ار  صحنۀ  داستان  را  زند‌ه  می‏‎بیند،  و  مشاهده  می‌کند  که  رخدادهای  داستان  جلو  چشمان  او  روی  می‌دهند  و  پیاپی  می‌شوند  و  به  وقوع  می‌پیوندند.[3]  پس  بکو‌شیم‌  که  حو‌ادث  را  ببینیم  بدان  گونه  ‌که  در  روند  قرآن  آمده‌اند:

هان‌!  اینک  ما  جلو  صاحبان  باغ  ایستاده‌ایم  -  باغ  دنیا  نه  باغ  آخرت  -‌ هان‌!  آنان  دارند  در  باره  باغ  با  یکدیگر  رایزنی  و  چاره‌اندیشی  می‌کنند.  بیچارگان  از  میوۀ  این  باغ  بهره  و  نصیبی  داشته‌اند  -‌ همان‌ گونه  ‌که  روایتها  نقل  می‌کنند  -‌آن  وقت‌  که  صاحب  خوب  و  نیکوئی  داشته  است‌.  امّا  وارثان  می‌خواهند  همۀ  میوه‌ها  را  برای  خود  بردارند  و  چیزی  از  آن  ‌کنار  نگذارند،  و  بیچارگان  را  محروم  و  بی‌بهره  بدارند ...  پس  در  این  صورت  بگذارید  بنگریم  حوادث  چگو‌نه  روی  می‌دهند!

(إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ (١٧) وَلا يَسْتَثْنُونَ) (١٨)

ما  آنان  را  آزموده‌ایم‌،  همان گونه  که  صاحبان  باغ  را  آزموده‌ایم‌.  هنگامی  که  سوگند  یاد  کردند  که  میوه‌های  باغ  را  بامدادان  (‌دور  از  انظار  مردم‌)  بچییند  و  هیچی  از  آن  برجای  نگذارند  (‌و  برای  مستمندان  کنار  ننهند).

تصمیم‌  گرفتند  میوه‌ها  را  بامدادان  زود  بچینند،  بدون  این  که  چیزی  برای  بیچارگان‌  کنار  بگذ‌ارند  و  بدیشان  بدهند.  بر  این  ‌کار  سوگند  یاد  نمودند،  و  عزم  خود  را  بر  آن  جزم  کردند.  با  این  نیّت  پلید  به  خواب  شبانه  فرو  رفتند  ...  ایشان  را  وامی‌گذاریم  در  غفلت  خود  بسر  برند  یا  با  مکر  و  کید  بمانند،  مکر  و  کیدی  که  در  میان  خود  مصلحت  دیده‌اند  و  بدان  تصمیم  گرفته‌اند.  بیائید  بنگریم  بر  سر  ایشان  در  ظلمت  شب  چه  آمده  است  و  بدون  این‌  که  بفهمند  چه  ‌گذشته  است‌.  خدا  بیدار  است  و  نمی‏خوابد  آن‌ گونه‌  که  ایشان  بخوابند.  خدا  برایشان  تدبیر  و  تقدیری  دارد  جدای  از  تدبیر  و  تقدیری‌  که  آنان  دارند.  این  هم  پاداش  کاری  است  که  شبانه  اندیشیده‌اند  و  با  غرور و سرمستی  بر  سر  آن  رفته‌اند  و  بدان  تـمیم  گرفته‌اند،  غرور  و  سرمستی  حاصل  از  نعمتی  ‌که  دارند  و  محروم  ‌کردن  و  بازداشتن  از  خیر  و  خوبی‌  که  می‌توانند،  و  بخل  ورزیدن  در  سهم  معلومی‌  که  بیچارگان  در  نعمتشان  دارند  ...  در  آنجا  یک‌  کار  ناگهانی  است‌  که  در  نهان  انجام  می‌پذیرد،  ناگهانی  و  نهان  بسان  حرکت  شبحها  در  تاریکیها.  در  حالی‌  که  مردمان  هنوز  در  خوابند:

(فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ (١٩) فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ) (٢٠)

شب  هنگام  که‌  آنان  در  خواب  بودند،  بلای  بزرگ  و  فراگیری‌  از  جانب  پروردگارت‌  سراسر  باغ‌  را  دربر  گرفت  و  باغ  (‌سوخت  و)  همچون  شب  (‌تاریک  و  سیاه‌)  گرد‌ید!.[4]

بگذارید  باغ  را  و  بلائی  را  رها  سازیم  ‌که  بر  سر  آن  آمده  است‌.  بنگریم  آن  نیرنگبازان  شبانه  و  چاره‌اندیشان  دیوانه  چه  ‌کار  می‌کنند.

هان‌!  این  ایشانند  که  بامدادان  زود  بیدار  می‌شوند  بدان  گونه  ‌که  توطئۀ  آن  را  چیده‌اند،  و  بعضی  برخی  را  ندا  درمی‌دهند  تا  انجام  بدهند  تصمیمی  را که  ‌گـرفته‌اند  و  عزم   خود  را  بر  آن  جزم  ‌کرده‌اند:

(فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ (٢١) أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ) (٢٢)

سحرگاهان  همدیگر  را  ندا  در دادند،  اگر  می‌خواهید  میوه‌های  خود  را  بـچینید،  صبح  زود  حرکت  کنید  و  خویشتن  را  به  کشتزار  خود  برسانید.

یکی  دیگری  را  یادآوری  می‌کند،  و  آن  دیگری  این  این  را  سفارش  می‌نماید،  و  حماسه  یکایک  آنان  را  دربر  می‌گیرد!

آنگاه  روند  قرآنی  به  تمسخر  ایشان  ادامه  می‌دهد.  آنان  را  در  راه  به  تصویر  می‌کشد  که  دارند  حرکت  می‌کنند،  و  آرام  آرام  با  یکدیگر  صحبت  می‌نمایند  و  همدیگر  را  -  اندیشۀ  ژرف  و  تدبیر  استوار  فرا  می‌خوانند  تا  بتوانند  همۀ  میوه‌ها  را  گردآوری  و  به  خود  اختصاص  دهند،  و  بیچارگان  و  تهیدستان  را  از  میوه‌ها  بی‌بهره  و  بی‌نصیب  ‌گردانند!

(فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ (٢٣) أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ!!!) (٢٤)

آنان  پچ‌پچ کنان  به  راه  افتادند  (‌تا  فقراء  سخن  ایشان  را  نشنوند  و  متوجّه  آنان  نشوند)‌.  نباید  امروز  بینوائی  در  باغ  پیش  شما  بیاید!!!.

انگار  ما  کسانی  که  به  قرآن  گوش  فرامی‌دادیم  یا  قرآن  را  می‌خوانیم  چیزی  را  می‌دانیم  که  صاحبان  باغ  در بارۀ  باغ  نمی‌دانند ...  بلی  ما  آن  دست  نهان  و  لطیفی  را  مشاهده  کرده‌ایم  که  در  دل  تاری  به  سوی  باغ  دراز  گردیده  است  و  همۀ  میوه‌ها  را  از  میان  برداشته  است  و  نابود  کرده  است‌.  باغ  را  مشاهده  کرده‌ایـم  انگار  میوه‌هایش  چیده  شده  است  پس  از  آن  بلای  شبانه  هراس‌انگیز  و  نـهانی  ‌که  آن  را  فـرا گرفته  است‌!  پس  نفسهایمان  را  در  این  صورت  قطع  می‌کنیم  و  نفس  نمی‌کشیم  تا  ببینیم  نیرنگبازان  و  چاره‌اندیشان  شبانه‌،  چه  می‌کنند.

روند  قرآنی  پیوسته  نیرنگبازان  و  چاره‌اندیشان  شبانه  را  به  تمسخر  می‌گیرد:

(وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ) (٢٥)

بامدادان  بدین  قصد  که  می‌توانند  (‌از  ورود  بینوایان  به  باغ‌)  جلوگیری  کنند  و  (‌ایشان  را)  بازدارند  (‌به  سوی  باغ‌)  روان  شدند!.

بلی  آنان  می‌توانند  بازدارند  و  بی‌بهره  و  بی‌نصیب  گردانند ...  دست‌  کم  خود  را  بی‌بهره  و  بی‌نصیب  گردانند!!!

این  آنانند  که  با  باغ  ناگهان  رویاروی  می‌شوند.  پس  ما  هم‌  تمسخرکنان  با  روند  قرآن  حرکت‌  می‌کنیم  و  به  سویشان  می‌رویم‌.  ما  ایشان  را  می‌بینیم  ‌که  ناگهان  باغ  را  به‌  گونه‌ای  می‌بینند  که  انتظارش  را  نداشتند:

(فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ) (٢٦)

هنگامی  که  باغ  را  دیدند،  گفتند:  ما  راه  را  گم  کرده‌ایـم‌!  (‌این  باغ  ما  نیست‌)‌.

این  باغ  ما  نیست‌،  باغی  ‌که  سنگن  بار  از  میوه  است  و  از  میوه  موج  می‌زند.  ما  راه  باغ  خو‌د  را  گم‌ کرده‌ایم  و  به  راه  دیگری  افتاده‌ایم‌! ..  ولی  از  سخن  خود  برمیگردند  و  مؤکّدانه  می‌گویند:

(بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ) (٢٧)

(‌بعد  از  اندکی  تأمّل‌،  گفتند:  ما  درست  آمده‌ایم  و  راه  را  گم  نکرده‌ایم‌!)  بلکه  ما  محروم  (‌از  حاصل  و  بهره‌)  هستیم‌.  (‌ای  وای  ما!  ما  همه  چیز  خود  را  از  دست  داده‌ایم‌!)‌.  این  خبر  یقینی  و  راستین  است!هم  اینک‌  که  فرجام  نیرنگ  و  مکر  شبانه،  و  عاقبت  بد  سرمستی‌،  و  نتیجۀ  بدشگون  نیّت  بی‌بهره  ‌گرداندن  بیچارگان، بدیشان  رسیده  است  و  دامنگیرشان  گردیده  است‌،  بهترین  ایشان  و  خردمندترین  و  شایسته‌ترین  آنان  پای  جلو  می‏‎گذارد  و  به