سشی‌:  (مَتَى نَصْرُ اللَّهِ)   یاری  خدا  کی  (‌و  کجا)  است‌؟  اندازۀ  محنت  فراوانی  را  می‌رساند که  حتّی  چنین  دلهای  به  خدا  رسیده‌ای  را  نیز  می‌لرزاند.  چنین  محنتی  بالاتر  از  آن  است‌ که  به  وصف  درآید،  محنتی ‌که  بتواند  چنین  دلهائی  را به  تکان  آورد  و  سایۀ  شوم  خویش  را  بر  آنها  بیفکند  و  چنین  پرسش  اندوهناکی  را  از  درون  آنها  بر‌انگیزد:  (مَتَى نَصْرُ اللَّهِ) .  

هنگامی ‌که  دلها  در  برابر  این  محنت  تکان  دهنده  ثابت  و  استوار  می‌ماند،  سخن  خدا  کمال  می‌پذیرد  و  پـیروزی  خدا فرامی‌رسد:  

(أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ) 

هان‌!  بی‌گمان  یاری  خدا  نزدیک  است‌.

کمک  و  یاری  خدا  برای‌ کسانی  اندوخته  می‌گردد که  شایستگی  آن  را  پیدا کنند.  شایستگی  آن  را  هم  جز  کسانی  پیدا  نخواهند کردکه  تا  پایان  راه  ثابت  قدم  و  استوار  می‌مانند.  کسانی  که  در  برابر  زیانهای  مالی  و  جانی  ثابت  و  استوار  می‌ایستند  و  از  جای  بدر  نمی‌روند.  کسانی ‌که  در  برابر  طوفانها  سرهایشان  را  خم  نمی‌کنند  و  سر  تسلیم  فرود  نمی‌آورند. کسانی ‌که  یقین  دارند که  هیچگو‌نه  یاری  و  پیروزی  وجود  ندارد  مگر  اینکه  از  سوی  خدا  باشد.  چنین  ياری  و  پیروزی  الهی  نیز  وقتی  نصیب  مردمان  می‌شود که  خدا  بخواهد.  این  چنین‌ کسانی  هنگامی ‌که  رنج  و  محنت  به  اوج  خود  رسید،  دست  به  سوی  آسمان  بلند  می کنند  و  چشم  به  لطف  و  عنایت  خدا  می‌دوزند  و  تنها  و  تنها  (‌یاری  خدا)  را  می‌پایند  و  می‌خواهند.  دیگر  راه  حل  ديگری  را  نمی‌جویند  و  یاری  دیگری  را  چشم  نمی‌دارند،  فقط  جویای  یاری  خدا  و  خواستار  رضایت  الله  می‏‎باشند،  زیرا  هیچگونه  یاری  و  پیروزیی  نیست  مگر  آنکه  از  سوی  خدا  باشد.

بدین  وسیله  مؤمنان  بعد  از  جهاد  و  امتحان‌،  بر‌دباری  و  شکیبائی،  خالصانه  دل  به  خدا  دادن‌،  تنها  بدو  اندیشیدن‌،  وارستگی  و  پیراستگی‌،  و  چشم  پوشی  از  هر  چیزی  و  هر کسی  جز  خدا،  شایسته  و  بایستۀ  بهشت  خواهند  شد  و  به  آن  وارد  خواهند گشت‌.

مبارزه  و شکیبائی  بر آن،  به  نفسها  نیرو  می‏بخشد  و  آنها  را  از  ارزش  ذاتی  خود  بالاتر  سپرد  و  در  بوتۀ  درد  و  رنجشان  می‌گدازد  و  پاکیزه‌شان  می‌دارد،  و  جوهرۀ  آنها  صفا  و  جلا  می‌گیرد  و  درخشان  می‌گردد.  مبارزه  و  نبرد  و  تحمّل  رنج  و  درد  جهاد،  به  عقیده‌،  ژرفی  و  نیرو  و  سرّ  زندگی  می‏بخشد،  و  آن  وقت  عقیده  حتّی  در  چشمان  دشمنان  و  بدسگالانش  نیز  رونق  می‌گیرد  و  می‌درخشد.  بدین  هنگام  مردمان  دسته  دسته  به  دین  خدا  درمی‌آیند  چنانکه  قبلاً در  آمدند،  این  امر  در  هر  قضیۀ  حق  و  درستی  بدین‌ گونه  است‌.  پیروان  آن  در  آغاز  راه‌،  از  رنجها  و  دردها  آنچه  باید  بچشند  می‌چشند.  هنگامی ‌که  در  برابر  سختیها  و گرفتاریها  مقاومت  می‌کنند،  کسانی  که  با  ایشان  به  نبرد  برمی‌خیزند  به  سویشان  می‌گرایند،  و  سرسخت‌ ترین  دشمنان  و  بزرگتر‌ین  بدسگالان،  آنان  را  یاری  خواهند  داد  و  پشتیبانی  خواهند  کرد.

حتّی  اگر  چنین ‌کاری  هم  نشود،  چیزی  بالاتر  از  این  رخ  خواهد  دادکه  از  نظر  مـاهیّت  بسی  بزرگتر  ا‌ست‌.  جانهای  یاران  دعوت  اوج  می‌گیرد  و  از  همۀ  نیروهای  زمین  و  بلاها  و  آشوبهای  آن  فراتر  می‌رود،  و  از  بند  حرص  و  جوش  بر  رفاه  و  آسودگی  آزاد  مـی‌شود،  و  سرانجام  زنجیر  آز  و  طمع  دنیا  را  از  هم  می‌گسلاند  و  دام  عشق  دنیا  دوستی  را  پاره  پاره  می‌کند...  این  آزادی  دستاورد  همۀ  انسانها  است‌،  و  دستاورد  همۀ  جانهائی  است ‌که  از  راه  بلند  پروازی  خود  را  بدان  می‌رسانند.  این  آزادی  دستاوردی  است  که  بر  همۀ  دردها  و  همۀ  زیان  و  ضررهای  مالی  و  جانی  برتری  دارد که‌ گريبانگیر  مؤمنان  می‌گردد،  مؤمنانی ‌که  بر  پرچم  خدا  و  امانت  و  دین  و  شریعت  الله  امین  شناخته  شده‌اند.

این  آزادی  همان  چیزی  است ‌که  در  پایان ‌گشت  و گذار،  وسیلۀ  ورود  به  بهشت  مـی‌گردد...  و  راه  حقیقی  این  است‌...  این  همان  راهی  است  که  خدا  برای  گروه  مسلمانان  نخستین‌،  و  بر‌ای ‌گروه  مسلمانان  هر  نسلی  توصیف  می‌کند  و  آن  را  بدیشان  می‌شناساند.

راه  حقیقی  این  است‌:  ایمان  و  جهاد،  محنت  و گرفتاری‌،  استقامت  و  بردباری،  و  تنها  رو  به  خدا  رفتن  و  دل  به  خدا  دادن‌،  سپس  یاری  و  پیروزی  آنگاه  نعمت  و  بهشت  و  بهروزی‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ‌امّا  احمد و  مسلم  آن  را  روایت  نموده‌اند.  
سعدی  در  این  زمینه‌ گفته  است‌:
بنی  آدم  اعضای  یکدیگرند        که‌ در  آفرینش ‌ز یک‌ گوهرند
  چو  عضوی  بدرد  آورد  روزگار      دگر  عضوها را  نماند قرار
 [2] حدیثی  است‌ که  مالک  و  شیخین  آن  را  روایت‌ کرده‌اند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:83.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:84.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:85.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:86.txt">قسمت چهارم</a></body></html>سوره‌ي بقره آيه 220-215

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (٢١٥) كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٢١٦) يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢١٧) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢١٨) يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (٢١٩) فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَالل