لمانان  مشركان  را  (‌دو  برابر  خودميديدند،  در  صورتی ‌كه  مشركان  سه  برابر  ايشان  بودند،  و  با  وجود  اين  پايداری ‌كردند  و  پيروز  شدند.
مهمّ ‌اين  است‌ كه  نصرت  و  پيروزی  را  از تأييدات  خدا  و  خواست  او  بدانيم‌...  در  اين  كار  خوار  داستن ‌كافران  و  تهديد  ايشان  نهفته  است‌.  همانگونه ‌كه  در  آن  استوار  داشتن  گامهای  مؤمنان‌،  و  كوچك  و  ناچيز  جلوه ‌دادن  دشمنانشان  است‌،  و  لذا  بر  مؤمنان  است‌ كه  از  دشمنانشان  نترسند  و  بدسگالان  خويش  را بهيچ  شمارند...  اينجا  -  همانطور كه  در  ديباچۀ  سوره  گفتيم  -‌ مقتضی  هم  اين  است  و  هم  آن‌...  قرآن  هم  در  اينجا  و  هم  در  آنجا  در  تلاش  و  پيكار،  و  در كنش  و  در كار  است‌...  قرآن  پيوسته  با  چنين  حقيقت  بزرگ  خود  و  با  حقائق  ديگری  از  اين  دست ‌كه  در بر دارد  بكار  مشغو‌ل  و  فعّال  است‌...  و  آن  اينكه  وعدۀ  خدا  در  بارۀ  شكست  كسانی ‌كه ‌كفر  ميورزند  و  حق  را  تكذيب  ميكنند  و  از  جادۀ  مستقم  و  برنامۀ  خد‌ا  منحرف  میگردند،  در  هر  لحظه  و  زمانی  قائم  و  پابرجا  است‌.  وعدۀ  خدا  در  ياری  و  پيروزي  ‌گروه  مؤمنان  -  ولو  اينكه  تعدادشان ‌كم  هم  باشند  -‌ هر  لحظه  و  هر  ‌آن‌،  قائم  و  پابر‌جا  است‌.  پيروزي  در گرو  تأييد  خدا  و  بسته  به  مرحمت  الله  است‌،  و  او  هر  كس  را كه  بخواهد  پيروز  ميگرداند.  اين  هم  حقيقتی  است  تغيير  ناپذير.
بر گروه  مؤمنان  جز  اين  نيست‌ كه  بدين  حقيقت  آشنا  بوده  و  بدان  اعتماد  داشته  باشند  و  به  چنين  وعده‌ای  اطمينان  حاصل ‌كنند،  و برای ‌كار نبرد،  آمادگی  لازم  را  در  حدّ  توان  خو‌يش  بهم  رسانند  و  شكيبائی كنند  تا  آنگاه‌ كه  خدا  اجازۀ  پيروزی  ميدهد،  و اينكه  عجله  و شتاب  نكنند و  مأيوس  و  نا اميد  نگردند  اگر  مدّت  زمان  آن  به  تأخير  افتاد كه  نهان  در  علم  خدا  است‌،  و  خدا  برابر  حكمت  من ‌خويش‌ كار  ميكند  و  پيروزی  را  به  وقتی  حو‌اله  ميدارد  كه  در  آن  چنين  حتّی  را  تحقّق  مي‏بخشد.
(إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأولِي الأبْصَارِ )
بيگمان  در  اين  امر  عبرتی  برای  صاحبان  چشم  (‌بينا  و  بينش  راستين  است‌...
چشمی  بايد كه  بنگرد،  و  بينشی  بايد كه  بينديشد،  تا  عبرت  آشكار  و  پـديدار  آيد،  و  دلها  آن  را  حفظ  و  به‌ خاطر  دارد.  والّا  در  هر  لحظه  و  آنی  و  در  هر  روز  و  شبی،  عبرتها  درگذر  است  و  پندها  بر  در  و  ديوار  وجود  جلوه‌گر!
*
خداوند  متعال  وقتی ‌كه  ميخواهد گروه  مؤمنان  را  پرورده ‌كند،  برای  آنان  پرده  از  انگيزه‌های  فطری  نهانی  برميدارد كه  انحراف  و كجروی  از  آنها  برمی‌خيزد،  اگر  با  بيداری  هميشگی  مهار  نشوند،  و  نفس‌،  به  افقهای  بالا  چشم  ندوزد،  و دل  را  آويزۀ  چيزی  نكند كه  در  پشگاه  خدا  است  و  آن  چيز  بهتر  و  پاكتر  از  همۀ  چيزهای  ديگر  است‌.
غرق  شدن  در  شهوات  دنيا،  و  خواستهای  نـفس‌ها،  و  انگيزه‌های  اميال  فطری‌،  همان  چيزی  است‌ كه  دل  را  از  بينش  و  نگرش  غافل  ميكند،  و  انسان‌ها  را  برمی‌انگيزد  تا  غرق  در  لذائذ  نزديك  محسوس  شوند  و  به  شهوات  مادی  فرو  روند.  از  ديدۀ  آنان  آن  چيزی  را كه  والاتر  و  بالاتر  است  پنهان  ميدارد.  احساس  را  سخت  ميسازد  و  آن  را  از  لذّت  چشم  دوختن  به  حيزهائی ‌كه  در  فراسوی  لذّت  نزديك  است  محروم  مينمايد،  و  وی  را از تمتّع  از  انجام  كارهای  بزرگ  و  شايسته‌ای  باز  ميدارد كه  لائق  انسان  و  درخور  نقش  بزرگي  است ‌كه  در  اين  زمين  برعهده  دارد،  و  همچنين  لائق  آفريده‌ای  است‌ كه  خدا  او  را  در  اين  ملك  پهناور  خلافت  داده  است‌.
از  آنجا كه  اين  علائق  و  دوافع  -  با  وجود  اين  -  طبيعی  و  فطری  بوده،  و  از  سوی  خدای  بزرگ  موظّفند كه  برای  بشريّت  در  حفظ  حيات  و  ادامۀ  آ‌ن‌،  نقش  اساسی  ايفاء ‌كنند،  اسلام  به  سركوبی  و  نابودی  آنها  اشاره  و  سفارش  نميكند،  ولی  به ‌كنترل  و تنظيم  و كاستن  از  حدّت  و  شدّت  و  يورش  آنها  فرمان  ميدهد،  و ميخواهد كه  انسان  فرمانده  و گردانندۀ  آنـها  بوده  نه  اينكه  آنها  فرمانده  و گردانندۀ  انسان  باشند.  همچنين  اسلام  ميخواهد  در  انسان  روح  تعالی  و  بلند  پروازی  بدمد  و  او  را  متوجّه  چيزهائی ‌گرداند كه  بسی  والا  و  بالايند.  بر اين  اساس  نصّ  قرآنی ‌كه  عهده‌دار  اين  توجيه  تربيتی  و  جهت  دادن  پرورشی  است‌،  چنين  علائق  و  دوافعی  را  عرضه  ميدارد.  و  در كنار  آنها  تا  چشم‌ كار  ميكند  انواعی  از  لذائذ  حسّ  و  نفس  موجود  در  دنياي  ديگر  را  مي‌نماياند.  لذائذی ‌كه  آن  كسانی  بدان  ميرسند  كه  در  زندگی  اين  جهان‌،  نفس  خو‌د  را كنترل  ميكند،  و  آن  را  از  غرق  شـدن  در  لذائذی ‌كه  دوست  ميدارد  بدور  ميدارند،  و  انسانيّت  والای  خود  را  محفوظ  مينمايند.  روند  قرآنی  در  يك  آيه‌،  عزيزترين  شهوات  و  آرزوهای  زمينی  نفس  انسان  را گرد  ميآورد:  زنان‌،  فرزندان‌،  ثروت  انباشته،  اسبان،  زمين  سرسبز  و  پرمحصول‌،  چهارپايان‌...  اينها  چكيدۀ  علائق  زمينی  است‌.  يا  خودشان  مايۀ  لذائـذ  و  خوشيند،  و  يا  اينكه  ميتوانند  برای  صاحبان  خود  جلب  لذائذ  و  خوشی ‌كنند  و  بر  شادی  و  شادمانيشان  بيفزايند...  در  آيۀ  بعدی  لذائذ  و  خوشيهای  ديگری  نشان  ميدهد كه  در  جهان  ديگرند:  باغهائی ‌كه  در  زير  آ‌نها  جويبارها  روان  است‌.  همسران  پاكيزه‌.  بالاتر  از  همه‌،  رضايت  خدا...  اينها  همه  از  آن  كسی  است ‌كه  چشمان  خويش  را  به  بالاتر  از  لذائذ  زمين  ميدوزد،  و  دلش  با  خدا  پيوند  ميگيرد،  بدانگونه ‌كه  دو  آيه  زير  نشان  ميدهند:
(زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (١٤)
قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (١٥)
الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (١٦)
الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأسْحَارِ) (١٧)
در  انسان  محبّت  شهوات  (‌و  دلبستگی  به  امور  مادی‌)  جلوه  داده  شده  است  از  قبيل  عشق  به  زنان  و  فرزندان  و  ثروت  هنگفت  و آلاف  و  الوف  طلا  و  نـقره  و  اسبهای نشاندار  (‌و  مركبهای  ممتاز)  و  چهارپايان  (‌همچون  :  شتر  و  گاو  و  بز  و  گوسفند...)  و  كشت  و  زرع‌.  اينها  (‌همه‌)  كالای  دنيای  پست  (‌فعلی‌)  است  و  سرانجام  نيك  (‌تلاشگران  در  راه  حق‌)  در  پي