در  آن  روز،  هشت  فرشته‌،  عرش  پروردگارت  را  بر  فراز  سر  خود  برمی‌دارند.  (حاقّه/13-17)

آن  ترس  و  هراس‌،  و  این  جلالت  و  عظمت‌،  جدّیّت  زیبا  و  دل‌آرای  بزرگی  را  به  صحنۀ  حساب  و  کتاب  راجع  بدان  کار  هراس‌انگیز  و  وحشت‌انگیز  می‌دهند.  هر  دو  تای  ترس  و  هراس  و  جلالت  و  عظمت‌،  در  ژرفـا  بخشیدن  آن  معنی  در  حسّ  و  شعو‌ر،  با  سائر  آواها  و  پیامهای  این  سوره  شرکت  می‌ورزند.  هم  این  و  هم  آنچه  پس  از  آن  مـی‌آید،  از  جملۀ  ‌گـفتار  نجات  ‌یافتگان  و  گرفتاران  عذاب‌است‌: 

(فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ (١٩) إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسَابِيَهْ) (٢٠)

و  امّا  کسی  که  نامۀ  اعمالش  به  دست  راست  او  داده  شود،  (‌فریاد  شادی  سر  می‌دهد  و)  می‌گوید:  (‌آهای  اهل  محشر!  بیائید)  نامۀ  اعمال  مرا  بگیرید  و  بخوانید!  آخر  من  می‌دانستم  که  (‌رستاخیزی  در  کار  است  و)  من  با  حساب  و  کتاب  خود  رویاروی  می‌شوم‌.  (‌حاقّه/‌١٩و20)

او  نجات  یافته  است  و  نزدیک  است  باور  نکند  که  نجات  یافته  است  ... 

(وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ (٢٥) وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ (٢٦) يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ (٢٧) مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ (٢٨) هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ) (٢٩)

و  امّا  کسی  که  نامۀ  اعمالش  به  دست  چپش  داده  شود،  می‌گوید:  ای  کاش  هرگز  نامۀ  اعمالم  به  من  داده  نمی‌شد!  و  هرگز  نمی‌دانستم  که  (حساب  من  چیست‌!  ای  کاش  پایان‌ بخش  عمرم‌،  همان  مرگ  بود  و  بس‌!.   (حاقه/25-29)

با  این  واویلا  و  آه  و  نالۀ  طولانی‌،  تـصویری  از  رخ  دادن  چنین  سرنوشت  و  سرانجامی  به  حسّ  و  شعو‌ر  می‌افتد  ...  آنگاه  آن  جدّیّت  قاطعانه  و  هول  و  هراس  ‌کمر شکن  جلوه‌گر  می آید  در  فرمودۀ  والای  ایزد  سبحان،  فرموده‌ای  ‌که  قضاوت  هراس‌انگیز  و  وحشت‌انگیز  را  در  آن  روز  هولناک  و  خوفناک‌،  و  در آن  جایگاه  بزرگ  و  سترگ،  اعلان  می‌دارد:

(خُذُوهُ فَغُلُّوهُ (٣٠) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ (٣١) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ) (٣٢)

(‌خدا  به  فرشتگان  نگهبان  دوزخ  دستور  می‌فرماید:‌)  او  را  بگیرید  و  به  غل  و  بند  و  زنجیرش  بکشید.  سپس  او  را  با  زنجیری  ببندید  که  هفتاد  ذراع  درازا  دارد .(حاقّه/30-32)

هر  بندی  و  بخشی  انگار  سنگینی  آسمانها  و  زمین  را  دارد،  و  با  شکوه  و  عظمت  هراس‌انگیزی‌،  و  با  هول  و  هراس  بیم ‌دهنده‌ای‌،  و  با  جدّیّت  سنگینی‌،  از  بالا  به  پائین  فرو می‌افتد ...

آنگاه  چیزی  به  میان  می آید  که  بر  سخن  داوری  بزرگ  پیرو  می‌زند.  و  آن  موجبات  این  حکم  هراس ‌انگیز  و  نهایت  کار  وحشت‌انگیز  گناهکار  است‌:

(إِنَّهُ كَانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ (٣٣) وَلا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (٣٤) فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَا هُنَا حَمِيمٌ (٣٥) وَلا طَعَامٌ إِلا مِنْ غِسْلِينٍ (٣٦) لا يَأْكُلُهُ إِلا الْخَاطِئُونَ) (٣٧)

چرا  که  او  به  خداوند  بزرگ  ایمان  نمی‌آورد،  و  مردمان  را  به  دادن  خوراک  به  بینوا،  تشویق  و  ترغیب  ‌نمی‌کرد.  لذا  امروز  در  اینجا  یار  مهربانی‌  ندارد.  و خوراکی  هم  ندارد  مگر  از  زردابه  و  خونابۀ  (‌دوزخیان‌)‌.  چنین  خوراکی  را  جز  بزهکاران  نمی‌خورند. (حاقّه/33-37)  

آنگاه  این  معنی‌،  در  اشاره‌ای  به  سوگند  بزرگ،  و  در  گفتار  پروردگار  در بارۀ  حقیقت  آئین  واپسین‌،  پدیدار  و   -نمودار  می‌آید:

(فَلا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ (٣٨) وَمَا لا تُبْصِرُونَ (٣٩) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (٤٠) وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلا مَا تُؤْمِنُونَ (٤١) وَلا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلا مَا تَذَكَّرُونَ (٤٢) تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ) (٤٣)

سوگند  می‌خورم  به‌  آنچه  می‌بینند  و  آنـچه  نمی‌بییند.  این  (‌قرآن  از  سوی  خدا  آمده  است  و)  گفتاری  است  (‌که‌)  از  (‌زبان‌)  پیغمبر  بزرگواری  (‌به  نام  محمّد،  پخش  و  تبلیغ  می‌شود)‌.  و  گفتۀ  هیچ  شاعری‌  نیست  (‌چنان  که  شما  گمان  می‌برید. اصلاً)‌  شما  کمتر  ایمان  ‌می‌آورید (‌و  به  دنبال  حقّ‌  و  حقیقت  می‌افتید)‌.  و  گفتۀ  هیچ  