د ... سراپای  همه  چیز  زیبا  و  با  همه  چیز  زیبائی  است‌،  زیبائی‌ای  ‌که  خردها  را  جذب  و  جلب  می‌کند  و  شیفته  و  شیدای  خود  می سازد.

این  ستارۀ  بی‌نظیری  است‌  که  در  آنجا  سوسو  می‌زند.  انگار  چشم  زیبائی  است‌  که  با  محبّت  چشمک  می‌زند،  و  شادمانه  می‌درخشد.

دو  ستارۀ  دیگر  بی‌مثل  و  مانند  آنجایند.  از  ازدحام  بریده‌اند  و  آنجا  به  راز  و  نیاز  نشسته‌اند.

این  مـجموعه‌های  به  یکدیگر  پیوسته‌،  و  گروه‌  گروه  اینجا  و  آنجا  پراکنده‌،  انگار  در  حلقۀ  داستانی  نشسته‌اند  و  در  جشن  آسـمان  شرکت  ‌کرده‌اند.  آنها  گرد  می‌آیند  و  پراکنده  می‌گردند،  انگار  دوستان  شبانه‌ای  در  جشنی  بوده‌اند  و  هم  اینک  پراکنده‌اند!

این  ماه  است‌،  ماهی‌  که  شبی  خو‌اب  شیرین  می‏‎بیند،  و  غافل  و  بی‌خبر  آرام  آرام  می‌رود.  شبی  هم  سر مست  می‌خرامد  و  به  خود  مـی‌بالد.  شبی  نیز شکسته  و  فرو افتاده  همچون  پیر  فرتو تی  لنگ  لنگان  می‌رود.  شبی  هم  همچون  جوان  شادمان  و  به  زندگی  امیدواری  می‌تازد.  و  شبی  نیز  بسان  سالخو‌ردۀ  ضعیف  و  ناتوانی  به  سوی  فنا  و  نیستی  می‌خزد  و  افتان  و  خیزان  می‌رود!..  این  فضای  فراخی  ‌که  دیدگان  پایان  آن  را  نمی‏بینند  و  به  کرانه‌هایش  نـمی‌رسند،  سراپا  جمال  و  زیبائی  است‌،  زیبائی  و  جمالی  ‌که  انسان  می‌تواند  با  آن  زندگی ‌کند  و  آن  را  ورانداز  نماید، و لیکن  برای  توصیف  این  زیبائی  و  جمال  الفاظ  و  عباراتی  نمی‌یابد  در  میان  الفاظ  و  عباراتی  که  دارد!

قرآن  انسان  را  متوجّه  ‌زیبائی  ‌و  جمال  آسمان‌،‌  و متوجّه  زیبائی  و  جمال  سراسر  جهان  می‏‎گرداند،  زیرا  درک  و  فهم  زیبائی  و  جمال  هستی  نزدیک‌ترین  و  درست‌ترین  وسیله  برای  درک  و  فهم  زیبائی  و  جمال  آفریدگار  هستی  است‌.  این  درک  و  فهم  است‌  که  انسان  را  به  بالاترین  افقی  می‌رساند  که  انسان  می‌تواند  بدان  برسد.  زیرا  انسان  در  این  وقت  به  نقطه‌ای  اوج  می‏‎گیرد  و  می‌رسد  که  در  آن  انسان  آماده  برای  جهان  جاویدان  می‏‎گردد،  جهان  جاویدانی‌  که  نامحدود  و  نامقیّد  و  زیبا  و  فریبا  است‌،  و  از گرفتاریها  و  آلودگیهای  جهان  زمینی  و  زندگی  زمینی  زدوده  و  پارده  است‌.  خوشترین  و  سعادتمندانه‌ترین  لحظه‌ها  برای  دل  انسان  لحظه‌هائی  است‌  که  در  آنها  پذیرای‌  زیبائی  و  حمال  نوآفرینی  و  نوآوری  الهی  در  ساختار  جهان  می‏‎گردد.  بدان  خاطر  که  این  لحظه‌ها  لحظه‌هائی  است‌  که  دل  را  آماده  می‌سازند  و  راه  را  برایش  مهیّا  می‏‎گرداند  تا  با  زیبائی  و  جمال  ذات  الهی  پیوند  پیدا  کند  و  آن  را  تماشا  و  ورانداز  نماید.

*
نصّ  قرآنی  در  اینجا  یادآور  می‌شود  که  این  چراغـهائی  که  آسمان  دنیا  را  می‌آرایند  خود  آنها  وظیفۀ  دیگری  جدای  از  تزئین  دارند:

(وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ).

و  آنها  را  وسیلۀ  راندن  اهریمنان  ساخته‌ایم‌.

ما  در  فی  ظلال  القرآن  بر  آن  بوده‌ایم  و  برآن  رفته‌ایم‌  که  در  کار  و  بار  غیبیاتی‌  که  یزدان  سبحان‌  رشه‌ای  از  خبر  آنها  را  برایمان  روایت  می‌فرماید  چیزی  را  بر  آن  نیفزائیم‌،  و  در  کنار  نصّ  قرآنی  بمانیم  و  از  آن  در  نگذ‌ریم  و گامی  جلوتر  ننهیم‌.  چرا  که  آنچه  نصّ  قرآنی  در  این  راستا  می‌گوید  کافی  و  بسنده  است‌.

ما  ایمـان  داریم  به  این‌  که  آفریدگانی  هستند  که  نامشان  شیاطین  است‌.  برخی  از   اوصاف  ایشان  در  قرآن  آمده  است‌.  بدانان  در  این  فی‌ظلال  القرآن  اشاره  شده  است‌،  و  بر  آن  چیزی  نمی‌افزائیم‌.  ما  ایمان  داریم  یزدان  سبحان  از  این  چراغهائی  ‌که  آسمان  دنیا  را  می‌آرایند  تیربارهائی  ساخته  است‌  که  به  سوی  شیاطین  رگبار  مـی‌روند  و  انداخته  می‌شوند،  به  صورت  شهابهائی  ‌که  در  سوره‌های  دیگر  از  آنها  سخن  رفته  است‌:

 (وحفظا من كل شيطان مارد).

ما  آن  را  از  هر  شیطان  متمرّدی‌،  کاملاً  حفظ  کرده‌ایم‌.  (‌صافّات‌/٧)  

 (إلا من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب).

امّا  از  آنان  هر  که  با  سرعت  استراق  سمعی  کند،  فوراً    آذرخشی  سوراخ‌ کننده‌ا‌ی  جوّ  آسمان  و  بدن  آن  شیطان‌)  به  دنبال  او  روان  می‏‎گردد  (‌و  وی  را  می‌سوزاند  و  نابودش  می‌گرداند)‌. (صافّات/10)

چگونه‌؟  با  چه  حجمی‌؟  به  چه  شکلی‌؟  از  همۀ  اینها  خدا  چیزی  نفرموده  است‌،  و  ما  هم  منبع‌  دیگری  نداریم‌،  منبعی  ‌که  در بارۀ  همچون‌کاری  از  آن‌ کسب  خبر  کنیم  و  فتوا  طلبیم.  ما  تنها  این  را  می‌دانیم  و  به  رخ  دادن  آ‌ن  ایمان  داریم  و  بس.  مقصود  و  مطلوب  همین  است‌.  اگر  خدا  خیر  و  صلاح  در  آگاهی  بیش  از  این  می دید،  یا  توضیح  یا  تفصیل  زیادتری  نیاز  بود،  یزدان  سبحان  مفّصل‌  و  مشروح  راجع  بدان  می‌فرمود.  پس  ما  را  چه  رسد  و  کی  سزد  بکوشیم  از  چیزی  اطّلاع  پیدا  کنیم‌  که  خدا  خیر  و  صلاح  در  آ‌ن  ندیده  است‌،  ‌کاری  ‌که  سنگباران  ‌کردن  شیاطین  با  تیرهای  شهاب  است‌؟‌!

سپس  روند  قرانی  به  پیش  می‌رود  و  از  چیزی  سخن  به  میان  می‌آورد  که  خداوند  گذشته  از  سنگباران  با  شهابها  برای  شیاطین  آ‌ماده  ‌کرده  است‌:

(وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِي) (٥)

و  برای  ایشان  عذاب  سوزانی  را  آماده  کرده‌ایم‌.

سنگباران‌  کردن  در  دنیا،  و  عذاب  سوزان  در  آخرت‌،  بهرۀ  آن  شیاطین  است‌.  چه  بسا  مناسبت  ذکر  این  چیزهائی‌  که  خداوند  آنها  را  برای  شیاطین  در  دنیا  و  آخرت  تهیّه  دیده  است‌،  ذکر  آسمان  پیش  از  این  باشد.  مناسبت  دیگر  سخن‌  گفتن  از  کافران  است‌.  ارتباط  موجود  در  میان  شیاطین  و در میان‌ کافران  پیدا  و  روشن  است‌.  وقتی  ‌که  از  چراغهای  آ‌سمان  سخن  رفته  است‌،  از  آنها  به  عنوان  ابزار  سنگباران  شیاطین  صحبت  به  میان  آمده  است‌.  وقتی  هم  از  عذاب  سوزانی  سخن‌  رفته  است  که  خدا  برای  شیطان  تهیّه  دیده  است‌،  بعد  از  آن  از  چیزی  سخن  به  میان  می‌آید  که  خدا  برای‌ کافران  آماده‌  کرده  است‌،‌  کافرانی‌  که  از  جملۀ  پیروان  شیاطین  هستند:  

(وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (٦)

کسانی  که  به  پروردگار  خود  ایمان  نداشته  باشند،  عذاب  دوزخ  دارند،  و  چه  بد  جایگاهی  است‌!.

آن‌گاه  صحنه‌ای  از  همچون  دوزخی  را  ترسیم  می‌کند،  در  آن  حال‌  که  پذیرۀ کافران  می‌رود  با  خشم  و کین  و  تندی  و  تبزی  سختی‌:

(إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ (٧) تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ).

هر زمان  که  به  دوزخ  انداخته  شوند،  تنوره  می‌زند  و  غرّشی  از  آن  می‌شنوند.  دوزخ  از  شدّت  خشم  (‌بر  ایشان‌)‌،  نزدیک  است  بترکد  و  پاره  پاره  شود!.

این  دوزخ‌،  آفریدۀ  زنده‌ای  است‌.  خشم  خود  را  قورت  می‌دهد،  