ا  بطور  شایسته  بپردازید،  و  از  (‌خشم‌)  خدا  بـپرهیزید  و  بدانید  که  خدا  بدانچه  انجام  می‌دهید  بینا  است  (‌لذا  پدران  و  مادران  خدا  را  در  نظر  داشته  و  به  تربیت  اولاد  عنایت  نمایید)‌.

بیگمان  مادر  مطلّقه  در  بر‌ابر  فرزند  شیرخـوارش  وظیفه‌ای  دارد.  وظیفه‌ای ‌که  خدارند  آن  را  به   او  واجب  می‌دارد  و  نمی‌گذارد که  مادر  به  سبب  فطرت  و  عـاطفه‌اش ‌که  چه  بسا  اختلافات  زناشوئی  آن  را  جریحه‌دار  و  تباه  نماید،  فرزندش  را  رها  سازد  و  زیان  آن  متوجّه ‌کودک  بیچاره ‌گردد.  این  است  که  خداوند  کودک  را  تحت ‌کفالت  خویش  می‌گیرد  و  او  را  به‌ گردن  مادرش  می‌اندازد  و  پـرورش  وی  را  بر  او  واجب  می‌گرداند.  چه  خداوند  مردم  را  بیش  از  خودشان  دوست  مـی‌دارد،  و  از  آنان  نـیک‌تر،  و  از  پـدر  و  مـادرشان  مهربانتر  است‌.  خداوند  بر  مادر کودک  واجب  می‌کند که  دو  سال  تمام  او  را  شیر  دهد،  زیرا  خداوند  متعال  می‌داند  که  این  مدّت  از  لحاظ  همۀ  جنبه‌های  تندرستی  و  روانی  برای ‌کودک  یک  دورۀ  مهم  و  درخور  توجّه  است‌:

(لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ )

برای  کسی  که  خواسته  باشد  (‌دوران‌)  شیرخوارگی  را  تمام  کند.

تحقيقات  پزشكی  و  بررسیهای  روانشـناسی  امروزی  ثابت  نموده  است ‌که  مدّت  دو  سال  شیرخوارگی  بری  رشد  سالم ‌کودک  هم  از  نظر  حسمانی  و  هـم  از  لحاظ  روانی  ضروری  است‌.  لیکن  نعمت  خداوند  باری  بر  گروه  اسلامی  چنین  بـود که  مسلمانان  را  در  انـتطار  نگذاشت  تا  آن  زمان  فرا  رسد که  بر  اثر  تجارب  خویش  چنین  چیزی  را  دریابند.  چه  پشتوانه  انسانی ‌که  از  اندوختۀ  کودک‌،  مایه‌ور  و  تأمین  می‌گردد،  نمی‌بایستی  این  مدّت  طولانی  رها  شود  تا  جهل  و  نـادانی  او  را  بخورد.  خداوند  نسبت  به  بندگانش،  بویژه  نسبت  به  این  کوچکان  ناتوان  و  نیازمند  عطوفت  و  عـنایت  و  سرپرستی  و  رعایت‌،  مهربان  است‌.

مادر  نیز  در  مقابل  آنچه  خداوند  بر  او  واجب  فـرموده  است‌،  بر  پدر  حقی  دارد.  یعنی  اینکه‌:  خو‌راک  و  پوشاک  او  را  به  خوبی  و  نیکی  تأمین ‌کند.  چه  هر  دوی  ایشان شریک  رنج  و  زحمت  بوده  و  در  برابر  این‌ کوحک  شیرخوار  مسؤول  می‏‎باشند.  مادر  با  شیر  دادن  و  پرورش  کردن  و  نگهداری  نمودن‌،  به‌ کودک ‌کـمک  و  یاری  می‌کند،  و  پدر  با  تهیۀ  خوراک  و  پوشاک،  به  مادر  مدد می‌رساند  تا  از کودک  نگهداری ‌کـند.  و  هر  دوی  ایشان  در  حدّ  توان  خود  به  انجام  وظیفه  می‌پردازند: 

(لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلا وُسْعَهَا )

هیچکس  موظّف  به  بیش  از  مفدار  توانائی  خود  نیست‌.  شایسته  نیست  که  هیچیک  از  والدین‌، ‌کودک  را  وسیلۀ  زیان  دیگری  قرار  دهد:

(لا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ)

  نه  مادر  به  خاطر  فرزندش‌،  و  نه  پدر  بـه  سـبب  بچّه‌اش  باید  زیان  ببیند.

پدر  نباید  از  عواطف  و  دوست  داشت  و  علاقۀ  وافری ‌که  مادر  نسبت  به  فرزندش  دارد،  سوء  استفاده  و  بهره‌برداری ‌کند،  و  با  آشنائی  به  شور  و  شوق  مادر  نسبت  به  جگرگوشه‌اش  او  را  با کودک  بترساند  و  تهدید  نماید  تا  شیرخوارگی  و  پرورش  او  را  بدون  دریافت  چیزی  بپذیرد  و  تربیت  او  را  رایگان  بعهده‌ گیرد،  و  مادر  نیز  نباید  از  محبّت  و  مهر  پدر  نسبت  به  فرزندش  سوء  استفاده  و  بهره‌برداری  نماید  و  با  توجّه  بدان  برخواستهای  خویش  بیفزاید  و  با  هزینه‌های  هنگفت  بر  دوش  او  سنگینی  نماید.

حقوق  و  واجباتی‌ که  بر  عهدۀ  پدر  است‌،  بعد  از  وفات  او،  متوجّه  وارث  بزرگ  او  می‌گردد:

(وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ )
بر  وارث  همانند  آن  لازم  است‌.
وارث  ارشد،  مکلّف  است‌ که  خوراک  و  پوشاک  مادر  و  شیرده  را  به  خوبی  و  نيكی  تأمین ‌کند،  تا  ضمانت  خانوادگی  تحقّق  یابد که  بخشی  ا‌ز  آن  با  ارث  تأمین  و  بخش  دیگر  آن  با  تقبّل  مسؤولیّتها  و  تعهّدات  ارث‌گذار  روبه‌رو  می‌گردد.

بدین  منوال ‌کودک  اگر  پدرش  بمیرد،  ضایع  نمی‌شود  و  از  دست  نمی‌رود.  بلکه  حق  او  و  حق  مادرش  در  همۀ  احوال  تضمین  شده  است‌.

قرآن  هنگاهی‌ که  چنین  احتیاط  و  پـیش‌بینیهائی  را  به  پایان  می‏‎برد،  به  سوی  تکمیل  حـالات  شـیر  دادن  و  شیرخوارگی ‌ برگشته ‌ و می‌گو‌ید:

(فَإِنْ أَرَادَا فِصَالا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا )

اگر  (‌والدین‌)  خواستند  با  رضایت  و  مشـورت  همدیگر  (‌کودک  را  زودتر  از  دو  سال‌)  از  شیر  بازگیرند  گناهی  بر  آنان  نیست‌.

پس  اگر  پدر  و  مادر،  یا  مادر  و  وارث  خواستند که  کودک  را  پیش  از گذشت  دو  سال‌،  از  شیر  بازگیرند،  زیرا  هر  دو  مصلحت‌ کودک  را  در  آن  می‏بینند،  خواه  به  سبب  بهداشت  و تندرستی  باشد  و  خواه  به  علّت  دیگری‌،  گناهی  بر  آنان  نیست‌،  هرگاه  این  امر  با  رضایت  هردوی  ایشان  انجام  پذیرفته  باشد.

همچنین  هرگاه  پدر  بخواهد  دایه‌ای  برای ‌کودک  خـود  اجیر کند،  چنانکه  مصلحت  کودک  در  این  کار  باشد،  می‌توا‌ند  چنین ‌کند،  به  شرط  آنکه  مزد  دایه  را  به  تمام  و  كمال  بپردازد  و  به  خوبی  و  نيكی  با  او  رفتار  نماید: 

(وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ )

اگر  (‌ای  پدران‌)  خواستید  دایگانی  برای  فر‌زندان  خود  بگیرید  گناهی  بر  شما  نیست‌،  به  شرط  اینكه  حقوق  آنان  را  بطور  شایسته  بپردازید.

این‌ کار  تضمین  خواهد  کرد که  دایه  راهنما  و  نگهبان  و  نگاهدار کودک  شود.

سرانجام  قرآن  همۀ  امور  را  بدان  رشتۀ  ربّانی  یعنی  تقوی  پیوند  می‌دهد...  تقوی  آن  احساس  ژرف  لطيفی‌ که  قرآن  در  همۀ  چیزهائی ‌که  جز  با  بودن  آن  تحقّق  نمی‌پذیرد،  انسان  را  بدان  حوالت  می‌دهد:

(وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) (٢٣٣)

 از  (‌خشم‌)  خدا  بپرهیزید  و  بدانید  که  خدا  بدانچه  انجام  می‌دهید  بینا  است‌.

تقوی  ضمانت  مؤكدی  است‌ که  در  پایان  می‌آید.  تقوی  یگانه  تضمین  است‌.

*قرآن  بعد  از  بپایان  بردن  قانون  زنان  مطلّقه  و  آثار  مترتّب  بر  طلاق‌،  به  بیان  حکم  زنی  می‌پردازد که  شوهرش  مرده  باشد...  سخن  می‌رود  از  حکم  عدّۀ  او،  و  خواستگاری  از  وی  پس  از  پایان  عدّه‌،  و  بـا  گـوشه  و  كنایه  اظهار  دلبستگی  و  پیشنهاد  ازدواج  بدو  در  اثناءعدّه‌:

(وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (٢٣٤)

وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا ع