گامی ‌که  با  دشمنی  روم  و  ایران  روبرو  می‌گردد،  پشت  سر  خود  دشمنانی  بـرجای  نگذاشته  باشد.  (‌مؤلف‌)
[4] صحيح مسلم و بخاري، بخشي از حديث ايمان.
[5] ترجمه  آیات  در  صفحات  بعدی  آمده  است‌.  
[6] حج/ 26-29. 
[7] حج/ 32و 32.
[8] حج/ 36 و 37.
[9] ‌ترجمه  آیات  همراه  با  بندها  ذکر  شده  است‌.   
[10] برای  اطلاع  بیشتر  از  این ‌موضوع‌،  مواجعه  شود  به  تفسیر  سورۀ  فتح  در  جزء  بیست‌و  ششم‌. 
[11] يعنی به صورت جمع تأخير آن دو را بجای آورد.
[12]   از  قبیل‌:  لا  الهَ الّا  الله‌ُ‌ لا شريكَ  لَهُ ،لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيی وَ يُميتُ ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلی كُلّ شَی ءٍ قَديرٌ. 
[13] ‌کسانی‌ که  در  دین  بر  خود  سختگیری ‌کنند.
[14] متن حديث و ترجمۀ آن در صفحه 543 گذشت.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:77.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:78.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:79.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:80.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:81.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي بقره آيه‌ي 214-204

(النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ (٢٠٤) وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسَادَ (٢٠٥) وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ (٢٠٦) وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ (٢٠٧) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (٢٠٨) فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٠٩) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (٢١٠) سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٢١١) زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (٢١٢) كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (٢١٣) أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ) (٢١٤)

کسی‌ که  نگاهی  به  رهنمودها  و  قانونهای  قرآنی  بیندازد  که  از  مجموع  آنها  برنامۀ  ربّانی  کاملی  برای  حیات  بشریّت  تشکیل  می‏‎یابد،  در  لابلایشان  یک  نوع  روش  تربیتی  را  خواهد  یافت ‌که  متّکی  بر  اطّلاع  همه  جانبه  از  نفس  انسانی  و  راههای  پنهان  و  آشکار  آن  است‌.

این  روش  تربیتی  به  نفس  انسانی  از  همه  نواحی  آن  می‌نگرد،  و  نمونه‌های  نفسهای  انسانها  را  با  ویژگیهای  آشکار  و  نشانه‌های  پدیدار  بگونه‌ای  به  تصویر  می‌کشد  که  انسان  هنگامی ‌که  این  ویژگیها  و نشانه‌ها  را  ورانداز  می‌کند،  انگار  خود  اشخاص  را  می‌بیند که  دارند  هم  اینک  بر  روی  زمین  راه  می‌روند  و  میان  تودۀ  مردم  در  حرکتند.  چیزی  نمی‌ماند که  انسان  دست  بر  آنها  بگذارد  و  فریاد  برآورد:  اینها  همان  مردمانی  هستند که  قرآن  از  آنان  سخن‌ گفته  است‌!

در  این  درس  سیماهای  روشن  دو  نمونه  از  نـمونه‌های  انسانها  را  خواهیم  یافت‌:  نخستین  آنها،  نمونۀ  شخص  ریاکار  بدکارۀ  سخندان  و  زبان‌درازی  است‌ که  خویشتن  را  محور کلّ  زندگی  قرار  مـی‌دهد.  کسی  است‌ که  ظاهرش  تو  را  به  شگفت  می‌اندازد  و باطنش  تو را  بد  حال  می‌سازد.  هنگامی‌ که  به  سوی  خوبی  و  پرهیزگاری  فرا  خوانده  شود،  راه  ستیز  می‌جوید  و  حق  را  پاسخی  نمی‌گوید  و  نمی‌کوشد  تا  به  اصلاح  حال  خویش  بپردازد  و  طرحی  نو  دراندازد.  پلید  غرور گناه  او  را  فرا  می‌گیرد  و  دست  به ‌گناه  می‌یازد،  و  سرباز  می‌زند  از  اینکه  راه  حقیقت  پوید  و  طریق  نیکی  جوید.  به  راهی‌ که  در  پیش  گرفته  است  ادامه  می‌دهد  و  به  نابود کردن‌ کشت  و  زرع  و  ذرّیّه  و  نسل  می‌پردازد.  دومین  آنها  نمونۀ  شخص  مؤمن  صادق  و  درستکاری  است ‌که  نفس  خود  را  در  راه  رضایت  و  خشنودی  خدا  پاک  می‌بازد  و  اندکی  از  آن  بر  جای  نمی‌گذارد  و  در  تلاش  و کوشش  و  رفتار  و کنش  خویش‌،  اصلاً  خود  را  در  نظر  نمی‌دارد  و  خویشتن  را  به  حساب  نمی‌آورد،  زیرا  سراپا  فنا  فی‌الله  مـی‌شود  و  با  تمام  وجود  رو  به  خدا  می‌کند  و  بدو  می‌گراید.

به  دنبال  عرضۀ  این  دو  نمونه‌،  بانگی  می‌شنویم ‌که  کسانی  را  ندا  درمی‌دهد که  ایمان  آورده‌اند  و  از  ایشان  می‌خواهد که  با  تمام  وجود  خود  را  تسلیم  خدا کنند  و  گوش  به  فرمان  او  باشند  و کوچکترین  درنگ  و  واپس نگری  روا  ندارند  وهیچگو‌نه  آزمونی  با  طلب  خوارق  و  معجزات  از  خدا  نخواهند،  همانگو‌نه  که  بنی‏اسرائیل  چنین‌ کردند،  آنگاه‌ که  نعمت  خدا  را  دگرگون  نمودند  و  نسبت  بدان  ناسپاس  گردیدند...  این  نوع  تسلیم  را  دخول  در  سلم  می‌نامند.  منهج  تربیتی  اسلامی  با  این  سخن‌،  دروازۀ  بزرگی  را  بر  روی  جهان‌بینی  حقیقی  وکـامل  اصل  ایمان  به  دین  خدا  باز  می‌کند  و  بدو  می‌آموزد که  چگو‌نه  طریقه  و  روش  خدا  را  در  زندگی  در  پیش‌ گیرد  (‌چنانکه  هنگام  روبرو  شدن  با  نصّ  قرآنی  -  ان شاءَ  الله  -  به  تفصیل  در  این  باره  سخن  خواهیم ‌گفت‌)‌.

به  هنگام  روبرو  شدن  با  نعمت  بزرگ  ایمان  و  حقیقت  آشتی  و  سازگاری ‌که  سایه  بر  سر  مؤمنان  می‌گستراند...  بد اندیشی  و  برداشت  ناپسند کفار  را  از  حقیقت‌ کار  بیان  می‌دارد  و  از  استهزاء  روا  دیدن‌،  و  بازیچه  قرار  دادن  مؤمنان  بر  اثر  انـدیشۀ گمراهشان  سخن  به  میان  می‌آورد.  درکن