ردن  ستارگان  و  در  پرتو کشفیّات  علمی  دستخوش  تغییر  و  دگرگونی  می‌شود.  کافی  است  بدانیم  هفت  آسمان‌  وجود  دارد،  ‌و  آن‌  آسمانها  طبقه ‌طبقه  و  بالای  یکدیگرند  و  در  فاصله‌های  متفاوتی  قرار  دارند.[1]

قرآن  دید‌گان  مردمان  را  متوجّه  آفریدگان  یـزدان  می‌سازد،  به  طور  خاص  آفریده‌های‌  که  در  آسمانها  هستند،  و  به  طور  عام  همۀ  آفریده‌هائی‌  که  در  کلّ  جهان  هستی  هستند.  قرآن  دیدگان  مردمان  را  متوجّه  آفریدگان  یزدان  می سازد  و  ایشان  را  در  کمال  مجود  در  آفریده‌ها  به  مبارزه  میطلبد، ‌کمالی  ‌که  دیدگان  را  درمانده  و  ناتوان  ‌و  مبهوت  ‌و  مدهوش  برمی‌گرداند.

(مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ).

اصلا  در  آفرینش  و  آفریده‌های  خداوند  مهربان  خلل  و  تضاد  و  عدم  تناسبی  نمی‌بینی  (‌و  بلکه  هستی  با  تمام  عظمتی  که  دارد،  از  انسجام  و  استحکام  شگفت  برخوردار  است‌،  و  نظم  و  نظام  عجیب  و  قوانین  و  روابط  دقیق‌،  بر  ذرّه  ذرّۀ  کائنات  حکمفرما  است‌).

هیچ ‌گونه  خلل  و  نقص  و  نابسامانی  و  آشفتگی‌،  وجود  ندارد ...

(فَارْجِعِ الْبَصَرَ).

دیگر  باره  بنگر  (‌و  با  دقّت  جهان  را  وارسی  و  ورانداز  کن‌(‌.

برای  تأکید  و  تأیید  و  ثبوت  این‌  کار،  بار  دیگر  بنگر.  

(هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ؟) (٣)

آیا  هیچ‌ گونه  خلل  و  رخنه‌ای  می‌بینی‌؟‌.

(ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ).

باز  هم  (‌دیدۀ  خود  را  بگشای  و  به  عالم  هستی  بنگر  و)  بارها  و  بارها  بنگر  و  ورانداز  کن‌.

زیرا  چه  بسا  در  نگاه  پیشین  چیزی  از  تو  نهان  و  پنهان  گردیده  باشد  و  آن  را  خوب  ند‌یده  باشی  و  روشن  ننموده  باشی.  پس  بنگر،  و  دیگر  باره  بنگر،  و  بنگر  و  بنگر ... .

(يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ) (٤)

دیده  سرانجام  فروهشته  و  حیران‌، و  درمانده  و  ناتوان‌، به  سویت  بازمی‏گردد.

شیوۀ  مبارزه‌طلبی  این  ویژگی  را  دارد  که  جلب  توجّه  می‌کند  و  انسان  را  بر  آن  می‌دارد  با  دقّت  هر  چه  بیشتر  و  با  تلاش  هرچه  بهتر  نگاه  بکند  و  به  آسمانها  و  به  همۀ  آفریده‌های  یزدان  بنگرد.  این  نگاه  تیز  و  کاوشگرانه  و  اندیشمندانه  است‌  که  قرآن  می‌خواهد  آن  را  برانگیزد  و  وراندازش  ‌گرداند.  چه  تنبلی  الفت  و  عادت‌،  زیبائی  نگرش  بدین  جهان  زیبا  و  دلربا  و  شگفت  و  شگرف  و  دقیق  و  لطیف  را  از  میان  می‌رود،  جهانی‌  که  چشم  از  وراندازی  و  بازنگری  جمال  و  کمالش‌،  و  دل  از  دریافت  الهامها  و  پیامهایش‌،  و  عقل  از  تفکّر  و  تدبّر  نظم  و  نظام  و  دقّت  و  لطافتش  سیر  نمی‌گردد.  جهانی‌  که  هر  کس  با  همچون  چشم  و  همچون  نگاهی  آن  را  بنگرد  و  ورانداز  کند،  در  جشن  دلربا  و  زیبای  خدایانه‌ای  شرکت  می‌کند  و  بسر  خواهد  برد،  جشنی‌  که  زیبائیها  و  شگفتیهایش  از  چشم  نمی‌افتد  و  خستگی  نمی‌آورد،  زیرا  زیبائیها  و  شگفـتیهایش  همیشه  برای  چشم  و  دل  و  خرد  تازه  به  تازه  و  نو  به  نو  می‌شود.

هر  کس  ‌که  چیزی  از  سرشت  و  سامان  این  جهان  بداند  -  همان‌ گونه  ‌که  علم  جدید  پرده  از  گوشه‌هائی  از  آن  برداشته  است  و  به‌کشفیّاتی  دسترسی  یافته  است  -  دهشت  و  وحشت  او  را  فرا  می‌گیرد  و  ویلان  و  حیران  می‏‎گردد.  امّا  زیبائی  ودلربائی  هستی  بدین  علم  جدید  و  دانش  نوین  نیازی  ندارد.  چه  از  زمرۀ  نعمت  یزدان  در  حقّ  انسان  این  است‌،  در  انسان  قدرت  هـمـآوائی  با  این  جهان  را  به  ودیعت  نهاده  است‌.  همین‌  که  انسان  بنگرد  و  بیندیشد  با  جهان  همآوا  می‌شود.  زیرا  دل  نواهای  این  جهان  هستی  هراس‌انگیز  و  زیبا  را  مستقیماً  دریافت  می‌دارد،  زمانی‌  که  دل  باز  می‌شود  و  آگاه  می‌گردد.  آن  گاه  است‌  که  با  این  نواها،  همآوا  و  همنوا  می‌شود،  همآوائی  و  همنوائی  زنده‌ای  با  زنده‌ای‌.  تازه  این  پیش  از  آن  است‌  که  با  اندیشه‌اش  و  با  رصد  کردن  ستارگان  و  با  دانش  ستاره‌شناسی  چیزی  از  این  آفریده‌های  هولناک  و  عجیب  و  شگفت  و  شکرف،  درک  و  فهم ‌کند.

بدین  خاطر  قرآن  مردمان  را  به  نگریستن  بدین  جهان  دعوت  می‌کند،  و  از  آنان  می‌خواهد  صحنه‌ها  و  شگفتیهایش  را  ورانداز  نمایند،  و  راجع  بدانها  تدبّر  و  تفکّر  کنند.  قرآن  همۀ  مردمان  را  مخاطب  قرار  می‌دهد،  و  در  هر  عصر  و  زمانی  با  ایشان  سخن  می‌گوید.  ساکنان  بیشه‌ها  را  و  ساکنان  صحراها  را  مخاطب  قرار  می‌دهد،  همان‌ گونه  ‌که  ساکنان  شهرها  را  و  مسافران  دریاها  را  مخاطب  می‌سازد.  قرآن  بیسوادان  درس  نخوانی  را  مخاطب  قرار  می‌دهد که  چیزی  را  نخوانده‌اند  و  حرفی  را  ننوشته‌اند،  همان  ‌گونه‌  که  فرزانگان  ستاره‌شناس  و  دانشمندان  علوم  طبیعی  و  علوم  نظری  را  مخاطب  قرار  می‌دهد.  هر  یک  از  اینان  و  از  آنان‌،  در  قرآن  چیزی  را  می‌یابند  که  او  را  به  جهان  پیوند  می‌دهد،  و  اندیشیدن  و  پاسخ‌  گفتن  و  لذّت  بردن  را  در  دلش  برمی‌انگیزد.

جمال  بسان  ‌کمال  در  نقشه  و  طرح  این  جهان‌،  مقصود  و  مطلوب  است‌.  بلکه  هر  دو  تای  جمال  و کمال‌،  بیانگر  و  ثناگوی  یک  حقیقت  هستند.  چه ‌کمال  درجه  و  پلۀ  جمال  را  می‌رساند.  بدین  جهت  قرآن  دیدگان  مردمان  را  متوجّه  جمال  آسمانها  می‌سازد،  بس  از  آن‌ که  دیدگانشان  را  به  ‌کمال  آسمانها  خیره  می‌داد.

(وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ).

ما  آسمان  نزدیک  (‌به  شما)  را  با  چراغهائی  (‌به  نام  ستارکان‌)  آراسته‌ایم‌.

آسمان  دنیا  کدام  است‌؟  آسمان  دنیا  نزدیک ‌ترین  آسمان  به  زمین  و  ساکنان  زمین  است‌،  ساکنانی  ‌که  مخاطبان  این  قرآن  هستند.  چه  بسا  مراد  از  چراغهائی‌  که  در  اینـجا  بدانها  اشاره  می‌شود  ستارگان  و  سیّار گانی  باشد که  با  دیدگان  دیده  می‌شوند  وقتی‌ که  به  آسمان  می‌نگریم‌.  این  سخن  هماهنگ  با  رهنمود  و  رهنمون  مخاطبان  به  نگریستن  به  آسمان  است‌.  مخاطبان  نخستین  این  قرآن  چیزی  برای  نگریستن،  جز  دیدگانشان  نداشتند.  آنچه  می‌دیدند  همـان  چیزهای  درخشانی  بود  که  آسمان  را  زینت  می‌دادند  و  آرایه  و  آرایش  آسمان  بودند.صحنۀ  ستارگان  در  آسمان‌،  زیبا  است‌.  در  این  باره  شکّ  و  تردیدی  نیست‌.  آن  اند‌ازه  زیبا  که  دلها  را  محو  تماشای  خود  می‌سازد.  زیبائی‌ای  است‌  که  رنگهای  گو‌ناگو‌ن  و  متعدّد  آن  با  گو‌ناگو‌ن  شدن  اوقات  و  تعدّد  آن‌،  تازه  به  تازه  و  نو  به  نو  می‌شود،  و  از  بامدادان  تـا  شامگا‌هان‌،  از  طلوع  تا  غروب،  از  شب  مهتابی  تا  شب  تاریک‌،  و  از  صحنهۀ  صاف  تا  صحنۀ  مه  و  ابر ... هر  دم  به  ‌گو‌نه‌ای  درمی‌آید ... بلکه  ساعت  به  ساعت‌،  و  از  گوشه‌ای  تا  گو‌شه‌ای  و  از  جانبی  تا  جانبی‌  که  بدان  نگریسته  ‌شود،‌  مختلف  و  متنوّع   مشاهده  می‌ش