نازل‌  گردیده  است‌،  و  نفی  جنون  و  دیوانگی  وارد  در  آن‌:

(مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ) (٢)

در  سایۀ  نعمت  و  لطف  پروردگارت،  تو  دیوانه  نیستی. (قلم/2)

به  مناسبت  ترس  و  هراس‌  ییغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  در  آغاز  وحی  بوده  است‌،  ترس  و  هراسی‌  که  نکند  این  چیزی‌ که  بدو  دست  داده  است  جنون  و  دیوانگی  باشد!..  این  احتمال  بسی  ضعیف  است‌،  زیرا  همچون  ترس  و  هراسی  بدین  شکل  و  صورت‌،  روایت  محقّقی  راجع  بدان  نیامده  است‌.  روند  هماهنگ  و  هـمآوا  و  متّحد  و  متّفق  این  سوره  به  ذهن  بعضی  انداخته  است‌  که  آنچه  در  آخر  این  سوره  آمده  است  همچون  مفهومی  دارد:

(وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون) (٥١)

نزدیک  است  کافران  هنگامی  که  آیات  قرآن  را  می‌شنوند،  تو  را  با  چشمان  (‌خیره  و  زل‌زدۀ‌)  خود  به  سردرآورند  و  هلاک  سازند،  و  می‌گوینده  او  قطعاً  دیوانه  است‌.  (قلم/51)  

وقتی‌ که  این  سوره  خوانده  می‌شود،  سوره‌ای  که  دارای  حلقه‌های  به  هم  متّصل  و  مربوط  است‌،  چنین  به  ذهن  متبادر  می‏‎گردد  این  واپسین  آیه  در ردّ و  نفی  جنون  و  دیوانگی  مورد  نظر  نازل  شده  است‌.

همچـنین  بعضی  از  روایتها  نقل‌  کرده‌اند  که  در  این  سوره  آیات  مدنی  است‌:  آیات  هفده  تا  سی  و  سه‌  که  داستان  باغداران  و  امتحان  ایشان  را  بیان  می‌کنند.  و  آیات  چهل  و  دو  تا  آخر  پنجاه‌،  که  به  داستان  صاحب  ماهی  (‌یعنی  یونس‌)‌  اشارت  دارند ... ما  این‌  نظریّه ‌را  نیز  بعید  می‌دانیم‌.  ما  معتقدیم‌ که  این  سوره  به  طو‌ر  کلّی  مکّی  است‌.  زیرا  قالب  این‌  آیات‌،  ژرف  و  عمیق  مکّی  بودن  را  می‌رسانند.  این  هم  مناسب‌ترین  چیزی  است‌  که  در  روند  این  سوره  در  زمان  نزول  آن  بیاید  و  هماهنگ  با  موضوع  و  با  حالتی  باشد  که  این  سوره  بدان  می‌پردازد.  نظریه‌ای ‌که  در بارۀ  سراسر  این  سوره  ترجیح  می‌د‌هیم  این  است‌:  این  سوره  دومین  سوره  از  لحاظ  نزول  نیست‌.  بلکه  این  سوره  بعد  از  مدّت  زمانی‌ که  از  بعثت  نبوی‌ گذشته  است‌،  و از  این  ‌که  به ‌پیغـمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  دستور  داده  شده  است  ‌که  همگان  را  به  سوی  اسلام  دعوت‌  کند،  و  بعد  از  این ‌ که  خداوند  بدو  چنین  فرموده  است‌:

 (وأنذر عشيرتك الأقربين).

خویشاوندان  نزدیک  خود  را  (‌از  شرک  و  مخالفت  با  فرمان  پروردگار)‌  بترسان  (‌و  آنان  را  به  سوی  توحید  و  دادگری  فراخوان‌)‌.  (شعراء/214)

همچنین  بعد  از  این‌  که  سوره‌هائی  از  قرآن  نازل  می‏‎گردد،  سوره‌هائی‌  که  مقداری  از  داستانهای  پیشینیان  و  اخبار  زندگانی  ایشان  را  در  بردارد،  از  قبیل  این  سخنی  ‌که  در بارۀ  آن  داستانها  می‌گوید:

(أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ) (١٥)

افسانه‌های  پیشینیان  است‌.  (‌قلم‌/15)  

همچنین  بعد  از  این‌  که  قریشیان  جملگی  به  سوی  اسلام  دعوت  شدند،  و  قریشیان  این  دعوت  را  با  اتّهامهای  باطل  و  ناروا  و  خنک  سخت  و  نابجا  پاسخ‌  گفتند،  اتّهامها  و  جنگی‌  که  این  تاخت  تند  و  تیز  را  می‌طلبیده  است ‌که  در  این  سوره  بر  تکذ‌یب‌ کنندگان  شده  است‌،  و  این  تهدید  و  بیم‌  کمر شکن  را  اقتضاء  می‌کرده  است‌  که  هم  در  اول  سوره  و  هم  در  آخر  آن‌  ذکر گردیده  است ... صحنۀ  واپسین  این  سوره  نیز  بدین  امر  اشاره  می‌نماید:   

(وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ) (٥١)

نـزدیک  است  کافران  هنگامی  که  آیـات  قرآن  را  می‌شنوند،  تو  را  با  چشمان  (‌خیره  و  زل‌زدۀ‌)  خود  بـه  سر  درآورند  و  هلاک  سازند.  و  می‌گویند:  او  قطعاً  دیوانه  است.‌ 

این‌،  صحنۀ  دعوت  همگا‌نی‌  گروهها  و  دسته‌های  بـزرگی  است‌.  در  اوّل  دعوت  هم  ‌کار  بدین‌  گونه  نبوده  است‌.  بلکه  دعو‌ت  متوجّه  افراد  به  صورت  فردی  بوده  است  و  دعو‌ت  اشخاص  یکی  یکی  و  جدا  جدا  صـورت‌  گرفته  است‌.  دعوت‌  کفّار  به‌  گونۀ  جمعی  انجام  نپذیرفته  است  و  زمانی‌  که  پیش  هم  بوده‌اند  بدیشان  خطاب  نگردیده  است  و  از  آنان  دعوت  به  عمل  نیامده  است‌،  همان  ‌گونه  که  روایتهای  معتبر  ذکر  کرده اند.  بلکه  دعوت  جملگی  و  دسته ‌جمعی  بعد  از  گذشت  سه  سال  از  آغاز  اسلام‌،  شروع‌  شده  است‌.

این  سوره  اشاره  می‌کند  به  پیشنهاد  مشرکان  به  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌این  ‌که  با  او  سازش  بکنند،  و  در  نیمۀ  راه  به  همدیگر  برسند،  و  در  مسأله  مورد  اختلاف  ‌که  مسألۀ  عقیده  است‌،  به  یکدیگر  رضایت  بدهند  و  صلح  و  سازی  داشته  باشند:

(وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ) (٩)

ایشان  دوست  ‌می‌دارند  که  ‌نرمش  و  سازش  ‌نشان  دهی‌،  تا  آنان  هم  نرمش  و  سازش  کنند  (‌بدین  امـد  که  برخی  از  فرمانهای  خدا  را  به  خاطر آنان  ترک  کنی‌،  و  در  بعضی  از  مسائل  با  ایشان  همگام  و  هماهنگ  شوی‌)‌. (قلم/9‌)  

پیدا  است  همچو‌ن  تلاشی  انجام  نـمی‌پذیرد،  زمانی‌  که  دعو‌ت  به  صورت  فردی  به  عمل  می‌آید،  و  از   سوی  آن  احساس  خطری  نـمی‌گردد.  بلکه  همچون  تلاشی  زمانی  انجام  می‌پذیرد  که  دعوت  ظهور  پیدا  کرد‌ه  باشد،  و  مشرکان  از  سوی  ‌آن  ‌احساس  خطر   نموده  باشند.

بدن  ترتیب  شواهد  فراوانی  پیدا  می‌گردند  و  همدیگر  را  تقو‌یت  می‌کنند،  مبنی  بر  این‌ که  این  سوره  بعد  از  گذشت  مدّت  زمانی  از  دعوت  آغازین  صورت  ‌گرفته  است‌،  و  دست‌  کم  سه  سال  یا  بیشتر  از  آغاز  دعوت  تا  وقت  نزول  این  سوره  فاصله  بوده  است‌.  معقو‌ل  هم  نیست  سه  سال  از  دعو‌ت  بگذ‌رد  و  در  این  مدّت  چیزی  از  قرآن  نازل  نشد‌ه  باشد.  طبیعی  است  سوره های  زیادی‌،  و  بخشهائی  از  سوره ها،  در  طول  این  مدّت  نازل  گردیده  باشد،  سوره ها  و  بخسهائی‌  که  در بارۀ  خود  عقیده  سخن  گویند،  بدون  این ‌که  سخت  بر  تکذیب ‌کنندگان  این  عقیده  بتازند،  همان  ‌گونه‌  که  در  سرآغاز  این  سوره  آمده  است‌.

امّا  این  هم  نفی  نـمی‌کند  این  را  که  این  سوره  و  سوره های  مدّثّر  و  مزّمّل  در  برهۀ  نـخستین  ‌دعوت  نازل  شده  باشند،  هر  چند  که  از  زمرۀ  نخستین ‌چیزهائی  نیـستند  که  پیش  از  سائر  قســتهای  قرآن  نازل‌  گردیده اند،  و  ما  اسباب  و  عللل  این  سوره  را  در  همین  جا  ذکر  کردیم‌،  اسباب  و  عللی‌  که  می توانند  شامل  سوره های  مزّمّل  و  مدّثّر  نیز  باشند.

*

این  نهال - ‌یعنی  نهال  عقیدۀ  اسلامی -‌ برای  نخستین  بار  بود  که  در  زمین  به  شکل  والای  خالص  روشن  خود  کاشته  می‌شد.  برای  احساس  و  شعو‌ر  جاهلیّت  حاکم‌،  بیگانه  و  ناشناخته  بود،  نه  تنها  د‌ر  جزیرةالعرب  عربستان،  بلکه  در  اطراف 