  و  مهربانی‌،  و  بعضی  را  رابطۀ  خانوادگی  بز‌رگ  بشریّت  لمیده  در  چهارچوب  عقيده‌،  با  انفاق‌ کننده  پیوند  مـی‌دهد...  همۀ  اینها  در  آیۀ  واحدی  در کنار  یکدیگر  قرار  می‌گیرند:  پدران‌،  مادران‌،  خویشاوندان‌،  یـتیمان‌،  بیچارگان،  و  واماندگان  در  راه‌.  همۀ  اینها  در  رشتۀ  محکم  ضمانت  اجتماعی  و  مسؤولیت  مشترک  موجود  میان  آدمیزادگان  در  چهارچوب  عقیدۀ  استوار  و  ایدئولوژی  واحد  جای  می‌گیرند.

ترتیبی ‌که  در  این  آیه  و  در  آیه‌های  دیگر  آمده  است  و  برخی  از  احادیث  نبوی  نیز  بر  وضـوح  و  روشـنی  آن  می‌افزایند...  مانند  حدیثی  که  در  صحیح  مسلم  از  جابر  روایت  شده  است  اینکه  رسول  خدا   صلّی الله عليه وآله وسلّم به  مردی  گفت‌:

(ابدأ بنفسك فتصدق عليها , فإن فضل شيء فلأهلك , فإن فضل شيء عن أهلك فلذي قرابتكَ,فإن فضل عن ذي قرابتك شيء فهكذا وهكذا . ..)

از  خود  شروع  کن  و  اوّل  به  نفس  خویش  کمک  نما،  پس  اگر  چیزی  اضافه  شد  آن  را  به  اهل  و  عیال  خود  بده‌،  اگر  از  اهل  و  عیالت  چیزی  اضافه  گردید  آن  را  به  خویشاوندان  خویش  عطاء  کن‌،  و  اگر  از  آنان  چیزی  اضافه  ماند،  این  چنین  و  آن  چنان  (‌کن  و  به  هر  کس  که  می‌خواهی  عطاء  کن‌)‌.

این  تر‌تیب  به  بر‌نامۀ  حکیمانه  و  بی‌پیرایۀ  اسلام  در  پرورش  نفس  انسانی  و  رهنمود  آن  اشاره  دارد  ...  اسلام  انسان  را  چنانکه  هست  در  مدّ  نظر  می‌گیرد  و  فطرت  و  امیال  و گرایشهای  طبیعی  و  استعدادهای  او  را  فراموش  نمی‌کند.  سپس  او  را  همانگو‌نه ‌که  هست  راه  می‏‎برد  و  موقعیّت  وی  را  در  نظر  می‌گیرد  وگام  به ‌گام  و  آهسته  و  آرام  او  را  از  نردبان  ترقّی  بالا میبرد.  دستش  را  می‌گیرد  و  ساده  و  آسان  پا  به  پا  او  را  راه  می‌برد  و  بالاتر  و  بالاتر  می‌کشاند  و  او  راحت  و  آسوده  به  جلو گام  برمی‏دارد  و  مدارج  عالی  را  طی  می‌کند.  روش  تربیتی  اسلام  به  فطرت  و  خواستها  وگرایشها  و  استعدادهای  انسان  پاسخ  می‌گوید،  و  انسان  نیز  تحت  رهنمودهای  آن‌،  زندگی  را  رشد  می‌دهد  و  ترقّی  می‏بخشد  و  در  این  مسیر  احساس  رنج  و  خشکی  نمی‌کند  و  سختی  و  مشقّتی  نمی‌شناسد  و  در  غلها  و  زنجیرها  کشیده  نـمی‌شود  تـا  کشـان  کشـان  مراحل  زندگی  و  مدارج  ترقّی  بدو  پـیموده  شود،  و  نیروها  و  امیال  فطری  او  سرکوب  نـمی‌گردد  تـا  بدین  وسیله  چرخ‌زنان  به  پرواز  درآید  و  اوج ‌گیرد.  او  را  بدون  درایت  و  هدایت  روانۀ  راه  نمی‌دارد  و  سرگشته  و  سرگردان  نمی‌نماید،  و  او  را  بالای  تپه‌ها  و  بر  فراز کوهها  به  پرواز  درنمی‌آورد.  بلکه  او  را  آرام  و  آهسته  بالاتر  و  بالاتر  می‏‎برد  و  اوج  می‌دهد،  به‌ گونه‌ای ‌که  پاهای  او  بر  روی  زمین  است  و  چشمانش  به  آسمان  دوخته  شده  است  و  دلش  به  افقهای  دوردست  بالا  خیره  مانده  است  و  جانش  در  اوج  آسمانها  با  خدا  پیوند  یافته  است‌.

خدا  می‌دانسته  است‌ که  انسان‌،  خودش  را  دوست  می‌دارد.  لذا  بدو  دستور  داده  است  که  پـیش  از  بذل  و  بخشش  به  دیگران  به  خود  بپردازد  و  به  خویشتن ‌کمک  کند  و  آنگاه  به  غیر  خود  یاری  و  انفاق  نماید.  برای  او  چیزهای  پـاکیزه  را  حلال  و  آزاد کرده  است  و  او  را  تشویق  نموده  است  از  آنها  لذّت  برگیرد  و  بهره  ببرد  بدون  اینکه ‌کار  به  عیش  و  نوش  و  خوشگذرانی  مبتذلانه  و  غرور  و  سرمستی  و  تکبّر  نابخردانه  بکشد.  چه  صدقه  بعد  از  خودکفائی  و  بی‏نیازی  است‌.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌فرماید:

(خَيْرُ الصّدَقَة ما كانَ عَنْ ظَهْر غنىّ ، وَ الْيَدُ الْعُلْيا خَيْرٌ مِنَ الْيَد السُّفْلی ، وَ ابْدأ بِمَنْ تَعْولُ).  

بهترین  صدقه‌،  آن  است  که  مازاد  بر  احتیاج  باشد،  و  دست  بالا  (‌دست  پر)  از  دست  پائین  (‌دست  خالی‌)  بـهتر  است‌،  و  (‌صدقه  را)  از  کسی  آغاز  کن  که  تحت  تکفّل  تو  است.

از  جابر  رضی الله عنهُ   روایت  شده  است ‌که ‌گفته  است‌:  مردی  طلائی  را  بیاورد که  به  اندازۀ  تخم‌مرغی  بود،  و گـفت‌:  ای  رسول  خدا،  این  را  در  معدنی  پیدا کرده‌ام  و  به  عنوان  صدقه  می‌بخشم‌،  آن  را  برگیر  جز  آن  چیزی  ند‌ارم‌.  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بدو  پشت‌ کرد.  مرد  از  جانب  راست  به  پیشش  رفت  و  حرفهای  پیشین  را  تکرار کرد.  پیغمبر  بدو  پشت‌ کرد.  مرد  از  پشت  سر  به  سویش  رفت  و  دوباره  همان  حرفها  را  زد.  پیغمبر  آن  را  گرفت  و  به  سوی  مرد  پرتاب‌ کرد،  بگو‌نه‌ای‌ که  اگر  بدو  می‌خورد  به  دردش  می‌آورد.  و  فرمود:

(يأتي أحدكم بما يملك فيقول:هذه صدقة . ثم يقعد يتكفف الناس ! خير الصدقة ما كان عن ظهر غنى) 
کسی  از  شما  تمام  آنچه  را  که  دارد  می‌آورد  و  می‌گوید:  این  صدقه  است‌.  سپس  مـی‌نشیید  و  دست ‌گدائی  بـه  سوی  مردم  دراز  می‌کند.  بهترین  صدقه  چیزی  است  که  مازاد  بر  احتیاج  باشد.

خداوند  می‌دانسته  است ‌که  انسان  پیش  از  هرکس  دیگر،  افـراد  نـزدیک  خانوادۀ  خود  را  دوست  مـی‌دارد...  همسرش  را  ...  و  پدر  و  مادرش  را.  این  بو‌ دکه  بعد  از  کمک  به  خویشتن‌، ‌گامی  او  را  به  جلو  برده  و  به  انفاق  به  این  کسانی  که  دوستشان  می‌دارد  برانگیخه  است‌.  تا  از  مال  و  دارائیش  با  رضایت  خاطر،  بدیشان  بذل  و  بخشش  کند،  و  بدین‌ وسیله ‌گرایش  سرشتی  خـویش  را  ارضاء  نماید که  زیانی  در  آن  نیست  و  بلکه  حکمت  و  خیر  در  آ‌ن  است‌.  در  هـمان  وقت‌ کسانی  را  تحت  تکفّل  و  سرپرستی  دارد که  خویشاوندان  نزدیک  اویند.  آری‌،  ولی  ایشان  هم  دسته‌ای  از  ملّت  بشمارند که  اگر  به  آنان  چیزی  داده  نشود  فقیر  و  محتاج  می‌شوند.  اگر  آنان  از  دست  خویشاوند  خود  کمک  دریافت  دارند  برایشان  محترمانه‌تر  و  بهتر  است  از  اینکه  از  دست  بیگانه  کمک  دریافت  کنند.  گذشته  از  این‌،  چنين  عملی  محبّت  و  مودّت  و صلح  و  صفا  را  در نخستین  پرورشگاه  یعنی  در  آغوش  خانواده  توسعه  می دهد  و  پیوند  خانوادگی  را  استحکام  می‌بخشد،  خانواده  آنجائی  که  خداوند  خواسته  است ‌که  نخستین  آجر کاخ  بزرگ  انسانیّت  باشد.

خداوند  می‌دانسته  است‌ که  انسان‌،  مهربانی  و  جانبداری  خویش  را  بعد  از  آن‌،  متوجّه  همۀ  اهل  و  عیال  خود  می‌کند  -‌البتّه  با  حفظ  درجات  و  مراتبی ‌که  نسبت  بدو  دارند  و  با  در  نظر گرفتن  شدّت  و  ضعف  پیوند  و  رابطۀ  خویشاوندی  -  و  در  این  زیانی  نیست‌.  چه  ایشان  هر  یک  اندامی  از  پیکر  ملّت  و  اعضاء  جامعه‌اند.  در  اینجا  نیز  خداوند  انسان  را گامی  در  انفاق  به  جلو  می‌راند  و  با  بذل  و  بخشش  به  دنبال  اهل  و  عیال  نزدیکش  روانه  می‌دارد  و  او  را  با  عواطف  و  امیال  فطریش  همراه  و  همگام  می‌سازد  و  در  این‌ گام  وی  را  بر  آن  می‌دارد که  نیاز  اینان  را  برآورده  سازد،  و  پیوندهای  دور  خانوادگی  را  تقویت  نماید،  و  واحد  نیر