 و  نقره‌)‌.  و ليكن  ذكر  (‌الْقَناطيرِ  الْمُقنْطَرةِ‌)  تصوير  ويژه‌ای  در  ذهن  مي‌آفريند كه  مقصود  همان  است‌.  تصوير  حرص  و  ولع  شديد  بر  رويهم  انباشتن  طلا  و  نقره‌.  يعني  رويهم  انباشتن  و  اندوخته ‌كردن  دارائي  هنگفت،  خودش  عشقی  و  لذّتي  دارد،  اگر  هم  از  اين  چشم‌پوشي  شود  كه  دارائي  ميتواند  مايۀ  افزايش  شهوات  و  لذائذ  ديگر  براي  دارندۀ  خود گردد.
آنگاه  خداوند  در  كنار  زنان  و  فرزندان  و  ثروتهای  هنگفت  و  آلاف  و  الوف  از  طلا  و نقره‌،  اسبان  نشاندار  را  ذكر  مي‌فرمايد.  اسبها  زينت  دوست‌داشتنی  و فرح‌افزائی  بوده  و  حتّی  امروزه  در  عصر  ابزار  و  آلات  مادی  هم‌ چنين  هستند.  چه  اسبها  زيبا  و  با غيرت  و  تيزتك  و  نيرومند  و  هوشيار  و  رام  و  بامحبّت  ميباشند.  حتّی  كسانی  كه  برای  اسب‌سواری  هم  از  آنها  استفاده  نميكنند،  از  ديدن  آنها  لذّت  می‏‎برند  و  مادام ‌كه  بيحال  و  دل  مرده  نباشند  از  مشاهدۀ  اسبان  جوان،  غرق  در  شور  ميشوند.
خداوند  به  همراه  چنين  چيزهائي‌،  چهارپايان  و كشت  را  ذكر  ميكند.  چهارپايان  و كشت  هم  در  ذهن  و  در  واقعيّت  زندگی  با  هم  مقترن  و  همجوارند...  چهارپايان  و  مزارع  سرسبز  و  خرّم‌...كشت  و  زرع  خوشايند  و  لذّت‌آور  است‌،  زيرا  صحنۀ  رشد  و  نموّ  است‌. گشايش  زندگي  و  باز شدن  حيات‌،  خودش  صحنۀ  محبوب  و  دوست  داشتني  است‌.  وقتي‌ كه  بدان  لذّت  مالكيّت  هم  افزوده ‌گردد،  كشت  و  زرع  و  چهارپايان  هم  دل‌انگيز  و  دلربا  خواهند  بود  و خوشي  آنها  نمايان‌تر  ميگردد.
اين  لذائذی ‌كه  در  اينجا  از  آنها  نام  رفته  است  نمونۀ  لذائذ  نفوس  است‌،  و  بيانگر  لذائذ  و  خوشيهائی  است كه  در  محيط  مخاطب  آن  روزی  قرآن  وجود  داشت‌.  برخي  از  آنها  مايۀ  لذّت  و  مسرّت  هر  نفسی  در  همۀ  ادوار  و  اعصار  است‌.  قرآن  چنين  لذائذی  را  نخست  عرضه  ميدارد،  سپس  ارزش  حقيقی  آنها  را  بيان  مينمايد،  تا  در  جای  مقرّر  خود  بمانند  و  از  آن  تجاوز  ننمايند  و  فراتر  نروند.
(ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا )
اينها  (‌همه‌)  كالای  دنيای  پست  (‌فعلی‌)  است‌...
همۀ  آن  چيزی‌ كه  از  لذائذ  دلربا  و  خو‌شايند  -  و  سائر  لذائذ  و  شهواتی ‌كه  همانند  آنها  باشد-‌ كالای  دنيای  پست  است‌،  نه  كالای  دنيای  والا  و  افقهای  بالا...  كالای  اين  زمين  نزديك  است‌...اما  كسی  كه  خواهان  چيز  بهتر  از  آنها،  و بلكه  بهتر  از  همۀ  آنـها  باشد  بايد  آن  را  در  پيشگاه  خدا  بجويد...  چه  آنچه  در  نزد  او  است  بهتر  است‌.،  زيرا  ذاتاً  برتر  است  و  در  مكا‌ن  برتری  است‌...  آن  چيز  بهتر  است  چون  نفس  را  بالا  مي‏‎برد  و  از  غرق  شدن  در  شهوات  مصون‌،  و  از  دلبستگی  و  چسبيدن  به  زمين  بدون ‌كوچكترين  توجّه  و  نگرشی  به  آسمان‌،  محفوظ  ميدارد...كسی ‌كه  در  پی  چيز  بهتری است‌،  بايد  .  بداند كالائی ‌كه  در  پيشگاه  خدا  است  از همه  چيز بهتر  است‌.  در نزد  او،  عوض  و  بدل  چنين  لذائذی  وجود  دارد.
(قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ) (١٥)
بگو:  آيا  شما  را  از  چيزی  بياگاهانم  كه  از اين  (‌چيزهائی  كه  در  ديده‌ها  آراسته  و  جلوه  داده  شده  است‌)  بهتر  است‌؟  برای  كسانی  كه  پرهيزگاری  پيشه  كنند  در  نزد  پروردگارشان  باغهائی  (‌در  جهان  ديگر)  است  كه  رودخانه‌ها  از  پای  (‌درختان‌)  آنها  میگذرد.  آنان  در  آنجاها  جاويدانه  خواهند  بـود.  (‌همچنين  ايشـان  را)  همسران  پاكيزه  (‌از  هر  پليدی  و  نقصی)  و  خوشنودی  خدا  است‌.  و  خداوند  (‌رفتار  و  كردار)  بندگان  را  می بيند  (‌و  نيّت  درونی  ايشان  را  ميداند)‌...
اين‌ كالای  اخروی‌  كه  آيه  در  اينجا  بيانش  ميدارد،  و  به  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دستور  داده  ميشود كه  بدان  پرهيزگاران  را  مژده  دهد،  همه  و  همه  نعمتهای  حسّی  و مادی  هستند...  ولي  ميان  آنها  و  ميان ‌كالای  دنيا،  فرق  اساسی  است‌...  كالای  اخروی  از  آن ‌كسی  جز  پرهيزگاران  نيست  و  تنها  ‌متّقيان  بدان  ميرسند،  آن  كسانی ‌كه  هراس  از  خدا  و  ياد  الله  در  دلهايشان  است‌.  احساس  تقوی  احساسی  است  كه  روح  را  جلا  ميدهد  و  شعور  را صفا.  احساسی  است  كه  نمی‏گذارد  شهوات  نفس  را  در  خود  غرق كنند،  و اينكه  نفس  همچون  چهارپا  در  چراگاه  لذائذ  رها  شود  و  بچرد.  كسانی كه  از  خدای  خود  ميترسند  هنگامی ‌كه  بدين ‌كالای  حسّی  چشم  ميدوزند كه  بديشان  مژده  داده  شده  است‌،  با دلی  بدان  می‌نگرند كه  آئينۀ  آن  از  زنگ  ماده  و  ماده  پـرستي  پاك،  و  احساس  آن  از  شـهوت  حيوانی  بدور  است‌.  اين  ‌متّقيان  در  حالی ‌كه  هنوز  در  اين  زمين  ميزيند،  چشم  بدان  كالای  گرانبهای  ربّانی  ميدوزند،  و  پيش  از  آنكه  مرگشان  فرا  رسد،  و  روزگار  طومار  زندگيشان  را  در  هم  نوردد  و  به  نزد  پروردگارشان  روند،  اميد  رسيدن  بدان  نعمتهای  آسمانی  را  چشم  ميدارند.
در  چنين ‌كالای  پاكيزه  و  آبرومندانه‌ای‌،  عوض‌ كاملی  از  بدل ‌كالای  دنيوی  و  افزون  بر  آن  است‌.اگر كالای  دنيوی  آنان  در  دنيا،  كشتزار  پر محصول  و  سرسبزی  است‌،  در  آخرت  باغهای  كامل  و  تمام  عياری  است‌ كه  در  زير  درختانش  جويبارها  جاری  و  روان  است‌،  بالاتر  از  اين‌،  چنين ‌كالائی  جاودانه  است  و  آنان  هم  در  آن  جاويدانند،  نه  اينكه  مانند  كشتزار  دنيا  زمان  محدود  و گذرائی  داشته  باشد.
اگر كالای  دنيوی  آنان‌،  زنان  و  فرزندانند،  در  آخرت  همسران  پاكيزه  است‌.  در  پاكيزگی  آنان  كرامت  و  بزرگواری،  و برتری  بر  لذائذ  زمين  در  اين  زندگی  دنيوی  است‌.
امّا  اسبهای  نشاندار  و  چهارپايان‌،  و  ثروتهای  هنگفت  و  آلاف  و  الوف  از  طلا  و  نقره،  در  دنيا  وسائل  و  ابزاری  برای  حصول ‌كالا  و  نعمتند.  امّا  در  آخرت  برای  فراچنگ  آوردن  نعمت  و  رسيدن  به  اهداف‌،  نيازی  به  وسائل  و  ابزار  نيست‌.
علاوه  بر  اينها،  در  آنجا  چيزی  است ‌كه  بالاتر  از  هر كالا  و  نعمت  ديگری  است‌...  در  آنجا  (‌رضايت  خدا)  است‌.  رضايتی ‌كه  با  زندگی  دنيا  و  زندگی  آخرت  هر  دو  برابر  است‌...  و  بلكه  بالاتر  از  آنها  است‌...  رضايت  است‌،  رضايت  با  همۀ  زيبايی‏‏ها  لفظی  و  مهربانی  معنويش‌. 
(وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ) 
و  خداوند  (‌رفتار  و  كردار)  بندگان  را  می‌بيند  (‌و  نيّت  درونی  ايشان  را  ميداند)‌...
خدا  حقيقت  فطرت  آنان  و  اميال  و كششهائی  را  می‏‎بيند  كه  در  فطرتشان  سرشته  شده  است‌.  خدا رهنمودها  و  الهاماتی  را  مي‌بيند كه  برای  چنين  فطرتی  خوب  و  شايسته  است‌.  خدا كاركرد  و  نقش  فطرت  را  در  امر  زندگی  و  ما  بعد  آن  می