 و  انجام  آنچه  ممکن ‌گردد  نیست‌.  زیرا  هدف  اصلی  و  نخستین  منظور  از مناسک  برانگیختن  حسّ  تقوی  و  قرب  به  خدا  و  تشویق  به  انجام  عبادات  واجب  بگونۀ  شایسته  است‌.  پس  هرگاه  چنین  شد  و  در  حین  انجام  مراسم‌،  دشمن  یا  بیماری  و  چیزی  شبیه  بدان،  سدّ  راه  گردید،  حاجی  یا  عمره‌گزار  به  هدف  خویش  رسیده  است  و  از  پاداش  حج  یا  عمرۀ  خود  محروم  و  بی‌بهره  نمانده  است‌.  بلکه  بگونه‌ای  حج  یا  عمرۀ  وی  محسوب  است ‌که  گوئی  آنها  را  به  تمام  و کمال  انجام  داده  است‌.  لذا  آنچه  از  حیوانات  قربانی  به  همراه  دارد  سر  می‏‎برد  و  از  احرام  بدر  می‌آید.  این  آسانگیری  و  کارسازی  همان  چیزی  است‌ که  با  روح  اسلام  و  منظور  مناسک  و  هدف  عبادت،  سازگار  و  همآوا  است‌.

بعد  از  این  ملاحظه  و  دریافت  از  امر  نخستین  و همگانی‌،  روند گفتار  می‌آید  و  حکم  تازه‌ای  را  از  احکام  حج  و  عمره  بیان  می‌دارد:

(وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ )

سرهای  خود  را  نتراشید  تا  قربانی  بـه  قربانگاه  خود  برسد.

این‌کار  وقتی  است‌ که  بتوان  حج  و  عمره  را  به  تمام  و  کمال  به  پایان  برد  و  هیچگونه  ممانعت  و  بازداشتی  درمیان  نباشد.  تراشیدن  سرها  -‌که  اشاره  به  از  احرام  بدر  آمدن  در  حج  یا  عمره  و  یا  هر  دو  است  -  درست  نیست  مگر  آنگاه ‌که  حیوانات  قربانی  به  محل  اصلی  خود  برسند  که  مکان  سر  بریدن  آنها  است‌.  این  کار  به  دنبال  وقوف  در  عرفه  و  رهسپار  شدن  از  آنجا  خواهد  بود.  ذبح  قربانیها  در  منی  در  روز  دهم  ذی‌الحجه  انجام  می‌پذیرد  و  بدین  هنگام  است‌ که  حاجی  از  احرام  بدر  می‌آید.  لیکن  پیش  از  رسیدن  حیوانات  قربانی  به  جایگاه  ذبح‌،  نباید  تراشیدن  مو  و کوتاه  کردن  آن  و  از  احرام  بدر  آمدن  انجام  بگیرد.

این  استثناء  بیرون  از  دائرۀ  مفهوم  این  حکم  همگانی   است  .

(فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ )

اگر  کسی  از  شما  بیمار  شد  یا  ناراحتی  در  سر  داشت  (‌به  سبب  زخمی  بودن  یا  سر  درد  و  یا  بیماریهای  دیگر  و  محتاج  شد  موی  سر  را  بتراشد،  باید  که‌)  فدیه  بـدهد  از  قبیل  (‌سه  روز)  روزه  یا  صدقه  (‌که  دادن  خوراک  یک  روزه  به  شش  نفر  فقیر  است‌)  و  یا  گوسفندی  (‌که  باید  ذبح  گردد  و  میان  فقراء  تقسیم  شود)‌.

گاهی  پیش  می‌ا‌ید  به  سبب  بیماری  و  مرضی‌ که  لازمۀ  آ‌ن  تراشیدن  موی  سر  است‌،  یا  اذیت  و  آزاری ‌که  سر  به  سبب  پیدایش  حشراتی  در  لابلای  موها  بر  اثر  دراز  شدن  و  شانه  نکردن‌،  دچار  آن  می‌گردد،  اسلام  از  انجا  که  دین  آسایش  و  واقعیّت  است‌،  به ‌کسی‌ که  احرام  بسته  است  اجازه  می‌دهد که  مویش  را  بتراشد  -  قبل  از  آنکه  قربانی  خود  را که  به  همراه  آ‌ورده  است  به  قربانگاه  برساند،  و  پیش  از  آنکه  افعال  حج  را  به  پایان  ببرد  -  در  بر‌ابر  انـجام  این  کار  فدیه‌ای  مـی‌دهد:  سه  روز  روزه‌داری‌،  یا  صدقه‌ای  که  خوراک  دادن  به  شش  نفر  فقیر  است‌،  و  یا  ذبح  گوسفندی  و  صدقه ‌کردن  آن  است‌.  این  مرزبندی  با  توجّه  به  حدیث  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   است‌.  بخاری  با  اسنادی‌ که  به  کعب  پسر  عجره  می‌رساند،  روایت  نموده  است ‌کـه  او گفته  است‌:  مرا  به  پیش  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   بردند،  در  حالی‌ که  شپش  بر  رخسارم  فرو  می‌دوید:  پیغمبر  فرمود:              

(ما كُنْتُ أرى أنّ الجُهْدَ بَلَغَ بكَ هذا . أما تَجِدُ شاةً ? قُلْتُ:لا . قالَ:صُمْ ثَلاثَةَ أيّام , أوْ أطْعِمْ سِتّةَ مَساكينَ , لِكُلّ مِسْكين نِصْفُ صاع مِنْ طَعام , وَأحْلِقْ رَأسَكَ " . .)

 گمان  نمی‌کردم  این  اندازه  به  درد  سر  افتاده  باشی‌،  آیا  گوسفندی  سراغ  نداری‌؟  گفتم‌:  نه‌.  گفت‌:  سه  روز  روزه  بگیر،  یا  شش  فقیر  را  خوراک  بده‌،  (‌بگونه‌ای  که‌)  بـه  هر  فقیری  نیم  صاع  خوراک  برسد،  و  سرت  را  بتراش‌.

سپس  به  بیان  حکم  تازۀ  همگانی  دیگری  دربارۀ  حج  و  عمره  می‌پردا‌زد:

(فإذا أمنتم , فمن تمتع بالعمرة إلى الحج فما استيسر من الهدي). 

وقتی  که  (‌از  دشمن  یا  بیماری‌)  در  امان  بودید  (‌و  بـه  حج  و  عمره  رفتید  و  نخست‌)  کسی  از  عمره  بهره‌مند  گردد  سپس  حج  را  آغاز  کند،  آنچه  از  قربانی  میسّر  شود  (‌ذبح  میکند و  بـه  فقرای  آنجا  می‌دهد)‌.

یعنی  هرگاه  ممانعت  و  بازداشتی  در  میان  نبود  و  جلو  شما گرفته  نشد  و  توانستید  مناسک  را  بجای  بیاورید،  پس  هر کس  خوا‌ست  ابتداء  از  عمره  بیاغازد  و  آ‌نگاه  به  حج  بپردازد،  باید  چیزی  را  از  حیوان  قربانی‌ که  برای  او  میسّر  و  ممکن‌ گردد، قربانی ‌کند...  شرح  این  حکم  چنین  است‌:  گاهی  مسلمان  برای  انجام  عمره  بیرون  می‌رود  و  به قصد  احرام‌،  در  میقات  زبان  به  تلبیه  می‌گشاید.  تا  آن  وقت‌ که  از  عمره  فارغ  می‌شود  -  عمره  با  طواف  بیت‌الله  و  سعی  میان  صفا  و  مروه  پایان  می‌گیرد  -  به  دنبال  آن  برای  انجام  حج  احرام  می‌بندد  و  منتظر  فرا  رسیدن  روزهای  آن  می‌ماند.  این‌کار  وقتی  خواهد  بود که  در  ماههای  حج  شخص  مسلمان  به  عمره  پرداخته  باشد.  ماههای  حج‌،  شوّال  و  ذوالقعده  و  دهۀ  نخستین  ذی‌الحجّه  است‌...  این  صورتی  از  صورتهای  برخورداری  از  عمره  و  به  دنبال  آن  پـرداختن  به  حج  است‌.  صورت  دوم  بدینگو‌نه  است ‌که  مسلمان  از  میقات  احرام  عمره  و  حج  را  با  همدیگر  می‌بندد.  وقتی‌ که  مـناسک  عمره  را  به  پایان  برد،  منتظر  می‌ماند  تا  موعد  حج  فرا  رسد.  این  هم  صورت  دوم  تمتع  و  برخورداری  است‌.  در  هریک  از  دو  حالت  بر  عمره‌گزار  متمتّع  است‌ که  بعد  از  انجام  عمره‌،  حیوان  قربانی  را  ذبح  کند  تا  از  احرام  عمره  بدر آید.  بدین  وسیله  در  فاصله  میان  ادای  عمره  و  انجام  حج  خود  از  احرام  بدر  می‌آید  و  در  این  فرصت  می‌تواند  همانند  اوقات  عادی  از  حیزهای  حلال  استفاده  کند  و  چیزهائی  را که  به  سبب  عمره  بر  او  ممنوع  بود  برای  خود  آزاد  گردانـد.  منظور  از  آنچه  میسّر  باشد،  شامل  چهارپایانی  است‌ که  توانائی  دستیابی  بر  آنها  ممکن  است  خواه  شتر  و گاو  باشد  و  یا گوسفند  و  بز.

در  صورتی ‌که  حیوانی  برای  قربانی  میسّر  نگردید،  به  جای  آن  فدیه‌ای  داده  می‌شود:

(فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ )

کسی  که  (‌قربانی  یا  بهای  قربانی  را)  نیابد،  سه  روز  در  (‌ایّام‌)‌،  حج،  و  هفت  روز  هنگامی  که  بازگشتید  (‌به  خانه  و  کاشانۀ  خود،  باید  روزه  بگیرد)  این  ده  روز  کاملی  است  (‌که  نباید  از  آنها  غفلت  شود)‌.

بهتر  این  است ‌که  سه  روز  نخستین  را  پیش  از  وقوف  در  عرفه  در  روز  نهم  ذی‌الحجّ