 گاهی نتائجشان به دنبالشان بيايد و گاه نيايد. اين بدان خاطر است كه اسباب و مقدمات، آن چیزهائی نیستندکه آثار و نتائج را پدید می‌آورند؛ بلکه ایجادکننده همان اراده‌ي مطلقي است كه آثار و نتائج را مي‌آفرينند، همانگونه كه خود اسباب و مقدّمات را آفريده است.
(لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا).
تو نـمی‌دانـی‌، شـاید خداونـد بـعد از آن‌، کـار دیگری کند. (‌طلاق/1) 
(وَمَا تَشَاءُونَ إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ).
شـما چیزی را نـمی‌توانـید بـخواهـید، مگـر آنگاه کـه پروردگار بخواهد. (‌انسان/30)
اما شخص مومن باید از اسباب و وسـائل موجود استفاده‌کند، زیرا برای بکارگیری و سود جستن از آنها فرمان داده شده است‌. تنها خدا است‌که آثار و نـتائج آنها را مقدر می‌دارد و جلوه‌گر می‌سازد. اطمینان به رحمت خدا و دادگری و حکمت و دانش او، یگانه پناهگاهی است‌که محل امن و امان است‌، و تنها جائی است‌که دل در آن آرام‌گیرد و از وسوسه و دلهره بدور باشد:
(الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)
اهریمن شما را از فقر و تنگدستی می‌ترساند و از انجام دادن کردار نیکو بدور می‌دارد و به انجام دادن کارهای گناه آلود برمی‌انگیزد ولی خداوند به شما وعده‌ي مغفرت و برکت خود دهد، و او دارای رحمت و نعمت فراوان‌، و دانای به امور است‌.(بقره/‌٢)
به دنبال آن در سایه‌ي قرآن با خاطر آسوده و انـدرون آرام و دل روشن به زندگی ادامه می‌دادم و دست خدا را در هرکاری و هر امری مشاهده می‌نمودم و درکنف حمایت پروردگاری و زیر رعایت خداونـدگاری بسر می‌بردم ... و صفات موجبه‌ي ذات اقدس و فاعلیت و سازندگی آنها را درمی‌یافتم‌.
(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ)
بدان هنگام که شخص درمانده کمک می‌طلبد چه کسی جـز خدا مـی‌توانـد پاسخگوی او بـاشد و نـیازش را برآورده کند و بلا را از سرش بدور دارد؟(نمل/62)
(وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ)
او بر همه‌ي بندگان خود چیره است و هـر آنـچه کند از روی حکمت است و دانش او محیط بر هـمه‌ي مـخلوقات آشکار و پنهان می‌باشد.(انعام/١٨)
(وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ)
خدا نیرومند است و بر اجرای هر آنچه بخواهـد تـوانـا است‌، اما بیشتر مردم خفایای حکمت و لطف تـدبیرش را نمي‌دانند.(يوسف/21)
(وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ)
بدانید که خداوند میان شخص و دل او حائل گردد و بر دل انسان مسلط است‌. (‌انفال/24) 
(لِمَا يُرِيدُ)
خداوند برای انجام هر آنچه بخواهد، کـوشا و چـابک است‌. (هود/107) 
(وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ) 
هر که از خدا بترسد و اوامـر و نـواهـی او را مـراعـات دارد، او را از هر تنگنائی نجات بخشد و از راههائی بدو روزی رساند که‌آنها را به حسـاب نیاورده و درنظر نداشته است‌. و هر که به خدا پشت بندد، خدا او را کافی است‌. خداونـد بـر کار خود چیره بـوده و خواست خویش را به مرحله‌ي اجرا درآورد.(‌طلاق/٣و2) 
(مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا)
هیچ جنبنده‌ای نیست مگر اینکه پروردگار بر او فرمان میراند و زمام اختیارش در دست قدرت او است‌. (هود/56)
(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ)
آیا خداوند برای بنده‌ي خود محمّد کافی نیست‌؟ شگفتا، كفار تـو را نــه از خـدا بـلکه از خـدایـان دروغین می‌ترسانتد. (زمر/36)
(وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ)
خدا هر که را خوار دارد، کسی نمی‌توانـد او را گرامی نماید. (حج/١٨) 
(وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ)
خدا هر که را سرگشته و گمراه سازد، راهنما و رهبری نخواهد یافت‌. (‌رعد/33) 
همچنین آموختم‌که دست خدا درکار است‌، لیکن از راه ویژه‌ي خویش بکار می‌پردازد. ما حق نداریـم از خدا بخواهیم امور را با شتاب هر چه بیشتر انـجام دهد و نتائج آنها را به ما بنمایاند. همچنین حق دخالت در کارهای خداوند را نداریم و نباید برای پروردگار نقشه بکشیم و ارائه طریق نمائیم‌، زیرا - چـنانکه در سایه‌ي قرآن نمایان می‌گردد - شریعت الهی وضع شده است تا در هر محیط و هر مرحله‌ای از مراحل رشد انسـانی و در هر یک از حالات روانی مردمان‌که از یک پیکر و نژادند،‌کارگر باشد و دخالت نماید. قوانین خدائی برای این انسانی‌که روی این‌کره‌ي خاکی زندگی می‌نماید وضع‌گشته است و در آن ارج سرشت انسان و ارزش نـیروها و اسـتعدادهـا و قدرت و ضعف و حالات گوناگونی‌که بر او عارض می‌گردد، از نظر بدور نمانده است و معتبر شمرده شده است‌.
پروردگار نسبت به این موجودکه انسان است بدگمان نمی‌شود تا موقعیت و وظیفه‌ي او را در زمـین نـاچیز انگارد یا در شکلی از اشکال زندگیش - خواه در حالت انفرادی و خواه به عنوان اندامی از پـیکره‌ي اجتماع - ارزش او را به حساب نیاورد. همچنین خداوند به دنبال خیال روان نمی‌گردد تا در حالت بیخبری، این موجود را بالاتر از منزلتی‌که دارد جای دهد و یـا بیشتر از طاقت و وظیفه‌اش از اوکار  تکلیف بخواهـد؛ بلکه سرشت انسانی خدادادی او را کاملا مـراعات داشته است‌، سرشتی‌که روز نخست او را بر آن سرشته و به همراه آن به این دنیا گسـیل نـموده است‌... در هر دو حالت انـفرادی و اجتماعی‌، ارکان فطرت و اصول سرشت او آنقدر سطحی و ساده نـیست تـا با وضع قانونی پیدا آید و با اشاره‌ي قلمی درهم نوردیده شود... انسان همین پدیده است با داشـتن همین سـرشت و آرزوها و خواسـتها، و نـیروها و اسـتعدادها، آئـین پـروردگاری دسـتش را می‌گیرد تـا او را به سوی بلندترین درجه‌ي کمالی‌که بر حسب سرشت و وظیفه‌اش برایش معین‌گشته است‌، بالا ببرد. پـیکر و سـرشت و قوام حیات او را در راه‌کمالی‌که رو به سوی خدا دارد، محترم می‌شمرد و چون آئین خدائی برای روزگاری دراز - مدتی که تنها آفریدگار این انسان و نازل‌کننده‌ي این قرآن‌، بدان آشنا است - وضع شده است‌، بنابراین برای تحقق هدفهای بلند و ارجمندش در مسیری‌که راه به سوی خدا دارد، نه شتابی شده است و نه انحرانی بوده است‌. در برابرش زمانی بس دور و دراز است‌که نه عمرکسی حد و مرزش را دریابد، و نه آرزوها و خواست‌های شخص فانی -‌که می‌ترسد مرگ او را از رسیدن به پایان بی‌انتهایش باز دارد - چرخ زمان را به سرعت اندازد همانگونه‌که طرفداران مذاهب و مکاتب زمینی دچار اين دلهره و شتابند و قوانین مربوط به مکتب خویش را تنها برای یک نسل بکار می‌گیرند و در پی سود آنـی وزودگذرند