ه‌ای  در  راه  خدا  مي‌جنگيد  (‌و  برای  اعلاء  فرمان  خدا  و  انتشار  دين  حق  می‌رزميد)  
و  دستۀ  ديگر  كافر  بود  (‌و  در  راه  اهريمن  هوی  و  هوس  نبرد  ميكرد.  چنين  كافراني‌)  مؤمنان  را  (‌به  خواست  خدا)  با  چشم  خويش  دو  برابر  (‌تعداد  واقعي‌)  خود  ميديدند  (‌و  بدين  سبب  ترس  و  هراس  بر  آنان  چيره  شد  و  گريختند)  و  خداوند  هر  كس  را  بـخواهد  با  ياری  خود  تأييد  ميكند  (‌و  پيروزی  را  نصيب  او  ميگرداند)  بيگمان  در  اين  امر  عبرتی  برای  صاحبان  چشم  (‌بـينا  و  بينش  راستين‌)  است‌...
اين  آيات  خطاب  به  بني‏اسرائيل  آمده  است  و آنان‌ را  به  سرنوشت  كافران  پيش  از  ايشان  و  بعد  از  ايشان  تهديد  مينمايد.  در  آنها  نكتۀ  لطيف  و  پرمعنائی  نيز  وجود  دارد...
خداوند  ايشان  را  به  ياد  سرنوشت  فرعون  و  فرعونيان  مي‌اندازد...  اين  خدا  بود كه  فرعون  و  فرعونيان  را  نابود  كرد،  و  بني‏اسرائيل  را  نجات  داد.  و  ليكن  اين ‌كار  به  بني‏اسرائيل  حق  ويژه‌ای  نميدهد،  اگر گمراه  شوند  و كفر  پيشه‌ گيرند،  و  ايشان  را  -  اگر  منحرف‌ گردند  -  از  ننگ  كفر  رهائی  نمی‌بخشد  و  از  اطلاق  و صف ‌كافر  بر  آنان  باز  نميدارد،  و  مانع  آن  نميگردد كه  به  جزای كافران  در  دنيا  و  آخرت ‌گر‌فتار  آيند  همانگو‌نه ‌كه  فرعون  و  فرعونيانی  بدان ‌گرفتار  آمدند كه  خداوند  بني‏اسرائيل  را  از  دست  آنان  نجات  داد!
همچنين  خداوند  شكست  قريش  -‌ كه‌كافر  بودند  -  در  جنگ  بدر  را  برای  آنان  بيان  ميدارد  تا  بديشان  بگويد:  سنّت  خدا  تغييرپذير  نيست‌.  و  هيچ  رادع  و  مانعی  نميتواند  ايشان  را  بدور  از  آن  دارد كه  بر  سر  آنان  همان  آيد كه  بر  سر  قريش  آمد  و  به  همان  بلائی  دچار  شوند  كه  قريش  بدان  دچار  شدند.  چه  علّت  آن‌ كفر  بود،  و  كسی  را  جسارت  آن  نيست‌ كه  بر  خدا  ناز كند  و  چنين  انگارد كه  در  پيشگاه  او  جاه  و  جلال  و قرب  و  مقامی  دارد  و  سخنانش  در  نزد  خدا  ردخور  ندارد.  بلكه  كسي  را  چيزی  جز  ايمان  صحيح  رستگار  نميگرداند  و  از  عقاب  و  عذاب  خدا  نجات  نميدهد:
(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ) (١٠)
 (‌در  چنين  روزی‌)  بهيچوجه  اموال  و  اولاد  كافران  آنان  را  نميتواند  از  خدا  بي‌نياز  كند  (‌و  مايۀ  رهائی  ايشان  از  عذاب  خدا  گردد)  و  ايشان  افروزينۀ  آتش  (‌دوزخ‌)  هستند...
اموال  و  اولاد گمان  ميرود كه  مايۀ  نگهداری  و  نگهبانی  انسان  شوند.  و ليكن  اينها  هم  در  آن  روزی كه  شكی  در  آن  نيست  سودمند  نمی افتند  و كاری  از  آنها  ساخته  نيست‌،  زيرا  در  وعدۀ  خدا  خلاف  نيست‌.  چنين ‌كافرانی  در  آن  روز  (‌افروزينۀ  آتش‌)  هستند...  خداوند  با  اين  تعبير  (‌افروزينۀ  آتش‌)  همۀ  ويژگيها  و  مشخّصات  (‌انسان‌)  را  از  آنان  ميگيرد،  و  ايشان  را  در  شكل  هيزم  و  تخته  و  ديگر  (‌افروزينه‌های  آتش‌)  به  تصوير  ميكشد...  گمان  نرود  اموال  و  اولاد  مايۀ  رستگاری  و  نجات  انسان  ميگردند،  بلكه  اموال  و  اولاد،  و  جاه  و  مقام  و  عظمت  و  شوكت‌،  در  دنيا  هم  نـيتوانند  انسان  را  از  آنچه  خدا  خواسته  باشد  در  امان  دارند.
(كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (١١)
 (‌اينان  رفتار  و  كردار  زشتی  دارند)  همچون  رفتار  و  كردار  قوم  فرعون  و  كساني  است  كه  پيش  از  ايشان  بودند  و  آيات  ما  را  (‌با  وجود  روشنی‌)  تكذيب  كردند،  پس  خدا  آنان  را  به  (‌كيفر)  گناهانشان  گرفت،  و  خداوند شديدالعقاب  است‌.اين  مثال  در تاريخ  بسی  تكرار  شده  است‌،  و  خداوند  ان  را  در  اين ‌كتاب  مفصّلاً  نقل  فرموده  است‌.  چنين  مثلی  بيانگر  سنّت  خدا  در بارۀ ‌كسانی  است‌ كه  آيات  او  را  تكذيب  مي‌كنند،  و  خداوند  ان  را  هر  جا كه  بخواهد  به  مرحلۀ  اجراء  درمي‌آورد.  پس  برای  تكذيب  كنندۀ  آيات  خدا،  نه  امانی  است  و  نه  ضمانی‌.  در  اين  صورت ‌كسانی  كه‌ كافر  شوند  و  رسالت  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  آيات ‌كتابی  را  تكذيب  نمايند كه  خدا  آن  را  به  حق  برای  او  فرستاده است‌،  در  معرض  چنين  سرنوشتی  در دنيا  و  آخرت  بطور  يكسان  قرار  ميگيرند  و  به  چنين  سرنوشتی  دچار  ميگردند...  از  اينجا  است ‌كه  به  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ميآموزد  كه  ايشان  را  از  دچار  شدن  به  چنين  سرنوشتی  در  هر دو  جهان  بترساند،  و  داستان  نز‌ديك  بدر  را  بر‌ايشان  مثال  زند،  چه  ممكن  است  داستان  فرعون  و كسانی  را  فراموش ‌كرد‌ه  باشند كه  پيش  از  او  بوده‌اند  و  آيات  خدا  را  تكذيب‌ كرده‌اند  و  به  انتقام  شديد  و  سرنوشت  اسف‌انگيزی  گرفتار  آمده‌اند:
(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ (١٢)
قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأولِي الأبْصَارِ) (١٣)
 (‌ای  پيغمبر)  به  كسانی  كه  كافرند  بگو:  شما  (‌در  دنيا)  شكست  خـواهيد  خورد  و  (‌در  آخرت‌)  گردآورده  ميشويد  و  به  دوزخ  افكنده  ميشويد،  (‌و  دوزخ‌)  چـه  بد  جايگاهی  است‌.  در  دو  دسته‌ای  كه  (‌در  ميدان  جنگ  بدر)  با  هم  روبرو  شدند،  نشانه‌ای  (‌و  درس  عبرتی‌)  برای  شما  است‌.  دسته‌ای  در  راه  خدا  می‌جنگيد  (‌و  برای  اعلاء  فرمان  خدا  و  انتشار  دين  حق  می‌رزميد)  و  دستۀ  ديگر  كافر  بود  (‌و  در  راه  اهريمن  هوی  و  هوس  نبرد  ميكرد،  چنين  كافرانی‌)  مؤمنان  را  (‌به‌خواست  خدا)  با  چشم  خويش  دو  برابر  (‌تعداد  واقعی‌)  خود  ميديدند  (‌و  بدين  سبب  ترس  و  هراس  بر  آنان  چيره  شد  و  گريختند)  و  خداوند  هر كس  را  بخواهد  با  ياری  خود  تأييد  ميكند  (‌و  پيروزی  را  نصيب  او  ميگرداند)‌.  بيگمان  در  اين  امر  عبرتي  برای  صاحبان  چشم  (‌بينا  و  بينش  راستين‌)  است‌...
فرمودۀ  خدا  :  (يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ) برداشت  دو  معني  دارد  :  يكی  اينكه  مرجع  ضمير  (‌يَرَوْنَ‌) ‌به ‌كفار  برگردد،  و  مرجع  ضمير  (‌هِمْ‌)  به  مسلمانان‌.  بر اين  اساس  معنی  آن  چنين  ميشود كه ‌كافران  با  وجود كثرت  خود،  مسلمانان  را  زياد  و  خويشتن  را كم  ميديدند  و ايشان  را  (‌دو  برابر  خود)  بنظر  ميآوردند...  اين ‌هم ‌كار  خدا  بود كه  با  لطفي‌ كه  در  حق  مؤمنان  داشت‌،  چنين  به  خيال  مشركان  انداخت‌ كه  مسلمانان  زيادند  و  ايشان‌ كم‌،  و  در  نتيجه  متزلزل  شدند  و  دلهايشان  لرزيد  و گامهايشان  لغزيد.
معنی  دوم  برعكس  معنی  اوّل‌،  چنين  ميشود كه  مس