  آنچه  اختیار  می‌فرماید  خشنودند...  اینان  را  بهرۀ  تضمین  شده‌ای  است ‌که  هر  چه  زودتر  بدیشان  می‌رسد  و  در  اختیارشان  قرار  می‌گیرد‌،  چه  خداوند  سریع  الحساب  است‌.

این  تعلیم  و  تربیت  الهی  مشخص  می‌سازد:  رو  به  چه  کسی  یاد کرد  و  باید  رفت‌.  و  مقرّر  می دارد که  هرکس  رو  به  خدا  دارد  و یار  خود  را  بدو  واگذارد،  و  امر  انتخاب  وکزینش  را  به  خـداونـد  سپارد،  و  بدانچه  پروردگار  برای  او  برمی‏گزیند،  خشنود  شـود،  هرگز  نیکیهای  دنیا  و  نیکیهای  آخرت  از  دست  او  بدر  نمی‌رود  و  فوت  نمی‌شود.  ولی  هر کس  تلاش  و کوشش  خویش  را  مصروف  دنیا  دارد  و  تنها  و  تنها  دنیا  را  وجهۀ  خود  نماید،  هرگونه  نصیب  و  بهره‌ای  را  در  آخـرت  از  دست  می‌دهد  و  زیانبار  و  شرمسار  می‌گردد.  شـخص  اوّل  با  حساب  سرانگشتی  هم‌ که  باشد  معلوم  است ‌که  منتفع  و  بهره‌ور  است  و  در  معامله‌ای ‌که ‌کرده  و  عقد  آن  را با  خدای  خـود  بسته  است‌،  سود  می‏‎برد،  و كار  او  در  ترازوی  خدا  پرسودتر  وگزیده‌تر  است‌.

دعای  او،  خیر  و  نیکی  دو  سرای  را  بطور  مساوی  در  بر  دارد،  و  بر  پایۀ  جهان‌بینی  آرام  و  هماهنگی  استوار  است  که  اسلام  آن  را  پدید  می‌آورد.

اسلام  هرگز  از  مؤمنان  نمی‌خواهد که ‌کار  و  بار  دنیا  را  رها  سازند  و  توجّهی  بدان  نکنند.  چه  ایشان  برای  خـلافت  در  دنیا،  آفریده  شده‌انـد.  بلکه  از  ایشـان  می‌خواهد که  در کار  و  بار  دنیا  رو  به  خدا  دارند،  و  از  آفاق  دید  خود  نکاهند  و  افقهای  پهناور  خویش  را  تنگ  ننمایند،  تا  بدین  وسیله  از  دنیا  دیواری  بسازند که  ایشان  را  دربرگیرد  و  دنیا  را  زندان  خودشان  نمایند...  اسلام  می‌خواهد  (‌انسان‌)  را  از  دیوارهای  این  زمین  کوچک  آزاد  و  رها سازد،  تـا  در  زمین  به  تلاش  و کوشش  بپردازد،  و  حال  آنكه  بداند که  او  بزرگتر  از  آن  است‌.  خلافت  را  در  دست  بگیرد  و  متوجّه  باشد که  با  عالم  بالا  و  افق  اعلی  پیوند  دارد...  از  اینجا  است ‌که  تکاپوها  و  فعّا‌لیّتهای  محدود  و  مربوط  به  این  زمین‌،  تکـاپوهای  بی رونق،  و  بی‏تاب  و  توانی  بیش  به  نظر  نمی‌رسد  وقتی  که  انسان  از  بلندای  جهان‌بینی  اسلامی  بدان  می‌نگرد  و  وراندازش  می‌کند.
*
سپس  روزهای  حج  و  مناسک  و عبادات  آن  با گرایش  به  یاد  خدا  و  بردن  نام  الله  و  بیم  و  ترس  از  او،  و  هم  پناه  گرفتن  از  خشم  او  بدو،  پایان  می‌پذیرد:
(وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) (٢٠٣)
 در  روزهای  مشخّصی  (‌که  سه  روز  ایّام  التشریق  یعنی  یازدهم  و  دوازدهم  و  سیزدهم  ماه  ذی‌الحجّه  است  و  حاجیان  در  منی  بسر  می‌برند)  خدا  را  یـاد  کنید  (‌و  با  اذکار  و  أدعیه  به  عبادت  و  پرستش  او  بپردازید)‌،  و  اگر  کسی  (‌عبادت  سه  روز  را  در  دو  روز  اوّل  ایّام  التشریق  انجام  دهد  و)  شتاب  نمـاید،  گناهی  بر  او  بیست  (‌و  مانعی  نخواهد  بود  که  روز  سوم  برای  رمی  جمرات  نباشد)‌،  و  کسی  که  ماندگار  شود  و  (‌از  رخصت  استفاده  کند،  بهتر  هم  خواهد  بود)  گناهی  نخواهد  داشت‌،  (‌و  این  رخصت  تعجیل  یا  تأخیر  و  نفی  گناه  از  شتابنده  و  ماندگار،  تنـها)  از  آن  کسی  است  که  تقوی  پیشه  سازد  (‌و  از  منهیّات  و  محرّمات  خویشتن  را  بدور  دارد،‌)  و  ار  (‌خشم  و  انتقام‌)  خدا  بپرهیزید  و  بدانید  كه  در  پیشگاه  او  جمـع  خواهید  شد  (‌و  به  اعمال  و  اقوالتان  رسیدگی  خواهد  گردید  و  پاداش  نیکان  و  پادافره  بدان  داده  خواهد  شد)‌.
روزهای  ذکر،  بنابه  ارجح  اقـوال‌،  روز  عرفه  و  روز  قربانی  و  روز  تشریق  بعد  از  آن  است‌...  ابن  عباس‌ گفته  است‌:  ایّام  معدودات‌،  ایّام  التشریق  است‌...  عکرمه  گفته  است‌: 
 
(وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ)
 یعنی  تکبیر گفتن  بعد  از نمازهای  واجب  د‌ر  مدّت  ایّام  التشریق‌:  (‌الله‌اكْبَرُ‌،  الله‌اکْبَرُ‌)‌.  در  حدیث  پیشین  منقول  از  عبدالرحمن  پسر  معمر  دیلمی  آمده  بود:  ... (وَأيّامُ مِنىً ثَلاثَةٌ . فَمَنْ تَعَجّلَ في يَوْمَيْن فَلا إثْمَ عَلَيْهِ ، وَمَنْ تَأخّرَ فَلا إثْمَ عَلَيْهِ )[14]
 روزهای  عرفه  و  قربانی  و  تشریق  همه  شایستۀ  ذکر  و  مناسب  برای  یاد  خدا  است‌...  چه  دو  روز  پیشین  آنها  و  چه  دو  روز  پسین  آنها،  به  شرط  داشتن  تقوی  و  رعایت  پرهیزگاری‌:
(لِمَنِ اتَّقَى )
ازآن  کسی  خواهد  بود  که  تقوی  پیشه  کرده  باشد.
سپس  به  مناسبت  صحنۀ  حج‌،  صحنۀ  روز  رستاخیز  را  به  یادشان  می‌آورد که  در  آن  همگان  جمع  می‌آیند.  این  امر  در  اندرون  دلهایشان  و  درگنج  ضمایرشان‌،  حسّ  تقوی  و  پرهیزگاری  را  به  جوش  می‌آورد  و  بیدار  می‌گرداند  و  در  برابر  آن  صحنۀ  هراس‌انگیز،  بیمناکشان  می سازد: 
(وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) (٢٠٣)
از  (‌خشم‌)  خدا  بپرهیزید  و  بدانید  که  شما  در  پیشگاه  او  جمع  خواهید  شد.
*
بدین  منوال  می‌بینیم ‌که  چگونه  اسلام  حج  را  یک  فریضۀ  اسلامی‌ کرده  است‌،  و  چگو‌نه  آن  را  از  ریشه‌های  جاهلیّتش  بدور  داشته‌،  به  دستاویز  اسلام  پیوندش  داده،  به  محور  اسلام  سفت  آن  را  بسته،  با  اندیشه‌های  اسلامی  سـایه  بر  سـرش  انداخته‌،  و  از  آلودگیها  و  ته‌نشسته‌های  لجنزار  جاهلی  پاک  و  تمییزش  کرده  است  و  جلا  و  صفایش  بخشیده  است‌...  این  روش  اسلام  دربارۀ  هر گونه  عادت  یا  عبادتی  است‌ که  خواسته  باشد  آن  را  باقی  گذارد...  آن  وقت  دیگر  چنین  عادت  یا  عبادتی،  همان  چیزی  نخواهد  بود که  در  جاهلیّت  بوده  است‌،  بلکه  به  قطعۀ  تازه  و  هماهنگی  بدل  شده  است  و  در  جامۀ  نوی  خودنمائی  می‌کند...  دیگر  یک  تقلید  عربی  نیست‌،  بلکه  به  یک  عبادت  اسلامی  تبدیل‌ گشته  است‌.  زیرا  اسلام  است‌،  آری  تنها  اسلام  است‌ که  چیزی  را  پابرجا  می‌دارد  و  همو  است  که  مراعات  و  محافظت  مبذول  می‌نماید. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] قتل  صبر:‌ کشتن  با  پشت  شمشیر  است  نه  با  لبۀ  آن‌.  در  اینگونه ‌کشتن‌،  نوعی  شکنجه  به  سبب  مرگ کند  است‌...  عبدالرحمن  پسر  خالد  ابن  ولید  چهار  بنده  را  آزاد کرد که ‌کفارۀ  قتل  سهو  است‌.  (‌مؤلف‌)
[2] دستۀ  سپاهیان‌،  جوق‌.
[3] بعدها  در  سورۀ  برائت  فرمان  جنگ  با  مشـرکان  در  سراسر  جزیرۀ  عربستان  نازل  شد که  برابر  آن  مسلمانان  می‌بایست  با  مردمان  آنجا  بجنگند  تا  انگاه‌ که  می‌گویند:  جز  خدا  خدائی  نیست‌...  این  همان  تعدیلی  است ‌که  با  مقتضیات  موقعیّت  اسلام  و گروه  مؤمنان  همگام  بوده  است‌.  تا  جزیرةالعرب  دربست در اختيار اسلام  قرارگیرد.  و  اسلام  ه