ه  ‌کسی  است‌.  بزرگتر  است  چون  بعد  از  دریافت  آن  ماندگار  و  پایدار  و  استوار  می‌ماند.  بر  بندگان  تکبّر  نمی‌کند،  و  باد  به  غبغب  نـمی‌اندازد،  و  خود بزرگ ‌بینی  و  فخرفروشی  نمی‌نماید،  و  حال  این‌  که  او  کسی  است  ‌که  شنیده  است  آنچه  شنیده  است‌،  از  خدائی  ‌که  بزرگ  و  سترگ  است‌!

خدا  خودش  بهتر  می‌داند  رسالت  خود  را  به  چـه‌  کسی  می‌سپارد.  جز  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌با  این  عظمت  نـفسی‌  که  داشته  است‌،‌ کسی  نبوده  است  این  رسالت  واپسین  را  با  تمام  عظمت  جهانی‌ای‌  که  داسته  است  حمل‌  کند  و  به  گردن‌  گیرد،  و  از  یک  سو  خودش  هم  همتای  آن  رسالت  باشد،  و  از  دیگر  سو  تـصویر  زنده‌ای  از  آن  باشد.

این  رسالت‌،  از  لحاظ‌  کمال  و  جمال‌،  عظمت  و  شمول‌،  صدق  و   یقین‌،  و  حقّ  و  حقیقت‌،  به‌  گونه‌ای  است‌  که  نمی‌تواند  آن  را  حمل  ‌کند  و  بر  عهده‌ گیرد،  مگر  مردی  که  خدا  این  مدح  و  ثنا  را  در  باره‌اش  می‌فرماید،  ‌و  شخصیّت  او  هم  تاب  و  توان  دریافت  این  مدح  و  ثنا  را  با  خویشتنداری  و  هـماهنگی  و  آرامش  داشته  باشد،  آرامش  دل  بزرگی  ‌که  حقیقت  این  رسالت  و  حقیقت  این  ستایش  بزرگ  در   آن  بگنجد ...  آنگاه  سرزنش  پروردگارش  را  دریافت  می‌دارد،  و  پروردگارش  او  را  در  برابر  برخی  از  کارهایش  بازخواست  می‌کند،‌  کارهائی  که  با  وجود  چنان  خویشتنداری  ‌و  چنان  هماهنگی  و  چنان  آرامشی  از  او  سرزده  است‌.  یزدان  سبحان  هم  این  را  و  هم  آن  را  اعلام  و  اعلان  می‌دارد،  و  نه  از  این  و  نه  از  آن  چیزی  را  نهان  و  پنهان  نمی‌نماید ...  ییغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌در  هر  دو  حالت‌،  همان  پیغمبر  بزرگوار  و  بندۀ  فرمانبردار،  و  پیام‌رسان  امین  است‌.

حقیقت  این  نفس  جزو  حقیقت  این  رسالت  است‌.  عظمت  این  نفس  جزو  عظمت  این  رسالت  است‌.  حقیقت  محمّدی  بسان  حقیقت  اسلامی‌،  دور  از  دسترس  هر گونه  دوربین  و  تلسکوپی  است  که  انسانها  بدانها  دسترسی  دارند.  آنچه  رصد کننده  و  نگرندۀ  عظــت  این  حقیقت  دو  بعدی  می‌تواند  بکند  تنها  این  است‌  که  آن  را  ببیند  و  گستره  و  مرز  آن  را  معیّن  و  محدود  نکند،  و  به  مدار  و  خطّ  سیر  کیهانی  آن  اشاره‌  کند  بدون  این‌  که  این  مدار  و  خطّ  سیر  را  مشخّص  و  محدود  گرداند!

من  بار  دیگر  خود  را  مجبور  می‌بینم‌  که  در  کنار  این  معنی  سترگ  بایستم‌،  معنی  سترگ  دریافت  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  این  سخن  را  از  پروردگار  خودش‌،  در  حالی  که  او  استوار  و  پایدار  و  متعادل  و  آرام  و  خویشتندار  ایستاده  است  و  پایش  از  جای  نلغزیده  است  و  دلش  از  دست  نرفته  است ...  او  که  انسانی  بوده  است  وقتی  ‌که  یکی  از  اصحاب  و  یارانش  را  ستوده  است‌،  وجود  آن  کس  و  دوستانش  به  لرزه  و  تکان  افتاده  است  به  خاطر  تأثیری  که  این  ستایش  بزرگ  داشته  است‌.  در  حالی  که  او  انسان  بوده  است  و  یار  او  هم  می‌دانسته  است  که  او  انسان  است‌،  و  دوستان  او  می‌دانسته‌اند  که  او  انسان  است‌.  او  پیغمبر  است‌،  بلی  که  پیغمبر  است‌،  و لیکن  در  دائرۀ  معلوم  و  محدودی  قرار  دارد،  دائرۀ  بشری  با  حدّ  و  مرز  محدود  بشری ...  امّا  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  این  سخن  را  از  خدا  دریافت  می‌دارد،  و  او  می‌داند  خدا  کیست‌.  به  ویژه  او  می‌داند  خدا  کیست‌)  او  در بارۀ  خدا  چیزی  را  می‌داند  که  جز  او  کسی  نمی‌داند.  با  وجود  این‌،  شکیبائی  می‌کند  و  خود  را  نگاه  می‌دارد  و  پیام  را  دریافت  می‌کند  و  به  راه  خود  ادامه  می‌دهد ...  این  ‌کاری  است‌  که  بالاتر  از  هر  تصوّری  و  اندیشه‌ای‌،  و  فراتر  از  هر  تقدیـری  و  تدبیری  است‌.

این  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  بلی  تنها  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  است‌  که  بدین  

افق  عظیم  می‌رسد.  این  تنها  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  است‌  که  به  اوج  قلّۀ  کمال  انسانی  مجانس  با  نفخۀ  ربّانی  در  هستی  انسانی  می‌رسد.  این  تنها  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  است‌  که  برازندۀ  این  رسالت  آسمانی  برای  سراسر  جهان  انسانی  است‌.  تا  بدانجا  که  این  رسالت  در  شـخص  او  زنده  مجسّم  می‌گردد،  و  در  پیکرۀ  یک  انسان‌،  روی  زمین  راه  می‌رود.  این  تنها  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  است‌  که  خدا  می‌دانسته  است  او  سزاوار  این  مقام  و  منزلت  است‌.  خدا  بهتر  می‌داند  که  رسالت  خود  را  به  چه  کسی  ارمغان  می‌دارد.  در  این  سوره  خدا  اعلان  و  اعلام  فرموده  است  که  محمّد  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌که  دارای  خلق  عظیم  و  خوی  سترگ  است‌.  در  سورۀ  دیگری  هم  اعلان  و  اعلام  فرموده  است  که  یزدان  والامقام  و  پاک  ذات  و  پاک  صفات‌،  و  فرشتگانش  بر  او  درود  می فرستند:

(إن الله وملائكته يصلون على النبي).

خداوند  و  فرشتگانش  بر  پیغمبر  درود  می‌فرستند.) احزاب/56)

تنها  خدای  بزرگوار  است  که  می‌تواند  به  بنده‌ای  از  بندگانش  چنین  فضل  و کرمی  را  ارمغان  بدارد.

*
این  نگرش‌،  معنی  ویژۀ  خود  را  در  تـجید  و  تعریف  عنصر  اخلاقی  در  ترازوی  خدا  دارد،  و  بیانگر  این  واقعیّت  است  که  این  عنصر  در  حقیقت  اسلامی  بسان  حقیقت  محمّدی‌،  اصالت  دارد.

نگرندۀ  بدین  عقیده‌،  بسان  نگرندۀ  به  شرح  حال  زندگی  پیغمبر  این  عقیده‌،  عنصر  اخلاقی  را  برجسته  و  اصیل  در  این  عقیده  می‌یابد.  اصول  قانونگذاری  و  اصول  تهذیب  در  این  عقیده  هر  دو  بخش  بر  عنصر  اخلاقی  استوار  می‌گردد ...  دعوت  بزرگ  و  فراخوانی  سترگ  در  این  عقیده‌،  به  سوی  پاکی  و  باکیزکگی،  امانت  و  صداقت‌،  عدالت  و  رحمت‌،  خوبی  و  نیکی‌،  رعایت  و  حفاظت  عهد  و  پیمان‌،  مطابقت  و  همخوانی‌  گفتار  با  کردار،  مطابقت  و  همخوانی‌  گفتار  و  کردار  با  نیّت  و  درون‌،  نهی  از:  ظلم  و  جور،  گول  زدن  و  فریب  دادن‌،  خیانت  و  نادرستی  کردن‌،  خوردن  اموال  مردمان  به  ناحقّ،  تجاوز  به  مقدسات  و  اهل  و  عیال  و  ناموس  دیگران‌،  پخش  زشتی  و  پلشتی  و  گناه  و  فحشاء  به  هر  شکلی  از  اشکال ...  است‌.  قانونگذاری  و  مقرّرات‌ نگاری  در  این  عقیده‌،  برای  حمایت  از  این  اساسها  و  بنیادها،  و  برای  حفظ  عنصر  اخلاقی  در  فهم  و  شعو‌ر  و  روش  و  رفتار،  و  در  ژرفاهای  درون  و  در  واقعیّت  جامعۀ  بیرون،  و  در  ارتباط‌های  فردی  و  گروهی  و  دولتی  است‌.

پیغمبر  بزرگوار  صلّی الله علیه و اله و سلّم  می‌فرماید:

(إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق).

)‌برانگخته  شده‌ام  و  روانه  گردیده‌ام  تا  اخلاق  نیک  را  تکمیل  کنم‌(‌.

او  رسالت  خود  را  در  این  هدف  بزرگ  و  والا  خلاصه  می‌کند.  فرموده‌های  او  در  راستای  تشویق  به  هر گونه  خلق  و  خوی  ارزشمند،  پیاپی  و  ردیف  می‏‎گردد.  زندگانی  شخصی  او  هم  مثال  ز