 پراکنده نشویم‌. پروردگار پائین آمد تا شهر ‌و برجی را ببیند که آدمیزادگان آن را می‌ساختند، خدا بخود گفت‌: اینک اینان ملت واحدی هستند و همه زبان و‌احدی دارند و این آغازکار ایشان است‌. اکنون هر چه دلشان بخواهد انجام دهند، برایشان ناممکن نیست‌. پس باید پائین رفت ‌و زبانشان ‌را در آنجا بر آنان آشفته ساخت تا دسته‌ای زبان دسته‌ي دیگر را درنیابد. لذا پروردگار، ایشان را از آن مکان بر رو‌ی تمام کره‌ي زمین پراکنده کرد،‌ و این بود که از ساختن شهردست کشیدند. از همین جا بود که آن شهر بابل نام‌گرفت‌، زیرا آنجا بود که پروردگار زبان همه‌ي مردمان رو‌ی زمین را پراكنده و متفاوت نمود و از آن مکان پروردگار ایشان را متفرق و روی تمام کره‌ي زمین پخش و پلا کرد)‌.
[2] (وَ إنْ مِنْ شَيْءٍ إلّا يُسَبِّحُ بحَمْدِهِ...).
(چيز‌ی و‌جود ندارد که حمد و ثنای او را بجای نیاورد ، تسبیحگوی او نباشد)‌.
[3] مراد از (‌صَلاة) در اینجا سو‌ره‌ي فاتحه است (مترجم)‌.اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (٢)
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ (٣)
مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ (٤)
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ (٥)
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٦)
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ (٧)
رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (٨)
رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ (٩)
جز  خدا  خدائی  نيست  و  او  زنـده  (‌به‌خود)  و  متصرّف  (‌در  كار  و  بار  جهان‌)  است‌.  (‌همان  كسی  كه‌)  كتاب  (‌قرآن‌)  را  بر  تو  نازل  كرده ‌است  كه  مشتمل  بر  حق  است  (‌و  متضمّن  اصول  رسالتهای  آسمانی  پيشين‌،  و)  تـصديق‌ كنندۀ  كتابهائي  است  كه  قبل  از  آن‌،  (‌برای  پپغمبران  فرستاده  شده‌اند  و)  بوده‌اند.  و  خداوند  پيش  از  آن‌،  تورات  را  (‌برای  موسی‌)  و  انجيل  را  (‌برای  عيسيی)  نازل  كرده  است‌.  جهت  رهنمود  مردمان‌،  و  (‌چون  منحرف  گشتند،  قرآن  يعنی‌)  جداسازندۀ  (‌حق  از  بـاطل‌)  را  فرو  فرستاده  است‌.  بيگمان  كساني  كه  نسبت  به  آيات  خدا  كفر  ورزند،  عذاب  سختی  دارند،  و  خداوند  توانا  و  انتقام ‌گيرنده  است‌.  شكي  نيست  كه  هيچ  چيز  نه  در  زمين  و  نه  در  آسمان  بر  خدا  پنهان  نميماند  (‌كوچك  باشد  يا  بزرگ،  پديدار  باشد  يا  پنهان‌،  دور  باشد  يا  نزديك‌)‌.  او  است  كه  شما  را  در  رحمهاي  (‌مادران‌)  هـر  آن‌ گونه  كه  بخواهد  شكل  می‏بخشد  (‌و  به  صورتهای  مختلف  مي‌آفريند)‌.  جز  او  خدائی  نيست  (‌و  همو)  عزيز  و  حكيم  است‌. او  است  كه  كتاب  (‌قرآن‌)  را  بر  تو  نازل  كرده  است‌.  بخشي  از  آن  آيـه‌های  (‌محكمات‌)  است  (‌و  معاني  مشخص  و اهداف  روشنی  دارند  و)  آنها  اصل  و  اساس  اين  كتاب  هستند،  و  بخشی  از  آن  آيه‌های (  متشابهات‌)  است‌،  (‌و  معاني  دقيقي  دارند  و  احتمالات  مختلفی  در  آنها  ميرود)‌.  و  امّا  كسانی  كه  در  دلهـايشان  كژی  است  (‌و  گريز  از  حق  زوايای  وجودشان  را  فرا  گرفته  است‌)  براي  فتنه‌انگيزی  و  تأويل  (‌نادرست‌)  به ‌دنبال  متشابهات  می‌افتند.  در  حالی  كه  تأويل  (‌درست‌)  آنها  را  جز  خدا  و  كساني  نميدانند  كه  راسخان  (‌و  ثابت  قدمان‌)  در  دانش  هستند.  (‌اين  چنين  وارستگان  و  فرزانگانی‌)  ميگويند:  ما  به  همۀ  آنها  ايمان  داريم  (‌و  در  پرتو  دانش  ميدانيم  كه  محكمات  و  متشابهات‌)  همه  از  سوی  خداي  ما  است‌.  و  (‌اين  را)  جز  صاحبان  عقل  (‌سليمی  كه  از  هوی  و  هوس  فرمان  نميبرند  نميدانند  و)  متذكّر  نميشوند.  (‌چـنين  فرزانگان  خردمندی  ميگويند:‌)  پروردگارا!  دلهای  ما  را  (‌از  راه  حق‌)  منحرف  مگردان  بعد  از  آنكه  ما  را  (‌حلاوت  هدايت  چشانده  و  به  سوی  حقيقت‌)  رهنمود  نموده‌اي‌،  و  از  جانب  خود  رحمتی  به  ما  عطاء  كن‌.  بيگمان  بخشايشگر  توئي  تو.  پروردگارا  تو  مردمان  را  در  روزی  كه  ترديدی  در  آن  نيست  جمع  خواهی  كرد  (‌تا  همگان  را  در  برابر  كارشان  پاداش  دهي  و  بدين  امر  وعده  داده‌ای  و)  بيگمان  خدا  خلاف  وعده  نميكند...
اين  چنين  سوره  روياروئي  خود  را  با  اهل ‌كتاب‌،  منكران  رسالت  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌آغاز  ميكند.  آنان  به  حكم  آشنائی  با  رسالتها  و  پيغمبريها  و كتابهای  منزّله  و  وحی  الهی‌،  ميبايستی  پيش  از  هر كس  ديگری  اسلام  را  بپذيرند  و  مسلمانان  صادق  و  راستينی  شوند  اگر كار،‌ كار  تسليم  در  برابر  دليل  و  اقتناع  با  حجّت  و  برهان  می‏بود.
اين  چنين  سوره  به  مبارزه  با ايشان  می‌آغازد  و  با  اين  گام  استوار  به  ميدان  رزم  قدم  می‌نهد.  گام  قاطعانه‌ای كه  به  دفع  بزرگترين  شبهه‌هائی  می‌پردازد  كه  سينه‌هايشان  را  قلقلك  ميدهد،  يا  شبهه‌هائي  را  ميزدايد كه  ايشان  عمداً  آنها  را  به  سينه‌های  مسلمانان  می‌افكنند  و  در  ميانشان  پراكنده  ميكنند.  گام  قاطعانه‌ای  كه  زدايندۀ  اين  شبهه‌ها  از  دلها  و  تارانندۀ  آنها  از كنار  منافذ  و  درزهای  قلبها  است‌.  مشخّص‌ كنندۀ  موضع  مؤمنان  راستين  نسبت  به  آيات  خدا،  و  روشنگر  موضع‌ كجروان  و  منحرفان  است‌.  تصوير كنندۀ  حال  مؤمنان  در  برابر  پروردگارشان  و  پناه  بردنشان  بدو،  و  تضرّع  و  زاريشـان  از  او،  و  شناخت  ايشان  ا‌ز  صفات  حق  تعالی  است‌:
اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (٢)
جز  خدا  خدائي  نيست  و  او  زنده  (‌به‌خود)  و  متصرّف  (‌در  كار  و  بار  جهان‌)  است‌...
اين  توحيد  خالص  و  روشن‌،  دو  راهۀ  جدائي  ميان  عقيدۀ  مسلمان  و  ميان  سائر  عقائد  بطور  يكسان  است‌،  چه  عقائد  بي‌دينان  و كافران  باشد،  و  چه  عقائد  اهل ‌كتاب  منحرف‌،  يعني  يهوديان  يا  مسيحيان  باشد،  همۀ  آنان  با  هر  نوع  دين  و  مذهبی ‌كه  دارند.  همچنين  اين  توحيد  خالص  و  روشن‌،  دو  راهۀ  جدائي  ميان  زندگي  مسلمان  و  ميان  زندگی  سائر  اهل  عقائد  در  زم