 اندازه‌گیری  نمو‌دن  است‌.  برء‌:  اجراء‌کردن  و  بیرون  آوردن  است‌.  هردوی  خلق  و  برء‌،  صفت  ومتصل  به  یکدیگرند،‌و  فرق  میان  آن  دو،  بس  لطیف  و ظریف  و دقیق  و باریک  است  ... 

«‌المصور»‌.  صورتگر.شکل‌دهنده ‌جهان‌بدین‌گونه‌که  هست‌.  این  هم  صفتی  است ‌که  با  دو  صف  پیش  از  خـود  ارتباط  دارد.  معنی  آن‌،  نشانه‌ها  و  سیماها  و  نمادها  و  نماها  بخشیدن  است‌،  نشانه‌ها  و  سیماها  و  نمادها  و  نماهائی‌که  به  هرچیزی  شخصیت  ویژه  خود  را  می‌دهد.  پیاپی  آمدن  این  صفات  مرتبطی‌که  دارای  جداگانگی  دقیق  و باریکی‌هستند،‌دل  را بـه  جوش‌ و خروش  می‌اندازد  تا کار  اندازه‌گیری  و  نقشه‌کشی  و  آفرینش  و  پیدایش  و  ایجاد  و  اخراج  را  پله  پله  و  مرحله  به  مرحله  دنبال‌کند.  پله  پله  و  مرحله  به  مرحله  برحسب  تصور  بشری،  و الا  در  جهان  حقيقت،  پله  پله  و  مرحله  به  مرحله  وگام  به‌گامی  در  میان  نیست‌.  آنچه  ما  از  مدلول  و  مفهوم  این  صفات  می‌دانیم  حقــیقت  مطلق  نیست‌.  حقیقت  مطلق  را  كسی  جز ذات  خدا  نمی‌داند.  بلکه  ما  چیزی  از  آثار  این  صفات  را  درک  و  فهم  می‌کنیم‌،  چیزی‌که  در  حدود  و  ثغو‌ر تاب  و  توان  و نیروی  ناچیز  ما  است  و  بس‌!

(لَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى )  .

او  دارای  نامهای  نیک  و  زیبا  است‌.

زیبا  است  در  ذات  خود.  هیچگو‌نه  نیازی  به  زیبا  دانستن  و  زیبا  شمردن  آفریدگان  نیست‌.  زیبا  بودن  آن  اسمها  منوط  به  زیبا  دانستن  و  زیبا  شمردن  مردمان  نـمی‌باشد.  آن  اسمها  زیبایند،  آن‌گونه  زیباکه  به  د‌لها  زیبائی  می‌اندازند  و  دلها  را  لبریز  و  سرریز  از  زیبائی  می‌کنند.  این  اسـمها  بدان‌گو‌نه‌اندکه  انسان  مومن  بـه  تدبر  و  تفکرشان  مـی‌نشیند  و  به  تماشایشان  می‌ایستد  تا  خو‌د  را  برابر  الهام  و  پیام  و  رویکرد  و  روند  آنها  بسازد.  زیرا  می‌داندکه  خدا  دوست  می‌دارد  او  بدانها  متصف  شـود،  و  در  حالی‌که  بدانها  چشم  امید  بدوزد،  پله‌پله  از  مراتب  و  منازل  آن  بالا  برود.

در  پایان  این  تسبیح  و  تقدیس  طولانی  و  دراز آهنگی‌ که  با  این  اسمهای‌زیبا  به  نغمـه  و  زمزمه  مـی‌افتد،  و در  پایان  این  تسبیح  و  تقد‌یسی‌که  دارای  مـدلولها  و  مفهومهای  الهام‌بـخش  و  جوشان  و  خروشان  شگفت  و  شگرف  است‌،  صحنه  تسبیح  و  تقدیس  خدا  قرار دارد،  تسبیح  و  تقدیسی‌که  در كران  تا کران  و  درگوشه‌گو‌شه  جهان  می‌درخشد،  واز  سراسر هستی  برمی‏خیزد  و  به  گوش‌می‌رسد.

(يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).

چيز‌هائی که در آسمانهاو زمین هستند، تسبیح و تقدیس او می‌گویند، و او  چيره كاربجا  است‌.

این  صحنه‌ای  است‌که  دل  به  دنبال  ذکر  همچو‌ن  نامهای  زیبائی  انتطار  فرارسیدن  و  دیدن  آن  را دارد‌،  و  امیدوار  است  در  آن  تسبیح  و  تقدیس  با  همه  چیزها  و  زند‌ه‌ها  شرکت  جوید  و  ملکا  ذکر  تو گوئیم‌ گو‌ید! ...  همچـنین  در  این ‌صحنه‌،  آغاز و  انجام  این  سوره،  با  هـماهنگي  و  همـآوائی‌،  به  همدیگر  می‌رسد  و همنوا  و همآوا  ميگردد . 
--------------------------------------------------------
‌[1] مراجعه  شود  به  جلد  یازدهم‌،  صفحات‌:  325- 338  
[2] ‌ در  اینجا  اختلاف  فقهی  است‌.  آیا مراد  ازفقراء‌،  مستمندان  خویشاوند  پیغمبر  (ص) ‌هستند که  مستحق‌ زکاتند،  یاهمه  مستمندان‌؟ ‌ارجح ‌اقوال این  است‌که  مراد  جملگی  فقراء ‌و  مستمندان  است‌. 
[3] اختلاف  فقهی  در  این  باره‌ وجود  دارد،‌ولی  نظریه  برتر و  روشن‌تر  همان  است‌که  نگاشته‌ایم‌.   
[4]   مراجعه شود به‌کتاب‌:«‌العدالة  الاجتماعیه  فـی  الاسلام‌»‌.فصل‌:سیاست مال‌. 
[5] ‌واژه «‌شیئاً‌» در این آیات ذکر نگردیده است‌. شاید مراد مفسر فرزانه واژه «‌حاجة‌» باشد.    (‌مترجم‌)  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:103.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:104.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:105.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:106.txt">قسمت چهارم</a></body></html>سوره  ممتحنه
سوره  ممتحنه  مدنی  و  سیزده  آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (١)إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ (٢)لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣)قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لأبِيهِ لأسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (٤)رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٥)لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (٦)عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٧)لا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (٨)إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (٩)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَل