گری  می‌پساید،  و  ایشان  را  به  صحنۀ  ترس  و  هراس  از  به  ‌گام  زمین  فرو  رفتن  و  سنگباران  در  گرفتن  برمی‌گرداند،  بعد  از  آن‌  که  ایشان  را  به  چرخش  و  گردش  با  پرندگان  شناور  در  فضا  و  در  امن  و  امان  به  سبب  قو‌انین  خدا  برده  بود.  دلهایشان  را  میان  پسوده‌های  ‌گوناکون  می‏‎برد  و  در  برگشتن  و  رفتن  به  سیر  و  سیاحت  می‌اندازد،  بدان  اندازه  ‌که  یزدان  تأثیر  این  رفت  و  برگشت  را  در  دل  بندگان  سراغ  دارد:

(أَمْ مَنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلا فِي غُرُور)ٍ (٢٠)

آخر  کدام  اشخاص  و  افرادند  که  لشکر  شمایند  و  جدای  از  خداوند  مهربان  بـه  شما  کمک  می‌کنند  و  از  شما  مواظبت  می‌نمایند؟‌!  کافران  گرفتار  غرورند  و  بس. 

قرآن  ایشان  را  از  به  ‌گام  زمین  فرو  بردن  و  سنگباران  کردن  ترسانده  است‌،  و  آنان  را  به  یاد  سرگذشت  پیشینیانی  انداخته  است‌  که  خدا  کارهایشان  را  نپسندیده  است  و  نابودشان  نـموده  است‌.  هم  اینک  به  سویشان  برمی‏گردد  تا  از  ایشان  بپرسد:  این  چه‌  کسی  است  ‌که  آنان  را  کمـک  می‌کند  و  در  برابر  خدا  از  ایشان  دفاع  و  حمایت  می‌نماید؟  چه‌  کسی  است‌  که  تاخت  و  تاز  خدا  را  از  ایشان  به  دور  دارد؟  آیا  کسی  جز  خدای  مهربان  می‌تواند  از  ایشان  دفاع  ‌کند،  و  از  بلا  و  مصیبت  محفوظ  و  مصونشان  دارد؟

(إِنِ الْكَافِرُونَ إِلا فِي غُرُورٍ) (٢٠)

کافران  گرفتار  غرورند  و  بس‌.

غرور  است‌  که  بدیشان  الهام  می‌دارد  که  آنان  در  امن  و  امان  و  در  حمایت  و  رعایت  و  در  آرامش  و  آسایش  بسر  می‏‎برند  و  هیچ  خبر  ناگواری  در  میان  نیست‌.  در  حالی‌  که  آنان  دچار  خشم  خداوند  مهربان  و  مورد  تاخت  و  تاز  یزدان  سبحانند.  آنان  دارای  ایمان  نیـشد  تا  میانجی  ایشان  در  پیشگاه  یزدان  شود.  آنان  اعمال  خوب  و  بسندیده  ندارند  تا  رحمت  خدای  مهربان  را  بهره  ایشان  سازد.

پسودۀ  دیگری  در  روزی  و  رزقی  است‌  که  از  آن  بهره‌مندند،  و  سرچشمۀ  آن  را  فراموش  می‌کنند،  ‌گذشته  از  این  از  پایان  پذیرفتن  و  از  میان  رفتن  آن  نمی‌ترسند،  و  همراه  با  ایـن  ‌کار  در  سرمستی  و  خودستائی  و  رویگردانی  خود  پافشاری  می‌کنند:

(أَمْ مَنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ) (٢١)

یا  این  که  چه  کسانیند  که  اگر  خداوند  روزی  خود  را  بازدارد  بتوانند  به  شما  روزی  برسانند؟‌!  اصلاً  کافران  در  سرکشی  و  گریز  پافشاری  می‌کنند.

رزق  و  روزی  جملگی  انسانها -‌ همان‌  گونه  ‌که  ‌گذشت - مربوط  به  ارادۀ  خدا  است‌.  ارادۀ  خدا  نخستین  سبب  از  اسباب  رزق  و  روزی  در  نقشۀ  این  جهان  و  در  عناصر  زمین  و  فضا  است‌.  انسانها  بر  اسباب  رزق  و  روزی  اصلاً  قدرت  ندارند،  و  اصلاً  مربوط  به  عمل  ایشان  نیست‌.  اسباب  رزق  و  روزی  در  وجود  بر  ایشان  سبقت  دارد،  و  در  نیرو  از  آنان  زورمندتر،  و  بر  نابود کردن  نشانۀ  حیات  از  ایشان  مقتدرتر  است‌،  وقتی‌  که  خدا  بخواهد.

اگر  خدا  آب  را  بازدارد،  یا  هوا  را  برگیرد،  و  یا  عناصر  اولیه‌ای  را  از  میان  بردارد  که  وجود  اشیاء  از  آنها  ساخته  و  پرداخته  می‏‎گردد،  چه  ‌کسی  به  انسانها  رزق  و  روزی  می‌رساند؟

گستره  مدلول  ‌و  مفهوم  رزق  و  روزی  فراخ‌تر‌،  و  روزگار  آن  جلوتر  و  ریشه‌دارتر  از  چیزی  است‌  که  به  ذهن  می‌رسد  و  متبادر  بدان  می‌گردد،  هنگامی‌ که  این  واژه  شنیده  می‌شود.  در  رزق  و  روزی  هر  چیز  کوچک  و  هر  چیز  بزرگی  به  قدرت  خدا  و  قضا  و  قدر  او،  و  به  اجازه  دادن  به  اسباب‌  که‌  کارگر  واقع  شوند،  و  یا  کارگر  واقع  نشوند،  مربوط  می‌گردد.

در  این  مدلول  و  مفهوم‌  گستردۀ  سترگ  ژرف‌،  همۀ  مدلولها  و  مفهومهای  نزدیک  جای  می‏‎گیرند،  آن  مدلولها  و  مفهومهائی‌  که  انسان  ‌گمان  می‏‎برد  او  آنها  را  به  دست  آورده  است‌،  و  آنها  در  توان  او  هستند،  از  قبیل‌: کار  کردن‌،  نوآوری  نمودن‌،  و  تولید  کردن ... همۀ  اینها  از  یک  سو  به  بودن  اسباب  و  عناصر  اولیه‌،  و  از  دیگر  سو  به  عطاء  و  بخشش  یزدان  به  افراد  و  ملل  جهان  بستگی  دارد. کارگر  کدام  است  که  بکشد،  و  کدامین  حرکت  است‌  که  انجام  بدهد،  مگر  این  ‌که  از  رزق  و  روزی  خدا  باشد،  خدائی‌  که  او  را  آفریده  است‌،  و  بدو  تاب  و  توا‌ن  داده  است‌،  و  همان  نفسی‌  که  می‌کشد  برایش  آفریده  است‌،  و  ماده‌ای  را  خلق‌  کرده  است‌  که  در  بدنش  می‌سوزد  و  بدو  قدرت  حرکت  می‌دهد؟  ‌کدامین  پویش  و  کوشش  عقلانی  است  ‌که  مخترعی  آن  را  صرف‌  کند  و  از  رزق  و  روزی  خدا  نباشد،  خدائی‌  که  قدرت  تفکّر  و  تدبّر  و  ابداع  و  نوآوری  داده  است‌؟  ‌کدامین  تولید  است  که  ‌کارگری  یا  مبتکری  در  ماده‌ای  پدید  آورد  و  ابداع  کند  مگر  این‌  که  پیش  از  هر  چیز  جزو  ساختار  خدا  نباشد،  و  مگر  این‌  که  با  اسباب  جهانی  و  انسانی  بوده  و  در  اصل  از  زمرۀ  رزق  و  روزی  خدا  نباشد؟ ...

(أَمْ مَنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ).

یا  این  که  چه  کسانیند  که  اگر  خداوند  روزی  خود  را  بازدارد  بتوانتد  به  شما  روزی  برسانند؟‌!.

(بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُور)ٍ (٢١)

اصلاً  کافران  در  سرکشی  و  گریز  پافشاری  می‌کنند.  این  تعبیر،  یک  چهرۀ  رویگردان  خود بزرگ ‌بین‌،  و  یک  سیمای  منکر  و  خودستا  را  به  تصویر  می‌کشد.  بعد  از  آن  ‌که  حقیقت  رزق  و  روزی  را  بیان  داشته  است‌،  و  گفته  است  ‌که  آنان  در  رزق  و  روزی  جیره‌خواران  خدایند.  زشت‌ترین  سرکشی  و گریزپائی‌،  وخودستائی  و  خو‌د بزرگ ‌بینی  و  رویگردانی  و  گردن‌ افراشتن‌،  آن  است  که  از  جیره‌ خواران  در  برابر  خوراک‌ دهنده  و  جامه‌بخشنده  صورت  پذیرد،  خوراک‌ دهنده  و  جامه‌ بخشنده‌ای  که  روزی‌ دهندۀ  جیره‌ خواران  است‌،  و  جیره ‌خواران  هیچ  چیزی  از  خود  ندارند  و  هر  چه  دارند  روزی‌ رسان  بدیشان  ارزانی  داشته  است  و  تفضل  فرموده  است‌.  امّا  آنان  با  وجود  این‌،  سرکش  و  رویگردان  و  پررویند!

این  تصـویری  از  حقیقت  نفسهائی  است‌  که  از  دعوت  به  سوی  خدا  با  سرکشی‌  و  تمرّد  روی  می‌گردانند،  و  رویگردانی  نفرت ‌انگیزی  دارند،  و  فراموش  می‌کنند  که  آنان  آفریده‌های  یزدانند،  و  د‌ر  پرتو  فضل  و  لطف  خدا  زندگی  می‌کنند،  و  از  هستی  و  زندگی  و  رزق  خودشان  به  طور  کلّی  چیزی  مال  خودشان  نیست‌!

*آنان  با  وجود  این‌،  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌و  کسانی  را  که  با  او  هستند  به  ‌گمراهی  متّهم  می‌کنند،  و  گمان  می‏‎برند  خودشان  راهیاب‌ترند!  همان‌  گو‌نه‌  که  امثال  ایشان  در  هر  زمانی  با  دعوت  ‌کنندگان  به  سوی  خدا  چنین  مـی‌کنند.  بدین  جهت