نگام  پرده‌داری ‌کعبه  در  اختیار  ایشان  بوده  است‌،  پشته‌ها  وگردنه‌هائی  بر  سر  راه  بوده  و  ادای  فریضۀ  حج  را  گاهگاهی  دشوار  می‌نموده  ا‌ست‌،  این  چیز  دیگر  و  مسألۀ  جداگانه‌ای  است‌.  ما  هـم  در  اوائل  این  جزء  چـنین  سخنی  را  پسندیده‌تر  دانستم  و گفتم  که  افرادی  از  مسلمانان  از  آغاز  تغییر  قبله  در  سال  دوم  هجری‌،  این  فریضه  را  بجای  می‌آوردند.

بهر  حال‌ گفتن  این  مقدار  از  تاریخ  وجوب  حج‌،  ما  را  بسنده  است‌.  اینک  می‌پردازیم  به  آیاتی  که  در  اینجا  از  مناسک  حج  بحث  می‌کند،  و  رهنمودهای  فراوانـی  را  پیش  چشم  می‌داریم‌ که  در  لابلای  این  آیات  قرار  دارد:  

(وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (١٩٦)[9]

نخستین  چیزی ‌که  در  بباختار  آیه  به  چشم  می‌خورد،  دقت  تعبیری  است‌ که  در  نمایش  قانونگذاری  و  پخش  پندهای  آیه  بکار  رفته  است  تا  هر  بندی  جداگانه  به  بیان  حکمی  بپردازد که  هدف  آن  و  رو  به  سوی  آن  دارد.  سپس  ملاحظات  هر  حکمی  پيش  از  انتقال  به  حکم  بعدی،  به  میان  می‌آید.  آنگاه  همۀ  اینها  در  پایان  به  تقوی  و  ترس  از  خدا  پیوند  می‌خورد.

بند  نخستین  آیه‌،  به  حج‌کننده  یا  عمره‌کننده  دسـتور  می‌دهد که  اعمال  حج  و  عمره  را  از  آن  زمان ‌که  دست  بکار  انجام  مناسک  می‌شود  و تلبیۀ  عمره  یا  حج  و  یا  هر  دو  را  سر  می‌دهد،  به  تمام  و کمال  به  پایان  ببرد،  و  آن  دو  را  خالصانه  برای  خدا  بجای  آورد  و  هدفش  از  انجام  آنها  تنها  و  تنها  خدا  باشد  و  بس‌:

(وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ )

حج  و  عمره  را  به  تمام  و  کمال  خالصانه  برای  خدا  انجام  د‌هيد.

بعضی  از  مفسران  از  این  واژۀ  امر  چنین  فهمیده‌اند  که  هدف  از  آن  بنیان‌گذاری  وجوب  حج  و  آغاز  چنین  فریضه‌ای  است‌.  برخی  هم  استنباطشان  از  آن  این  است  که  دستور  به  اتمام  حج  است  بعد  از  آنکه  آغاز گردید  -  ظاهراً  هم  باید  چنین  باشد  -‌زیرا  عمره  به  عقیدۀ  همگان  واجب  نیست‌،  با  وجود  این  در  اینجا  مانند  حج  به  اتمام  آن  دستور  داده  شده  است‌.  این  هم  می‌رساند که  مقصود  از  این  واژۀ  امر،  اتمام  و  تکمیل  است  نه  بنیانگذاری  فریضۀ  حج  به  وسیلۀ  این  نصّ‌.

همچنین  از  این  واژۀ  امر  می‌توان  فهمید که  عمره  هر  چند  در  آغاز  واجب  نیست‌،  ولی  اگر  عمره‌کننده  تلبیه  را  سر  داد،  به  اتمام  رساندن  آن  واجب  خواهد  شد.

مناسک  عمره  همانند  مناسک  حج  است  جز  اینکه  وقوف  در  عرفه  ندارد.  بنابه  اشهر  اقوال  در  تمام  طول  سال  می‌توان  عمره  را  انجام  داده  و  مانند  حج  محدود  به  ماههای  معیّنی  نیست‌.  همچنین  ا‌ز  این  واژ٥  امر  می‌توا‌ن  فهمید که  باید  به  هنگام  تنگی  مجال  و  ضـیقت  حال  و  جلوگیری  و  بازداشتن  از  برگزاری  بعضی  از  مناسک‌،  حج  و  عمره  را  به  پایان  برد.  حال  این  بازداشت  و  ممانعت  از  سوی  دشمن  باشد که  حاجی  و  عمره  گزار  را  از  تکمیل  مناسک  بازدارد  -‌که  این  سخن  مُتّفقٌ عَلَیْهِ  است  -  و  یا  اینکه  به  سبب  بیماری  و  همانند  آن  باشد  و  سبب  شود که  نتوان  اعمال  حج  و  عمره  را  تکمیل‌ کرد.  در  تفسیر  بازداشتن  و  بازماندن  به  سبب  بیماری،  میان  فقهاء  اختلاف  نظر  است‌،  لیکن ‌گزیدۀ  سخن  صحّت  و  درستی  آن  را  تأیید  می‌دارد:

(فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ )

و  اگر  (‌از  برگزاری  بعضی  از  مناسک‌،  به  وسیلۀ  دشمن  یا  بیماری  و  ...)  بازداشته  شدید  (‌و  خواستید  از  احرام  بدر  آئید،  بر  شما  است  که‌)  هر  آ  نچه  از  قربانی  فراهم  شود  (‌همچون  شتر  و  گاو  و  گوسفند،  ذبح  کنید  و  آنگاه  از  احرام  بدر  آئید)‌.

در  این  حالت  حاجی  یا  عمره‌گزار،  آن  مقداری‌ که  از  حیوانات  قربانی  برایش  فرام  آید،  سر  می‏‎برَد  و  از  احرام  خود  بدر  می‌آید،  در  همانجائی  که  بدان  رسیده  است‌،  حتی  اگر  هنوز  به  مسجدالحرام  هم  نرسیده  باشد  و  از  مناسک  حج  و  عمره  چیزی  جز  احرام  بستن  در  میقات  بجای  نیاورده  باشد.  (‌میقات  مکانی  است  که  حاجی  یا  عمره‌گزار  از  آنجا  آغاز  به  تلبیۀ  حج  یا  عمره  و  یا  هر  دو  با  هم  می‌کند،  و  جامه‌های  دوخته  را  از  تن  بدر  می‌آورد،  و  تراشیدن  مو  یا کوتاه ‌کردن  آن  و گرفتن  ناخنهایش  و  همچنین  شکار  حیوانات  خشکی  و  خوردن  نخجیر  آن‌،  بر  او  حرام  می‌گردد...)‌.این  امر  در  حدیبیه  رخ  داد،  که  در  سال  ششم  هجری  مشرکان  نگذاشتند  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم و مسلمانانی  که  همراه  وی  بودند،  به  مسجدالحرام  برسند  و  از  ورود  آنان  بدانجا  ممانعت ‌کردند،  بر  اثر  آن  با  ییغمبر  پیمان  حدیبیه  را  بستند،  مبنی  بر  اینکه  در  سال  آینده  بیاید  و  عمره  را  بجای  آورد.

روایت  است‌ که  این  آیه  نازل  شد  و  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   به  مسلمانانی ‌که  همراه  وی  بودند  دستور  داد  در  مکانی  که  بدان  رسیده  بودند  حیوانات  قربانی  را  سر  ببرند  و  از  احرام  خویش  بدر آیند.  اصحاب  در  انجام  این  امر  درنگ‌ کردند،  و  برایشان  دشوار  و  ناگوار  بود که  پیش  از  رسیدن  حیوانات  قربانی  به  محل  خود  -  مکانی‌که  عادتاً  در  آن  حیوانات  قربانی  سر  بریده  می‌شود  -  از  احرام  بدر  آیند،  تا  اینکه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   در  جلو  چشمانشان  حیوان  قربانی  خویش  را  ذبح‌ کرد  و  از  احرام  خود  بدر آمد.  آن  وقت  اصحاب  چنین  کردند‌[10].

آنچه  از  هدی  میسّر  شود،  یعنی  ممکن‌ گردد.  هدی  از  چهارپایان  عبارت  است  از  شتر  و گاو  و گوسفند  و  بز.  درست  است  که  چند  نفر  از  حاجیان  در  بدنه ای  یعنی  شتری  یا گاوی  شریک  شوند،  همانگونه ‌که  به  هنگام  عمره  حدیبیه  هر  هفت  نفری  در  بدنه ای  شریک  شدند.  این  است  معنی  آنچه  میسّر گردد  و  دست  دهد.  درست  است‌ که  هر  نفر گوسفندی  یا  بزی  را  قربانی‌ کند  و کافی  هم  خواهد  بود.

حکمت  این  ملاحظه  در  حالت  تنگی  مجال  وضیقت  حالی ‌که  به  وسیلۀ  دشمن  ایجاد  می‌گردد  چنانکه  در  سال  حدیبیه  بوقوع  پیوست  و  یا  اینکه  بازداشت  و  بازماندنی  که  به  علّت  بیماری  رخ  می‌دهد،  چیزی  جز  آسانی‌ کار 