  زیان  و  ضرر  است‌.  (‌علاوه  از  نافرمانی‌،  بیماریهائی  بـه  دنبال  دارد)‌.  پس  در  حالت  قاعدگی  از  (‌همبستری  با)  زنان  کناره‌گیری  نمائيد،  و  با  ایشان  نزدیکی  نکنید  تا  آنگاه  که  پاک  می‌شوند،  پس  هنگامی  که  پاک  شدند  از  مکانی  که  خدا  به  شما  فرمان  داده  است  (‌و  راه  طبیعی  زناشوئی  و  وسیلۀ  حفظ  نسل  است‌)  با  آنان  نزدیکی  کنید،  بیگمان  خداوند  توبه‌کاران  و  پاکان  را  دوست  می‌دارد.  زنان  شما  محلّ  بذر  افشانی  شما  هستند  پس  از  هر  راهی  که  می‌خواهید  به  آن  محلّ  درآئید  (‌و  زناشوئی  نمائید  به  شرط  آنکه  از  موضع  نسل  تجاوز  نکنید)‌،  و  برای  خود  (‌با  انتخاب  همسران  شایسته  و  پرورش  فرزندان  صالح  و  بایسته‌،  توشه‌ای‌)  پیشاپیش  بفرستید،  و  از  خدا  خویشتن  را  برحذر  دارید  (‌و  به  هنگام  حیض  با  زنان  نزدیکی  نکنید  و  از  راهی  جز  راه  بقاء  نوع  بشر  با  ایشان  زناشوئی  ننمائید)  و  بدانید  که  شما  او  را  ملاقات  خواهید  کرد  (‌و  از  شما  دربارۀ  اعمال  و  اقوالتان  پرسیده  خواهد  شد)‌،  و  مژده  بده  به  مـؤمنان  (‌که  با  رعایت  حدود  دین‌،  سعادت  اخروی  و  رضایت  پروردگار  را  به  دست  خواهند  آورد)‌.

این  هم  نگرش  دیدی  است‌ که  چنان  پیوند  زناشوئی  را  بلند  می‌گرداند  و  فراتر  و  برترش  می‏‎برد  تا  به  خدایش  می‌رساند،  و  اهداف  آن  را  از  لذّت  جسمانی  حتّی  لذّت  نهفته  در  آن  اندامی ‌که  از  همۀ  اندامهای  بدن  بیشتر  به  هنگام  همخو‌ابگی  بدان  دلبستگی  است‌،  بالاتر  و  والاترش  می‌گرداند.

در  پیوند  زناشوئی‌،  همخو‌ابگی  وسیله  است  نه  هدف‌،  وسیلۀ  تحقّق  بخشیدن  به  ژرف‌ترین  هدف  موجود  در  سرشت  زندگی  است‌.  هدف  تولید  نسل  و  امتداد  حیات  است  و  سرانجام  پیوستن  همۀ  آن  چیزها  به  خدا  است‌.  همخوابگی  در  هنگام  حیض‌،  چه  بسا  لذّت  حیوانی  را  تولید  می‌کند  -‌البتّه  همراه  با  آزارها  و  زیانهائی ‌که  برای  صحّت  مرد  و  زن  بطور  یکسان  دارد  و  مورد تأکید  است  -‌ولیکن  هدف  والائی  را که  از  آن  متصوّر  است  پد‌ید  نمی‌آورد،  علاوه  بر  آنکه‌،  فطرت  سالـم  و  پاک  در  این  وقت  از  آن‌گریزان  و  روگردان  است‌.  زیرا  همان  قانونی  که  بر  همۀ  زندگی  فرمان  می راند،  از  درون  بر  فطرت  سلیم  فرمان  می‌راند،  و  در  نتیجه  خود  به  خود  -‌ برابر  این  قانون  -‌ از  همخوابگی  در  حالتی  سر می‌پیچد که  ممکن  نیست ‌کاشتن  نهال  زندگی  در  آن  صحیح  و  بی آفت  بماند  و  افشاندن  بذر  حیات  جوانه  زند  و  مایۀ  حیات  گردد.  همخوابگی  در  وقت  پاکی‌،  لذّت  طبيعی  را  تحقّق  می‌بخشد،  و  به  همراه  آن  هـدف  فطری  نیز  تحقّق  می‌پذیرد.  از  اینجا  است ‌که  چنان  نهی  در  پـاسخ  بدان  پرسش  می‌آید:

(وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ )

از  تو  دربارۀ  (‌آمیزش  جنسی  با  زنان  به  هنگام‌)  قاعدگی  می‌پرسند.  بگو:  زیان  و  ضرر  است‌.  پس  در  حالت  قاعدگی  از  (‌همبستری  با)  زنان  کناره‌گیری  نمائید،  و  با  ایشان  نزدیکی  نکنید  تا  آنگاه  که  پاک  می‌شوند.

مسأله  دیگر  هرج  و  مرج  نیست‌،  و  به  فرمان  هواها  و  هوسها  و  انحرافها  و کجرویها  انجام  نمی‌گیرد.  بلکه  در  بند  دستور  خدا  و گوش  به  فرمان  الله  است‌.  همخوابگی  وظیفه‌ای  است  که  برابر  فرمان  انجام  می‌پذیرد  و  از  تکلیف  سرچشمه  می‌گیرد  و  در  چهارچـوب  حدود  و  مقرّراتی  در  بند  چگونگی  و کیفیّتی  سرمی‌زند:

(فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)

 هنگامی  که  پاک  شدند  از  مکانی  که  خدا  به  شما  فـرمان  داده  است  (‌و  راه  طبيعی  زناشوئی  و  وسیلۀ  حفظ  نسل  است‌)  با  آنان  نزدیکی  کنید.

در  رستنگاه  رویش  و  مکان  سرسبزی  نه  -  آن‌،  نزدیکی  جنسی ‌کنید.  چه  هدف  تنها  شهوت  نیست‌.  بلکه  مقصود  امتداد  حیات  و  ادامۀ  زندگی  است‌.  همچنین  منظور  خواستار  شدن  چیزی  است  که  خدا  واجب  کرده  است‌.  زیرا  این  خدا  است ‌که  حلال  را  مشخّص  می‌دارد  و  واجبش  می‌گرداند.  و  این  مسلمان  است ‌کـه  جـویای  چنین  چیز  حلالی  می‌گردد که  پروردگارش  بر  او  واجب  کرده  است‌،  و  اصلاً او  از  خود  با  خواست  خویش  چیزی  را  پدید  نمی‌آورد  و  به  دنبال  آنچه  می‌خواهـد  روان  نـمی‌گرد‌د.  بلکه  آنچه  را  خدا  می‌خواهد  وی  هم  می‌خواهد  نه  بیشتر  و  نه‌ کمتر.  خداوند  آنچه  را که  بخواهد  واجب  کند  برای  پاک  نمودن  بندگانش  واجب  می‌گرداند،  و  او کسانی  را  دوست  می‌دارد  که  وقتی‌ که  دچار  لغزشی  شدند،  توبه  می‌کنند  و  به  سـوی  خدا  ا‌ستغفارکنان  برمی‌گردند:

(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) (٢٢٢)

بی‏گمان  خداوند  توبه‌کاران  و  پاکان  را  دوست  می‌دارد.  

در  این  پرتو،  خداوند  رنگی  از  رنگهای  دلبستگی  زناشوئی  را  به  تصویر  می‌زند که  مناسب  و  هماهنگ  با  خطوط  آن  است‌:

(نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ)

 زنان  شما  محلّ  بذرافشانی  شما  هستند  پس  از  هر  راهی  که  می‌خواهید  به  آن  محلّ  درآئید  (‌و  زناشوئی  نمائید  به  شرط  آنکه  از  موضع  نسل  تجاوز  نکنید)‌.

در  این  تعبیر  دقیق  چیزی  است‌ که  در  آن  اشاره‌ای  بدان  عشق  و  علاقه‌ای  می‌شود که  از  این  سو  سر  بر  می‌زند،  و  اشاره‌ای  به  اهداف  و  دیدگاههائی  می‌رود که  منظور  اصلی  چنان  محبّت  و  مودّتی  است‌.  بلی!  بیگمان  این  سو،  همۀ  علائق  موجود  میان  شوهر و  همسرش  را  نمی‌تواند  در  برگیرد.  بلکه  وصفشان  و  ذكرشان  در  جاهای  دیگری  به  مناسبت  روند گفتار  در  آن  جاها  آمده  است  و  نامی  و  نشانی  رفته  است‌.  مانند  این  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:

(هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ )

زنان  لباس  شمایند  و  شما  لباس  ایشانید.       (‌بقر‌ه  /  ١٨٧) 

 و  این  فرموده‌:

(ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودة ورحمة)

از  نشانه‌های  او  اینکه  بـرای  شما  از  (‌جنس‌)  خـودتان  همسرانی  را  آفرید  تا  بـا  ایشـان  انس  و  الفت  گیرید،  و  میانتان  محبّت  و  مرحمت  پدید  آورد.           (‌رو‌م  /  21)  

هر  یک  از  این  تعبیرها،  گوشه‌ای  ازگوشه‌های  آن  پیوند  بزرگ  ژرف  را  در  جای  مناسب  خود  به  تصویر  می‌کشد.  اما  مناسب  روند گفتار  در  اینجا  تعبیر کشتزار  است ‌که  هماهنگ  با  روند گفتار  است‌.  زیرا  مناسبتی‌ که  در  اینجا  است  مناسبت  رویش  و  زایش  و  بالش  است‌.  و  مادام‌ که  کشتزار  است  از  راهی ‌که  می‌خواهید  بدان  درآئید  و لیکن  در  جایگاه  رویشی‌ که  هدف  نهائی ‌کشتزار  را  تحقّق  می‌بخشد:

(فَأتُوا حَرْثَكُمْ أنّى شِئْتُمْ) 

از  هر  راهی  که  می‌خواهید  به  کشتزار  خود  در  آئید.  

اما  بدین  هنگام  نیز  م