ا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (١٠)وَإِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ (١١)يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلا يَسْرِقْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٢)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ (١٣)

این  سوره  حلقه‌ای  در  زنجیره  تربیت  ایمانی‌،  و  نظم  و  نظام  اجتماعی‌،  و  دولت  در  جامعه  اسلامی  مدینه  است‌.  حلقه‌ای  از  آن  زنجیره  طولانی‌،  یا  از  آن  برنامه  برگزیده  الهی  برای ‌گروه  مسلمانان  برگزیده  است‌،‌گروه  مسلمانان  برگزیده‌ای‌که  یزدان  جهان  پیاده‌ کردن  و  تحقق  بخشیدن  برنامه  خـود  را  بدیشان  واگذار  نموده  است‌.  برنامه‌ای‌که  خدا  آن  را  برای  زندگانی  بشریت  به  شکل  واقعی  و  در  قالب  عملی  خواسته  است‌،  و  اراده  فرموده  است  در  زمین  به  شکل  سیستم  و  نظامی  درآید  و  استقرار  پیدا کند  و  دارای  نشانه‌ها  و  حدود  و  ثغور  و  شخـصیت  متمایز  و  جداگانه‌ای  باشد،  و  انسانها گاه‌گاهی  بتوانند  بدان  دستیابی  پیدا کنند  و  دسترسی  داشته  باشند،  

وگاه‌گاهی  هم  نتوانند  بدان  برسند،  ولیکن  پیوسته  آویزان  در  برابر  دیدگانشان  بوده  و  بدانند  ییاده‌کردن  آن  به  تلاش  وکوشش  ایشان  واگذار  است‌.  در  برابر  دیدکانشان  یک  شکل  عملی  در  جهان  واقـت  بوده  و  مطلع‌کردندکه  این  برنامه  روزی  در  ایـن‌کره  زمین  تحقق  پیداکرده  است  و  پیاده  شده  است‌.

این  امر  -  همان‌گونه‌که  در  اول  این  جزء‌گفتیم  ‌آمادگی  فراوان  و  طولانی  در  برداشتن‌گامها  و  پیمودن  مرحله‌ها  را  می‌طلبد.  حوادث  و  رخدادهائی‌که  در  محیط  این  گروه  اتفاق  می‌افتاد،  و  یا  بدانان  مربوط  می‌گردید،  ماده‌ای  از  مواد  این  آمادگی  بود.  ماده‌ای‌که  در  علم  خدا  مقدر  بود،  ماده  دیگری  بر  آن  پابرجا  و  استوار  می‌گردید  که  تفسیر و توضیح  و  تعقیب  و توجیه  بشمار  می‌آمد.  در  نابسامانیهای  رخدادها،  و  در  امواج  جوشان  و  خروشان  زندگی‌،‌کار  ساخت  و  ساز  ساختار  دلها  و  درونهای  آن‌گروه  برگزیده  برای  پیاده‌کردن  و  تحقق  بخشیدن  آن  برنامه  الهی  در  زمین  صورت گرفت‌.  هیچ  گو‌نه‌ گوشه‌گیری  و  عزلتی  جزگوشه‌گیری  و  عزلت  با  جهان‌بینی  جدید  ایمانی  وجود  نداشت‌.  تنها  می‏‎بایست  با  جهان‌بینی  جدید  ایمانی‌ گوشه‌نشینی  وکناره‌گیری  نمود  و  بس.  و  با  هیچ  دسته  وگروهی  جز  باگروه  مومن  و  مسلمان  نیامیخت‌،  و  پینه‌ای  و  وصله‌ای  جدای  از  اسلام  بر  جامه  ایمان  ندوخت‌،  بدان  هنگام‌که  این‌گروه  نوپای  مسلمان  خـودسازی  می‌کند  و  دل  و  درون  خو‌د  را  شکل  و  جهت  ببخشد.  تربیت  مستمری  در  میان  بود  که  پیوسته  در  راستای  این  جهان‌بینی  اسلام‌ گام  برمی‏داشت  و  رو  بدین  جهان‌بینی  اسلامی  ویژه  و  یگانه  می‌رفت‌.  آن  جهان‌بینی  اسلامی  ویژه  و  یگانه‌ای‌که  حقیقت  آن  و  سرشت  آن  از  سائر جهان‌بینیهای  حاکم  در  سراسر  جهان  آن  روزی  به  طور  عام‌،  و  از  جهان‌بینیهای  جزیرةالـعرب  آن  روزی  به  طو‌ر  خاص‌،  دور  و  برکنار  بود.  ولی  مردمانی‌که  این  جهان‌بینی  ممـتاز  و  جداگانه  از  همه جهان‌بینیها  در  نهادشان  پـدید  آورده  می‌شد،  از  واقعیت  زندگی  و  از  تلاطم  امواج  حو‌ادث  برکنار  و  دور  نبودند.  بلکه  در  بوته ‌کوره  حـوادث  روز  به  روز  و  بارها  و  بارهاگداخته  و  تافته  می‌شدند،  وگداختن  و  تـافتن  آنان  در  یک  امری  وکاری  و  در  یک  خلق  و  خوئی‌،  بارها  و  بارها  تکرار  می‌گردید،  و  زیر  فشار  انگیزه‌های  گو‌ناگون  بسیاری  و  عوامل  مختلف  زیادی  قرار  می‏گرفتند.  زیرا  خدائی‌که  این  نهادها  و  درونها  را  ساخته  است  می‌داندکه  همه  این  نهادها  و  درونها  اثر  نمی‌پذیرند  و  پاسخ  نمی‌دهند  و  شكل  نمی‏‎گیرند  و  بر  کیفیتـی‌که  با  همان  پسوده  نخستین  پیداکرده‌اند  پایدار  نمی‌مانند.  خدا  می‌دانست‌که  ته‌نشستها  و  رسوبات  گذشته،  وکششها  و  جاذبه‌ها  سرشتی  آرزوها  وگرایشها،  و  صف  بشری،  و  پسوده‌های  واقعیت‌،  و  فرمانروائی  الفت  و  عادت‌،  همه  اینها  چه  بسا  به  بازدارنده‌های  نیرومندی ‌تبدیل  شوند  و  برعوامل  تربیت  ورهنمود  و  رهنـمون‌،  بارها  و  بارها  چیره‌گردند  و  غلبه‌کنند،  و  برای  مقاومت  و  مبارزه  با  آنها  به  تذکر  مکرر  و  یادآوری  پیاپی،  وگداختن  و  تـافتن  متوالی‌،  نیاز  باشد  ...   رخدادها  بدان  سان‌که  در  قضا  و  قدر  یزدان  ردیف  بود،  پیاپی  رخ  می‌داد،  و  پندها  و  اندرزها  با  آنها  پشت  سر  هم  انجام  می‏‎گرفت،  و  بارها  و  بارها  د‌ر  پرتو  آنها  بیدارباش  و هو‌شیارباش  داده  می‌شد،  و  با  رهنمود  و  رهنمون  آنها  ارشاد  و  راهنمائی  صورت  می‏‎گرفت.

پيغمبر  خدا  (ص)  با  بیداری  همیشگی  و  الهام  بینا،  از  این  حوادث  و  وقائع  و  مناسبات  در  هر  فرصتی‌که  دست  می‌داد  استفاده  می‌فرمود،  و  از  آنها  با  حکمت  و  فرزانگی  زیاد  خـود  در  ساخته  و  پرداخته‌کردن  نهادها  و  درونها  سود  می‌جست‌.  وحی  والهـام  هم  او  را  تایید  می‌کردند  و  بر  استقامت  و  پایداریش  می‌افزودند،  تا  این  گروه  برگزیده،  تحت  نظارت  وزیر  نظرخدا  و  با  توفیق  خدا،  و  با  دست  مبارک  پیغمبر  خدا  (ص)ساخته  و  پرداخته  گردد.

*
این  سوره  حلقه‌ای  از زنجیره  آن  آماده‌سازی  دور و  دراز  است‌.  با  دیگر  سوره‌هائی‌که  در  راستای  موضوع  آن  امده‌اند،  به  پابرجائی  جهان  ربانی  خالصی  درنهاد  و  درون  مسلمان  می‌پردازند،  جهانی‌که  محـور آن  ایمان  به  یزدان  یگانه  است‌.  مسلمانان  را  سخت  بدین  محو‌ر  یگانه  می‌بندد  با  دستاویز  یگانه‌ای‌که‌ گسیختن  ندارد.  دلها  و درونهایشان  را  شفا  می‌دهد  وپاکیزه  می‌دارد  از  هرگو‌نه  جانبداری  دیگری،  جانبداری  قومی‌،  یا  