  دست  می‌دهد.  این  مبارزه  سخت  را  می‌دید  و  درد  آن  را  می‌چشید،  و  آن  جنگی  را  می‌دید  که  مشرکان  شعلۀ  آتش  آن  را  برافروخته  بودند،  و  او  و  آن  اندک  مردمی  که  با  وجود  ناخوشایندی  مشرکان  بدو  ایمان  آورده  بودند،  ضربه‌های  درد آور  و  سخت  آن  خنک  را  می‌چشیدند  و  تحمّل  می‌کردند.

پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم   و  کسانی  ‌که  بدو  ایمان  آورده  بودند  می‌شنیدند  چیزی  را  که  مشرکان  پیرامون  او  سر هم  می‌کردند  و  به  ناروا  بدو  نسبت  می‌دادند،  و  بر  شخص  بزرگ  ‌ار  او  می‌تاختند  و  گردن  می‌افراختند.

(وَيَقُولُونَ: إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ) (٥١)

و  می‌گفتند:  او  قطعاً  دیوانه  است‌. (‌قلم/‌٥١)  

این  هم  جز  تمسخر  و  استهزائی  از  تمسخرها  و  استهزاء‌های  فراوان  نبود،  تمسخرها  و  استهزاء‌هائی‌  که  قرآن  آنها  را  در  سوره‌های  دیگر‌ی  نقل  و  روایت‌  کرده  است‌.  تمسخرها  و  استهزاء‌ها  متوجّه  شخص  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  و  متوجّه  کسانی  می‌گردید  که  ایمان  آورده  بودند  و  با  او  بودند.  اینها  گذشته  از  اذیّت  و  آزاری  است‌  که  ‌گریبانگیر  بسیاری  از  آنان  با  دست  نزدیکان  و  خویشاوندانشان  می‌گردید!

تمسخر  و  استهزاء -‌ در  وقت  ضعف  و  کمی  یاران  و  مددکاران - ‌سخت  روح  بشری  را  می‌آزارند،  هر  چند  که  این  روح‌،  روح  پیغمبری  باشد.

بدین  خاطر  ما  در  سوره‌های  مکّی - بسان  سوره‌های  این  جزء -‌ می‌بینیم‌  که  یزدان  سبحان  پیغمبرش  را  و  گروه  اندک  مؤمن  همراه  او  را  در  حفاظت  و  عنایت  خود  می‏‎گیرد،  و  نوازشش  می‌فرماید  و  غبار  غم  از  چهره‌اش  می‌زداید،  و  او  را  و  مؤمنان  را  می ‌ستاید.  عنصر  اخلاقی  را  که  در  این  دعوت  و  در  پیغمبر  بزرگو‌ار  این  دعوت  مجسّم  است‌،  نمودار  و  آشکار  می‏‎گرداند.  سخن  ناروا  و  تهمت  نابجائی  را  نفی  می‌کند  که  ناروا گویان  و  تهمت ‌زنندگان  زبان  بدان  می‌گشودند  و  ژاژخایی  می‌کردند.  دلهای  مستضعفان  را  اطمینان  می‌دهد  به  این  که  جنگ  با  دشمنانشان  را  به  جـای  آنان  بر  عهده  می ‌گیرد،  و  ایشان  را  از  اندیشیدن  در بارۀ  این  چنین  دشمنان  نیرومند  دارا  رها  می‌سازد!

از  این  قبیل  چیزها  را  در  سورۀ  قلم  می‌یابیم‌،  مثل  این  فرمودۀ  یزدان  بزرگوار  در بارۀ   پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم   اسلام‌:  

(ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (١) مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ (٢) وَإِنَّ لَكَ لأجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ (٣) وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ) (٤)

نون‌.  سوگند  به  قلم‌!  و  قسم  به  چیزی  که  می‌نویسند!  در  سایۀ  نعمت  و  لطف  پروردگارت،  تو  دیوانه  نیستی‌.  تو  دارای  پاداش  بزرگ  و  ناگسیختگی  هستی‌.   (‌قلم/1-4‌)و  این  فرمودۀ  یزدان  جهان  در بارۀ  مؤمنان‌:

(إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ (٣٤) أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ (٣٥) مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ) (٣٦)

پرهیزگاران  در  نزد  پروردگار  خود،  باغهای  پر نعمت  بهشت  را  دارند.  آیا  فرمانبرداران  را  همچون  گناهان  یکسان  می شماریم؟!  شما  را  چه  می شود؟!  چگونه  داوری  می کنید؟!.  (قلم/34-36)

در بارۀ  یکی  از  دشمنان  سرشناس  پیغمبر  می فرماید:

(وَلا تُطِعْ كُلَّ حَلافٍ مَهِينٍ (١٠) هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ (١١) مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (١٢) عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ (١٣) أَنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ (١٤) إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (١٥) سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ) (١٦)

از  فرومایه‌ای  که  بسیار  سوگند  می‌خورد،  پپروی  ‌مکن‌.  بسـیار  عیبجوئی  که  ‌دائماً  سخن ‌‌چینی  ‌می‌کند.  بسیار  مانع  کار  خیر،  و  تجاوز پیشه  و بزهکار است‌.  علاوه  بر  اینها  درشتخوی  و  سنگین‌دل‌،  و  انگشت‌نما  به  بدیها  است‌. (‌آیا  این‌  همه  زشتیها  و  پلشتیها)  بدان  خاطر  است  که  دارا  و  دارای  فرزندان  است‌؟‌!  هنگامی  که‌  آیه‌های  ما  بر  او  خوانده  می‌شود،  می‌گوید:  افسانه‌های  پیشینیان  است‌.  ما  بر  بینی  او  داغ  (‌ننگ‌)  می‌نهیم‌!.  (قلم/10-16)

آنگاه  در بارۀ  جنگ  همگا‌نی  و  همه  جانبۀ  تکذ‌یب‌ کنندگان  می‌فرماید:

(فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ (٤٤) وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ) (٤٥)

مرا  واگذار  با  آنان  که  این  کلام  ‌(‌آسمانی  قرآن‌)‌  را  تکذیب  می‌کنند.  (‌من  خود  می‌دانم  که  با  ایشان  چه  کار  می‌کنم‌)‌.  ما  آنان  را  اندک  اندک  به  گونه‌ای  که  در نیابند  و  از  راهی  که  متوجّه  ‌نشوند  به ‌سوی  عذاب  خواهیم ‌کشاند.  و به  آنان  فرصت  می‌دهم  (‌و  در  عذابشان  شتاب  نخواهم  کرد)‌.  نقشه  و  چاره‌جوئی‌  من  دقیق  و استوار  است‌  (‌و  کسی  از  آن  رهائی  ندارد)‌.(قلم/‌44و45) 

تازه  این  عذاب  جدای  از  عذاب  خوار کنندۀ  خود بزرگ ‌بینان  در  آخرت  است‌:

(يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ (٤٢) خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ) (٤٣)

روزی‌،  هول  و  هراس  به  اوج  خود  می‌رسد،  و کار  سخــت  دشوار  می‌شود.  بدين  هنگام  از  کافران  و  مشرکان  خواسته  می‌شود  که  سجده  کنند  و  کرنش  ببرند؛  امِّا  ایشان  ‌نمی‌توانند  چنین  ‌کنند.  این  در  حالی  است‌  که  چشـمانشان  (‌از  خوف  و  وحشت  و شرمندگی  و  شرمساری‌)  به  زیر  افتاده  است‌،  و  خواری  و  پستی  وجود  ایشان  را  فرا گرفته  است‌.  پیش  از  این  نیز  (‌در  دنیا)  بدان گاه  که  سالم  ‌و  تندرست  بودند  به  سجده  بـردن  و  کرنش  کردن  خوانده  مـی‌شدند  (‌و  ایشان  با  وجود  توانائی‌،  سجده  و  کرنش  نمی‌کردند)‌. (‌قلم/42و43)

برای  ایشان  باغداران -‌ باغداران  دنیا - را  مثال  می‌آورد،  مثالی‌ که  بیانگر  فرجام  غرور  و  سرمستی  است‌.  با  این  مثال  بزرگان  قریش  را  تهدید  مـی‌کند،  بزرگانی‌ که  به  سبب  داشتن  اموال  و  اولاد،  خویشتن  را  مقتدر  و  گرامی  می‌شمردند.  بزرگانی  ‌که  اموال  و  اولاد  داشتند  و  به  خاطر داشتن  اموال  و ولاد  با  دعوت  سـر  ناسازگاری  داشتند  و  به  نیرنگ  در بارۀ  دعوت  دست  می‌یازیدند.

در  پایان  ‌این  سوره‌،‌  یزدان  ‌سبحان  به  ‌پیغمبر صلّی الله علیه و اله  وسلّم  توصیه  می‌فرماید که  صبر  جمیل  در  پیش‌  گیرد:

(فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ...).

در  برابر  فرمان  پروردگارت  شکیبا  باش  (‌و  در  کار  تبلیغ‌،  مقاوم  و  استوار)‌.  و  همسان  یونس  مباش‌... .  (قلم/48 ...)

از  لابلای  این  نوازش  و  این  ستایش  و  این  ثابت  و  استوار  داشتن‌،  هـمراه  با  یورش‌  کمرشکنی  بر  تکذیب‌  کنندگان