بدیشان‌،  ایشان  را  نگاه  ندارید،  وکسی  که  چنین  کند  بی‏گمان  به  خویشتن  ستم  کرده  است‌،  و  آیه‌های  خدا  را  به  باد  استهزاء  نگیرید،  و  نعمت  خدا  را  بر  خود  و  آنچه  را  که  از  کتاب  و  حکمت  بـر  شما  نازل  کرده  است  و  شما  را  با  آن  پـند  مـی‌دهد  بـه  خاطر  بیاورید،  و  از  (‌خشم‌)  خدا  بپرهیزید  و  بدانید  که  بی‏گمان  خداوند  از  هر  چیزی  آگاه  است‌.
(ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) (٢٣٢)
این  همان  چیزی  است  که  کسانی  از  شما  بدان  پند  داده  می‌شوند  که  به  خدا  و  روز  رستاخیز  ایمان  دارند.  این  برای  شما  پر  برکت‌تر  و  پاکیزه‌تر  است  و  خدا  می‌داند  و  شما  نمی‌دانید.

حکم  هشتم‌،  حکم  شیر  دادن  و  شیرخوارگی  و  مزد  است‌.  ،  دنبال  احکام  مفصّل  هر  یک  از  حالات  آن  چنین  پیروی  می‌آید:
(وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) (٢٣٣)
 از  (‌خشم‌)  خدا  بپرهیزید،  و  بدانید  که  خدا  بدانچه  انـجام  می‌دهید  بینا  است‌.

حکم  نهم‌،  اختصاص  به  عدّۀ  زنی  دارد که  شوهرش  می میرد.  و  این  آیه  پیرو  آن  می‌گردد:
(فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) (٢٣٤)

هنگامی  که  به  آخر  مدّتشان  رسیدند  گناهی  بر  شما  نیست  که  هر  چه  می‌خواهند  دربارۀ  خودشان  به  طور  شایسته  انجام  دهند،  و  خدا  از  آنچه  می‌کنید  آگاه  است‌.  حکم  دهم‌،  حکم‌ گوشه  زدن  و  به ‌کنایه  خـواستگاری  کردن  از  زنان  در  اثناء  عدّه  است‌،  در  آن  می‌آید:
(عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلا أَنْ تَقُولُوا قَوْلا مَعْرُوفًا وَلا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ) (٢٣٥)
خداوند  می‌دانست  شما  آنان  را  یاد  خواهید  کرد.  ولی  به  آنان  در  پنهانی  وعدۀ  زناشوئی  ندهید  مگر  اینکه  به  طرز  پسندیده‌ای  (‌با  گوشه  و  کنایه‌)  اظهار  کنید.  و  اقدام  بـه  ازدواج  ننمائید  تا  عدّۀ  آنان  بسر  آید،  و  بدانید  که  خداوند  آنچه  را  در  دل  دارید  می‌داند،  پس  از  او  خویشتن  را  بر  حذر  دارید  و  بدانید  بی‏گمان  خداونـد  بس  آمرزنده  و  شکیبا  است‌.

حکم  يازدهم،  حکم  زن  مطلّقه‌ای  است ‌که  با  او  همبستری  نشده  است‌،  حال  چه  مهریّه‌ای  برای  او  تعیین  شده  باشد  و  چه  مهریّه‌ای  برای  وی  معیّن  نشده  باشد.  در  این  باره  بسوده‌های  وجدان  بدینگو‌نه  ردیف  می‌شود:
(وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) (٢٣٧)
اگر  شما  گذشت  کنید  به  پرهیزگاری  نزدیک‌تر  است‌.  و  گذشت  و  نیکوکاری  را  در  میان  خود  فراموش  نکنید.  بی‏گمان  خداوند  به  آنچه  انجام  می‌دهید  بینا  است‌.

حکم  دوازدهم‌،  حکم  حق  متاع  برای  زنی  است ‌کـه  شوهرش  بمیرد  و  یا  زنی‌ که  طلاق  داده  شده  باشد.  در  آن  می‌آید:
(وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ) (٢٤١)
برای  زنان  مطلّقه  هدیّۀ  مـناسبی  است  (‌که  از  طرف  شوهر  پرداخت  می‏‎گردد  و)  این  حقّی  است  بر  مردان  پرهیزگار.

پیرو  همگانی  و  عامی ‌که  پس  از  همۀ  این  احکام  می‌آید،  چنین  است‌:
(كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) (٢٤٢)
 خداوند  این  چنین  آیات  خود  را  برای  شما  شرح  می‌دهد  تا  اینکه  بیندیشید.

اینها  عبادت  است  ...  عبادت  خدا  در  همۀ  این  چیزها  است‌:
ازدواج‌،  همبستری  و  تولید  مثل‌،  طلاق  و  جدائی‌،  عدّه  و  برگشت،  نـفقه  و  حقّ  متاع‌،  نگهداری  زن  به  طور  پسندیده  یا  رهاکردن  او  به  نیکی‌،  فدیه  و  عوض  دادن‌،  شیر  دادن  و  از  شیرگرفتن  ...  بالأخره  عبادت  خدا  در  هر  حرکت  و  در  هر  خطری  است‌ که  بر  دل  می‌گذرد  ...  از  اینجا  است‌ که  در  میان  این  احکام‌،  حکم  نماز  در  هنگام  ترس  و  امنیت  به  میان  می‌آید:

(حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ (٢٣٨)

فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ) (٢٣٩)

در  انجام  نمازها  و  (‌بویژه‌)  نماز  میانه  (‌یعنی  عصر،  کوشا  باشید  و)  محافظت  ورزید  و  فروتنانه  برای  خدا  بپاخیزید.  و  اگر  ترسیدید،  در  حال  پیاده  یا  سواره  (‌نماز  را)  بجای  آورید،  امّا  هنگامی  که  امنیّت  خود  را  بازیافتید  برابر  آنچه  که  نمی‌دانستید  و  خدا  به  شما  آموخت‌،  خدای  را  یاد  کنید.

این  حکم  در  لابلای  آن  احکام  جای گرفته  است  و  پیش  از  آنکه  روند  گفتار  دربارۀ  آنها  پایان  پذیرد  بیان  شده  است‌،  و  بدین  وسیله  عبادت  نثار  در  میان  عبادتهای  زندگی  جایگزین  می‌شود  به  همان  نحوی ‌که  خواست  اسلام  و  فلسفۀ  وجود  انسانی  در  جـهان‌بینی  اسلامی  است ‌که  نماز  هر  روزه  در  لابلای  سایر کارهای  زندگی  اقامه  شود  و  خمیر  مایۀ  عبادتهای  دیگر  باشد.  رونـد  گفتار  بیانگر  این  اشارۀ  زیبا  و  نکتۀ  دقیق  است  که  همۀ  اینها  عبادتند  و  پرستش  خدا  در  آنها  از  جنس  پرستش  او  در  نماز  است‌.  و  اینکه  در  فضای  بحث  از  خانواده‌،  از  نماز  هم  ذکری  می‌رود،  بدان  خاطر  است‌ که  نماز  ا‌ز  اهمّیّت  ویژه‌ای  برخوردار  است  و  هیچگاه  نباید  فراموش  شود.  و  اینکه  حیات  یگانه  است  و  عبادتها  در  آن  چندگانه‌،  و  زندگی  یک  چیز  و  اجرای  فرمان  خداوند  در  آن  دارای  جهات  متعدّد  است  و کارها  همه  از  سوی  خدا  و  به  فرمان  الله  است‌،  و  این  برنامۀ  خداوند  سبحان  برای  جهان  است‌[3]....  فراز  برجسته‏ای  که  در  این  احکام  خودنمائی  می‌کند  این  است‌ که  چنین  احکامی  در  همان  وقت  که  بیانگر  عبادت  بوده  و  فضائی  از  عبادت  می‌سازند  و  سایۀ  آن  را گسترانیده  و  روی  زمین  فرو  می‌اندازند،  از  هیچیک  از  انگیزه‌ها  و  آمیزه‌های  واقعی  زندگی  غافل  نمی‌مانند،  و  هیچیک  از  انگیزه‌ها  و  آمیزه‌های  سرشت  انسان  و  هستی  او  را،  و  شرائط  و  ظروف  نیازمندیهای  واقعی  وی  را  در  زندگی  بر  روی  کرۀ  زمین  فراموش  نمی‌کنند.

اسلام  برای  افرادی  از  بشر  قانونگذاری  می‌کند،  نه  برای‌ گروهی  از  فرشتگان‌،  و  نه  برای  شبحهای  سرگردان  نشسته  بر  بال  خیال  و  بی‏خبر  از  حال  و  احوال‌.  از  اینجا  است ‌که  اسلام  در  حالی  که  انسانها  را  با  قوانین  و  رهنمو