پردازد  و  هر  آنگو‌نه ‌که  می‌خواهد  به  تـلاش  و  تکاپو  ایستد...  در  این  وقت  و  بدین  جای‌،  هر  نوع  حرکتی  از  حرکات  او  عبادت  بشمار  است‌.

این  است‌ که  خداوند  متعال  سخن‌ گفتن  از  طلب  رزق  را  بخشی  از  آیه‌ای  نموده  است‌ که  به  شرح  بقیۀ  مـناسک  حج  می‌پردازد  و  روا‌ن ‌گشتن  و  طوا‌ف  الافاضه ‌کردن  و  یاد  خدا  نمودن  در کنار  مشعرالحرام  را  ذکر  می‌نماید:  

(أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ) (١٩٨)

هنگامی  که  از  عرفات  (‌بـه  سوی  مزدلفه‌)  روان  شدید،  خدا  را  (‌با  تهلیل  و  تكبیر  و  تلبیه‌)  در  نزد  مشعرالحرام  یاد  کنید.  و  همانگونه  که  شما  را  رهنمون  کرده  است  خدای  را  یاد  کنید  (‌و  با  تضرّع  و  زاری  و  بیم  و  امید  و  اینکه  گوئی  که  او  را  می‌بینید  به  ذکرش  بپردازید)  اگر  چه  پیش  از  ان  جزو  گمراهان  بوده  باشید.

وقوف  در  عرفه  قسمت  عمدۀ  افعال  حـج  است  ...  اصحاب  سنن  با  اسناد  صحیحی  از  ثوری‌،  و  او  از  عطاء‌،  و  وی  از  عبدالرحمن  پسر  معمر  دیلمی  روایت  نموده‌اند  که ‌گفته  است‌:  از  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم شنیدیم‌ که  می‌فرمود:

(ألْحَجُّ، عَرَفاتٌ - ثَلاثاً - فَمَنْ أدْرَكَ عَرَفَةَ قَبْلَ أنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ فَقَدْ أدْرَكَ . وَأيّامُ مِنىً ثَلاثَةٌ . فَمَنْ تَعَجّلَ في يَوْمَيْن فَلا إثْمَ عَلَيْهِ , وَمَنْ تَأخّر َفَلا إثْمَ عَلَيْهِ ).

حج‌،  عبارت  از  عرفات  است  -  سه  بار  فرمود  -  هر  کس  پیش  از  طلوع  فجر  خود  را  به  عرفه  برساند  بی‏گمان  حج  را  دریافته  است‌.  و  روزهای  منی  سه  تا  است‌.  پس  هر  کس  شتاب  کند  و  دو  روز  زودتر  بدانجا  رسد،  گناهی  مرتکب  نشده  است‌،  و  هر  کس  هم  تأنّـی  کند  گناهی  نورزیده  است‌.

وقت  وقوف  در  عرفه  از  زوال  (‌ظهر)  روز  عرفه  -‌کـه  نهم  ذوالحجه  است  -  تا  طلوع  فجر  یوم  النحر  یعنی  روز  قربانی  است  ...  در  این  باره  قول  دیگری‌ که  متعلّق  به  امام  احمد  است‌،  می‌گوید:  وقت  وقوف  از  آغاز  روز  عرفه  است‌.  این  سخن  مستند  به  حدیثی  است‌ که  امـام  احمد  و  اصحاب  سنن  آن  را  روایت  نموده‌اند  و  ترمذی  درستش  دانسته  است‌.  این  حدیث  را  شعبی  از  عروه  پسر  مضرس  پسر  حارثه  پسر  لام  طائی  روایت  نموده  است  که‌ گفته  است‌:

(‌به  خدمت  رسول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  مزدلفه  هنگامی‌ کـه  برای  نماز  بیرون  رفته  بود  رسیدم  و گفتم‌:  ای  رسـول  خدا،‌من  از کوه  قبیلۀ  طی‌ء  آمده‌ام‌.  مرکب  خویش  را  درمانده  و  خویشتن  را  خسته  نموده‌ام‌.  آیا  مرا  حجّی  است‌؟  پس  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   فرمود:

(مَنْ شَهِدَ صَلاتَنا هذِهِ فَوَقَفَ مَعَنا حَتّى نَدْفَعَ , وَقَدْ وَقَفَ بِعَرَفَةَ قَبْلَ ذلِكَ لَيْلاً أوْ نَهاراً , فَقَدْ تَمّ حَجُّهُ وَقَضى تَفَثَهُ ) . 

هر  که  به  این  نماز  ما  برسد  و  با  ما  وقوف  کند  تا  منصرف  می‌شویم  و  می‌رویم‌،  و  پیش  از  آن‌،  یک  شب  یا  یک  روز  در  عرفه  ماندگار  بوده  باشد،  بی‏گمان  حج  او  کامل  است  و  آنچه  بر  او  واجب  بوده  است  انجام  داده  است‌.

رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   این  وقت  را  به  وقوف  اختصاص  داد  بنا به  هر  یک  از دو  قول  -  و  مدّت  وقوف  در  عرفه  را  تا  فجر  یوم  النحر  یعنی  روز  قربانی  طول  داد  -‌که  دهم  ذوالحجّه  است  -  تا  رهـنمودشان  مخالف  با  رهنمود  مشرکان  در  امر  وقوف  آنان  در  عرفه ‌گردد...  ابن  مردویه  و  حاکم  در  المستدرک  روایت  نموده‌اند  و  هر  دو روایت  از  قول  عبدالرحمن  ابن  المبارک  عیشی  است ‌که  با  اسنادی ‌که  دارد  از  مسور  پسر  مخرمه  روایت ‌کرده  است  که ‌گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم بدانگاه ‌که  در  عرفات  بود،  برایمان  سخنرانی  فرمود.  حمد  و  سپاس  خدای  را  بجای  آورد،  سپس  گفت‌:

أمّا بَعْدُ - وَكانَ إذا خَطَبَ خُطْبَةً قالَ:أمّا بَعْدُ - فَإنّ هذَا الْيَوْمَ الْحَجُّ الأكْبَرُ . ألا وَانّ أهْلَ الشِرْكِ وَالأوْثان كانُوا يَدْفَعُونَ في هذَا الْيَوْم قَبْلَ أنْ تَغيبَ الشّمْسُ , إذا كانَت الشّمْسُ في رُؤُوس الجِبال كَأنّها عَمائمُ الرّجال في وُجُوهِها . وَإنّا نَدْفَعُ قَبْلَ أنْ تَطْلُعَ الشّمْسُ ، مُخالِفاً هَدينا هَدي أهْل الشّرك ) .  

امّا  بعد  -  وقتی  که  خطبه‌ای  سر می‌داد  می‌فرمود  امّا  بعد - بيگمان  امـروز  حج  اکبر  است‌.  هان‌!  مشرکان  و  بت‌پرستان  در  این  روز  پیش  از  اینکه  خورشید  غروب  کند  رهسپار  می‌شدند.  در  آن  وقتی  که  خورشید  بر  سر  کوهساران  به  عـمامۀ  مردان  می‌مانست  کـه  بر  رخسارهایشان  (‌فروهشته‌)  بـاشد.  و  ما  پیش  از  اینکه  خورشید  طلوع  کند  رهسپار  می‌گردیم  تا  راه  و  رهنمود  ما  خلاف  راه  و  رهنمود  مشرکان  باشد.

آنچه  از کردار  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم منقول  است  این  است  که  او  بعد  از  غروب  خورشید  روز  عرفه  رهسپار  شده  و  برگشته  است‌.  در  حدیث  جابر  پسر  عبدالله  آمده  است  و  در  صحیح  مسـلم  روایت  شده  است‌:  (‌...  در  عرفه  ماندگار گردید  تا  خورشید  غروب  کرد  و  زردی  کمی  پدیدار  و  قرص  خورشید  ناپیدا  شد.  اسامه  را  در  پشت  سر  خود  سوار  نمود  و  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم (‌از  عرفه  به  سوی  مزدلفه‌)  رهسپار گردید  و  دهنۀ  شتر  قصواء  را  کشید  بگونه‌ای ‌که  سرش  به  جلو  زین  می‌خورد،  و  با  دست  چپ  اشاره  کرد:  ‌(‌ای  مردم‌!  آرامش  آرامش‌)  هر  وقت  به  کوهی  از کوهها  می‌رسید  کمی  دهنه  را  برایش  فرو  می‌هشت  تا  بالا  برود،  تا  به  مزدلفه  رسید.  نـماز  مغرب  و  عشاء  را  با  یک  اذان  و  دو  اقامه  خواند  و  میان  آن  دو  هیچ  تسبیحی  نگفت‌‌[11].  آنگاه  به  خواب  رفت  تا  فجر  دمید.  وقتی‌ که  صبح  روشن  شد،  نماز  را  با  اذان  و  اقامه‌ای  بجای  آورد.  سپس  سوار  قصواء  شد  و  آن  را  راند  تا  به  مشعرالحرام  رسید.  آنگاه  رو  به  قبله ‌کرد  و  به  دعا  پرداخت  و  تکبیر  و  تهلیل  و  توحید  را  سر  داد[12]‌.  تا  هوا  کاملاً  روشن  شد  در  آنجا  ماند،  سپس  قبل  از  اینکه  خورشید  طلوع  کند  رهسپارگردید‌)‌.

این ‌کاری  را که  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم انجام  داد  همان  چیزی  ا‌ست ‌که  آیه  بدان  اشاره  مینماید:

(فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ) (١٩٨)

هنگامی  که  از  عرفات  (‌به  سوی  مزدلفه‌)  روان  شدید،  خدا  را  (‌با  تهلیل  و  تکبیر  و  تلبیه‌)  در  نزد  مشعرالحرام  یاد  کنید  و  همانگونه  که  شما  را  رهنمون  کرده  است  خدای  را  یاد  کنید  (‌و  با  تضرّع  و  زاری  و  بیم  و  امید  و  اینکه  گوئی  که  او  را  م