  كافرند  بگو  :  شما  (‌در  دنيا)  شكست  خـواهيد  خورد  و  (‌در  آخرت‌)  گرد  آورده  ميشويد  و  به  دوزخ  افكنده  ميشويد،  (‌و  دوزخ‌)  چه  بـد  جايگاهي  است‌!  در  دو  دسته‌ای  كه  (‌در  ميدان  جنگ  بدر)  با  هم  روبرو  شدند،  نشانه‌ای  (‌و  درس  عبرتي‌)  بـرای  شما  است‌.  دسته‌اي  در  راه  خدا  مي‌جنگيد  (‌و  براي  اعلاء  فرمان  خدا  و  انتشار  دين  حق  مي‌رزميد)  و  دستۀ  ديگر  كافر  بود  (‌و  در  راه  اهريمن  هوی  و  هوس  نبرد  ميكرد.  چنين  كافراني‌)  مؤمنان  را  (‌به  خواست  خدا)  بـا  چشم  خويش  دو  برابر  (‌تعداد  حقيقي‌)  خود  ميديدند......تا  آخر......
متضمّن  اشاره  به  حوادث  جنگ  بدر  است‌،  و  خطاب  موجود  در  آن‌،  متوجّه  يهوديان  است‌.  در  اين  باره  روايتي  از  ابن‌عبّاس  -  رضي‌الله  عنهُ  -  ذكر  شده  است‌.  او گفته  است‌:  هنگامي‌ كه  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  جنگ  بدر  قريشيان  را  شكست  داد،  به  مدينه  برگشت  و  يهوديان  راگرد  آورد‌ه  و  فرمود:  مسلمان  شويد  پيش  از  آنكه  به  شما  همان  رسد كه  به  قريشيان  رسيد. گفتند:  ای  محمد!  اينكه ‌گروه  ناآزموده  و  نادانی  از  قريشيان  را  كشته‌ای ‌كه  به  فنون  جنگي  آشنا  نبوده‌اند،  تو  را  نفريبد.  اگر  تو  با  ما  بجنگي  آنگاه  است‌ كه  مي‌فهمي  مردان  دلاور  مائيم‌،  و  تو  نميتواني ‌كه  با  نبردگاني  چون  ما  روياروی  شوی  و  برزمی.  پس  خداوند  در  اين  باره  چنين  كلامي  را  نازل  فرمود:
(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ...) تا ميرسد  به : (فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ) – يعنی  در  بدر -  (وَأُخْرَى كَافِرَةٌ)...
همچنين  از  سفارشی كه  به  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌در  آيۀ  زير  ميشود  برميآيد كه  اگر  چه  چنين  سفارشی  در  صدد  دفاع  از  موضوع  معيّني  است‌،  ليكن  ميتواند  سفارش  همگاني  فراگيري  باشد  تا  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌آن  را  خطاب  به  همۀ  مخالفان  خود  در  ايدئولوژی  بكار  برد:‌...
فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ - وَمَنِ اتَّبَعَنِ- وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالأمِّيِّينَ: أَأَسْلَمْتُمْ؟ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (٢٠)
پس  اگر  با  تو  به ‌ستيزه  پرداختند  بگو:  من  و  كساني  كه  از  من  پيروي  نموده‌اند  خويشتن  را  تسليم  خدا  كرده‌ايم  و  رو  بدو  نموده‌ايم‌.  و  بگو  به  اهل  كتاب  (‌يعني  يهوديان  و  مسيحيان‌)  و  به  بيسوادان  (‌يعني  مشركان  عرب‌)  آيا  شما  تسليم  شده‌ايد؟  اگر  تسليم  شوند  بيگمان  هدايت  يافته‌اند  (‌و  راه  را  از  چاه  باز  شناخته‌اند)  و  اگر  سرپيچي  كنند  (‌نگران  مباش‌،  زيرا)  بر  تو  ابلاغ  (‌رسالت‌)  است  و  بس‌،  و  خدا  بينا  به  (‌اعمال  و  عقائد)  بندگان  است‌...
از  اين‌ كلام  آفريدگاري‌:  (وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ)  نمودار  است‌ كه  تا  آن  زمان  پيغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌مأمور  به  جنگ  با  اهل‌ كتاب  نبوده  است  و  دستور  دريافت  جزيه  از  ايشان  را  نداشته  است‌.  اين  هم  چيزي  است‌ كه  سخن  ما  را  رجحان  می بخشد كه گفتيم  چنين  آيه‌هائي  خيلی  پيشتر  نازل  شده‌ا‌ند.
همچنين  معتقديم‌ كه  از  سرشت  اين  آيات  پيدا  است‌ كه  چنين  آيه‌هائي  همگاني  بوده  و  مقيّد  به  مناسبت  يگانه‌ای  كه  مناسبت  هيئت  اعزامی  نجران  باشد  نيستند.  بلكه  چنين  مناسبتی  ميتواند  يكی  از  مناسباتی  باشد كه  ايـن  آيات  به  علّت  آن  نازل  شده‌اند.  مناسبات  فراواني‌ كه  در  طول  مبارزات  موجود  ميان  اسلام  و  ميان  دشمنان  متعدّدش  در  جزيرة‌العرب  بويژه  يهوديان  در  مدينه  پيوسته  تكرار گشته‌اند.
از  اين ‌گذشته‌،  اين  درس  نخستين‌،  متضمّن  تـوضيحات  روشنگری  در  بارۀ  پايه‌های  جهان‌بيني  اسلامی  از  حيث  عقيده  است‌،  و  در كنار  آنها  توضيحات  روشنگری  نيز  در  بارۀ  چنين  عقيده‌ای  و  آثار  آن  در  زندگي  واقعی،  به  ميان  ميآيد.  آثاري ‌كه  لازمۀ  ايمان  بدين  عقيده  است‌.  چه  اين  عقيده‌،  عقيدۀ  توحيد  خـدا  يعنی  به  يگانگی  شناختن  او  است‌.  از  اينجا  است ‌كه  دين  را  عبارت  از  تسليم  در  برابر  خدا  ميشمارد.  و  هيچگونه  ديني  جز  آن  وجود  ندارد...  اسلام  به  معنی  تسليم  شدن  و  اطاعت  و  پيروی  است‌.  تسليم  شدن  در  برابر  فرمان  خدا،  و  اطاعت  از  قانون  خدا،  و  پيروی  از  پيغمبر  خدا  و  راه  او.  پس  هر  كه  تسليم  نشود  و  اطاعت  نكند  و  پيروی  ننمايد،  مسلمان  نيست‌،  و  بنابراين  دينی  را  ندارد كه  خدا  می‌پسندد.  چه  خدا  جز  اسلام  را  نمي‌پسندد،  و  اسلام  هم  -  همانگو‌نه  كه ‌گفتيم  -  عبارت  از  تسليم  شدن  و  اطاعت  و  پيروی  است  ...  از  اينجا  است  كه  از كار كساني  از  اهل ‌كتاب  شگفت  ميگردد  و  از  آنان  به  بدی  ياد  ميشود كه  به  سوی  كتاب  خدا  فرا  خوانده  ميشوند  تا  ميانشان  به  داوری  بنشيند  (‌آنگاه ‌گروهی  از  آنان  پشت  ميكنند  و  حال  آنكه  (‌هميشه  چنين  كساني  از  حق  و  حقيقت‌)  روی ‌گردانند)‌...  روی گرداني  از  پذيرش  داوری ‌كتاب  خدا  نشانۀ  كفر  است ‌كه  با  ادّعاء  ايمان  منافات  دارد.  ايمان  به  خدا  بطور  كلّي‌.
بند  دوم  در  اين  درس  جملگي  پيرامون  ا‌ين  حقيقت  بزرگ  دور  ميزند.
پس  اينك  به  عرضه  نمودن  تفصيلی  آيه‌های  اين  سوره  بپردازيم‌:
*
(الم)   الف‌.  لام‌.  ميم‌.
در  تفسير  اين  حروف  مقطعه  :  الف  .لام‌.  ميم‌،  بگونۀ  ترجيح  نه  قطعيّت‌،  همان  چيزي  رابرميگزينيم ‌كه  در  بارۀ  حروف  مقطّعه‌ای  مثل‌ آنها  درآ‌غاز سورۀ  بقره  برگزيديم‌:
(  اين  حروف  اشاره  دارند  به  اينكه ‌كه  آگاه  باشيد كه  چنين كتابي  از  همين  حروف  تشكيل  يافته  است‌.  اين  حروف  هم  در  دسترس  مخاطبان  عرب  زباني  است ‌كه  قرآن  بر  آنان  نازل  شده  است‌.  ولي  با  اين  وجود  قرآن  كتاب  اعجازانگيزی  است  كه  ايشان  نميتوانند  از  چنين  حروفي  همانند  آن  را  بسازند...  تا  آخر...)‌[3]. 
 اين  وجه ‌كه  ما  آن  را  در  تفسير  اين  حروف  موجود  در  اوائل  سوره‌ها-  بر سبيل  ترجيح  نه  قطعيّت  -  برگزيده‌ايم‌،  در  فهم  مناسبات  اين  (‌اشاره‌)  در  سوره‌های  ‌گو‌ناگون  بسادگی  با  ما  همراه  و  همگام  ميگردد.  مثلاً  در  سورۀ  بقره  اشاره  متضمّن  مبارزه‌طلبی  و  ندا  در  دادنی  است ‌كه  بعدها  در  لابلای  سوره  آمده  است‌.
(وَ إنْ كُنْتُمْ في رَيْب مِمّا نَزّلْنا عَلى عَبْدِنا فأتُوا بسُورَةٍ مِنْ مِثْلهِ وَ ادْعُوا شُهَداءكُمْ مِنْ دوُنِ الله إن كُنْتُمْ صادقينَ . . . إلخ. .)... 
و  اگر در شك  و گمانيد  در  بارۀ  آنچه  بر  بندۀ  خود  فرو  فرستاده‌ايم‌،  پس  سوره‌ای  همانند  آن  را  بياوريد.  و  بتان  و  حاضران  (‌در  مجلس  و  خلوت‌)  خود  بجز  خدا  را  فراخوانيد،  