وده  و  خو‌اهند  بود!  جز  کوری  و  کور  دلی  نیست‌  که  برخی  از  افراد  بدبخت  و  بدشگون  را  بر  آن  می‌دارد  که  بگویند:  در  این  جـان  «‌انسان  می‌تواند  به  خود  متّکی  شود  و  بر  سر  پای  خود  بایستد!  یا  بگو‌یند:  انسان  آقای  این  جهان  است‌!

انسان  ‌با  اجازۀ  ‌یزدان‌  در  این  زمین  ‌جایگزین‌  گردیده  است‌.  آن  اندازه  قدرت  و  قوّت  و  علم  و  اطّلاع  بدو  داده  می‌شود  که  خدا  بخواهد.  خدا  محاظ  و  نگاهدار  او  است‌.  خدا  روزی ‌رساننده  و  روزی‌ دهندۀ  او  است‌.  اگر  دست  خدا  یک  لحظه  او  را  رها  سازد،‌  کم‌ترین  نیروهائی  که  رام  او  و  مسخّر  او  است‌  او  را  نابو‌د  می‏‎گرداند،  و  مگس  و  کو‌چکر  از  مگس  او  را  می‌خورد.  و لیکن  با  اجازۀ  خدا  و  با  رعایت  خدا  محوظ  و  مصون  و  محترم  و  بزرگوار  می‌ماند.  بس  انسان  باید  بداند  این  تکریم  و  تعظیم  و  این  لطف  و  فضل  بزرگ  و  سترگ  را  از  کجا  می‌جوید.

*
بعد  از  این‌،  روند  قرآنی  ایشان  را  از  پسودۀ  تهدیدکرد‌ن  و  بیم  دادن‌،  به  پسودۀ  تامّل  و  تدبّر  منتقل  می‌سازد،  در  صحنه‌ای  ‌که  بسیار  آن  را  می‏بینند،  ولی  در باره‌اش  جز  اندکی  نـمی‌اندیشند.  این  صحنه‌،  نمادی  از  نمادهای  قدرت‌،  و  اثری  از  آثار  تدبیر  دقیق  الهی  است‌.

(أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ) (١٩)

آیا  پرندگانی  را  نگاه  نکرده اند  که  بالای  سر  آنان  (‌در  پروازند  و)  گاهی  بالهای  خود  را  گسترده  و  گاهی  جمع  می‌کنند؟‌!  جز  خداوند  مهربان‌ کسی ‌آنها  را  (‌برفراز  آسمان‌)  نگاه  نمی‌دارد،  چرا  که  او  هر  چیزی  را  می‌بیند  (‌و می‌داند  هر  آفریده‌ای  برای  ادامۀ  زندگی  خود  نیازمند  چیست‌).

این  خارق‌العاده  در  هر  لحظه‌ای  روی  می‌دهد.  با  روی  دادن  مکرّر  خود  قدرت  و  عظمتی  را  از  یادمان  می‏‎برد  که  این  خارق‌العاده  بیانگر  آن  است‌.  نگریستن  بدین  پرنده‌،  در  آن  حال  ‌که  بالهایش  را  شق  و  رق  و  صاف  و  صوف  نگاه  می‌دارد،  و – از  آن‌،  بالهایش  را  جمع  می‌کند  و  درهم  می‌فشارد،  در  هر  دو  حالت‌:  حالت  راست  و  ریز  نگاه  داشتن  بالها  که  اغلب  هم  چنین  است‌،  و  حالت  فراهم  آوردن  و  درهم  فشردن  بالها  که  عارضی  و  موقّت  است‌،  پرنده  را  در  هوا  نگاه  می‌دارد،  و  ساده  و  آسان  آن  را  شناور می‌سازد،  و  برنده  حرکاتی  را  انجام  می‌دهد  که  تماشاگر  گاهی  چنین  ‌گمان  می برد  که  این  حرکات  برای  به  نمایش  درآوردن‌  زیبائی  معلّق  زدن  و  فرود  آمدن  و  اوج‌ گرفتن  است‌!

این  صحنه  را  وراندازکردن‌،  و  هر  قسم  پرنده‌ای  را  در  حرکات  ویژۀ  نوع  خود  زیر  نظر  گرفتن‌،  دیده  از  تماشایش  سیر  نمی‌شود،  و  دل  از  تامّل  خسته  نـمی‌گردد.  این  امر  گذشته  از  لذّتی  ‌که  دارد،  اندیشه  را  برمی‌انگیزد،  و  انسان  را  به  تدبّر  و  تفکّر  در بارۀ  ساختار  زیبای  خدا  وامی‌دارد،  ساختاری‌ که ‌کـمال  و  جمال  در  آن  همدوش  و  هم‌آغوش  است‌!

قرآن  به  نگریستن  و  وارسی‌کردن  این  صحنۀ  دل‌انگیز  اشاره  می‌نباید:

(أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ؟).

آیا  پرندگانی  را  نگاه  نکرده‌اند  که  بالای‌  سر  آنان‌(‌در  پروازند  و)‌ گاهی  بالهای  خود  را  گسترده  و  گاهی  جمع  می‌کنند؟‌.!

سپس  اشاره  دارد  به  تدبیر  و  تقدیری  ‌که  در  فراسوی  این  صحنه  موجود  است‌:

(مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلا الرَّحْمَنُ).

جز  خداوند  مهربان  کسی  آنها  را  (‌برفراز  آسمان‌)  ‌نگاه  نمی‌دارد.

خداوند  مهربان  آنها  را  نگاه  می‌دارد  با  قوانین  هماهنگ  موجود  در ساختار هستی  آنها،  هماهنگ  شگفتی  ‌که  در  هر  چیز  کو‌چک  و  بزرگ  ساختمان  بدن  پرندگان  ملاحظه  گردیده  است‌،‌  وحساب  هر  سلول  و  اتمی  نیز  شده  است ...  قوانین  هماهنگی  است‌  که  در  زمین  و  در  فضا  و  در  خلف  پرندگان،  هزاران  موافقت‌  و  هسوئی  ‌و  همنوائی  دست  به  دست  یکدیگر  می‌دهد  تا  این  خارق‌العاد‌ه  انجام  بگیرد  و  تکرار  گردد،  و  همیشه  هم  با  نظم  و  نطام  تکرار  شود  و  ادامه  یابد.

خداوند  مهربان  پرندگان  را  با  قدرت  توانای  خود  و  با  عنایت  دقیق  خود  نگاه  مـی‌دارد،  قدرتی  ‌که  عاجز  و  درمانده  نـمی‌گردد،  و  عنایتی  ‌که  حاضر  و  آماده  است  و  هرگز  غائب  و  نهان  نـمی‌مود.  این  قدرت  و  این  عنایت  است‌  که  این  قوانین  را  پیوسته  در  کار  و  در  هماهنگی  و  در  نظم  و  نطام  نگاه  می‌دارد.  این  قوانین  یک  لحظه  سستی  نمی‌پذیرد  و  رخنه  پیدا  نمی‌کند  و  نابسامان  و  پریشان  نمی‏گردد  تا  آن  وقت  ‌که  خدا  بخواهد:

(مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلا الرَّحْمَنُ).

جز  خداوند  مهربان  کسی ‌آنها  را  (‌بر  فرا زآسمان‌)‌ نگاه  نمی‌دارد. 

با  این  تعبیر  مستقیم‌،  به  دست  خداوند  مهربان  اشاره  می‌نـاید،  دستی  ‌که  هر  پرنده‌ای  را  و  هر  بالی  را  می‏‎گیرد،  در  آن  حال‌  که  پرنده  بالهای  خود  راصان  و  صوف  نگاه  می‌دارد،  ‌و  یا  آن  زمان  ‌که‌  بالهایش  را  فراهم  می‌آورد  و آنها  را  جمع  می‏‎گرداند،  وقتی‌  که  در  فضا  معلّق  می‌زند  و  آویزان  می‏‎گردد!

(إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ) (١٩)

او  هر  چیزی  را  می‌بیند ( ‌و  می‌داند  هر  آفریده‌ای  برای  ادامۀ  زندگی  خود  نیازمند  چیست‌)‌.

خدا  از  هر  چیزی‌  آگاه  است‌  و  هر  چیزی  را  می‌بیند.  از  کار  و  بار  هر  چیزی  آگاه  است  و  باخبر  از  حال  و  احوال  آن  است‌.  بدین  جهت‌  آماده ‌‌ می سازد و تهیّه‌  می‌بیند.  و  همآوا  و  همنوا  می‌سازد،  و  قدرت  می‌دهد،  و  هر  چیزی  را  در  هر  لحظه‌ای  می‌پاید  و  رعایت  می‌نماید،  پاییدن  و  رعایت‌  کردن  شخص  بس  آگاه  و  بس  بینائی.

نگاه‌ داری  پرندگان  در  فضای  آسمان‌،  بسان  نگاه‌داری  چهارپایان  بر  روی  زمینی‌  که  در  فضا  در  حال  پرواز  است  همراه  با  همه  چیزی‌  که  در  آن  است‌،  و  بسان  نگاه ‌داری  سائر  کرات  و  اجرامی  ‌که  جز  خدا  آنها  را  در  مدار  و  مکان  خود  نگاه  نمی‌دارد ... همۀ  این  نگاه‌داریها  شگرف  و  شگفت  است‌،  و لیکن  قرآن  چشمان  مردمان  و  دلهای  ایشان  را  متوجّه  هر  صحنه‌ای  می‌سازد  که  می‌توانند  آن  را  ببینند  و  درک  و  فهم  بکنند.  قرآن  دلهای  مردمان  را  با  اشاره‌ها  و  نواهای  خو‌د  می‌بساید  و  لمس  می‌نماید.  ولی  هر  ساخته‌ای  از  ساخته‌های  یزدان  معجزه  است  و  نوآفرینی  است‌.  همۀ  آفریده‌های  یزدان  الهام  و  پیام  و  نوا  و  آوا  است‌.  هر  دلی  و  هر  نسلی  از  ساخته‌ها  و  آفریده‌های  یزدان  آنچه  می‌تواند  می‏‎بیند،  و  آنچه  می‌توانند  ببیند  مورد  ملاحظه  و  بررسی  قرار  می‌دهد،  بدان  اندازه  ‌که  خداوند  جهان‌،  توافق  را  رفیق  راه  می‌کند.

*
سپس  قرآن  مجید  دلهایشان  را  با  پسودۀ  دی