دون  هدف  معنی  ندارد.  بلکه  مسالۀ  اصلی  و  واقعی  مسالۀ  امتحان  است‌،  امتحان‌  کردن  برای  ظاهر  نـمودن  رفتار  و کردار  مردمان  ‌که  بر  روی  زمین  صورت  می‌پذیرد  و  در  دانش  خدا  نهان  و  پنهان  است‌،  و  روشن  شدن  استحقاقی‌  که  مردمان  در  برابر  اعـمال  و  افعالشان  پیدا  می‌کنند  و  برابر  آن  سزا  و  جزای  خود  را  خواهند  گرفت‌:

(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا).

تا  شما  را  بیازماید  کدامتان  کارتان  بهتر  و  نیکوتر  خواهد  بود. 

استقرار  این  حقیقت  در  دل‌،  دل  را  پیوسته  بیدار  و  هوشیار  و  مو‌اظب  و  آگاه  از  کوچک  و  بزرگ  نیّتها  و  رازهای  درون‌،  و  از  کارهای  آشکار  و  پیدای  بیرون  نگاه  می‌دارد،  و  نمی‌گذارد  دل‌  غافل  شود  یا  به‌  بازیچه  سرگرم  گردد.

همچنین  نمی‏گذارد  دل  بیارامد  یا  به  استراحت  بپردازد. 

بدین‌  خاطر  پیروی  این‌  چنین  درمی‌رسد:

(وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ) (٢)

او  چیره  و  توانا،  و  آمرزگار  و  بخشاینده  است‌.  تا  به  دلی  آرامش  بدهد  که  خدا  را  در  نظر  دارد  و  از  خدا  می ترسد.  خدا  از  یک  سو  چیره  و  توانا،  و  از  دیگر  سو  آمرزگار  و  بخشاینده  است‌،  و  گذشت  می‌فرماید  و  بزرگواری  می‌نماید.  هرگاه  دل  بیدار  و  هو‌شیار  گردد،  و  بداند  که  اینجا،  یعنی  این  دنیا،  سرای  بلا  دید‌ن  و  رنج  کشیدن‌،  و  سرای  امتحان  و  آزمایش  است‌،  و  خویشتن  را  بپاید  و  برحذر  نماید،  همچون  دلی  قطعاً  به  آمرزگاری  و  بخشایندگی  خدا،  و  به  رحمت  و  عنایت  او،  اطمینان  داشته  باشد،  و  بدان  بیارامد  و  آسوده  باشد!

خدا  در  حقیقتی‌  که  اسلام  آن  را  به  تصویر  می‌زند  تا  در  دلها  جایگیر  و  جایگزین  شود،  انسانها  را  نمی‌راند  و  مطرود  و  منفور  نـمی‌گرداند‌،  و  آنـان  را  به  رنج  ‌و  دشواری  نـمی‌اندازد  و  اذیّت  و  آزارشان  نـی‌رساند،  و  دوست  نـمی‌دارد  ایشان  را  عقاب  و  عذاب  دهد.  بلکه  خدا  می‌خواهد  انسانها  بیدار  و  هوشیار  باشند  و  متوجّه  هدف  نهائی  وجود  خود  گردند،‌  و  به  سوی  سطح  حقیقت  خود  اوج‌  گیرند  و  بدان  برسند،  و  بزرگداشت  یزدان  در  حقّ  خودشان  را  تحقّق  بخشند  و  پیاده‌  گردانند،  بزرگداشتی  که  با  دمیدن  جان  متعلّق  به  خود  به  ‌کالبدشان‌،  و  برتری  دادن  آنان  بر  بسیاری  از  آفریده‌هایش‌،  نصیبشان  فرموده  است‌.  هر گاه  این  امر  در  آنان  پیاده  و  کامل  شود،  رحمت  فراخ  ‌و  یاری  بزرگ ‌و  بزرگواری  ‌سترگ  و  عفو  و  گذشت  از  بسیاری  از گناهانشان‌،  بهرۀ  آنان  و  شامل  حال  ایشان  می‏‎گردد.

*
آن گاه  روند  قرآنی  این  حقیقت  را  به  همۀ  حهان  هستی  در  بزرگ‌ترین  و  بالاترین  جو‌لانگاه‌های  دنیا  و  آخرت  پیو‌ند  می‌دهد،  همان ‌گونه‌  که  از  ناحیۀ  دیگری  حقیقت  سزا  و  جزای  آخرت  را  که  به  دنبال  امتحان  و  آزمون  دنیا  فرا می‌رسد،  به  مرگ  و  ممات  ‌و  به  زندگی  و  حیات  مرتبط  می‌سازد:

(الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ (٣) ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِيرٌ (٤) وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ (٥) وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (٦) إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ (٧) تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ (٨) قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ (٩) وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ (١٠) فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لأصْحَابِ السَّعِيرِ) (١١)

آن  کسی  هفت  آسمان  را  بالای  همدیگر  و  هماهنگ  آفریده  است‌.  اصلاً  در  آفرینش  و  آفریده‌های  خداوند  مهربان  خلل  و  تضاد  و  عدم  تناسبی‌  نمی‌بینی  (‌و  بلکه  هستی  با  تمام  عظمتی  که  دارد،  از  انسجام  و  استحکام  شگفت  برخوردار  است  و  نظم  و  نظام  عجیب  و  قوانین  و  روابط  دقیق  بر  ذرّه  ذرّۀ  کائنات  حکمفرما  است‌)‌.  پس  دیگر  باره  بنگر (‌و  با  دقّت  جهان  را  وارسی  کن‌)  آیا  هیچ  گونه  خلل  و  رخنه‌ای  مـی‌بینی‌؟  باز  هم  (‌دیدۀ  خود  را  بگشای  و  به  عالم  هستی  بنگر  و)  بارها  و  بارها  بنگر  و  ورانداز  کن‌،  دیده  سـرانجام  فروهشته  و  حیران‌،  به  سویت  بازمی‏گردد.  ما  آسمان  نزدیک  (‌به  شما)  را  با  چراغهائی  (‌به  نام  ستارگان‌)  آراسته‌ایم‌،  و  آنها  را  وسیلۀ  راندن  اهریمنان  ساخته‌ایم‌،  و  برای  ایشان  عذاب  آتش‌  سوزانی  را  آماده  کرده‌ایم‌.  کسانی  که  به  پروردگار  خود  ایمان‌  نداشته  ‌باشند  عذاب‌  دوزخ  دارند،  و  چه  بد  جایگاهی  است‌!  هر  زمان  که  به  دوزخ  انداخته  شوند،  تنوره  می‌زند  و  غرّشی  از  آن  می‌شنوند.  دوزخ‌  از  شدّت  خشم  (‌بر  ایشان‌)‌،  نزدیک  است  بترکد  و  پاره  پاره  شود.  هر  زمان  ‌که  گروهی  بـدان  انداخته‌  می‌شوند،  دوزخبانان  از  آنان  می‌پرسند:  آیا  پیغمبر  بیم‌دهنده‌ای  به  میان  شما  نیامده  است  (‌تا  شما  را  از  چنین  روزی  و  وضعی  بترساند؟‌)‌.  می‌گویند:  آری‌!  پیغمبران  بـیم‌دهنده‌ای  به  میان‌  ما  آمدند  و  ما  دروغگویشان  نامیدیم  و  گفتیم‌:  خداوند  به  هیچ  وجه  چیزی  را  (‌به  نام  وحی‌،  برای  کسی‌)  نفرستاده  است  و  شما  دچار  گمراهی  بزرگی  هسـتید.   و  می‌گویند:  اگر ما  گوش  شنوا  می‌داشتیم‌،  و  یا  عقل  خود  را  به  کار  می‌گرفتیم‌،  هرگز  از  زمرۀ  دوزخیان‌  نمی‌گشتیم‌.  اینجا  است  که  ‌به  گناه  خود  اعتراف  می‌کنند.  پس  دوری  (‌از  رحمت  خدا)  بهرۀ  دوزخیان  باد!.

همۀ  ‌چیزهائی‌  که  در  این‌  آیه  است  مدلول  و  مفهوم  آیه  نخستین  است‌،  و  نمادها  و  سیماهائی  از  محافظت  و  تصرّف  یزدان  در  ملک  و  مملکت  جهان  است‌،  و  نشانه‌ها  و  علامتهائی  از  قدرتی  ‌است‌  که  قید  و  بند،‌آن  را  مقیّد  و  محدود  نمی‌نماید.  این  آیه‌ها  گذشته  از  این‌،  آیۀ  دوم  را  تصدیق  می‌کنند  که  از  آفرینش  مرگ  و  ممات  و  زندگی  و  حیات  برای  امتحان  و  آزمون‌،  و  سپس  جزا  و  سزای  اعمال  و  افعال  سخن  می‏‎گوید.

آسمانهای  هفتگانه‌ای‌  که  بالای  یکدیگر  و  هماهنگ  با  همدیگرند،  و  این  آیه  از  آنها  صـحبت  می‌دارد،  قاطعانه  نمی‌توان  مدلول  و  مفهوم  آن  را  از  روی  نظریه‌های  ستاره‌شناسی‌  گفت‌.  چه  این گونه  نظریّه‌ها  در  معـرض  تعد‌یل  و  تصحیح  است‌،  و  با  پیشرفت  وسائل  و  ابزار  رصدک