اورترین  داوران‌،  در کمال  آرامش  و  اعتماد  و  اطمینان  می‌ایستند.  همۀ  اینها  برخی  از  معانی  و  مفاهیم  آشـتی  و  (‌سـلمی‌)  بود که  آیه  بدان  اشاره  می‌نماید  و  همۀ ‌کسـانی  را که  ایمان  آورده‌اند،  فرا  می‌خواند  تـا  بدان  وارد  شوند  و  پذیرای  آن‌ گردند.  آنان  را  فرا  می‌خواند  تا  با  همۀ  وجود  خویشتن  را  تسلیم  خدا کنند  و  دل  بدو  دهند.  دیگر  چیزی  از  وجودشان  برای  خودشان  باقی  نـماند،  و  از  جسـم  و  مال  و  منال  کوچكترین  بهره‌ای  و  کمترین  ثـمره‌ای  عایدشان  نشود،  بلکه  همۀ  هستی  ایشان  به  خدا  برگردد  و  در  اطاعت  و  عبادت  و  فرمانبرداری  و  تسلیم  خود  بدو  فدا  شود.

معنی  چنین  آشتی  و  تسلیمی  را  چنانکه  شاید  و  باید  آن  کسی  نمی‌فهمد که  نمی‌داند  چگونه  سرگشتگی  و  حیرت  به  ضمیر  و  وجدان‌،  و  ناراحتی  و  پریشانی  به  انـدرون  نفسهائی  فرو  می‌خیزد که  با  نور  ایمان‌ گرمی  نمی‏‎یابند  و  آرام  و  قرار  نمی‌گیرند.  در  آن  جامعه‌هائی ‌که  با  اسلام  آشنائی  ندارند،  یا  جامعه‌هائی ‌که  با  اسلام  آشنا  شده  سپس  از  آن  دور گشته‌اند  و  با  آن  ناآشنا  شده  و  زیـر  عنوانی  از  عنوانهای  مختلف  و  فراوان  موجود  در  همۀ  زمانها،  به  جاهلیّت  برگشته‌اند.

این  جامعه‌ها،  جامعه‌های  بدبخت  و  سرگشته‌ای  هسـتند  هر  چند  هم ‌کلّیِّۀ  لوازم  آسایش  مادی  و  تمدّن  پیشرفته‌،  و  همۀ  بنیادهای  تـرقّی  در  عرف  و  اصطلاح  جاهلیّت  کج‌اندیش  و کج‌ترازو  چه  بسا  به  وفور  برایش  آمـاده  باشد.

در  این  باره  مثالی  ما  را  بسنده  است‌ که  در  یک  کشور  اروپائی‌ که  از  مترقّی‌ترین  کشورهای  جهان  است  بوقوع  می‌پیوندد.  این  کشور  سوئد  نام  دارد که  در  آن  به  هر  یک  از  اشخاص  سالیانه  پولی  معادل  پـانصد  جنیه  از  درآمد  ملّی  داده  می‌شود.  هرکسی  از  بیمه  بهداشتی  و  کـمکهای  نـقدی  بیماری،  و  مـعالجۀ  رایگان  در  بیمارستانها  بهره‌مند  است‌.  آموزش  در  تـمام  مراحل  تحصیلی  رایگان  است  و  علاوه  بر  آن  برای  خرید  لباس  کمکهای  مالی  می‌گردد  و  به  شاگردان  برجسته  وامهائی  داده  می‌شود.  دولت  در  حدود  سیصد  جنیه  برای  خرید  لوازم  اثاثیّۀ  منزل  بعنوان  کمک  ازدواج  تقدیم  می‌دارد.  بالاخره  جائی  است‌ که  از  اینگو‌نه  وسائل  رفاه  مادی  و  تمدّن  عجیب‌،  فراوان  به  چشم  می‌خورد.

امّا  دیگر  چه  چیز؟  چه  چیز  نـهفته  در  فراسوی  ایـن  آسایش  مادی  و  مدنی  و  خالی  بودن  خانۀ  دلها  از  ایمان  به  خدا  است‌؟

ملّت  سوئد  به  نابودی  تهدید  می‌شود.  زیرا  نسل  آن  بر  اثر هرج  و  مرج ‌آمیزش  جنسی‌ پیوسته  رو  به كمی  و  کـاستی  است‌.  به  علّت  آزادی  شـهوت  پـرستیها  و  هـوسرانـیها  و  بی‌حجابی  و  لختیهای  فـتنه‌گرانـه  و  بی‌شرمانه  و  آزاد  بودن  آمیزش  نامشروع  تقریباً  از  هر  شش  ازدواج  یکی  به  طلاق  منجر  می‌شود.  نسل  جدید  منحرف  می‌شود  و  به  مسکرات  و  مخدّرات  معتاد  می‌گردد  و  شب  و  روزش  منگی  و  بنگی  است‌.  تا  از  این  راه‌،  خلأ  روح  از  ایمان‌،  و  خلأ  آرامش  وجدان  را  پر کند،  آرامشی ‌که  از  عقیده  سرچشمه  می‌گیرد،  و  مسکرات  و  مخدّرات  را  جایگزین  عقیده  و  ایمان  سازد.  بـیماریهای  روانی  و  اعصاب‌،  و  انواع  انحرافاتی  که  ده‌ها  هزار  از  نفس‌ها  و  روح‌ها  و  اعصاب  را  از  هم  می‌درد  و  پاره  پاره  می‌کند.  سرانجام  نوبت  خودکشی  فرا  می‌رسد...  در  امریکا  نیز  وضع  همین  است‌...  و  در  روسیه  وضع  از  این  هم  بدتر  و  به  مراتب  زشت‌تر  است‌.

این  همان  بدبختی  سختی  است ‌که  بر  روی  هر  دلی‌ که  خالی  از  شادمانی  و  خوشی  ایمان  و  آسودگی  و  آرامش  عقیده  باشد،  نقش  می‌بندد  و  ماندگار  می‌گردد.  از  اینجا  است‌ که  مزۀ  آشتی  و  تسلیمی  را  نمی‌چشد که  مؤمنان  بدان  فرا  خوانده  می‌شوند  تا  همگی  پذیرای  آن‌ گردند  و  بدان  درآیند،  و  در  آن  از  امنیت  و  نعمت  و  آسایش  و  آرامش  برخوردار  شوند  و  آسوده  و  راحت  بغنوند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ) (٢٠٨)

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید،  همگی  (‌اسلام  را  به  تـمام  و  کمال  بپذیرید  و)  به  صلح  و آشتی  درآئید،  و  از  گامهای  اهریمنی  (‌و  وسوسه‌های  وی‌)  پیروی  نکنید  (‌و  به  دنبال  او  راه  نیفتید)  بيگمان  او  دشمن  آشکار  شما  است‌.

وقتی‌ که  خداوند  مؤمنان  را  فرا  می‌خواند  تا  همگی  به  صلح  و  آشتی  درآیند،  در  همان  حال  ایشان  را  بر  حذر  می‌دارد  از  اینکه  ازگامهای  اهریمن  پیروی  کنند.  زیرا  جز  دو  دیدگاه  وجود  ندارد:  داخل  شدن  همگان  در  صلح  و  آشتی‌،  یا  پیروی ‌کردن  از گامهای  اهریمن‌...  هدایت  یا  ضلالت‌... اسلام  یا  جاهليّت‌...  راه  رحمان  یـا  راه  شیطان‌...  راهنمائی  خداوند  یا  گمراهسازی  اهریمن‌.

شایسته  است  مسلمان  با  این  قاطعیّت  خـویش  را  درک  کند  و  باگامهای  استوار  صراط  مستقیم  را  طی‌ کـند،  و  میان  راههای  مختلف  و  دیدگاههای ‌گوناگـون  تأخیر  و  تردید  و  درنگ  روا  ندارد  و  شک  و گمان  را  جائز  نداند.  روشها  و  برنامه‌های ‌گوناگونی  برای  مؤمن  نیست  تا  از  میان  آنها  یکی  را  برگزیند،  یا  یکی  را  با  یکی  دیگر  آمیخته  دارد  ...  هرگز!

کسی‌ که  با  تمام  وجود  به  صلح  و  آشتی  درنیاید،  و  جان  خود  را  خالصانه  تسلیم  رهبری  الله  و  شریعت  خدا  نکند،  و  از  هر  جهان‌بینی  دیگری  و  از  هر  روش  دیگری  و  از  هر  شرع  دیگری  خویشتن  را  رها  نسازد،  چنین ‌کسی  در  راه  شیطان  قرار  دارد  وگام  به‌گام  با  اهریمن  روان  است‌.  آنجا  نه  راه  حلّ  میانه‌ای  است‌،  و  نه  روشی  است‌ گاه  این  سو  و گاه  آن  سو،  و  نه  مسیری  است‌ که  نیمه‌ای  از  اینجا  و  نیمه‌ای  از  آنجا  باشد،  بلکه  تنها:  حق  یا  باطل،  هدایت  یـا  ضلالت‌،  اسلام  یـا  جاهلیّت،  و  روش خدا  یـا  گمراهسازی  شیطان  است  و  بس‌.

خداوند  در  نـیمۀ  نـخستین  آیه‌،  همۀ  مؤمنان  را  فرا  می‌خواند  تا  به  صلح  و  آشـتی  درآیـند.  در  نـیمۀ  دوم  ایشان  را  از  پير‌وی ‌کردن  گامهای  شیطان  بر  حذر  می‌فرماید.  خداوند  از  سوئی  ضمیر  و  وجدان  و  حس  و  شعور  مؤمنان  را  بیدار  می‌کند  و  در  راه  حق  به  جوش  و  خروش  می‌اندازد،  و  از  سوی  دیگر  با  یادآوری  نمودن  دشمنانگی  شیطان  با  مؤمنان‌،  ترس  و  خوف  ایشـان  را  برمی‌انگیزد  و  آنان  را  از  آن  دشمنانگی  آشکار  و  روشن  اهر‌یمنی  به  هر‌اس  می‌اندازد.  دشمنانگی  ناجوانمردانه  و  بی‌پرده‌ای ‌که  جز  شخص  غافل  آن  را  از  یـاد  نمی‏برد.  غفلت  هم  با  ایـمان  سازگار  نـیست  و  با  آن  جور  در نمی آید.

سپس  مؤمنان  را  از  سر  انـجام  لغزش  و گناه  بعد  از  روشنگری  و  بیان  راه‌،  بیم  می‌دهد:

(فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْل