  استناد  کرد.  زیرا  اعتبارات  و  امور  دیگری‌،  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم را  بر  آن  داشته  است‌ که  حج  خویش  را  تا  سال  دهم  به  تأخیر  اندازد.  به  ویژه  اگر  دقت ‌کنیم ‌که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ابوبکر رضی الله عنهُ  را  به  عنوان  امیر  حج  در  سال  نهم  روانه‌ کرده  است‌.  روایت  است ‌که  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   به  هنگام  بازگشت  از  جنگ  تبوک‌،  قـصد  انجام  حج  را  داشت‌.  لیکن  به  یاد آورد که  مشرکان  طبق  عادت  خویش  در  موسم  حج  حاضر  می‌شوند  و  برخی  از  ایشان  لخت  و  پتی  به  طواف‌ کعبه  می‌پردازند.  لذا  نپسندید که  با  آنان  بیامیزد...  سپس  سورۀ  برائت  نازل  شد.  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم   علی  پسر  ابوطالب  رضی الله عنهُ  را  فرستاد  تا  سرآغاز  سورۀ  برائت  را  به  مردم  برساند،  و  بدین  وسیله  به  پیمانهای  مشرکان  خاتمه  دهد  و  در  روز  قربانی  (‌یَوْمُ  النّحْر)  هنگامی‌ که  مردم  در  منی  جمع  شدند  اعلان‌کند:

(أنّهُ لا يَدْخُلُ الجَنّة كافِر , وَلا يَحُجُّ بَعْدَ الْعامِ مُشْركُ , وَلا يَطُوفُ بِالبَيْتِ عُرْيانُ . وَمَنْ كانَ لَهُ عَهْدُ عِنْدَ الرّسُولِ الله [ ص ] فَهُوَ إلى مُدّتِهِ)

هیح  کافری  به  بهشت  داخل  نمی‌شود،  و  بعد  از  امسال  مشرکی  حج  را  بجای  نمی‌آورد،  و  لخت  و  عریانی  بیت الله  را  طواف  نمی‌کند.  و  کسی  که  با  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   پیمانی  داشته  باشد  تا  مدّت  خود  پا  بر  جا  است‌.

آنچه  در  اینجا  چنگی  به  دل  می‌زند  و  به  ذهن  متبادر  می‌شود،  این  است‌ که  اسلام  فریضۀ  حج  و  مناسک  آن  را  پیش  از  این  زمان  بر  جای  داشته  و  پذیرفته  است‌.  نقل  است ‌که  فریضۀ  حج  در  مکّه  پیش  از  هجرت  واجب  شده  است‌.  لیکن  این  سخن  سند  محکمی  ندارد.  جز  ایـنکه  آیات  سورۀ  حج  بنا  بر  قول  ارجح  مکّی  هستند  و  بیشترین  مناسک  حج  را  بیان  داشته‌اند،  با  قید  این  وصف  که  اینها  مناسکی  می‏‎باشند  که  خدا  ابراهیم  را  به  انـجام  آنها  فرمان  داده  است‌.  از  جمله  در  آن  آمده  است‌:

 (وإذ بوأنا لإبراهيم مكان البيت أن لا تشرك بي شيئا , وطهر بيتي للطائفين والقائمين والركع السجود , وأذن في الناس بالحج يأتوك رجالا وعلى كل ضامر يأتين من كل فج عميق . ليشهدوا منافع لهم ويذكروا اسم الله في أيام معلومات على ما رزقهم من بهيمة الأنعام فكلوا منها وأطعموا البائس الفقير . ثم ليقضوا تفثهم , وليوفوا نذورهم , وليطوفوا بالبيت العتيق).[6] 

(ذلك ومن يعظم شعائر الله فإنها من تقوى القلوب , لكم فيها منافع إلى أجل مسمى , ثم محلها إلى البيت العتيق).[7]

(والبدن جعلناها لكم من شعائر الله لكم فيها خير فاذكروا اسم الله عليها صواف . فإذا وجبت جنوبها فكلوا منها , وأطعموا القانع والمعتر . كذلك سخرناها لكم لعلكم تشكرون . لن ينال الله لحومها ولا دماؤها , ولكن يناله التقوى منكم كذلك سخرها لكم لتكبروا الله على ما هداكم , و بشر المحسنين). [8]

)‌برای  این  کافرانی  که  ادعای  پیروی  از  ابراهیم  را  دارند  ذکر کن‌)  آنگاه  را که  مکان  بیت  (‌الله‌)  را  به  ابراهیم  نمودیم  (‌و  در  آنجا  فرودش  آوردیم  و  بدو گفتیم‌:‌)  چیزی  را  انباز  من  مگردان  و  خانۀ  مرا  برای  طواف‌ کنندگان  و  (‌به  نماز)  ایستادگان  و  به  رکوع  و سجود  افتادگان  (‌در  نماز،  از  لوث  وجود  بتان  وکثافات‌)  پاکیزه  دار.  و  مردمان  را  به  سوی  حجّ  نداء  ده  تا  پیاده  و  (‌سواره‌)  بر  شتر‌ان  لاغر  میان‌،  راه  دور  و درازی  را  بپیمایند  و  به  سوی  تو آیند.  تا  اینکه  منافع  (‌دین  و  دنیای‌)  خویش  را  ببینند  (‌و  فراچنگ  آرند)  و  (‌روز  عید  و  سه  روز  بعد  از  آن‌)  بر  (‌قربانی‌)  آنچه  خدا  از  چهارپایان  (‌شتر  وگاو  و  گوسفند)  نصیب  ایشان  کرده  است‌،  نام  خدا  را  جاری  کنند.  پس‌،  از  چهارپایان  (‌قربانی‌)  خود  بخورید  و  به  مستمند  فقیر  بخورانید.  سپس  چرک  وکثافات  خویش  را  بزدایند  (‌و  موها  را  بتراشند  و  اصلاح‌کنند  و  ناخنها  را  بگیرند)  و  نذرهایشان  را  وفا کنند  و  (‌بیت  الله‌)‌کهن  ر  آزاد  را  (‌که  قدیمی‌ترین  خانۀ  عبادت  در  زندگی  انسانها  است  و خدا  آن  را  از  دست  ستمکاران  رها  ساخته  است‌) طواف  (الوداع) كنند...  

این  (‌به  جای  خود)‌،  و  هرکس  مناسک  (‌دین‌)  خدا  را  (‌با  گزینش  بهترین  و  چاق‌ترین  حیوان  قربانی‌)  بزرگ  دارد،  چنین  کاری  (‌خبر  از  ایمان  راستین  دارد  و  نشانه‌ای‌)  از  پرهیز‌گاری  دلها  بشمار  است‌.  در  آن  (‌چهارپایان‌)‌،  بر‌ای  شما  منافع  (‌دنیوی‌)  وجود  دارد  تا  مدّت  مشخّصی  (‌که  بردن  آنها  به  قربانگاه  است‌)  سپس  (‌منافع  اخروی  آنها  آغاز  می‌گردد  از  وقتی‌ که  قربانیها  را  به  قربانگاه  میبرید  و  در)  مکان  ذبح  شرعی  آنها که  (‌حرم‌)  (‌بیت‌الله‌)  است  (‌آنها  را  سر  می‌برید)  ...  (‌قربانی  کردن‌)  شتر  وگاو  را  (‌در  حج‌)  برایتان  از  نشانه‌های  (‌دین  و  مناسک  عبادت‌)  خدا  قرار  داده‌ایم‌،  در  آنها  برایتان  سود  (‌بسیار  در  دنیا  و  آخر‌ت‌)  است‌.  در  حالی  که  (‌آمادۀ  قربانی  گشته‌اند  و  برای  این  کار  دستها  و  پاها  را)  جفت  کرده‌اند،  و  وقتی‌ که  بر  پهلوها  فرو  افتادند  (‌و  جان  به  جان  آفرین  دادند  و  بی حرکت  ماندند،  اگر  خواستید)  از  (‌گوشت‌)  آنها  بخورید  و  (‌به  درماندگان‌)  قناعت  پیشه  (‌و  به  خاطر  حفظ  آبرو،  دست  گدائی  دراز  ناکرده‌)‌،  و  (‌به  بیچارگان‌)  گدائی  کننده  بخورانید،  اینگونه  (‌که  می‏‎بینید  خداوند  شتران  وگاوهای  تنومند  را  در  اختیارتان  گذارد  و)  آنها  را  برایتان  رام‌ کرد  تا  اینکه  سپاسگزاری ‌کنید  (‌و  با  قربانی  و  اخلاص  در  عمل‌،  به  خدا  تقرّب  جوئید)‌.  نه  گوشتهای  آنها  و  نه  خونهای  آنها  (‌که  اعمال  ظاهریند)  به  خدا  می‌رسند  (‌و  رضای  او  را  فراهم  می‌آورند)‌،  ولیکن  تقوای  (‌درون  و  نیت  پاکیزۀ‌)  شما  بدو  می‌رسد  (‌و  خشنودی  وی  را  فراهم  می‌سازد)‌،  بدین  منوال  خداوند  آنها  را  به  زین  فرمان  شما کشید  تا  به  سبب  راهنمائی  کردنتان  به  (‌مناسک  و  آداب  دینی  و)  آنچه  رهنمود کرده  است‌،  خدای  را  به  بزرگی  یاد کنید  (‌و.بگوئید:  الله‌أکْبَرُ عَلی ما هَدانا، وَ  لِلّهِ  الحَمْدُ  عَلی ما أَوْلانا) ‌،  و  مژدۀ  (‌بهشت‌)  بده  به  نیکوکاران‌.

در  این  آیات  بیان  شده  و  یا  اشاره‌ گشته  است  به  هدی  (‌حیوانات  قربانی‌)  و  قربانی  نمودن  و  طواف‌ کردن  و  از  احرام  بدر  آمدن  و  نام  خدا  را  بردن‌،‌که  اینها  مناسک  اساسی  حج  هستند.  خطابی ‌که  در  آیات  متوجّه  ملّت  مسلمان  است  با  سیره  و  تاریخ  حیات  پدرشان  ابراهیم  پیوند  داده  شده  است‌.  این  امر  اشاره  به  قدمت  وجوب  حج  دارد  به  اعتبار  اینکه  عبادت  ابراهیم  بوده  است  که  مسلمانان  بدو  نسبت  می‌رسانند.  اگر  مبارزه  و  جنگ  میان  مسلمانان  و  مشرکان ‌که  بدان  