نده‌ای  و  صفحۀ  پاکیزه‌ای  و  تصویر  والای  درخشنده‌ای  است‌،  زندگانی  زیبا  و  دلربائی‌  که  سزاوار  این  می‏‎گردد  که  یزدان  جهان  در  کتاب  جاویدان  خود  در باره‌اش  بفرماید:

(وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ) (٤)

تو  دارای  خوی  سترگ  (‌یعنی  صفات  پسندیده  و  افعال  حمیده  )  هستی‌.

با  این  ستایش‌،  ییغمبرش  صلّی الله علیه و اله و سلّم  را  می‌ستاید،  همان گونه  که  عنصر  اخلاقی  را  در  برنامۀ  الهی  می‌ستاید،  برنامه‌ای  که  این  پیغمبر  بزرگوار  آن  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌،  و  با  آن  زمین  را  با  آسمان  پیوند  می‌دهد،  و  دلهای  دوستداران  یزدان  سبحان  را  آویزۀ  ایزد  منّان  می‌سازد،  و  ایشان  را  به  سوی  اخلاق  و  خصال  راست  و  درستی  رهنمود  و  رهنمون  می‌گرداند  که  خداوندگار  هستی  دوست  می‌دارد  و  می‌پسندد.

این  ارج  نهادن  و  اعتبار  دادن‌،  ارج  و  اعتبار  یگانه  و  ممتازی  در  اخلاق  اسلامی  است‌.  اخلاق  اسلامی  از  محیط  برگرفته  نمی‌شود،  و  اصلاً  از  ارزشهای  زمینی  برنمی‌جوشد،  و  بر  ارزشی  از  ارزشهای  عرف  و  عادت  مردمان  یا  مصلحت  و  یا  ارتباط‌ها  و  پیوندهای  ایشان  ‌که  در  نسلی  از  نسلها  بوده  است‌،  یاری  نمی‌طلبد  و  تکیه  نمی‌کند.  بلکه  اخلاق  اسلامی  از  آسمان  یاری  می‏طلبد  و  بر  آسمان  تکیه  می‌کند.  از  نداء  زدن  آسمان  به  زمین  استمداد  می‌جوید،  ندائی‌  که  زمین  را  فریاد  می‌دارد  که  به  افق  بندد.  اخلاق  اسلامی  از  صفات  مطلق  خدا  یاری  می‌جوید،  تا  انسانها  آن  صفات  را  در  حدود  تاب  و  توان  خود  تحقق  بخشند  و  پیاده  ‌کنند.  در  نتیجه  انسانیّت  والا  را  تحقّق  بخشند  و  پیاده‌  کنند،  و  شایان  آن  چنان  تکریم  و  تـعظیم  یزدان  از  ایشان  و  جانشین  شدنشان  در  زمین  کردند.  و  بالأخره  شایان  زندگی  والای  اخروی  شوند:  

 (في مقعد صدق عند مليك مقتدر).

در  مجلس  راستینی  که  (‌یاوه‌سرائی  و  بزهکاری  در  آن  جائی  ندارد ...  در)  پیشگاه  پادشاه  بزرگ  و  توانائی  (‌که  آفریدگار  و  خداوندگار  همۀ  صائنات‌)  است‌. (قمر/55)

بدین  خاطر،  اخلاق  اسلامی‌،  مقیّد  و  محدود  به  حدود  و  ثغو‌ری  از  ارجها  و  ارزشهای  پابرجا  در  زمین  نیست‌.  بلکه  اخلاق  اسلامی  آزاد  است‌،  و  تا  بدانجا  اوج  می‏‎گیرد  که  انسانها  تاب  و  توان  آن  را  دارند.  زیرا  اخلاق  اسلامی  چشم  می‌دوزد  به  پیاده‌  کردن  و  تحقّق  بـخشیدن  صفات  خدا  که  آزاد  و  رها  از  هر  گونه  حدّ  و  مرزی‌،  و  از  هر  گونه  قید  و  بندی  است‌.

گذ‌شته  از  این‌،  اخلاق  اسلامی‌،  فضائل  جداگانه  و  گسیخته  از  یکدیگر،  بسان‌:  صدق  و  صداقت‌،  امانت  و  عدالت‌،  رحمت  و  شفقت‌،  خوبی  و  نیکی‌،  و ... نیست‌.  بلکه  اخلاق  اسلامی  برنامۀ  ‌کاملی  است‌  که  در  آن  تربیت  تهذیبی  با  قوانین  نظم  و  نظام  زندگی،  به  تعاون  و  همیاری  می‌پردازد،  و  اندیشة  زندگی  به  طور  کلّی  و  رویکردهای  آن  جملگی،  بر  آن  برنامه،  استوار  و  پایدار  می‌گردد،  و  در  پایانۀ  گشت  و  گذار  به  خدا  منتهی  می‌شود،  نه  به  ارزش  و  اعتبار  دیگری  از  ارزشها  و  اعتبارهای  این  زندگی‌.

این  اخلاق  اسلامی‌،  پایمال  و  جمال  و  هماهنگی  و  راستی  و  درستی  و  استواری  و  پایداری  و  استمرار  و  استقراری  که  دارد،  در  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  مجسّم  گردیده  است‌،  و  در  مدح  و  ثنای  یزدان  بزرگوار  نمودار  و  پدیدار  آمده  است‌،  آنجا  که  می‌فرماید:

(وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ) (٤)

تو  دارای  خوی  سترگ  (‌یعنی  صفات  پسندیده  و  افعال  حمیده)  هستی. 

*
پس  از  این  ستایش  ارزشمند  از  بندۀ  خود،  او  را  اطمینان  می‌دهد  به  فردای  آینده‌ای‌  که  با  مشرکان  دارد،  مشرکانی  که  آن  بهتان  ناجوانمردانه  را  بدو  زدند.  ایشان  را  به  رسوائی  کارشان  و  پرده‌برداری  از  نادرستی  و  گمراهی  آشکارشان‌،  تهدید  می‌کند.

(فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ (٥) بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ (٦) إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ) (٧)

خواهی  دید  و  خواهند  دید  که  کدام  یک  از  شما  مبتلاً  به  دیوانگی  است  (‌محمّد،  یا  شما  کافران  و  مشرکان‌)‌.  پروردگار  تو  مسلّماً  (‌از  هر  کس  دیگری‌)  بهتر  می‌داند  که  چه  کسی  از  راه  او  گمراه  شده  است‌،  و  چه  کسی  راهیاب  است.    

«‌مفتون‌»[1]‌‌:  آن  ‌کسی  است  ‌که  خدا  پیغمبر  خود  را  اطمینان  می‌دهد  پرده  از  او  برمی‏دارد  و  او  را  مشخّص  می‌فرماید،  انسان  گمراه  است‌.  یا  او  امتحان ‌شونده‌ای  است‌  که  امتحان  پرده  از  حقیقت  او  به‌  کنار  می‌زند.  هر  دو  معنی  نزدیک  به  همدیگرند ...  این  وعده  اطمینان  دادن  به  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  و  به  مؤمنانی  است  ‌که  در  خدمت  او  هستند.  در  آن  به  همان  اندازه  هم  تهدید  کردن  و  بیم  دادن  دشـنان  او  و  تهمت‌  زنندگان  بدو  است ...  مدلول  و  مفهوم  دیوانگی  و  جنونی‌  که  تهمت  آن  را  بدو  می‌زنند  هر  چه  بوده  و  هر  چه  باشد،  آنچه‌  گمان  آن  بیشتر  می‌رود  این  است‌  که  مراد  مشرکان  و  قصد  ایشان  زوال  عقل  نـیست‌.  چه  واقعیّت  این  را  تکذیب  می‌کند.  بلکه  مرادشان  از  دیوانگی  سلطۀ  جنّ  بر  او  است‌.  و  جنّ  این  سخن  شگفت  و  شگرف  بدیع  و  نوین  را  بدو  پیام  داده  است ...  آخر  آنان  معتقد  بودند  که  هر  شاعری  شیطانی  به  همراه  دارد  که  سخن  شگفت  و  شگرف  بدیع  و  نوین  را  بدو  الفاء  می‌کند!  امّا  این  مفهوم  دور  از  حقیقت  حال  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  است‌،  و  با  سرشت  چیزی  نمی‌خواند  که  بدو  وحی  مـی‌گردید،  و  آن  سخن  ثابت  و  استوار  و  راست  و  درست  بود.

این  وعده‌ای  ‌که  خدا  می‌دهد  اشاره  دارد  به  این‌  که  فردای  آینده‌،  پرده  از  حقیقت  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  و  حقیقت  تکذیب‌ کنندگان  او  برمی‏دارد،  و  ثابت  می‌نماید  که  کدام  یک  از  آنان  در  برابر  کاری  ‌که  می‌کند گرفتار  می‌آید،  یا  کدام  یک  از  آنان  گمراه  است  در  چیزی  که  ادّعاء  می‌نماید.  خدا  پیغمبرش  را  مطمئن  می‌سازد  که  پروردگارش‌:

(أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ) (٧)

او  (‌از  هر کس  دیگری‌)  بهتر  می‌داند  که  چه  کسی  از  راه  او  گمراه  شده  است‌،  و  چه  کسی  راهیاب  است‌.

این  پروردگار  او  است‌  که  بدو  وحی  ‌کرده  است‌،  پس  او  می‌داند  که  وی  راهیاب  است  و  کسانی  ‌که  با  او  هستند  راهیابند.  این  امر  او  را  اطمینان  می‌بخشد،  و  دشمنانش  را  پریشان  و  نگران  می‌سازد.  به  دلهای  دشمنانش  نگرانی  و  پریشانی  می‌اندازد،  همان گونه  که  خواهد آمد.

*
خداوند  برای  او  پرده  از  حقیقت  حالشان‌،  و  از  حقیقت  فهم  و  شعو‌رشان  برمی‏دارد،  در  آن  حال  و  احوالی  ‌که  آنان  با  او  دشمنی  می‌ورزند  و  به 