ی  سینه‌ها  است‌.  اسرار  و  خفایائی‌ که  از  سینه‌ها  بیرون  نیفتاده  است‌!  خدا  بس  ‌آگاه  از  اسرار  و  خفایا  است‌.  زیرا  خدا  آنها  را  در  سینه‌ها  آفریده  است‌،  همان‌  که  سینه‌ها  را  او  آفریده  است‌!
(أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ).
مگر  کسی  که  (‌مردمان  را)  مـی‌آفریند  (‌حال  و  وضع  ایشان  را)  نمی‌داند؟‌.
مگر  کسی  ‌که  جهان  را  آفریده  است‌،  از  جال  و  احوال  ایشان  خبر  ندارد؟
(وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ) (١٤)
و  حال  این  ‌که  او  دقیق  ‌و  باریک‌بین  بس‌  آکاهی  است‌.  خدا  از  ریز  کو‌چک  و  پنهان  پوشیده‌،  اطّلاع  و  آگاهی  دقیق  دارد.

انسانهائی  ‌که  می‌کوشند  حرکتی  یا  رازی  ‌و  یا  یک  نیّت  درونی  را  از خدا پنهان  دارند  افراد  خنده‌آوری‌  جلوه‌گر  می‌آیند.  چه  درونی‌  که  آنان  می‌غاهند  در  آن  نیّت  خود  را  نهان  دارند،  آفریدۀ  خدا  است‌،  و  خدا  پیچ  و  خمهای  آن  و  پنهانیها    ونهانیهای  آن  را  می‌داند.  نیمی  را  هم  ‌که  می‌خو‌اهند  پنهان‌  کنند  آفریدۀ  خدا  است‌،  و  خدا  از  آن  آگاه  است  و  می‌داند  کجا  خو‌اهد  بود.  پس  چه  چیز  را  پنهان  می‌کنند؟  و  کجا  آن  را  می‌خو‌اهند  پنهان  بکنند؟  قرآن  می‌خواهد  این  حقیقت  را  در  درون  جایگز‌ین‌  کند.  زیرا  استقرار  این  حقیقت  در  درون‌،  به  درون  فهم  و  درک  درست  و  برداشت  صحیح  امور می‌بخشد،‌ گذشته  از  این‌که  در  درون  بیداری  و  حسّاسیّت  و  پرهیزگاری  را  به  امانت  می‌گذارد،  بیداری  و  حسّاسیّت  و  پرهیزگاری  هم  امانت  بدو  تعلّق  می‏‎گیرد،  امانتی  ‌که  انسان  مؤمن  در  این  زمین  آن  را  بر  عهده  می‏‎گیرد،  و  آن  امانت  عقیده  و  امانت  عدالت‌،  و  امانت  خلوص  در  عمل  و  نیّت  برای  خدا  بودن  است‌.  همچون  چیزی  هم  میسّر  نخواهد  شد  مگر  زمانی  ‌که  دل  یقین  و  اطمینان  داشته  باشد  که  او  متعلّق  به  خدا  است‌،  و  هر  رازی  و  هر  نیّتی‌ که  در  آن  کمین  می‌کند  و  نهان  می شود  آفریدۀ  خدا  است‌،‌  و  خدا  از  آفریده  خو‌د  بس  آگاه  است‌.  زیرا  خدا  بسیار  آگاه  و  دقیق  است ...

بدین  هنگام  است  ‌که  مؤمن  در  نیّت  پنهان  و  در  خاطرۀ  نهان‌،  از  خدا  می‌ترسد.  هم  بدان‌  گونه  ‌که  در  حرکت  دیدنی  ‌‌و  در  صدای‌  آشکار  خدا  را  پیش  چشم  ‌می‌دارد،  و  درون  و  بیرون  را  با  تقوا  و  پرهیزگاری  همدوش  می‌سازد.  مؤ‌من  سر  و  کارش  با  خدائی  است  ‌که  از  نهان  و  عیان  آگاه  است‌.  خدائی  است  ‌که  سینه‌ها  را  آفریده  است  و  می‌داند که  در  سینه‌ها  چه  چیز  است  و  چه  می‏‎گذرد.

*آنگاه  روند  قرآنی  مردمان  را  از  گفتگو‌ی  در بارۀ  نهادهای  خودشان  ‌که  خدا  آنها  را  آفریده  است‌،  به  سوی  زمینی‌  کو‌چ  می‌دهد  و  توجّهشان  را  جلب  می‌کند  که  آن  را  برای  ایشان  آفریده  است‌،  و  زمین  را  رام‌  کرده  است  و  اسباب  زندگی  را  در  آن  به  ودیعت  نهاده  است‌  و  فراهم  آورده  است‌.

(هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ ذَلُولا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ) (١٥)

او  کسی  ‌است  که  زمین  ‌را  رام‌  شما  کرده  ‌است‌.  در  اطراف  و  جوانب‌  آن  ‌راه  بروید  و  از  روزی‌  خدا  بخورید.  زنده  شدن  دوباره  در  دست  او  است‌.

مردمان  به  سبب  طو‌ل  انس  و  الفت  زندگانیشان  بر  روی  این  زمین‌،  و  ساده  و  آسان  آرام  و  قرار  گرفتن  بر  آن،  و  سیر  و  حرکتشان  در  آن‌،  و  استفاده‌ کردن  و  بهره  بردن  از  خاک‌،  آب،  هوا،‌  گنجها  و  منبعها  و  کانها،  نیروها  و  انرژیها،  و  روزیها  و  ارزاق  آن‌،  نعمت  خدا  را  در  رام  کردن  زمین  برایشان،  و  مسخّر  کردن  و  در  اختیارشان  قرار  دادن  آن‌،  فراموش  می‌کنند.  قرآن  این  نعمت  بزرگ  را  به  یادشان  می‌اندازد  و  از  آن‌  آگاهشان  می‌سازد،  با  این  تعبیر  و  بیانی‌  که  هر  کسی  و  هر  نسلی  از  آن  به  اندازۀ  علم  و  دانشی‌  که  در بارۀ  این  زمین  رام  و  مسخّر  پیدا  خواهد  کرد،  درک  و  فهم  خواهد  نـمود.

زمین  رام  و  مسخّر،  در  ذهن  و  شعو‌ر  مخاطبان  پیشین،  همین  زمین  رام  و  آماده  برای  حرکت  در  آن  با  پا  و  سوار  بر  چهارپایان،  و  کوچ  و  سـر  در  دریاها  با  کشتیهائی‌  که  امواج  آبها  را  می‌شکافند  و  به  ییش  می‌روند،  و  همین  زمین  رام  و  آماده  برای‌  کشت  و  زرع  و  میوه  چیدن  و  درو  کردن‌،  و همین  زمین  رام  و  آماده  برای  زیستن  در  آن  با  همۀ  چیزهائی  ‌که  زمین  از هوا  و  آن  و  خاک  دارد  و  شایستۀ  ‌کشاورزی  نمودن  و  رویاندن‌  گیاهان  است‌.  اینها  مدلولها  و  مفهومهای  مختصر  و  مجملی  هستند،  و  علم  و  دانش  به  تفصیل  و  تشریح  آنها  می‌پردازد،  و  در بارۀ  آنها  چیزهائی  را  می‌گوید  که  تا  به  امروز  بدانها  دسترسی  پیدا  کرده  است‌.  شرح  و  بسطی‌  که  علم  و  دانـش  در بارۀ  چنین  چیزهائی  دارد  بر  دائرۀ  بینش  و  دانش  انسان  راجع  به  آیات  قرآن  می‌افزاید.

از  جملۀ  چیزهائی‌  که  علم  و  دانش  در بارۀ  مدلو‌ل  و  مفهوم  زمین  رام  و  مسخّر  می گوید،  این  صفت  «‌ذلو‌لاً»  است‌  که  به  طور  عادی  برای  چهارپا  به  ‌کار  می‌رود،  از  نظر  علم  و  دانش  نیز  مطلوب  است  برای  زمین  به‌  کار  برده  شود.  چرا  که  این  زمینی‌  که  ما  آن  را  ثابت  و  مستقرّ  و  ساکن  ‌می‌بینیـم‌،  چـارپای  متحرّکی  است ... بلکه  سرافراز  و  دوان  و  تازان  و  گوش  به  فرمان  است‌!!  در  عین  حال‌  که  سرکش  و  چموش  است  سوار  را  از  پشت  خود  فرو  نمی‌اند‌ازد،  و  گامهایش  درهم  نـمی‌لولد  و  فرو  نمی‌افتد.  سوار  خود  را  تکان  نمی‌دهد  و  نـمی‌جنباند  و  نـمی‌رنجاند  و  خسته  و  درمانده  نمی‌گرداند،  بسان  چهارپائی‌  که  رام  نیست  و  بلکه  سرکش  ‌و  چموش  است‌.  گذشته  از  این‌،  این  چهارپا  شیر دهنده  است  هـان‌ گونه  ‌که  رام  و  گوش  به  فرمان  است!

این  چهارپائی‌  که  ما  بر  آن  سوار  می‌کردیم  پیرامون  خود  با  سرعت  هزار  مایل  در  ساعت  می‌چرخد.  با  وجود  این‌،  پیرامون  خورشید  با  سرعت  ‌حدود شصت‌ و پنج‌ هزار  مایل  در  ساعت  می‏‎گردد.  از  این  هم‌  گذشته  او  و  خورشید  و  منظومۀ  شمسی  جملگی  با   سرعتی  در  حدود  بیست  هزار  مایل  در  ساعت  به  پیش  می‌تازند  به  سوی  برج  الجبار  که  در  آسمان  است  ... با  وجود  همۀ  این  تاخت  و  تازها  انسان  بر  پشت  آن  ایمن  و  آسوده  و  مطمئن  و  سالم  برجای  می‌ماند  و  بندها  و  مثلهای  بدنش  درهم  نمی‌شکند،  و  اندامهایش  از  هم  نمی‌گسلد.  بلکه  مغزش  نیز  تکان  نمی‌خورد  و  پخش  و  پراکنده  نمی‏گردد،  و  یک  بار  هم  از  پشت  این  چهارپای  رام  و  فرمانبردار  فرو نمی‌افتد!

این  حرکات  سه‌گانه،  حکمت  و  فلسفۀ  خود  را  دارد.  تأثیر  دو  تا  از  این  حرکات  را  در  زندگی  انسان‌،  و  بلکه  در  سراسر  زندگی  روی  زمین‌،  می‌دانیم  و  می‌شناسیم‌.  گردش  زمین  به  ‌دور  خود  سبب  پیدایش  شب  و  روز  می‌گردد. اگر  شب  س