دن  مسلمانان  به  جنگ  آغاز  می‌شود،  جنگ  با  آن ‌کسانی‌ که  با  ایشان  جنگیده‌اند  و  همیشه  می‌جنگند،  و  جنگ  با کسانی‌ که  در  هر  زمانی  و  هر  مکانی  با  ایشان  بجنگند.  لیکن  نباید  در  آن  تجاوز  و  بیشی  جویند:

(وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ) (١٩٠)

در  راه  خدا  بجنگید  با کسانی  که  با  شما  می‏‎جنگند،  و  تجاوز  و  تعدی  نکنید.  زیرا  خداوند  تجاوزگران  را  دوست  نمی‌دارد.

در  نخستین  آیه  از  آیه‌های  جنگ‌،  مرز  بندی  قاطعانه‌ای  دربارۀ  هدف  جنگ  و  پرچمی ‌که  در  زیر  آن  پیکار  درمی‌گیرد،  آشکارا  و  روشن  ارائه  شده  است‌:

(وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ)

 در  راه  خدا  بجنگید  باکسانی  که  با  شما  می‏‎جنگند.

جنگ‌!  در  راه  چه  کسی‌؟  در  راه  خدا  و  برای  رضـای  خدا!  نه  به  خاطر  هدف  دیگـری  از  نوع  هدفهائی ‌که  بشریّت  در  جنگهای  طولانی  و  دراز  خود  شناخته  است‌.  جنگ  در  راه  خدا!  نه  اینکه  در  راه  مجد  و  عظمت  پوشالی  و  برتری  جوئی  در  زمین‌.  نه  در  راه  فراچنگ  آوردن  غنیمتها  ر  تاراجها  و کسب  دارائیها  و  ثـررت  اندوزیها.  نه  در  راه  بازاریابیها  و  مواد  خام  پیدا کردنها.  نه  در  راه  تحقّق  سیادت  طبقه‏ای  بر  طبقه‏ای  یا  نژادی  بر  نژادی‌...  بلکه  جنگ  تنها  و  تنها  به  خاطر  آن  اهداف  مشخّص  و  روشنی‌ که  جهاد  در  اسلاه  به  سبب  آنها  بوجود  آمده  است‌.  جنگ  برای  اعلاء  فرمان  الله  در  زمين‌،  و  استقرار  قانون  خدا  در  زندگی‌،  و  حفظ  و  حراست  از مؤمنان  به وسیلۀ  آن  تا کسی  یا  قدرتی  نتواند  ايشان  را  از  دینشان  برگشت  دهد  یـا  سیلاب  گمرا‌هی  و  تباهی  آ‌نان  را  به  زیر گیرد  و  با  خود  براند.  بجز  این  اگر  جنگی  درگیرد،  برابر  قانون  اسلام  نامشروع  و  نکو‌هیده  خواهد  بود  و  هر که  در  آن  شرکت  جوید  در  پیشگاه  خدا  نه  پاداش  دارد  و  نه  مقام  و  مرتبه‌ای‌.
همراه  با  روشن‌ کردن  حدود  جنگ‌،  طول  جنگ  نیز  معیّن  گشته  است‌:

(وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ) 

تجاوز و  تعدّی  نکنید،  زیرا  خداوند  تجاوزگران  را  دوست  نمی‌دارد.
تجاوز  وقتی  خواهد  بود که  جنگجویان  تجاوز پیشه  به  سوی ‌کسانی  دست  تجاوز  و  تعدّی  دراز کنند که  در  حال  جنگ  نبوده  و  در  آغوش  امنیّت  و  سلامت  غنوده‌اند  و  جویای  امن  و  امان  و  صلح  و  صفایند  وکسانی  هستند که  نه  سر جنگ  با  اسلام  را  دارند  و  نه  از  سـوی  ایشان  خطری  دعوت  اسلامی  و گروه  مؤمنان  را  تهدید  می‌کند  یا  دسیسه  و  نیرنگی  در  سر  می پرورانند،  مانند:  زنان‌،  اطفال‌،  پیرمردان‌،  عابدان  و  زاهدان  بریده  از  دنیا  که  در  کنج  عبادت  نشسته‌اند،  پیرو  هر  دین  و  مذهبی ‌که  باشند...  همچنین  تجاوز  آنگاه  است  که  قدم  از  آداب  و  رسومی‌ که  اسلام  برای  جنگ  مقرّر داشته  است‌،  فراتر  نهاده  شود،  آداب  و  رسومی‌ که  اسلام  با  آن‌،  مرزی  فرا  راه  زشتکاریهائی  داشت  که  جنگهای  جاهلی  روزگاران  گذشته  و  حال  بطور  یکسان  به  خود  دیده  است  و  دامنگیر  جهانیان ‌کرده  است‌،  زشتکاریهائی‌که  حسّ  اسلام  از  آن  گـریزان  و  بیزار  است  و  تقوای  اسـلام  از  آن  سرباز  می‌زند.

اینک  برخی  از  احادیث  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌و  سفارشهای  اصحابش  بازگو  می‌شود   كه  فطرت  چنین  آداب  و  رسومی  را  برملا  می‌دارد  و  سرشت  آن  را  می‌نمایاند،  آن  آداب  و  رسومی ‌که  بشریّت  نخستین  بار  آن  را  بر  دست  اسلام  دیده  و  شناخته  است‌:

از  ابن  عمر  رضی الله عنهُ روایت  است ‌که‌ گفته  است‌:

(‌زن ‌کشته‌ای  در  يكی  از  جنگهای  رسـول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  یافته  شد.  پس  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌از کشتن  زنـان  و  کودکان  نهی  فرمود) ‌.
(‌مالک  و  شیخین  و  ابوداود  و  ترمذی‌)
  از  ابوهریره  رضی الله عنهُ روایت  است ‌که‌ گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم فرموده  است‌:
(إذا قاتَلَ أَحَدُكُمْ فَلْيَجْتَنِبِ الْوَجْهَ )
وقتی  که  یکی  از  شما  جنگید،  از  (‌ضربه  زدن  به‌)  چـهره  خودداری  کند.(شیخین)  ،

از  ابوهریره  رضی الله عنهُ  روایت  است  که ‌گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌ما  را  (‌به  جنگ‌)  فرستاد  و  فرمود:

(إنْ وَجَدْتُمْ فُلاناً وَفُلاناً ( رَجُلَيْنِ مِنْ قُرَيْش ) فَأحْرِقُوهُما بِالنّارِ) 

اگر  فلانی  و  فلانی  (‌دو  نفر  از  قریش‌)  را  یافتید،  آنان  را  با  آتش  بسوزانید.

وقتی‌که  خواستیم  بیرون  رویم  فرمود:
(كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ أنْ تُحْرِقُوا فُلاناً وَفُلاناً , وَإنّ النّارَ لا يُعَذّبُ بِها إلّا الله تَعالى فَإنْ وَجَدْتُمُوهُما فَاقْتُلُوهُما ).

من  به  شما  دستور  دادم  که  فلانی  و  فلانی  را  بسوزانید،  ولی  جز  خدای  بزرگوار  کسی  را  با  آتش‌،  عذاب  نمی‌دهد،  پس  اگر  آن  دو  را  یافتید،  آنان  را  بکشید. (‌بخاری  و ابوداود  و  ترمدی‌)

  از  ابن  مسعود  رضی الله عنهُ  روایت  شده  است‌ که  گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم فرموده  است‌:

(أعَفُّ النّاسِ قِتْلَةً أهْلُ الإيمانِ )

پاکترین  مردمان  از  نظر  نوع  کشتن‌،  اهل  ایمانند.

از  عبدالله  پسر  یزید  انصاری  رضی الله عنهُ   روایت  است‌ که ‌گفته  است‌:               

(‌رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم   از  تاراج  و  مُثله‌ کردن  نهی  فرمود)‌. (‌بخاری‌) 

 از ابن  یعلی  روایت  است  که  گفته  است‌:  ‌(‌با  عبدالرحمن  پسر  خالد  ابن  ولید  به  جنگ  مشغول  بودیم.  چهار  نفر  کافر  تنومند  دشمن  را  آورد  و  آنان  را  با  پیکان  با  قتل  صبر‌ [1] کشت‌.  خبر  آن  به گوش  ابوایّوب  انصاری رضی الله عنهُ رسید  و گفت‌:  از  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم شنیده‌ام ‌که  از  قتل  صبر  نهی  می‌فرمود.  به  آن ‌کس  سوگند که  جانم  در  دست  او  است‌،  اگر  مرغی  باشد  آن  را  بگونۀ  قتل  صبر  نمی‌کشم‌.  این  امر  به ‌گوش  عبدالرحمن  رسید،  پس  چهار  بنده  را  آزاد کرد)‌. (‌ابوداود)از  حارث  پسر  مسلم  پسر  حارث  روایت  شده  است‌،  از  پدرش رضی الله عنهُ نـقل  نـموده  است‌ کـه گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ما  را  به  همراه  سریّه‌ای[2] ‌‌گسیل  داشت‌.  هنگامی ‌که  به  یورشگاه  رسیدیم‌،  اسبم  را  تندتر  راندم  و  بر  یارانم  پیشی‌ گرفتم‌.  اهالی  قبیله  با  شیون  و  زاری  به  سویم  آمدند.  بدیشان  گفتم‌:  بگو‌بید:  جز  خدا،  خدائی  نیست‌،  در  پناه  خواهید  بود  (‌و  محفوظ  می‌مانید  و  مال  و  جان  خویش  را  مصون  می‌دارید)‌.  پس  ایشان  آن  را گفتند.  يارانم  مرا  سرزنش ‌کردند  و گفتند:  ما  را  از  غنیمت  بی‌نصیب ‌کردی‌.  هنگامی‌ که  به  پیش  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌برگشتیم  او  را  از کاری‌ که ‌کرده  بودم  با  خ