حمت  برای  نقش  بزرگ  می‌پرورد  و  آمادگی  می‌بخشد که  در  پهنۀ  هستی  سرای  ایشان  مقدّر  و  مشخّص  نموده  است  و  به  عهدۀ  آنان  واگذارده  است‌.  و  اینکه  تجاوز  به  این  برنامۀ  الهی  خشم  خدا  را  برمی‌انگیزد  و  مرتکب  آن  سزاوار  عذاب  شدیدی  می‌گردد.این  احکام  با  دقّت  و  بطور  مفصّل  بیان  می‌شود  ...  تا  بیان  و  توضیح  حکم  سابق  و  متعلّقات  آن  اتمام  نپذیرد،  به  حکم  جدید  پرداخته  نمی‌شود.  آنگاه  بعد  از  هر  حکمی‌،  پیروهای  الهام  بخشی  می‌آیند  که  احیاناً  در  لابلای  احکام  جای  می‌گیرند  و  از  بزرگی  این  امر  و  سترگی  آن  خبر  می‌دهند  و  وجدان  انسانی  را  بیداری  و  آگاهی‌،  و  دل  بشری  را  پیام  و  الهام  می‏‎بخشند  بویژه  هنگام  رهنمودهائی‌ که  اجرای  آنها  به  تقوای  دل  و  حسّاسیّت  وجدان  مربوط  می‌گردد،  زیرا  شانه  خالی ‌کردن  از  زیر  بار  نصوص  و  احکام  و  طفره  رفتن  با  آنها  بدون  این  پاسبان  بیدار  و  محافظ  هوشیار  امکان‌پذیر  است‌:

حکم  یکم‌،  دربرگیرندۀ  نهی  از  ازدواج  مرد  مسلمان  با  زن ‌کافر،  و  ازدواج  مرد کافر  با  زن  مسلمان  است‌.  پیرو  آن  عبارت  است  از:
(أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ) (٢٢١)
آنان  به  سوی  آتش  دعوت  می‌کنند،  و  خدا  آیات  خود  را  برای  مردم  روشن  می‌سازد  تا  اینکه  یادآور  شوند.

حکم  دوم‌،  مربوط  به  نهی  از  همخوابگی  با  زنان  به  هنگام  قاعدگی  است  ...  پیروهای  متعدّدی  پیاپی  دربارۀ  این ‌کار  می‌آیند  و كار  همخوابگی  و  روابط  دو  جنس  مرد  و  زن  را  از  مرز  شهوت  جسمانی‌ که  در  یک  لحظه  برآورده  و  پایان  می‌پذیرد  فراتر  و  بالاتر  می‏‎برند  و  آن  را  به  یک  وظیفۀ  انسانی  تبدیل  می‌کنند که  دارای  اهدافی  برتر  و  بزرگتر  از  لذّت  آن  لحظۀ  زودگذر،  و  بلکه  بالاتر  از  اهداف  شخصی  انسان  است‌.  چه  زناشوئی  به  عنوان  عبادتی  به  خو‌است  آفریدگار  انجام  می‌گیرد  و  منظور  از  آن  پاکیزه  داشتن  آفریدگان  خدا  با  پرستش  و  پرهیز  از  خشم  او  است‌:
(فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ (٢٢٢)
نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لأنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ) (٢٢٣)
پس  هنگامی  که  پاک  شدند  از  مکانی  که  خدا  بـه  شما  فرمان  داده  است  با  آنان  نزدیکی  کنید.  بی‏گمان  خداونـد  توبه‌کاران  و  پاکان  را  دوست  می‌دارد.  زنان  شما  مـحلّ  بذرافشانی  شما  هستند  پس  از  هر راهی  که  می‌خواهید  به  آن  محل  درآئید،  و  برای  خود  (‌تـوشه‌ای‌)  پـیشاپیش  بفرستید  و  از  خدا  خویشتن  را  بر  حذر  دارید  و  بدانید  که  شما  او  را  ملاقات  خواهید  کرد.  و  مومنان  را  مژده  بده‌. 
 حکم  سوم‌،  حکم  سوگند  به  طور  عام  است ‌که  مقدّمه‌چینی  برای  سخن  از  ایلاء  و  طلاق  است‌.  در  اینجا  حکم  سوگند  به  خدا  و  پرهیز  از  خشم  او  مربوط  می‌گردد،  و  پیرو،  یک  بار  چنین  است‌:
(وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)
 و  خداوند  شنوا  و  دانا  است‌.
و  بار  دیگر  چنین‌:
(وَاللَّه غَفُورٌ حَليم ٌ )
و  خداوند  آمرزنده  و  شکیبا  است‌.
حکم  چهارم‌،  حکم  ایلاء  است  ...  پیرو  آن  چنین  است‌: 
(فَإِنْ فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢٢٦)
وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (٢٢٧)
اگر  بازگشت  کنند  (‌چه  بهتر)  زیرا  خداوند  بسی  آمرزنده  و  مهربان  است‌.  و  اگر  تصمیم  بر  جدائی  گرفتند  (‌کردار  و  گفتارشان  از  دید  خدا  پنهان  نمی‌ماند)  چه  خداوند  شنوا  و  دانا  است‌.
حکم  پنجم‌،  حکم  عدّۀ  مطلقه  است‌.  در  آن  پیروهای  مختلفی  به  میان  می‌آید:
(وَلا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ)
اگر به  خدا  و  روز  رستاخیز  باور  دارند  برای  آنان  حلال  نیست  آنچه  را  که  خدا  در  رحم  ایشان  آفریده  است  پنهان  کنند.
(وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ )(٢٢٨)
خداوند  عزیز  و  حکیم  است‌.
حکم  ششم‌،  حکم  تعداد  طلاقها  است‌.  سپس  حکم  پس  گرفتن  چیزی  از  مهریّه  و  نفقه  در  حالت  طلاق  بیان  می‌شود.  دراینجا  پیروهای  زیر  ذکر  می‌گردد:
(وَلا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلا أَنْ يَخَافَا أَلا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ) 

برای  شما  حلال  نیست  که  چیزی  از  آنچه  (‌مهر  ایشان  کرده‌اید  یا)  بدیشان  داده‌اید  پس  بگیرید،  مگر  اینکه  (‌شوهر  و  همسر)  بترسند  که  نتوانتد  حدود  خدا  را  پا  بر  جا  دارند،  پس  اگر  (‌ای  گروه  مـؤمنان‌)  بیم  داشتید  که  حدود  الهی  را  رعایت  نکنند،  گناهی  بر  ایشان  نیست  کـه  زن  فدیه  و  عوضی  بپردازد  (‌و  در  برابر  آن  طلاق  بگیرد)‌.  
(تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) (٢٢٩)

اینها  حدود  و  مرزهای  (‌احکام  شرعی‌)  الهی  است  و  از  آنها  تجاوز  نکنید،  و  هر  کس  از  حدود  و  مرزهای  (‌اوامر  و  نواهی‌)  الهی  پا  فراتر  نهد  (‌ستمگر  بوده  و)  بیگمان  این  چنین  کسانی  ستمگرند.
(فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ) (٢٣٠)
اگر  (‌شوهر  جدید)  او  را  طلاق  گفت‌،  گناهی  بر  آن  دو  (‌زن  و  شوهر)  نخواهد  بود  که  (‌به  کانون  زناشوئی‌)  برگردند،  در  صورتی  که  امیدوار  باشند  کـه  می‌توانـند  حدود  الهی  را  (‌محترم  شمارند  و)  پا  بر  جا  دارند  و  اینها  حدود  الهی  است  که  خدا  آنها  را  برای  کسانی  که  آگاهند  (‌و  به  شرع  اسلام  ایمان  دارند)  بیان  می‌نماید.

حکم  هفتم‌،  حکم  نگهداری  زنان  بگو‌نۀ  صحیح  و  عادلانه  یا  بعد  از  طلاق  رها  ساختن  ایشان  بگونۀ  پسندیده  و  نیکو  است‌.  در  اینجا  این  پیروها  است‌:
(وَلا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (٢٣١)

به  خاطر  زیان  رسانیدن  