یند ...

از  فرمانروائی  و  از  توانائی‌،  آفرینش  مرگ  و  زند‌گی  صورت  می‌پذیرد.  از  آن  دو،  آزمودن  پدید  می‌گردد.  در  سایۀ  فرمانروائی  و  توانائی‌،  آفرینش  آسمانها  و  آراستن  آنها  با  چراغـهای  ستارگان،  سنگباران  اهریمنان  با  ستارگان،  آماده‌ کردن  دوزخ  با  وصفی  و  هیئتی  و  محافظانی‌  که  دارد،  آگاهی  از  پنهان  و  آشکار،  زمین  را  رام  انسانها  کردن‌،  نابود  نمودن  و  سنگاران‌  کردن  و  از  تکذیب‌ کنندکان  پیشین  ایراد  گرفتن  و  اظهار  ناخشنودی  از  ایشان‌،  نگاه‌داری  پرندگان  در  آسمان‌،  چیره  شدن  و  بر‌تری  یافتن‌،  رزق  و  روزی  دادن  آن‌ گونه ‌که  خدا  می‌خواهد،  پدید  آوردن  و  عطاء‌ کردن  ‌گوشها  و  چشمها  و  دلها،  آفرینش  انسانها  در  زمین  و  زنده‌  گرداندن  ایشان  و  گردآوردن  ایشان  در قیامت‌،  ‌اخصاص  آگاهی  از  فرا رسیدن  قیامت  به  یزدان  سبحان‌،  عذاب  رساندن  به  کافران‌،  پدید  آوردن  آبی‌  که  با  آن  زندگی  پدیدار  می‏‎گردد،  و  از  میان  برداشتن  آب  هر  وقت  ‌که  خدا  بخو‌اهد،  و  چیزهای  دیگر،  با  فرمانروائی  و  توانائی‌،  میسّر  می‌شود  و  بس... 

همۀ  حقائق  و  همۀ  موضوعات  این  سوره‌،  و  همۀ  تصویرها  و  الهامها،  از  الهام  آن  سرآغاز  و  از  معنی  و  مدلول  فراگیر  و  بزرگ  آن‌،  نشأت  می‌گیرد:

(تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (١)

بزرگوار  و  دارای  برکات  بسیار،  آن  کسـی  که  فرمانروائی  (‌جهان  هستی‌)  از  آن  او  است  و  او  بر  هر  چیزی  کاملاً  قادر  و  توانا  است‌.  (ملک/1)

حقائق  و  پیامهای  آن  در  روند  قرآنی  پیاپی  می‌گردد،  و  بدون  توقّف  برمی‌جوشد،  و  مدلول  و  مفهوم  سرآغاز  مختصر  و  فراگیر  را  تفسیر  می‌کند.  دیگر  با  همچون  سرآغازی  زحمت  نیست  ‌که  سوره  را  به  بندها  و  بخشها  تقسیم  ‌کرد.  با  این  سرآغاز،  زیبا  است  این  سوره  را  در  روند  خو‌دش  به  تفصیل  بررسی  و  وارثی  نمود:

*

(تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (١)

بزرگوار  و  دارای  برکات  بسیار،  ‌آن  کسـی  ‌که  فرمانروائی  (‌جهان  هستی‌)‌  از آن  او  است  و  او  بر  هر  چیز‌ی  کاملاً  قادر  و  توانا  است‌.

این  تسبیح  و  تقدیس  در  سرآغاز  این  سـوره  فزونی  برکت  خدا  و  چند  برابر  شدن  آن  را  الهام  می‌دارد،  و  این  برکت  فراوان  و  جوشنده  را  تمجید می‌نماید.  ذکر  ملک  و  فرمانروائی  در  کنار  آن  الهام‌بخش  خوشش  و  ریزش  این  برکت  بر  این  ملک  و  فرمانروائی  است‌.  تمجید  آن  در  هستی  بعد  از تمجید  آن  در  جوار  ذات  الهی‌،  جوش  و  خروش  این  برکت  را  زمزمه  می‌کند.  این  هم  زمزمه‌ای  است‌  که  اقطار  و  اطراف  هستی  آن  را  همنوا  و  همآوا  می‌خوانند  و  پژواک  می‌کنند،  و  دل  هر  موجودی  با  آن  آباد  می‌شود.  این  زمزمه  از  سوی  خدا  در  کتاب  ارزشمندش‌،‌  کتاب  نهان  هستی  برمی‏خیزد،  و  صدای  آن  به  ‌کتاب  نمودار  هستی  می‌رسد  و  در  آن  منعکس  می‌شود  و  می‌پیچد.

(تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ).

بزرگوار  و  دارای  برکات  بسیار،  آن‌  کسـی  است  که  فرمانروائی  (‌جهان  هستی‌)  از  آن  او  است‌.

خدا  مالک  جهان  است‌.  محافط  و  مراقب  آن  است‌.  زمام  اختیار  گیتی  در  دست  قدرت  او  است‌.  او  است‌  که‌  کار  و  بار  جهان  هستی  را  می‏‎گرداند ... این  حقیقت  است‌.  این  حقیقت  وقتی  ‌که  در  دل  جایگزین  شود،  رویکرد  و  خطّ  سیر  آن  را  مشخّص  می‌سازد.  دل  را  از  توجّه  یا  اعتماد  و  یا  طلب  از  غیر  خدا  رها  می‌سازد،  خدائی‌  که  مـالک  و  مواظب  و  متصرّف  در  ملک  و  مملکت  جهان  است  و  انبازی  ندا‌رد.  همچنین  دل  را  از  بندگی  و  پرستش  غیر  مالک  یگانه  و  سرور  یگانه  نجات  می‏بخشد.

(وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (١)

او  بر  هر  چیزی  کاملاً  قادر  و  توانا  است‌.

چیزی  خدا  را  درمانده  نمی‌سازد،  و  چیزی  از  دست  او  به  درنـمی‌رود.  چیزی  جلو  اراده  و  خواست  او  را  نمی‏‎گیرد.  چیزی  اراده  و  خواست  او  را  محدود  و  مقیّد  نمی‌سازد.  ه  رچه  را  بخو‌اهد  می‌کند.  هر  چه  را  بخو‌اهد  انجام  می‌دهد.  خدا  هر  چه  را  بخواهد  بر  آن  توانا  است‌،  و  بر  کار  خود  چیره  و  غالب  است‌.  حدود  و  قیودی  برای  اراده  و  خواست‌  او  نیست ... این  حقیقتی  است‌،  وقتی‌  که‌  در  دل  جایگزین  شود  و  استقرار  پذیرد،  تصوّر  او  را  نسبت  به  مشیّت  خدا  و  عمل  او  از  هر  گو‌نه  قید  و  بندی  آزاد  و  رها  می‌سازد،  قید  و  بندی‌  که  از  چیزهائی  به  دل  درمی‌آید  که  احساس  یا  عقل  و  یا  خیال  بد‌انها  خوی  گرفته  است  و  با  آنها  الفت  پیدا  کرده  است‌.  چه  تدرت  خدا  بالاتر  از  هر  آن  چیزی  است‌  که  به  شکلی  از  اشکال  به  ذهن  ‌و  شعو‌ر  انسان  درمی‌آید ... قیدها  و  بندهائی  که  به  اندیشۀ  ‌انسانها  درمی‌آید  به  حکم  هستی  محدود  و  بسته‌ای  ‌که  دارند  ایشان  را  اسیر  چیزهائی  می‌سازد  که  بدان  عادت  و  الفت‌  گرفته‌اند  در  سنجش  و  برآورد  تغییر  و  تبدیل  آنچه  در  فراسوی  لحظه  حاضر  و  واقعیّت  محدود  کنونی  انتظار  دارند  روی  بدهد.  امّا  این  حقیقت  حسّ  و  شعور  انسانها  را  از  این  قید  و  بند  اسارت  می‌رهاند،  و  از  قدرت  خدا  انتظار  دارند  هر  چیزی  را  بدون  قیود  و حدود  انجام  دهد.  و  بالأخره  همه  چیز  را  بدون  قیود  و  حدود  به  قدرت  خدا  وامی‌گذارند،  و  از  بند  اسارت  لحظۀ  حاضر  و  واقعیّت  محدود  آزاد  و  رها  می‌شوند.

*
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ) (٢)

همان‌  کسی  که  مرگ  و  زندگی‌  را  پدید  آورده  است  تا  شما  را  بیازماید  کدامتان  کارتان  بهتر  و  نیکوتر  خواهد  بود.  او  چیره  و  توانا،  و  آمرزگار  و  بخشاینده  آست‌.  

از  جملۀ  آثار  قدرت  مطلق  یزدان  در  ملک  و  مملکت  جهان  و  گرداندن  و  چرخاندن  ‌کار  و  بار  آن‌،  و  از  جملۀ  آثار  قدرت  یزدان  بر  هر  چیزی،  و  از  جملۀ  نشانه‌های  آزادی  ارادۀ  ایزد  سبحان،  این  است  ‌که  خداوند  منان  مرگ  و  زندگی،  به  عبارت  دیگر  ممات  و  حیات  را  آفریده  است‌.  مرگ  و  مماتی‌  که  شامل  مرگ  و  ممات  ییش  از  زندگی  و  حیات‌،  و  مرگ  و  مـماتی‌  که  شامل  مرگ  و  ممات  پس  از  زندگی  ‌و  حیات  است‌.  زندگی  و  حیاتی  ‌که  شامل  زندگی  و  حیات  پیشین  جهان،  و  زندگی  و  حیات  ‌پیشین  ‌آخرت  است‌.  همۀ ‌اینها  آفریدۀ  خدا  است‌،  همان ‌گونه  ‌که  این  آیه  مقرّر  می‌دارد.  آیتی‌  که  این  حقیقت  را  در  جهان ‌بینی  بشری  پدید مـی‌آورد،‌  و  در  جوار  این  حقیقت  بیداری  و  آگاهی  بر  اختیار  و  امتحانی  را  برمی‌انگیزد  که  در  فراسوی  این  حقیقت‌  نهفته  است  ‌و  جای‌  گرفته  است‌.  لذا  مسالۀ  تصادف  ‌کور  و  بدون  اندیشه  و  تدبّر  در  میان  نیست‌،  و  همچنین  مسالۀ  ‌گزاف  و  سرسری  