مدی  بود  سراسر  زندگی  از  سرما  یخ  می‌زد.  و  اگر  روز  سرمدی  بود  سراسر  زندگی  از  گرما  می‌سوخت ... از  گردش  زمین  به  دور  خورشید  فصلها  پدیدار  می‌آیند.  اگر  فصلی  روی  زمین  بردوام  می‌ماند  و  هـیشگی  می‏بود،  زندگی  به  شکل  فعلی  بر  روی  زمین  آن‌  گونه  ‌که  خدا  خواسته  است  پدیدار  نمی‌گردید  و  ماندگار  نمی‌ماند.  و  امّا  حرکت  سوم‌،  پردۀ  غیب  از  آن  به‌  کنار  زده  نشده  است  و  حکمت  و  فلسفۀ  آن  هنوز که  هنوز  است  روشن  نگر‌دیده  است‌.  قطعاً  هم  د‌ارای  ارتباط  و  پیوند  با  هماهنگی  و  همآوائی  جهان  بزرگ  هستی  است‌.

این  چهارپای  رام  و  رهو‌اری‌  که  دارای  این  همه  حرکات  شـت  و  شگرف  در  آن  واحد  است‌،  در  اثنای  حرکت  دارای  یک  وضع  واحد  است‌.  میل  محوری  آن  5/23  درجه  است‌.  این  میل  محوری  است  ‌که  فصول  چهارگانه  از  آن  و  از  حرکت  زمین  به  دور  خورشید  به  وجود  می‌آید.  اگر  میل  محوری  زمین  هنگام  حرکت  خلل  پیدا  کند،  فصولی‌  که  دورۀ  ‌گیاهان  و  بلکه  دورۀ  زندگی  به  طور  کلّی  در  این  زندگی  دنیوی  مترتّب  بر  آن  است‌،  خلل  می‌پذیرد  و  مختلّ  می‌گردد.

خداوند  زمین  را  رام  و  مسخّر  انسانها  کرده  است  به  وسیلۀ  نیروی  جاذبه‌ای‌ که  به  زمین  داده  است‌.  نیروی  جاذبه‌ای  که  انسانها  را  در  اثنای  حرکتهای  بزرگ  زمین  به  زمین  می‌چسباند.  همچنین  یزدان  سبحان  برای  زمین  فشار  هوا  قرار  داده  است‌،  فشاری‌ که  اجازه  می‌دهد  سهل  و  ساده  حرکت  و  رفت  و  آمد  برسطح  زمین  انجام  بگیرد.  اگر  فشار  هو‌ا  سنگین‌تر  از  این  بود که  هست  برای  انسان  ناممکن  یا  مشکل  می‌شد  حرکت  ‌کند  و  جابه‌جا  بشود  و  بدینجا  و  آنجا  بیاید  و  برود. - بدان  اندازه  ‌که  فشارها  سنگینی  می‌کرد -‌ در  این  صورت  فشار  هوا  انسان  را  درهم  می‌شکست  یا  از  تکان  و  تلاش  بازمی‌داشت‌.  اگر  هم  فشار  هو‌ا  کمتر  می‌گردید  از  این  مقداری  که  هست  گامهای  انسان  مختلّ  و  مضطرب  می‌شد  یا  اندرون  انسان  منفجر  می‌گردید  به  خاطر  افزایش  فشار  خود  انسان  بر  فشار  پیرامونش،  همان‌ گونه  که  چنین  وضعی  برای‌  کسانی  پیش  می‌آید  که  در  لایه‌های  بالای  هو‌ا  به  مسافرتهای  فضائی  بپردازند  بدون  این‌که  فشار  ها  را  کنترل  سازند.

خداوند  زمین  را  رام  و  مسخّر  انسانها  ساخته  است  با  گسترش  پخ  زمین  و  پدید  آوردن  خاک  نرم  بر  بالای  آن‌.  اگر  سراسر  زمین  صخره  سنگهای  سختی  می‏بود - همان‌  گونه  ‌که  علم  فرض  می‌کند  که  زمین  پس  از  سرد  شدن  و  منجمد  گردیدن‌،  چنین  وضعی  داشته  است -‌ سیر  و  حرکت  در  زمین  ناممکن  می‌گردید،  و  رویش‌  گیاهان  در  آن  انجام  نمی‌پذیرفت‌. و لیکن  عوامل  جوّی  از  قبیل  وه‌ا  و  بارانها  و  جز  آنها  این  صخره  سنگهای  سخت  را  تکّه  تکّه‌ کرده  است‌،  و  یزدان  به  وسیلۀ  آنها  این  خاک  حاصلخیز  شایان  زندگی  را  به  وجود  آورده  است  و  سر  و  سامان  بخشیده  است‌،  و  گیاهان  و  ارزاق  مورد  استفادۀ  سواران  این  چهارپای  رام  و  فرمانبردار  را  پدید  آورده  است‌!

خداوند  زمین  را  رام  و  مسخّر  کرده  است‌،  بدین‌  گونه  ‌که  هوائی  را  برای  زمین  تهیّه  دیده  است‌  که  محیط  بر  زمین  و  دارای  عناصری  است‌  که  زندگی  بدانها  نیاز  دارد.  این  عناصر  با  نسبت‏های  دقیقی  تهیّه  و  تنظیم ‌گردیده‌اند،  به  گونه‌ای‌  که  اگر  این  نسبتها  مختل‌  گردند  زندگی  پدیدار  و  برقرار  نمی‌شود،  و  اگر  به  فرض  زندگی  از  بنیاد  مقرّر  و  مقدّر گردد  بر  دوام  نمی‌ماند  و  ادامه  پیدا  نمی‌کند.  در  هوا  تقریباً  21%  اکسیژن‌، 78% آزت  یا  نتروژن‌،  و  بقیّه  دی  اکسیدکربن  با  نسبت  سه  بخش  از  ده  هزار  بخش،  و  عناصر  دیگری  است‌.  این  نسبتها  دقیقاً  برای  بردوام  و  ماندگار  ماندن  زندگی  بر  روی  زمین  لازم  و  ضـروری  است‌.

خداوند  زمین  را  رام  و  مسخّر  کرده  است  بدین‌ گونه  ‌که  هزاران  هماهنگی  و  همسوئی  را   بر‌ای  پدید  آمدن  و  برقرار  ماندن  زندگی  در  زمین‌،  ایجاد  کرده  است  و  همآوا  و همنوا  فرموده  است ... از  آن  جمله‌:  حجم  ‌زمین‌،  حجم  خورشید  و  ماه‌،  دوری  زمین  از  خورشید  و  ماه‌،  درجۀ  حرارت  خو‌رشید،  ارتفاع  پوستۀ  زمین‌،  درجۀ  سرعت  زمین‌،  میل  محو‌ری  زمین‌،  نسبت  تقسیم  آب  و  خشکی  در  زمین‌،  ضخامت  هوای  محیط  بر  زمین‌،  و  چیزهای  بسیار  دیگر  است ... این  هماهنگیها  و  همسوئیها  است  که  رویهمرفته  زمین  را  رام  و  مسخّر  ساخته‌اند،  و  در  زمین  رزق  و  روزی  قـرار  داده‌اند  و  اجازه  داده‌اند  زندگی  وجود  داشته  باشد،  و  زندگی  این  انسان  به  ویژه  بر  روی  زمین  ادامه  پیدایند.

نصّ  قرآنی  بدین  حقائق  اشاره  می‌نماید  تا  هر  فردی  و  هر  نسلی  آن  حقائق  را  به  خاطر  سپارد،  بدان  اندازه  ‌که  می‌تواند،  و  بدان  اندازه  ‌که  دانش  و  پژوهش  او  اجازه  می‌دهد،  تا  دست  خدائی  را  احساس‌  کند  که  ملک  و  مملکت  و  فرمانروائی  در  دست  او  است‌،  دستی  ‌که  سرپرستی  او  و  سرپرستی  همه  چیز  پیرامون  او  را  بر  عهده  دارد،  و  زمین  را  رام  او  کرده  است‌،  و  او  را  و  زمین  را  می‌پاید  و  محافظت  می‌نماید.  اگـر  این  دست  یک  لحظه  از  محافظت  و  مراقبت  سستی  ‌کند،  این  جهان  سراسر  مختل  می‌گردد  و  با  هر  کس  و  هر  چیزی  ‌که  در  آن  است  درهم  می‌شکند  و  درهم  می‌ریزد!

هرگاه  انسان  درونش  بیدار  گردد  و  این  حقیقت  بزرگ  را  درک‌  کند،  آفریدگار  بخشنده  و  مهربان  بدو  اجازه  می‌دهد  که  بر  جوانب  و  بلندی‏های  زمین  راه  برود،  و  از  رزق  و  روزی  موجود  در  آن  بخورد:

(فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ).

در  اطراف  و  جوانب  آن  راه  بروید  و  از  روزی  خدا  بخورید.

«‌مناکب‌»  بلندیها  یا  اطراف  و  جوانب  است‌.  وقتی‌  که  خدا  اجازه  می‌فرماید  بر  اطراف  و  بلندیهای  زمین  راه  بروند،  قطعاً  هم  اجازه  هم  می‌فرماید  در  درّه‌ها  و  دشتهای  آن  راه  بروند.  وقتی  ‌که  به  انسانها  اجازه  داده  است  بالای  قسمتهای  سرکش  و  چموش  زمین  راه  بروند،  اجازه  نیز  داده  است‌  که  بالای  قسمتهای  رام  و  مسخّر  آن  هم  راه  بروند.

رزقی  که  در  آن  است  همه  آفریدۀ  او،  و  همه  ملک  او  است‌.  آفریده  و  ملک  او  بودن،  مدلول  و  مفهوم  فراخ‌تری  را  از  واژۀ  رزق  به  ذهن  مردمان  متبادر  می‌سازد.  آفریده  و  ملک  تنها  دارائی  و  اموالی  نیست  که  فردی  از  افراد  مردمان  در  اختیار  دارد،  و  با  آن  دارائی  و  اموال  به  نیازمندیها  و  بهره‌مندیهای  خود  دسترسی  می‏‎یابد.  بلکه  شامل  هر  آن  چیزی  است‌  که  خدا  آن  را  در  این  زمین  به  ودیعت  نهاده  است‌،  از  قبیل  اسباب  رزق  و  تشکیل  ‌دهنده‌ها  و  سازنده‌های  رزق‌.  اسباب  و  علل  روزی  نیز  در  اصل  به  سرشت  تشکل  زمین  از  عناصری  بر می‌گردد که  زمین  از  آنها  تشکیل‌ گردیده  است‌،  و  