عت  خدا  و  قوانین  الله  سرباز  زده‌اند)‌. (‌نور  /  4)  
(قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم , ذلك أزكى لهم , إن الله خبير بما يصنعون . وقل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن ويحفظن فروجهن , ولا يبدين زينتهن إلا ما ظهر منها , وليضربن بخمرهن على جيوبهن , ولا يبدين زينتهن إلا لبعولتهن أو آبائهن أو آباء بعولتهن , أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو إخوانهن أو بني إخوانهن أو بني أخواتهن , أو نسائهن أو ما ملكت أيمانهن , أو التابعين غير أولي الإربة من الرجال أو الطفل الذين لم يظهروا على عورات النساء . ولا يضربن بأرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن , وتوبوا إلى الله جميعا أيها المؤمنون لعلكم تفلحون). 

بگو  به  مردان  مؤمن  اینکه‌:  چشمان  خویش  را  (‌از  محارم  و  عورات‌)  بپوشانند،  و  فرجهای  خود  را  مصون  دارند،  این  (‌چشم  پوشی  و  حفظ  فرج‌)  برای  ایشان  پاکیزه‌تر  و  پــاک‌تر  (‌از  وقوع  بـه  مـعصیت  و  اتهام  زدن  ...)  است‌.  بی‏گمان  خدا  مطّلع  است  بدانچه  می‌کنید،  بگو  به  زنان  مؤمن  اینکه‌:  چشمان  خـویش  را  (‌از  مـحارم  و  نگاه  نامشروع‌)  بربندند،  و  فرجهای  خود  را  مصون  دارند  و  زینت  خویش  را  (‌از  قبیل  ساعد،  بازو،  گردن‌،  سر،  سینه‌،  گوش  ...  که  محل  النگو،  گردن بند،  گوشواره،  خلخال  و  ...  است‌)  ننمایانند  مگر  آنچه  از  آن  پیدا  بـاشد  (‌و عـادتاً  نشود  آن  را  پوشاند.  مـانند  دست  و  چهره‌)  چادرهای  خویش  را  بر  گریبانهایشان  فرو  اندازند  و  زینت  خود  را  نمایان  نسازند  مگر  برای  شوهران  یا  پدران  یا  پدران  شوهران  یا  پسران  یا  پسران  شوهران  (‌از  زنان  دیگر)  یا  برادران  یا  پسـران  برادران  یا  پسـران  خواهران  خویشتن‌،  یا  زنان  (‌همدم  و  خدمتگزار)  خود  یا  کنیزکان  و  خواجگانشان  (‌که  نیاز  و  میلی  بـه  زنان  ندارند)  یـا  پیروان  بی‌نیاز  (‌از  زنان  که  با  ایشان  زندگی  را  بسر  می‌برند  اعم  از)  مردان‌،  و  کودکانی  که  (‌به  سن  شهوت  و  قدرت  بر  همخوابگی  نرسیده‌اند  و)  بـر  عورات  زنان  اطلاع  نیافته‌اند.  و  (‌بـه  زنـان  بگو)‌:  پاهای  خود  را  (‌بـه  زمین‌)  نزنند  تا اینکه  به  زینتشان  که  پنهان  داشته‌اند  پی‌برده  شود.  و  همگی  ای  مـؤمنان  به  سوی  خدا  برگردید  باشد  که  رستگار  شوید. (‌نور  /  ٣٠و  ا٣)  

این  جامعه‌،  جامعه‌ای  است ‌که  در  آن  خداوند  متعال  زنان  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم را ‌که  پاک ترين  زنان  روی  زمین  بوده  و  در  پاکترین  خانه  و  در  پاک‌ترین  محیط  و  در  پاک‌ترین  زمان  بسر  می‏بردند  نداء  می‌دهد:

(يا نِساءَ النّبي لَسْتُنّ كَأحَد مِّنَ النّساء إنِ اتّقيتُنّ . فَلا تَخْضَعْنَ بالقَول فيَطْمَعَ الّذي في قَلْبه مَرَضٌ وقلن قولا مَعروفاً . وَقَرْنَ في بيوُتِكنّ ، وَلا تبرّجْن تَبَرُّجَ الجاهليّة الأولى ، وَأقمْنَ الصّلاةَ وآتين الزّكاةَ ، وَأطِعْن الله وَ رسُولهُ . إنّما يُريدُ الله ليُذهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهلَ البَيْت ويُطهِّركُم تطهيراً ) . . 

ای  زنــان  پیغمبر  شما  مـانند  هـیچیک  از  زنـان  (‌دیگر)  نیستید،  اگر  می‌خواهید  تقوی  و  پـرهیزگاری  کنید  بـه  هنگام  گفتار  سخن  خود  را  نرم  و  نازک  نکنید،  تا  آن  کسی  که  بیماری  (‌فسق  و  نفاق‌)  در  دلش  است  چشم  طمع  (‌بـه  شما)  ندوزد،  بلکه  گفتار  نیک  (‌و  دور  از  هر گونه  ظنّ  و  گمانی‌)  داشته  باشید.  و  در  خـانه‌های  خویش  ماندگار  شوید  و  بی‌حجابی  نکنید  همسان  بـی‌حجابی  جـاهلیّت  نخستین  (‌و  کفرگرای  پیش  از  اسلام‌)‌،  و  نماز  را  بر  پای  دارید،  و  زکات  (‌مال‌)  بـدر  کـنید،  و  از  خـدا  و  پیغمبرش  اطاعت  نما‌ئید.  ای  اهل  بیت  (‌پیغمبر)  خدا  تنها  می‌خواهد  پلشتی  و  پلیدی  را  از  شما  بدور  دارد  و  شما  را  (‌از  کثافت  فسق  و  فجوری  که  دامن  گناهکاران  را  مـی‌آلاید)  پـاک  نماید. (‌احزاب  /  ٣٢و  33‌)  

در  چنین  جامعه‌ای  است ‌که  همسر  از  شوهر  و  شوهر  از  همسر،  اولیاء  خانواده  بر  زنـان  و  دختران  و  نواميس  خویش‌،  و  بطور کلّی  همگان  از  اعصاب  و  قلوبشان  می‌توانند  مطمئنّ  و  خاطر  جمع  باشند.  جامعه‌ای  ا‌ست‌ که  چشمها  به  اندامهای  دلربا  و  فتنه‌انگیز  و  بلاخيز  خیره  نمی‌شود  و  چشمها  وا‌له  و  شیدا  نمی‌گردد  و  زمام  اختیار  دلها  را  به  دست  محارم  نمی‌دهد. که  اگر  چنین  شود  در  این  وقت  است ‌که  یا  باید  به  همدیگر  خیانت  ورزند،  یا  امیال  را  سرکوب  کرد  و  به  انتظار  بیماریهای  روانـی  و  پریشانی  اعـصاب  نشست‌...  در  صورتی  که  جامعۀ  مسلمان  و  پاکیزه  و  پاکدامن  از  این  چیزها  در  امن  و  امان  است  و  همای  صلح  و  آشتی  و  پاکی  و  امینی  در  آسمان  آن  در  پرواز  است‌.

این  جامعه،  جامعه‌ای  است ‌که  مسؤولیّت  داشتن ‌کسب  و  کار  و  رزق  و  روزی  هر  شخص  توانـائی  را  به‌ گـردن  می‌گیرد،  و  زندگی  محترمانۀ  هر  نـاتوانی  را  تضمین  می نماید،  و  عهده‌دار  زن  خوب  گرفتن  برای  هر  کسی  است ‌که  علاقه‌مند  به  ازدواج  باشد  و  بخواهد  با  عفّت  زندگی  کند.  این  جامعه‌،  جامعه‌ای  است  که  اهالی  هر  محله‌ای  را  که  در  آن  گرسنه‌ای  جان  داده  باشد  مسؤول  جنائی  چنان  جنایتی  می‌داند،  تا  آنجا که  بعضی  از  فقهاء  اسلام‌،  معتقد  به  اخذ  دیه  از  آنان  می‏‎باشند.

ایـن  جامعه‌،  جامعه‌ای  است‌ که  مسؤولیّت  تأمین  آزادیهای  مردمان  و  حفظ  حرمت  و کرامت  و  شخصیّت  و مقدّسات  و  اموال  آنان  را  بعد  از  تضمین  به  واسطۀ  رهنمود  مطاع  الهی‌،  به  وسیلۀ  حکم  قانون  حدود  برعهده  می‌گیرد.  در  آن‌،  کسی  به  وسیلۀ  تهمت‌ گرفته  نمی‌شود.  و  به  ناروا  زندانی  نمی‌گردد،  و  به  خانۀ  کسی  بدون  اجازه  و  اطّلاع  او  نمی‌ریزند  و  وارد  آن  نمی‌شوند.  از  کسی  جاسوسی  نمی‌گردد.  خونی  در  آن  هدر  نمی‌رود  و  بلکه  فوراً  قصاص  در  پی  قتل  آماده  است‌.  مال‌ کسی  در  آن  به  سرقت  یا  غارت  نمی‌رود،  مگر  آنکه  حدود  مربوطه  درکنار  آن  حاضر  است‌.

این  جامعه‌،  جامعه‌ای  است‌ که  بر  شوری  و  امر  و  نهی  و  همیاری  و  همکاری  استوار  است‌،  همانگونه‌ كه  بر مساوات  و  عدالت  قاطعانه‌ای  پابرجا  می‏‎باشد  کـه  به  سبب  آن  هر کسی  احساس  می‌کند که  حق  او  وابسته  به حکم  شریعت  خدا  است  نه  وابسته  به  خواست  حاکـم  و  فرماندهی‌،  و  یا  هوی  و  هوس  درباری  و  خویشاوندی‌،  و  یا  نزدیکی  و  خویشی‌.

در  پایان‌،  این  جامعه‌،  جامعه‌ای  است  که  در  میان  همۀ  جوامع  بشری  دیگر  یگانه  و  بی‌همتا  است‌.  جامعه‌ای  است  که  در  آن  انسان  در  برابر  انسان‌ کرنش  نـمی‌کند.  بلکه  فرماندهان  و  فرمانبر‌ان  جامعۀ  اسلامی  تنها  در  برابر  خدا  و  شریعت  او  سر  تعظیم  فرود  می‌آورند،  و  فرماندهان  و  فرمانبران‌،  فرمان  خدا  و  شریعت  او  را  گردن  می‌نهند  و  اجراء  می‌نمایند.  همگان  با  برابری  راسـتین  در  پـیشگاه  پـروردگار  جـهانیان  و  